نوازنده و تمرین (IV)

۱۴ – مفهوم عبارت ” قوی تر شدن دست نوازنده” که در اثر گذشت زمان و تمرین کردن بدست می آید، چیست؟

این سوال، یکی از جالب ترین موضوعات در حوزه نوازندگی است و تشریح آن نسبتا دشوار است؛ همانطور که می دانیم در اثر تمرین، عضلات و تاندون های دست قوی تر شده و غضروفها نیز نرم تر و روانتر می گردند و از طرف دیگر انگشت ها نیز برای تحمل حالات غیر متعارف، نظیر کشیدگی ها و باز شدن های بزرگ و همینطور تحمل انواع هماهنگی ها با یکدیگر، آمادگی پیدا می کنند و قوی تر می شوند.

اما در واقع، توان و نیرومندی بدست آمده دربخش های مختلف عضلات وانگشتان و… دستها که ناشی از تمرین با ساز است، مقدار بزرگی نیست و مثلا نیروهای وارده به دستان نوازنده، هرگز شبیه یا به اندازه نیروهای وارده به دستان یک ورزشکارنیست و این تصور که ” نوازنده قوی دست” ، صرفا یک نوازنده است که با تمرین های زیاد دستانش نیرومند گشته و از این رو قادر به اجرای بسیاری از قطعات شده است ، یک تصور اشتباه است.

در اینباره باید توجه داشت، نیرویی که از طرف مجموعه هر دست برای نواختن سازلازم است، مقدارکوچک و محدودی است؛ و مثلا یک فرد ورزشکار که تمرین های بدن سازی می کند، مقدار بسیار بزرگتری از این نیروها را به دستانش وارد می کند.

تمرین با ساز، نمی تواند که از یک حد محدود و نسبتا کم، عضلات را قوی تر سازد.( زیرا همانطور که گفته شد، نیرویی که برای نواختن ساز لازم است از لحاظ فیزیکی در بحرانی ترین حالات نیز، کوچک است. ) از طرف دیگر جالب اینجاست که بیش از اندازه نیرو گذاشتن درهنگام نواختن نیز باعث انقباض عضلات می گردد که به هیچ وجه برای نوازندگی مطلوب نیست و نتیجه بد و معکوس می دهد. اینجاست که کم کم می توان مفهوم ” قوی تر شدن دست ها” را تشریح نمود؛ در واقع این عبارت، یک” اصطلاح مجازی” است که در درجه نخست، نشانگر توانمند ترشدن ذهن نوازنده دردرک مسائل اجرایی است، که حاصل تمرین های او با سازمی باشد.

پس مفهومی که ازاین اصطلاح بدست می آید شامل موارد : اول، قوی تر گشتن “جسمانی” عضلات نوازنده است که بصورت محدود بوده و دوم، توانمند شدن”غیرجسمانی” نوازنده است که بصورت نا محدود بوده و به مفهوم تکامل یافتن قدرت تجزیه و تحلیل ذهن او می باشد.

ذهن که در اثرعواملی چون: ممارست در تمرین با ساز، گذشت زمان، شنیدن موسیقی و مطالعه و آموزش رشد می یابد و به” قدرت درک وتحلیل” بیشتری در حل مسائل موسیقایی و نوازندگی می رسد، توانایی بیشتری دربازنمودن گره های اجرایی موسیقی می یابد وبهتر می تواند به اجرای موسیقی بپردازد ودر واقع اصطلاح” قوی تر شدن دستها” بطور غیر مستقیم به مفهوم، توانمند تر شدن ذهن نوازنده است.

۱۵- هنگامی که درنواختن قسمت هایی از قطعات دچارمشکل می شویم و به همین دلیل موسیقی ناقص می شود، چه راه حلی وجود دارد؟
در واقع، پاسخ به این سوال تا حد زیادی ادامه پاسخ به سوال قبلی است؛ همواره دیده می شود که برای اکثرقریب به اتفاق نوازندگان، میزان هایی که به اصطلاح غیر قابل اجرا و بسیار مشکل هستند در قطعات وجود دارد و در واقع پس از هر بار رسیدن نوازنده به آن بخش ها، موسیقی مورد اجرا دچار ضعف و یا مکث می گردد وگاهی نوازنده دچار یاس ازاجرای آن موسیقی می گردد، به همین دلیل بسیاری نمی توانند آثار مورد علاقه خود را اجرا کنند. یکی از” بهترین” راه حل های این قضیه اینست که:

نوازنده در یک مقطع زمانی چند ماهه، قطعه مورد نظر و همینطور تمامی قسمت هایی که در نواختن آنها دچار مشکل می گردد را به طور مفصل تمرین کند، سپس تمرین کل قطعه را رها سازد و به نواختن اثر دیگری مشغول گردد، و دوباره پس از چند ماه، شروع به تمرین قطعه اصلی نماید و این چرخه را تا رسیدن به کمال در اجرای آن موسیقی ادامه دهد.

در تشریح این روش اینگونه می توان گفت که: در مقطع زمانی که قطعه اصلی را( که در اجرای آن مشکل داریم) پس از یک دوره تمرین رها می سازیم و مشغول تمرین قطعه دیگری می شویم، به غیر از اینکه در این مدت در اثر تمرین پیوسته در نواختن تواناتر می گردیم، ذهن نیز بطور” ناخودآگاه”، مشغول تمرکز و تامل روی مواردی است که در حل مسائل آن دچار ضعف بوده است.

این دوره زمانی مقطعی بسیارحساس می باشد که سپری شدن آن باعث بروز آمادگی و بدست آمدن توانایی های بیشتر ذهن در “هضم و تحلیل” دشواری های روبروی نوازنده می گردد و در بسیاری با سپری شدن آن به روش فوق، توانایی اجرای پاساژهای مشکل دار بوجود می آید.

مکتب و مکتب داری (IV)

نمونه ای دیگر، کنسرت گروه اساتید (به کوشش فرامرز پایور) در مایه دشتی به سال ۱۳۵۸ همراه صدای محمدرضا شجریان است. در آلبوم «پیغام اهل راز» استاد فرامرز پایور، روایتی دیگر و برداشتی خاص از تصنیف «خون جوانان وطن» اثر عارف را ارائه داده و یکی از زیبا ترین اجراهای استاد اسماعیلی در همین آلبوم است. ارتباط شنونده این آثار باصدای ضرب (تنبک) استاد، ارتباطی ناخودآگاه است. مانند ارتباط شنونده ارکستر سمفونیک با صدای کنترباس ها و ویولونسل ها و دست چپ پیانو.

یادداشتی بر آلبوم «گلعذار»

گوش‌ها را به شنیدن و چشم‌ها را به خواندن رنجه نساختن، در تنه‌ی موسیقی خلأ اندیشه و خِرد را با ایدئولوژی پر کردن‌، از هنر جز ژست گرفتنش را نداشتن، از جعل و شید تاریخ ساختن، کندذهنی و بی‌دقتی و درجا زدن در بنیان‌های سستِ آموزش‌های علیلِ آمیخته با انواع توهمات و خرافات، همه و همه ثمرِ آفت‌زده‌ای جز همان «انبساط خاطر» و زبان‌آوری‌های مجانی و بی‌باج در دورهمی‌های موسیقایی‌ای که حال به لطفِ بسترِ مهیا‌ی خانه‌ی عفافِ نشر در ایران رسمیت یافته‌اند نخواهد داشت.

از روزهای گذشته…

رضا ضیائی

رضا ضیائی

متولد ۱۳۵۴ Maestro liutaio (master violinmaker) Approved by professional master violinmaker in Italy-Cremona Making: violin-viola-cello-bass Classic & baroque instruments Copy of original instruments Repair and restoration of fine instruments Workshop for violinmaking (training) نماینده اختصاصی “Cremona books & violins” از ایتالیا نمایندگی فروش و عرضه کلیه محصولات اورجینال از کمپانی آلمان GEWA music (CERTIFICATE OF…
ادامهٔ مطلب »
جلیل شهناز و چهارمضراب (V)

جلیل شهناز و چهارمضراب (V)

در این چهارمضراب نیز مانند قطعه‌ی قبل بخش اول جملات ملودیک کاملا بر اساس الگوی پایه شکل گرفته است. به بیان دیگر این جملات کارکرد دوگانه‌ی پایه/ملودی دارد،هر چند به زودی موتیف کوتاه دیگری ظاهر می‌شود که آن‌هم برای لحظاتی به نظر می‌رسد پایه‌ی دوم این چهارمضراب است. اما با توجه به آن که این طرح یک میزانی هم دیگر تا پایان قطعه تکرار نمی‌شود، نمی‌توان این فکر را پذیرفت.
فرهنگ اسلامی و پیدایش موسیقی چند صدائی در اروپا (VI)

فرهنگ اسلامی و پیدایش موسیقی چند صدائی در اروپا (VI)

در حقیقت دوران کوتاه موجودیت اورگانوم ملیسماتیک نشان از خاستگاه و طبیعت غیر اروپایی آن دارد چرا که موج علاقمندی فرهیختگان غرب به دنیا و فرهنگ ناشناخته ای که توسط جنگنده های صلیبی به ارمغان آورده شده بود، توجه بهترین موسیقی سازان آن زمان را جلب نمود و در عین حال باعث شد که یک عکس العمل غیرقابل اجتناب در جهت نفی ساختاری اورگانوم ملیسماتیک به کار افتد تا به جای آن فرم های دیگری عرضه شوند. این فرم ها هرچند در وهله اول ساده و ابتدائی بودند اما جهت گیری به سمتی بود که در قرون آینده به عنوان کاارئی خاص اروپا شناخته شد.
شجریان؛ پدیده‌ی اجتماعی (III)

شجریان؛ پدیده‌ی اجتماعی (III)

در حقیقت آنچه اهمیت دارد در سیمای این پدیده ژرف‌کاوی کنیم نه فضیلت‌های اخلاقی یا منش‌های پسندیده‌ای است که یک خواننده/انسان برای برقرار نگه‌داشتن مسیر حرفه‌ای‌اش به کار بسته تا در دورانی پر فراز و نشیب آلوده‌ی بسیاری از چیزها نشود و متضاد اینها، یعنی سرمشق‌ها و منش‌های نکوهیده (گرچه همه‌ی اینها در جای خود شایسته‌ی توجه‌اند)، بلکه بیش از آنها وضعیت جامعه‌شناختی است که یک پدیده (ولو از جنس هنر و طبعاً درگیر مسائل درونی ارزش خودبسنده‌ی هنری و …) در تلاطم حوادث می‌پذیرد.
پیانو – نحوه انتخاب ، قسمت چهارم

پیانو – نحوه انتخاب ، قسمت چهارم

درنوشته های قبل راجع به انواع پیانوهای موجود در بازار که شامل پیانو های دیواری، بزرگ (رویال) و دیجیتال بودند، صحبت کردیم. در اینجا در دو قسمت تا آنجا که ممکن است راجع به نحوه تصمیم گیری و فاکتورهای مهم برای انتخاب ساز بحث کنیم.
حسن کسایی، آقای نی

حسن کسایی، آقای نی

نام استاد کسایی با نی چنان عجین شده که تصور یکی بدون دیگری امریست محال. نی از جمله سازهایی است که در تاریخ موسیقی ایران جایگاه پرفراز و فرودی از دربار پادشاهان ساسانی تا همدم بودن با شبانان داشته؛ ولی هیچگاه نتوانست قابلیت اصلی خود را نشان دهد که بتواند مانند سازهایی از قبیل عود، تار،سنتور و انواع مختلف سازهای آرشه ای و مضرابی جایگاه نسبتا ثابتی در بین موسیقی دانان و مردم پیدا کند.
هارمونیک (V)

هارمونیک (V)

امروزه نرم افزارهای موسیقی فراوان و قدرتمندی در بازار یافت میشوند که با وجود آنها میتوانیم با کمترین هزینه بهترین اجراهای موسیقی و یا پردازشهای صوتی را انجام دهیم اما این مهم و کلآ استفاده هرچه بهتر از یک تکنولوژی نیازمند این است که با علم آن هم آشنا باشیم.
تارا کمانگر، پیانونوازی از دیار هاروارد (II)

تارا کمانگر، پیانونوازی از دیار هاروارد (II)

دیدیم تارا کمانگر پیانیست و ویولونیستی است جهانی، فارغ‌التحصیل از هاروارد. تارا در بسیاری کنسرتهای موفق در سراسر دنیا آثار موسیقی کلاسیک را اجرا کرده، از باخ تا امین‌الله حسین. اما برنامه‌هایی که تارا اخیرا با محسن نامجو و کیوسک داشته مصاحبه کننده را برآن داشته در مورد حدود و ثغور موسیقی کلاسیک و پاپ از تارا بپرسد. در قسمت اول تارا مقدمه‌ای پرداخت در این باب، و اینک باقی داستان.
محمدرضا شجریان و سه گانه ۶۹ (II)

محمدرضا شجریان و سه گانه ۶۹ (II)

پس از “یاد ایام” تا ۱۰ سال هیچ یک از کارهای شجریان با گروههای کوچک از ساختاری مانند سه گانه های ۶۹ برخوردار نبود، تا اینکه “بی تو به سر نمی شود” به انتشار رسید. سه گانه های شجریان و گروه جدیدش “زمستان است”، “بی تو بسر نمی شود” و “فریاد” مشهورترین کنسرتهای شجریان تا کنون بوده است.
طرّاحی دیتیل برای نی و تنبک (I)

طرّاحی دیتیل برای نی و تنبک (I)

دکتر حسین عمومی، در فضای موسیقی دستگاهی ایران چهره‌ای کاملاً شناخته‌شده است. او نی‌نواز و ردیف‌دانی است که سبکش را در ادامۀ سبکِ بزرگانی چون نایب‌اسدلله و حسن کسایی، از نوازندگان و موسیقی‌دانان مکتب اصفهان، می‌دانند. علاوه بر این، او در زمینۀ پژوهش و نیز طرّاحی و اصلاح ساختار دو ساز تنبک و نی فعالیّت‌هایی داشته که با بازخوردهایی مثبت از سوی جامعۀ موسیقی مواجه شده است.