روش سوزوکی (قسمت نهم)

توانمندی و قدرت ادامه دادن و ماندن جالب توجه
آرشه ویلن به هوا پرتاب می شود و مادرخستگی ناپذیر هر بار از روی زمین بر می دارد . . .

در تمام ژاپن بخشهایی برای پرورش استعدادها وجود دارد. هر کودکی میتواند به این مراکز وارد شود. چراکه ما بر این فرض و گمان هستیم که استعداد و قابلیت موروثی نیست بلکه هر کودک استعداد و توانایی خود را بوسیله تجربه و تمرین و تکرار مکرر بدست می آورد. بگذاریم بخاطر سعادت و آسایش فرزندانمان، آنها را از گهواره به نوعی رشد بدهیم تا بتوانند روح و روانی ممتاز، ارزنده، پیشرفته و با توانایی های درخشان زندگی کنند!

درانستیتومان، ما از طریق آموزش ویلون سعی می کنیم این خصوصیت و ویژگی را در کودکان رشد بدهیم. تمام معلمهای ما در بخش پرورش استعدادها این متد را دنبال می کنند. آنها از هیچ زحمتی برای رشد کودکان روی گردان نیستند و با همکاری پدر و مادرها بچه ها را هدایت می کنند.

از رویدادی که صحبت خواهم کرد… در بخشی از شهر ناکاشوگاوا (Nakatasugawa) در جیفو (Gifu) در بین شاگردان زیادی دخترک شش ساله ای بود که دچار فلج اطفال بود. او هیچ تسلطی بر بخش سمت راست بدنش نداشت و جهت چشم راستش به سمت چب نگاه می کرد. در نواختن یک قطعه وقتی که تقریبا میخواست به انتها برسد، بازوی راستش از کنترل خارج میشد و دستش بی اختیار تکانی ناگهانی و غیر ارادی انجام می داد، بطوری که آرشه ویولن از دستش پرت می شد.

به این دلیل معلمش آقای یوگو بسیار غمگین و پریشان خاطر بود. او این واقعه را به من گزارش کرد و با من صلاح و مشورت کرد؛ من جواب دادم که خیلی ساده معلم و پدر و مادر باید این واقعیت را با هم به پیش ببرند. به این گونه معلم تدریس را با حوصله زیاد ادامه داد و مادر آرشه را با برد باری، به تعدادی که به شمارش نمی آید از روی زمین برمیداشت! باید برای دخترک کوچک، دیدن چنین منظره ای بسیار دشوار بوده باشد و اینکه شاهد این عشق و استقامت و زحمت مادر و معلم شد که بعد باعث پیروزی گشت، بالاخره دختر توانست به خود مسلط شده و آرشه را تا آخر قطعه در دست نگهدارد.

نیم سالی زحمت و مقاومت پی در پی
در زمانی نسبتا کوتاه به مدت شش ماه دخترک کوچک توانست قطعه را از ابتدا تا انتها بطور کامل بنوازد به یاری تمرینهای هر روزه توانست بر این زور و هجومی که از ناحیه بدنش بر او حاکم بود چیره شود و به این وسیله توانست، قابلیت و توانمندی خود را پایه ریزی کند. مادر و معلم از کوره راههای آتشین این دوره با هم با سربلندی گذر کردند و به بیرون آمدند. یک واقعه غیر ممکن ممکن شد.

اگر که مایوس می شدند و از این کار دست می کشیدند، این توانمندی به وقوع نمی پیوست. این پیشرفت به شکل پنهانی به وقوع پیوست و آشکار شد. وقتی که میخواستم مادر را به خاطر این مشکلاتی که از سر گذرانده بود، ستایش و تحسین کنم، گفت: من فکر کردم که کمی نوازندگی ویولون را آموزش ببیند اما دیدم که تمام وقت، آرشه از دستش می افتد… تا به آنجایی که فکر کردم، همه این تلاشها بی مورد است و امیدم را از دست دادم؛ با کمک شما حالا میتواند تمام قطعه را اجرا کند و کنترل دستش را در اختیار خود دارد، این بچه الان بسیار خوشبخت است.

خوشبختانه این کودک به تمرینهایش ادامه داد تا آنجا که نه تنها حالت چشمش درست شد بلکه توانست بر سمت راست بدنش مسلط شود و به این ترتیب بهبودی کامل خود را بدست آورد؛ با این روش توانست به وضعیت فلج خود پایان دهد و بهبودی خود را بدست بیاورد؛ وضوح و آشکاری اعتقاد من در مورد دختری که فلج اطفال داشت تایید شد. انسان بوسیله نیروی حیات و زندگی مشایعت می شود.

یک روح زنده، با آرزو هایش و میل و اشتیاق به ادامه زندگی، نشان میدهد که دارای یک قدرت بزرگی است؛ این قدرت بزرگ، توانایی تطبیق و هم رنگ شدن و وفق دادن خود با محیط زندگیش را دارا می باشد. نیروی حیات انسان را می سازد و به رشد و تکامل و شایستگی میرساند و حقیقتا به سر آمد استعداد ها تبدیل می کند.

بوسیله فکر و استدلا ل و نظری کردن استعداد ها،‌قابلیت و توانایی نمی تواند ایجاد شود بلکه این توانایی، فقط بوسیله علاقه به کار و تمرین ایجاد می شود. در این مورد باید در فصل بعدی وارد گفتگو شد. فقط با خواست و کار و تلاش پویا میتوان قدرت و توان و نیروی حیات زندگی شکوفا شود. بلی چنین است که قابلیت و استعداد و توانمندی بوسیله تمرین بوجود می آید. یک انسان تنبل، بیکار و بی تفاوت، به هیچ عنوان نمی تواند استعداد و قابلیت خود را رشد بدهد.

به فرض اگر مادر و دخترک دچار به فلج اطفال تلاشی نمی کردند، او میتوانست معلول باقی بماند! از طریق نواختن ویولون و بوسیله حفظ کردن موزیک در مغزش و تلاش بر مسلط شدن بر حرکات بدنش و با قدرتی که در درونش موج می زد،‌ دخترک به زندگی دلخواهش دست یافت.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مرور آلبوم «مثنوی صبا»

بازنویسی/تنظیم آثار برای سازهای دیگر در اولین سطح به کار گستراندن کارگان (رپرتوار) می‌آید، حال با هدف آموزش باشد یا دسترسی‌پذیری قطعات برای نوازندگان آموزش دیده. از این رو نفس حضور آلبوم «مثنوی صبا» (و بیش از آن کتاب نغمه‌نگاری‌‌اش) مغتنم است. آنچه در خود آلبوم شنیده می‌شود ۲۱ قطعه و نواخته از «ابوالحسن صبا» موسیقیدان افسانه‌ای و پرجاذبه‌ی تاریخ ماست که اگر از سطح نخست برگذریم ابعادی از مساله‌ی کارهای مشابه را بر ما هویدا می‌کند.

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (I)

تمپرلی در مقاله اش با نام «متر و دسته بندی در موسیقی آفریقایی» این سوالات را مطرح می کند: «چگونه می توان ریتم آفریقایی را با دید رایج تئوریک ریتم مطابقت داد؟»، «چه شباهت ها و تفاوت های بین ریتم آفریقایی و ریتم غربی وجود دارد؟ با توجه به این که ریتم غربی در بر اساس تئوری موسیقی سنجش می شود.» دیدگاه من در این مقاله نیز تفاوت چندانی با سوالات مطرح شده ندارد. مانند تمپرلی من نیز می خواهم مفاهیم تئوری های اخیر ریتم و متر را با توجه به موسیقی غربی مورد بحث قرار دهم. با این حال، من صرفا موسیقی آمریکایی را مد نظر قرار نمی دهم.

از روزهای گذشته…

آتشی در سینه دارم جاودانی (II)

آتشی در سینه دارم جاودانی (II)

همایون شجریان این قسمت را (قسمت ابوعطا) مانند دیگر قسمتهای تصنیف پخته و استادانه اجرا می کند که شاید تا بحال چنین اجرایی از او نشنیده بودیم.
فریادی میهن پرستانه! (II)

فریادی میهن پرستانه! (II)

پس از آن تم رود را که حالتی آوازگونه و پیوسته دارد، در تونالیته می مینور میشنویم که به وسیله ویولون ها اجرا شده و سازهای بم زهی آنها را همراهی میکنند. این تم که حرکتی کمانی دارد، همچون انسانی که باری سنگین به دوش میکشد آغاز شده و جریان میابد. گویی هنگام گذر از شهر تمامی خاطرات خوب و بد گذشته برایش زنده شده و آنها را به یاد می آورد. نوایی حزن انگیز که حسی از امید در آن قابل شنیدن است.
شهریار فریوسفی، صدای آشنای تار!

شهریار فریوسفی، صدای آشنای تار!

ساعاتی پیش با تماس یکی از دوستان موسیقیدانم، خبر درگذشت یکی از مشهورترین و خوش نام ترین نوازندگان تار و سه تار ایران را شنیدم… به طور اتفاقی دیروز این هنرمند را در خیابان دیدم و برایم قابل تصور نبود که فردای آن روز باید یادنامه ای برای درگذشتش بنویسم. ملاقات هایم با او به چند گفتگو بر میگردد در مرکز موسیقی صدا و سیما، درباره اجراها، سازهای مورد استفاده اش، نوع اجراهایش که باعث شده، بیشتر آهنگسازان از او برای نواختن قطعاتشان استفاده کنند.
شیوه داوری در دومین جشنواره موسیقی شمسه

شیوه داوری در دومین جشنواره موسیقی شمسه

جشنواره شمسه به همت شهرداری تهران در بخشهای مختلف هنری فرخوان خود را منتشر کرده است؛ این دومین جشنواره شمسه است که سال گذشته اولین تجربه اجرایی خود را به روی صحنه برد. امروز شیوه داوری این جشنواره را روی سایت می بینید که توسط آقای امیرآهنگ هاشمی تالیف و تدوین شده است:
نگاهی گذرا به کتاب‌های آموزش هارمونی <Br>متنشر شده در سال‌های اخیر (۸۹-۸۳) قسمت هفتم

نگاهی گذرا به کتاب‌های آموزش هارمونی
متنشر شده در سال‌های اخیر (۸۹-۸۳) قسمت هفتم

در [۱] تمرین‌ها اکثرا از نمونه‌های آثار آهنگسازان انتخاب و از هنرجو خواسته شده آن‌ها را هارمونی کند یا اینکه با توجه به عادت‌های موسیقایی عصر مورد بررسی، خود دست به ابتکار بزند و بخش‌های داده شده را تکمیل سازد. برای مثال در تکالیف صفحه‌ی ۱۰۵-۱۰۴ چند نمونه از «هندل»، «راتگبر»، «کروگر» و باخ در اختیار هنرجو قرار گرفته تا هارمونی کند. یا تمرین‌هایی از «پاسیون متی» باخ، در ص ۱۱۷ که تماما به ملودی‌های برداشته شده از این اثر باخ اختصاص دارد یا نمونه‌ی تمرینی منحصر به فرد که در آن از خواننده خواسته شده بر روی شعری از «گریفوس» موسیقی بنویسد و «و هر جا که متن به اوج احساس می‌رسد از آکورد Sn استفاده کنید» ص ۱۰۹ (۷) و (۸).
طراحی سازها (I)

طراحی سازها (I)

مقاله ای که در حال حاضر شاهد آن هستیم مقدمه ای است از فصل Mathematical Background A کتاب با ارزش و گرانبهای Geometry Proportion and the art of Lutherie نوشته Kevin Coates که توسط انتشارات Oxford University press, New York به چاپ رسیده است.
دیدگاه افلاطون و فیثاغورث در باب موسیقی (V)

دیدگاه افلاطون و فیثاغورث در باب موسیقی (V)

افلاطون مُدهایی را که باعث حزن و اندوه می شد مجاز نمی دانست. این مُدها عبارت بودند از میکسولیدین و هیپولیدین. دو مُد لیدین وآئولین نیز که سبب حالات مستی، رخوت و تنبلی می شدند نیز غیر مجاز بودند. از مدهای مجاز برای آموزش که از نظر افلاطون حالت حماسی و مهیج داشتند که غالبا” در جنگها بکار می رفتند، دورین و فریژین بودند.
سفیر فرهنگی لبنان (II)

سفیر فرهنگی لبنان (II)

بعد از جدایی حرفه ای و شخصی فیروزه از برادران رهبانی در سال ۱۹۷۹، وی حرفه اش را به همراه پسرش زیاد رهبانی آهنگساز و دوستان وی، جوزف هارب (Joseph Harb) شاعر و فیلمون وبه (Philemon Wehbe) آهنگساز پی گرفت. مادر و فرزند به همراه یکدیگر آلبومی جدید عرضه کردند که موفقیت بسیاری را برای این دو هنرمند به همراه داشت. آثار فیروزه به همراه فیلمون و زاکی نفیس در دهه های ۸۰ و ۹۰ روش بسیار تکراری از خوانندگی بود که به هیچ نوع اغنای موسیقی گونه ای نداشت و تا حدی با شکست مواجه بود.
متبسم: در هلند نوازنده سازهای ایرانی بسیار کم است

متبسم: در هلند نوازنده سازهای ایرانی بسیار کم است

استاد متبسم عزیز مطلع هستم شما به غیر از همکاری با گروه دستان سرپرست گروه دیگری در خارج از کشور هستید به نام مضراب که فقط از ساز های مضرابی تشکیل شده و اکثر نوازندگان آن جوان هستند. متاسفانه از نظر رسانه ای خیلی کم به این ارکستر پرداخته شده با توجه به این که این کار در خارج از کشور بسیار دشوارست.
رامین صدیقی: روی مسئله صدابرداری حساسیت زیادی داشتم

رامین صدیقی: روی مسئله صدابرداری حساسیت زیادی داشتم

فارغ از اینکه بعد از سه سال و بخاطر مشغله های خودم، واقعاً تمایل داشتم تا از ادامه همکاری عذرخواهی کنم، اما دو سه مساله دیگر هم مرا آزرد که باعث شد تصمیمم برای کنار رفتن از جشنواره را تسریع کند. مثلاً یکی دو روز قبل از کنفرانس مطبوعاتی جشنواره سال ۹۲ خبردار شدم یک گروه خارجی دیگری هم دارد به جشنواره می آید (گروه آقای رامیز قلی اف)! بدون اینکه به عنوان مسئول بخش بین الملل در جریان باشم.