به مناسبت ۴۸ سالگی مهران مهرنیا

بیست و دوم تیرماه سالروز تولد مهران مهرنیا آهنگساز و نوازنده و مدرس تار و سه تار است. به این مناسبت دوست و همکار قدیمی او، شهرام صارمی نوازنده کمانچه و نویسنده موسیقی درباره این هنرمند نوشته ای را تهیه کرده است که می خوانید:

مهران مهرنیا متولد ۲۲ تیر ماه ۱۳۴۸ در همدان است. او در دهه شصت فراگیری موسیقی را با سه تار آغاز کرد و دوره عالی سه تار و تار را در محضر استاد محمدرضا لطفی گذراند و سپس آموزش این دو ساز و همچنین پژوهش در زمینه موسیقی را آغاز کرد. در سال هفتاد و سه گروه همایون را به منظور بازسازی تصانیف قدیمی ایران تاسیس و به همراه این گروه کنسرت‌های متعددی را اجرا کرد. آشنایی‌اش با زنده یاد استاد عبدالله طالع همدانی به اهداف اولیه‌اش در زمینه بازسازی تصانیف قدیمی ایران کمک شایانی کرد، به نحوی که مهرنیا آشنایی و درک محضر این نوازنده، آهنگساز و ترانه سرای قدیمی را تکمیل کننده دوره آموزشی خود می‌داند.

مهرنیا تصانیف استاد طالع را گرد آوری کرد و پس از اجرا در چند کنسرت، این آثار را با عنوان “طالع مهر” گرد‌آوری و تنظیم کرد. وی علاوه بر موسیقی، دستی هم در کار مطبوعات دارد؛ کار مطبوعاتی‌اش را از سال هفتاد در موسسه مطبوعاتی گل آقا آغاز کرد و تا سال هفتاد و چهار در همان مجموعه فعال بود و پس از آن ترجیح داد به چاپ مقالاتش در زمینه موسیقی در نشریات معتبر بسنده کند و به کار اصلی‌اش موسیقی اهتمام ورزد.

او پژوهش موسیقی را پی گرفت و از سال هفتاد و هفت در زمینه موسیقی کلاسیک ایران و مقایسه تطبیقی آن با موسیقی مناطق ایران پژوهش‌های ارزنده‌ای انجام داد. مهرنیا علاوه بر تدریس تار و سه تار و تاریخ موسیقی دستگاهی در موسسات مختلف و آموزشگاه خصوصی اش، در کنسرواتوار تهران مشغول تدریس است. همچنین آهنگسازی برای ترکیبات مختلف سازی (دستگاهی و ملی) از دیگر فعالیت های اوست.

با او خاطرات زیادی دارم، ضبط های موسیقی فیلم و سریال، تعداد بیشماری کنسرت در داخل و خارج و همکاری در برنامه های متعدد پژوهشی و همه این ها حاصل حدود سه دهه دوستی است. او دوستی صادق در سفر، یاری همراه و در هنر موسیقی توانا، صدیق و بی ادعاست؛ هم اکنون نیز برای اجرای کنسرت در فستیئال موسیقی کراکف (لهستان) حضور دارد.

مهران در دوره آموزشی خود محضر استادان ارزشمندی را درک کرده و اینک خود نیز از مدرسین بسیار با صلاحیت موسیقی ایران است. چهل و هشتمین زادروزش را صمیمانه تبریک می گویم. آرزوی سلامتی، موفقیت و بهروزی برای او دارم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر موسیقیِ متنِ فیلم «آندرانیک»

آنچه در موسیقیِ اغلب فیلم‌های گروه «هنر و تجربه» می‌توان شناسایی کرد این است که به نظر می‌رسد چنین باوری شکل گرفته‌ که فیلم‌های غیربازاری، کم‌کنش و درون‌گرایانه باید موسیقی‌ای کم‌کنش و دور از تلاطم داشته باشند. موسیقیِ «آندرانیک» گویی از چنین باوری حاصل شده‌است. درحالیکه لزوماً اینگونه نیست. به اقتضای هر فیلم این موضوع جنبه‌های متفاوتی می‌یابد و موسیقی گاه می‌تواند به جای تصویر، یک آشوب درونی را بازنمایاند.

گزارشی است از مراسم رونمایی از آلبوم به‌یاد بهاری (I)

مطلبی که پیش رو دارید، گزارشی است از مراسم رونمایی از آلبوم به‌یاد بهاری: تک‌نوازی کمانچه در فرهنگسرای سرو به تاریخ سوم بهمن ۱۳۹۸ که توسط شهاب مِنا تهیه شده است:

از روزهای گذشته…

مشاهدات موسیقی شناس آلمانی از موسیقی ایران (II)

مشاهدات موسیقی شناس آلمانی از موسیقی ایران (II)

ممکن نیست درباره موسیقی ایرانی قضاوت کرد بدون‏ آنکه اختصاصات اجتماعی گسترش تاریخی دولت در قرن‏ بیستم، سیاست فرهنگی و حتی سیاست خارجی کشور ایران‏ در نظر گرفته شود. در حقیقت این حاصل سیاست فرهنگی‏ ایران است که جشنواره شیراز هم یکی از مظاهر آن شمرده‏ می‏ شود. پس آنکه در سال ۱۳۰۵ شمسی (۱۹۲۶) حکومت‏ فاسد قاجار برافتاد، کشور ایران با سرعت و شدت بسوی‏ تمدن غربی رو آورد.
نگاهی به اپرای مولوی (IV)

نگاهی به اپرای مولوی (IV)

پس از شمس بلافاصله عطار نیشابوری که نقشش را علی خدایی میخواند وارد صحنه میشود با شعر معروف از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست… در واقع شعر مولانا را از زبان عطار میشنویم (۱)؛ در اپرای مولوی حدود هشتاد در صد اشعار از مولانا و بقیه از اشعار دیگر شاعران است (۲) و گاهی قسمتهایی نوشته نویسنده لیبرتو است که در بسیاری از مواقع به قدری متناسب ساخته شده که حتی اهل ادب هم شک میکنند که ساخته مولانا نباشد.
دو نمود از یک تفکر (IV)

دو نمود از یک تفکر (IV)

همین مساله سبب آن می گردد تا در درک و دریافت یک اثر معماری یا موسیقی ایرانی، با اتفاقی “آنی” طرف نباشیم و همه چیز با کشف و شهود، مراقبه و به صورت تدریجی انجام گیرد. کشف تفاوت ها و خصیصه های هر بنا، کشف جزییات تزیینات سر در یک بنا یا شبستان یک مسجد و یا کشف تفاوت های تاویل دو نوازنده یا موسیقی دان متفاوت در مواجهه با گوشه ای یکسان است که “تنوع” در عین “وحدت” را در هنر ایرانی معنا می بخشد. شاید این تفکر “کشف و شهود”ی، کلیدی باشد برای دریافت بیشتر بینش آثار هنری در شرق و به خصوص در ایران.
چند تصویر از حضور نوازندگان در شهر تهران: ایستگاه‌های مترو (I)

چند تصویر از حضور نوازندگان در شهر تهران: ایستگاه‌های مترو (I)

رابطهٔ شهر و موسیقی رابطه‌ای کم‌سابقه نیست. موسیقی‌دانان پاتوق‌های خاص خود را داشته‌اند، بعضی خیابان‌ها بیش از همه میزبان نوای سازشان بوده یا حتّی بعضی مراکز به‌طور تاریخی محلّ هم‌نشینی آن‌ها یا قرارهای کاری گذاشتن بین آن‌ها بوده است. می‌دانیم که قهوه‌خانه‌های صفوی اصفهان گاه محلّ تجمع گروه‌های مطربی و گاه رقاصان روسپی یا پسربچه‌های زن‌پوش بوده است؛ سنّتی که تا امروز به‌صورت پراکنده در کشورهایی مانند افغانستان به حیات خود ادامه می‌دهد. می‌دانیم که قهوه‌خانه‌های بعضی از شهرهای ترک‌نشین پاتوق کاری و شخصی «عاشیق»ها هستند و ذات وجودی و کارکردی آن‌ها رابطه‌ای تنگاتنگ با حضور این عاشیق‌ها دارد (۱). مثال‌هایی از این دست چندان کم‌شمار نیستند، امّا اگر پدیده‌های معاصر را بررسی کنیم، به چه شکل‌هایی از این رابطه برمی‌خوریم؟
طرّاحی دیتیل برای نی و تنبک (II)

طرّاحی دیتیل برای نی و تنبک (II)

هم‌دوره‌های ما که الان خیلی پیر هستند امّا از شاگردهای ما آقای کامبیز نوایی و کامبیز حاج‌قاسمی بودند که دوستانِ هم نیز بودند که کتابی هم راجع به معماری ایران نوشتند. هنوز هم با هم هستند و با هم دفتر دارند و فکر می‌کنم هنوز هم درس می‌دهند. آقای [علی‌اکبر] زرگر و آقای هادی ندیمی هم جزو شاگردان من بودند و آقای هادی ندیمی رئیس دانشگاه ملّی شد. من در این سال‌ها می‌آیم و می‌روم؛ امّا بیشتر ارتباط من با اهالی موسیقی است تا معماری. از سال ۱۹۸۴ که از ایران خارج شدم هم برای گذران زندگی کار معماری می‌کردم و هم موسیقی درس می‌دادم. بخشی وابسته به دانشگاه سوربن وجود داشت که مرکز مطالعات موسیقی شرقی نام داشت و من را برای تدریس به آن‌جا دعوت کردند و من برای مدّتی بسیار طولانی در آنجا تدریس می‌کردم.
کنسرت زمستان؛ اثری فروتر از انتظار (III)

کنسرت زمستان؛ اثری فروتر از انتظار (III)

اخوان به غیر از شعر زمستان اشعار قدرتمند زیادی دارد که هنوز روی آنها کار موسیقیایی انجام نشده است. با این حال هستند آهنگسازانی چون حمید متبسم که زمستان را بهترین شعر اخوان می دانند و مجبوریم هر از گاهی نسخه های کسالت آور جدیدی از این شعر را از زبان خوانندگان مختلفی بشنویم. زمستانی که حسین علیزاده ساخت و استاد شجریان خواند شاید گواه بیشترین پیوند و درک متقابل بین آهنگساز با شعر باشد. ارتباط متبسم اما با این شعر ارتباطی معنا ستیزانه بود. زمستان اخوان، سرد، تهی، بی رحم، بی تحرک و بی امید و نوید است، آهنگسازی متبسم در مقابل تصویری گرم، پرصدا، گاه مهربان و پر از تحرک و پویایی است به طوری که اگر شعری با مضمون بهار یا تابستان یا پاییز هم بر این ملودی ها می گذاشتی به همین اندازه بی ارتباط جلوه می کرد.
فرهنگ اسلامی و پیدایش موسیقی چند صدائی در اروپا (VI)

فرهنگ اسلامی و پیدایش موسیقی چند صدائی در اروپا (VI)

در حقیقت دوران کوتاه موجودیت اورگانوم ملیسماتیک نشان از خاستگاه و طبیعت غیر اروپایی آن دارد چرا که موج علاقمندی فرهیختگان غرب به دنیا و فرهنگ ناشناخته ای که توسط جنگنده های صلیبی به ارمغان آورده شده بود، توجه بهترین موسیقی سازان آن زمان را جلب نمود و در عین حال باعث شد که یک عکس العمل غیرقابل اجتناب در جهت نفی ساختاری اورگانوم ملیسماتیک به کار افتد تا به جای آن فرم های دیگری عرضه شوند. این فرم ها هرچند در وهله اول ساده و ابتدائی بودند اما جهت گیری به سمتی بود که در قرون آینده به عنوان کاارئی خاص اروپا شناخته شد.
موسیقی آفریقای جنوبی (II)

موسیقی آفریقای جنوبی (II)

سازهای غربی برای نواختن آهنگ های روستایی مورد استفاده قرار گرفتند که به نوبه خود باعث شد که سبک های جدید و دو رگه (ترکیبی) ساخت موسیقی (و همچنین رقص) در مراکز شهریِ در حال توسعه، افزایش پیدا کند.
یادی از نوازنده کلیمی، یحیی زرپنجه (III)

یادی از نوازنده کلیمی، یحیی زرپنجه (III)

در هر حال کسی هرگز فکر نمی کرد که او با آن بنیه سالم و جوان به این زودی از دست برود و اگر در «جزوات یادی از هنرمندان» (چاپ شده در سال ۱۳۵۷) یادی از او نیامده بود، شاید همین مقدار اطلاعات هم از او در دسترس نبود. از بازماندگان زرپنجه کسی باقی نیست. یحیی زرپنجه مطربی عاشق از نسلی دیگر و دورانی فراموش شده است که همچون صفحات کهنه اش تنها عده ای معدود را آشناست.
آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (V)

آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (V)

در این مدتی که در دانشگاه این تغییرات را به وجود آوردید و به مدت ۸ سال بود ریس دانشکده موسیقی بودید فکر می‌کنم زمان کافی برای فارغ‌التحصیلی دانشجویان برای حداقل پنج دوره فراهم بود. چه کسانی در آن دوره به‌عنوان موسیقی‌شناس فارغ‌التحصیل شدند. لطفاً نام ببرید. به‌یقین بیش از چند اسم به خاطر نخواهم آورد. موضوع مربوط به چهل‌ و چند سال پیش است. به‌طور مثال آقای لطفی.