گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

«نیاز به کمالگرایی داریم» (VI)

به دلیل بزرگ شدن جامعه موسیقی در سی سال اخیر این مشکل بیشتر به چشم می آید ولی سابقه تاریخی داشته است چراکه اصولا در موسیقی ایرانی تولید کننده موسیقی از نوازنده موسیقی جدا نبوده است. این سنت در موسیقی کلاسیک هم تا پایان قرون وسطا وجود داشته است ولی به مرور زمان شنوندگان موسیقی کمالگرایی را به جایی می رسانند که دیگر اثر هر نوازنده ای برایشان قابل قبول نبوده و دیگر دوره کارهایی که از نظر چند صدایی ضعیف بودند به پایان رسیده بوده است و این آغاز تخصصی شدن آهنگسازی بوده است. این روند سالها پیش می رود تا جایی که یک شخصیت مستقل به نام آهنگساز و شخصیت مستقل دیگری به نام نوازنده شکل می گیرد ولی باز تا امروز هم بسیاری از آهنگسازان در نوازندگی هم توانایی های قابل توجهی دارند.

دلیل این مشکل سابقه تاریخی دارد یا جدید است؟

به دلیل بزرگ شدن جامعه موسیقی در سی سال اخیر این مشکل بیشتر به چشم می آید ولی سابقه تاریخی داشته است چراکه اصولا در موسیقی ایرانی تولید کننده موسیقی از نوازنده موسیقی جدا نبوده است. این سنت در موسیقی کلاسیک هم تا پایان قرون وسطا وجود داشته است ولی به مرور زمان شنوندگان موسیقی کمالگرایی را به جایی می رسانند که دیگر اثر هر نوازنده ای برایشان قابل قبول نبوده و دیگر دوره کارهایی که از نظر چند صدایی ضعیف بودند به پایان رسیده بوده است و این آغاز تخصصی شدن آهنگسازی بوده است. این روند سالها پیش می رود تا جایی که یک شخصیت مستقل به نام آهنگساز و شخصیت مستقل دیگری به نام نوازنده شکل می گیرد ولی باز تا امروز هم بسیاری از آهنگسازان در نوازندگی هم توانایی های قابل توجهی دارند.

در واقع مشکل اصلی موسیقی ما شنوندگان آن هستند، چه موسیقیدان، چه غیر موسیقیدان؛ آنها در حد لازم کمالگرا نبودند و برایشان چند صدایی قطعاتی مثل «گفتگو» پایور یا «دئو سه گاه» دهلوی با یک اثر اونیسون با قابلیت چندصدایی تفاوتی نداشته است. مثلا تصنیف «به یاد عارف» که قبل از انقلاب با ارکستر گلها توسط جواد معروفی چند صدایی و ارکستره شده بود، بعد از انقلاب به صورت اونیسون با گروهی ۸ نفره از سازهای ایرانی اجرا می شود ولی دریغ از یک حرکت موازی با ملودی اصلی؛ کسی هم خم به ابرو نمی آورد…

با این وضعیت شنوندگان، همین که امروز آهنگسازانی مثل حنانه، پژمان، باغچه بان، دهلوی یا در نسل بعدی شریفیان را داریم باید خوشحال باشیم! واقعا اینها هنرمندانی با شرف و اسطوره ای هستند. این افراد بدون توجه به سطح نازل کمالگرایی در ایران، توانستند خودشان را حفظ کنند و آثاری تولید کنند که در سطح بین المللی هم کم و کاست نداشته باشد.


الان از چند آهنگساز نام بردید که با استیل غربی هم آهنگسازی می کنند، آیا آهنگسازانی که در زمینه موسیقی ایرانی کار می کنند در این حد کامل گرا نبوده اند؟

بله، به طور انگشت شمار کسانی بوده اند ولی رپرتواری به گستردگی افراد نام برده ندارند.


فکر نمی کنید کمال گرایی در موسیقی ایرانی با کمال گرایی با موسیقی ارکسترال با استیل غربی متفاوت است؟

این متفاوت بودن را باید مشخص کنیم، گفته شما خیلی کلی است. الزامات در اثری که به فرم سمفونی نوشته می شود هم با اثری که در فرم کنسرتو نوشته می شود به کلی متفاوت است، در حالی که هر دو ممکن است مربوط به یک سبک و آهنگساز باشند.

برای اینکه دقیق تر صحبت کنیم می شود همین چند صدایی را مثال زد؛ آیا فکر می کنید که چندصدایی در موسیقی کلاسیک ایرانی همان اهمیتی را دارد که در موسیقی کلاسیک غربی؟

به گمان من تفاوتی ندارد. اگر «چند صدایی» در موسیقی ما خوش آیند نبود، در موسیقی مناطق ایران فقط تکصدایی می شنیدیم، در موسیقی دستگاهی هم هیچ دوبل نت یا آکوردی از موزیسین های قدیمی مان نمی شنیدیم؛ این نشان می دهد که سابقه تمایل به چند صدایی مربوط به ارتباط ما با موسیقی غربی نیست.

کما اینکه اگر در برخورد با موسیقی غربی هم (نه به حالت تقلید گرایانه بلکه به صورت نیاز به زیبایی بیشتر) تمایل به استفاده از چندصدایی را کسب کرده ایم، استفاده از تکنیک های آنها در حالتی که سازگاری با موسیقی ما داشته باشد هیچ اشکالی نمی تواند داشته باشد.

البته چه در موسیقی غربی و چه موسیقی خودمان نمونه های بسیاری از موسیقی های تک صدایی می شود یافت که در کمال است و نیازی به چند صدایی ندارد.

علی نجفی ملکی

علی نجفی ملکی متولد ۱۳۶۲ تهران
نوازنده نی

۱ نظر

بیشتر بحث شده است