شناخت کالبد گوشه‌ها (IX)

داریوش طلایی
داریوش طلایی
حقیقت یافتن یکی از دو سوی این متناقض‌نما دیگر بستگی به مولف و کارش ندارد بلکه بیشتر مربوط به واکنش جامعه‌ی موسیقی است و آن کسانی که کتاب را می‌خوانند و به کار می‌بندند. احتمالا آگاه بودن بر این نکته که تحلیل ردیف به عنوان نوعی دستور زبان چه کاستی‌هایی دارد یا می‌تواند به بار آورد، همان کاستی‌ها را به نقطه‌ی قوتی در دگرگونی تلقی ما از دامنه‌ی خلاقیت در موسیقی دستگاهی تبدیل خواهد کرد، حتا اگر شده با مطرح کردن پرسش‌هایی درباره‌ی حدود تفسیر و … به بیان دیگر اگر دستاوردهای تحلیلی کتاب به عنوان یک حقیقت مسلم یا یک و تنها یک تفسیر قطعی درک شوند سوی اول روی می‌دهد و اگر به عنوان یک تفسیر خاص اما معتبر از میان بسیار تفسیرها، سوی دوم.

افزون بر تاثیری که ممکن است تحلیل ردیف بر عمل موسیقایی بگذارد، آنچنان که نغمه‌نگاری ردیف میرزا عبدالله گذاشت، یک کارکرد دیگر هم کار پژوهشی کتاب می‌یابد که اصلا در بین هدف‌های اعلام شده‌ی مولف نیست اما ممکن است به اندازه‌ی آنها (و از دید من) حتا مهم‌تر باشد. این کارکرد تاثیر احتمالی‌ای است که مجموع نغمه‌نگاری ردیف و تحلیل ردیف بر مساله‌ی تجزیه و تحلیل موسیقی در موسیقی کلاسیک ایرانی خواهد گذاشت. از این دیدگاه، اولا مجموع این دو می‌تواند تا حدی مساله‌ی «نقش اندک تجزیه و تحلیل در آموزش موسیقی ایرانی» (صداقت‌کیش ۱۳۹۱: ۱۳) را دگرگون کند. و ثانیا با وجود آن که کتاب خود حاوی تجزیه و تحلیلی ساده‌شده از متن ردیف میرزا عبدالله است، کارکردهای تحلیلی ثانویه‌ای نیز می‌تواند بیابد.

دگرگونی در نقش آموزشی تجزیه و تحلیل موسیقی زیاد دور از ذهن نیست و شاید در عمل تاکنون هم روی داده باشد. درست از همان هنگامی که هنرآموزان ایده‌های گسترش و تکرار را بر اساس نت‌نویسی طلایی (یا به تنهایی) به هنرجویان آموزش دادند تجزیه و تحلیل را (هر چند اندک) به بخشی از روش آموزششان بدل کرده‌اند و برای آن سهمی قایل شده‌اند. روشن است که تحلیل ردیف می‌تواند این نقش را گسترش بدهد، حتا تا آنجا که دیگر نیازی نباشد بپرسیم «تجزیه و تحلیل موسیقی چه نقشی جز جستجوی موسیقی‌شناسانه‌ی صرف می‌تواند در موسیقی ما داشته باشد؟» و از این رهگذر روایی رویکرد تحلیلی به موسیقی نیز پایدار شود.

در مرحله‌ی پس از افزایش نقش، کارکردهای ثانویه‌ی تحلیلیِ تحلیل ردیف را بیش از هر چیز تمرکز بر یکی از مشکلات تجزیه و تحلیل موسیقی ایرانی که ناروشنی روش تشخیص ساختارهای بین گوشهها و مُد باشد، به بروز می‌رساند. طلایی در دو کار آخرش، با همه‌ی اما و اگرهایی که در همین مقاله درباره‌ی دومی پیش کشیده شد، گام‌هایی در روشن و قاعده‌مند ساختن این مساله برداشته است.

به سادگی کارکردهای تحلیلی سطح کلان‌تر هم یک نمونه‌ی انجام شده از جمله‌بندی و تقطیع را در دست دارند و هم یک ترمینولوژی که فعلا تا انجام کارهای بعدی یا انتشار کارهای ژرف‌تر اما منتشر نشده، می‌تواند با در نظر داشتن دو سویه‌ی بدبینانه و خوشبینانه‌ی آن مورد استفاده قرار گیرد.

از آن گذشته او در همین پژوهش یک ساختار میانی بین جمله و گوشه پیشنهاد می‌کند که با توجه با توصیف آن تحت نام آناتومی باید اندام یا اجزای گوشه نامیده شود. افزوده شدن چنین سطح میانه‌ای(۲۱) -اگر به کلی با آن مخالف نباشیم و نیاندیشیم که رابطه‌ی سلسله‌مراتبی حتمی‌ای میان جمله، جزء گوشه و گوشه وجود ندارد- می‌تواند در تجزیه و تحلیل اجراهای وفادارنه یا آزادتر ردیف یا حتا قطعات پیش‌ساخته‌ی دستگاهی راهگشا باشد و تغییر و تبدیلات سبکی را با روشنی بیشتری به نمایش بگذارد. زیرا طلایی با تحلیلش، مسیر تجزیه و تحلیل از ساختار خرد به کلان دستگاه‌ها را یک گام دقیق‌تر کرده است.

۲۱- پیش از این در مقاله‌ای (صداقت‌کیش ۱۳۹۱: ۲۴) سلسله مراتب قابل تجزیه را سه تا تشخیص داده‌ام اما لایه‌ی میانی را به فرمول‌های ملودیک و نقش‌مایه‌ها نسبت داده‌ام. اکنون به نظر می‌رسد باید این امکان جدید نیز در نظر گرفته شود.

کتاب‌نامه
اسعدی، هومان
۱۳۸۲ «بنیادهای نظری موسیقی کلاسیک ایران: دستگاه به‌عنوان مجموعه‌ای چندمُدی»، فصلنامه ماهور، شماره‌ی۲۲: ۵۶-۴۳٫

جعفری، حسام‌الدین
۱۳۹۶ «تحلیل تحلیل ردیف؛ در نقد کتاب تحلیل ردیف از داریوش طلایی»، وبگاه هونیاگ: http://www.huniyag.com/sanjesh-e-honar/tahlil-e-tahlil. آخرین بازدید: شهریور ۱۳۹۶٫

حجاریان، محسن
۱۳۷۹ «توضیحاتی بر «نقدی بر نقد» آقای فخرالدینی، و چند مقولۀ موسیقایی»، کتاب سال شیدا، شماره‌ی ۴: ۱۵۴-۱۲۵٫

شعاری، مسعود
۱۳۹۴ تحلیل، نت‌نگاری و نگرشی بر ساختار موسیقی دستگاهی ایران، تهران: موسسه خدماتی موسیقی عارف.

صداقت‌کیش، آروین
۱۳۸۸ «نمودی از جهان متن اثر، کاوشی در جایگاه، کاربردها، دشواری‌ها و روش‌های آنالیز موسیقی: مقدمه، و آنالیز موسیقی چیست؟»، فرهنگ و آهنگ، شماره‌ی ۲۷: ۳۳-۲۸٫

۱۳۸۹الف «نمودی از جهان متن اثر، کاوشی در جایگاه، کاربردها، دشواری‌ها و روش‌های آنالیز موسیقی: آنالیز درباره‌ی چیست؟ معطوف به چیست؟، و آنالیز برای چه مورد استفاده قرار می‌گیرد؟»، فرهنگ و آهنگ، شماره‌ی ۲۹: ۴۷-۴۴٫

۱۳۸۹ب «نمودی از جهان متن اثر، کاوشی در جایگاه، کاربردها، دشواری‌ها و روش‌های آنالیز موسیقی: نقدها و ایرادهایی که بر آنالیز وارد می‌کنند»، فرهنگ و آهنگ، شماره‌ی ۳۰: ۳۵-۳۲٫

۱۳۹۱ «تجزیه و تحلیل موسیقی ایرانی؛ بررسی برخی چالش‌ها، گردآوری امکانات یک مدل»، دوفصلنامه‌ی پژوهشی مهرگانی، شماره‌ی ۵: ۳۱-۷٫

طاهری، پژمان
۱۳۸۲ به چارده روایت؛ آوانگاری تطبیقی چهارده روایت درآمد شور، تهران: کتاب مهر.

طلایی، داریوش
۱۳۷۲ نگرشی نو به تئوری موسیقی ایرانی ، تهران: ماهور.

۱۳۷۸ «موسیقی: ردیف و سیستم مقام‌ها»، فصلنامه هنر، شماره‌ی ۴۲: ۱۴۵-۱۲۲٫

۱۳۸۵ ردیف میرزاعبدالله؛ نت‌نویسی آموزشی و تحلیلی، تهران: نشر نی.

۱۳۹۴ تحلیل ردیف: براساس نت‌نویسی ردیف میرزا عبدالله با نمودارهای تشریحی، تهران: نشر نی.

فاطمی، ساسان
۱۳۹۳ «داریوش طلایی استادی اثرگذار در عصر بازکلاسیک‌سازی موسیقی ایرانی»، هنر موسیقی، شماره‌ی ۱۴۲: ۱۴-۱۲٫

کیانی، مجید
۱۳۹۳ «ویژگی‌های نگاه تئوریک داریوش طلایی در موسیقی ایران»، هنر موسیقی، شماره‌ی ۱۴۲: ۱۱-۸٫

مسعودیه، محمدتقی
۱۳۶۵ مبانی اتنوموزیکولوژی (موسیقی‌شناسی تطبیقی)، تهران: سروش.

۱۳۷۶ ردیف آوازی موسیقی سنتی ایران به روایت محمود کریمی: آوانویسی و تجزیه وتحلیل، تهران: انجمن موسیقی ایران با همکاری ماهور.

Talaei, Daryoush
۲۰۱۵ “The Musical Language Elements of Persian Musical Language: Modes, Rhythm and Syntax”, Kimia-ye-Honar Quarterly, vol. 3, no. 11: 5.

Mohsen, Hajarian
۱۹۹۶ “Book Review”, Iranian Music Newsletter, Vol. 1, No. 1: 6.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

زیستن با هنر سلوکی عاشقانه (I)

من در یکم شهریور ماه سال هزار و سیصد و چهل و شش در فراهان متولد شدم. در همان سالهای کودکی به اقتضای شغل مرحوم پدرم به تهران مهاجرت کردیم. سال های دوران تحصیل ابتدایی را در تهران و در مدرسه جیحون گذراندم. مقارن با روزهای انقلاب پنجاه و هفت در کرج ساکن شدیم. عضویت در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در سال های قبل از انقلاب، تأثیر بسیاری درعلاقه من به هنر، خاصه ادبیات و موسیقی گذاشت و هم اکنون نیز مصرانه به همان علایق دوران کودکی می پردازم. دوران نوجوانی من و هم نسلان من مصادف بود با سال هایی که تنگناها و شرایط اجتماعی مانع از آموختن موسیقی بود و انتخاب شغلی به عنوان یک موسیقی دان، برایم غیرممکن و غیر قابل تصور بود، زیرا نه آموزگاری در موسیقی می شناختم و نیز امکان حضور در هنرستان یا دانشکده موسیقی میسر نبود. ولی این شانس را پیدا کردم تا در دوران نوجوانی ارتباط دوستی نزدیکی با نویسندگان بزرگی همچون محمود دولت آبادی، علی اشرف درویشیان، پرویز بابایی، هوشنگ گلشیری، رضا عابد و…. پیدا کنم.

مروری بر آلبوم «پرتره‌ی آهنگساز در جوانی»

«پرتره‌ی آهنگساز در جوانی» گذشته از هر چیز، حتا گذشته از مرور تاریخچه‌ی زندگی هنرمند، خبر از برآمدن یک آهنگساز می‌دهد و می‌گوید اگر سرگذشت آهنگسازش به همین منوال پیش برود که از ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۵ رفته (تاریخ قطعه‌های آلبوم)، در آینده از «امین شریفی» آوازه‌ای بلند خواهیم شنید.

از روزهای گذشته…

پرواز سیمرغ

پرواز سیمرغ

دیروز در برنامه مخصوصی که برای خبرنگاران موسیقی برگزار شد، برای اولین بار شاهد اجرای ارکستر بزرگ سیمرغ بودیم. ارکستر سیمرغ با حدود ۴۰ نوانده در حال حاضر بزرگترین ارکستر سازهای ایران کشور است و میرود تا در روزهای آینده پس از ماه ها تمرین پروژه بزرگ خود را به روی صحنه ببرد. نوازندگان این ارکستر با میانگین سنی ۲۵ سال، جوانانی با توانایی های بالای نوازندگی و از بهترین های امروز موسیقی ایران زمین هستند.
درباره “پرنده های شهر من” (I)

درباره “پرنده های شهر من” (I)

حمیدرضا* ١٢ سال داشت که به کلاس تئوری من آمد. پسری کم حرف و خجالتی ولی با شوری درونی که هرگاه زبان می گشاد، این شوریدگی بر ملا می شد. در گیر و دار ورود به هنرستان موسیقی بود و ساز ویلن کلاسیک می زد. با ورود به هنرستان موسیقی سوره، کمانچه را انتخاب کرد و گرایشات موسیقی اش به موسیقی ایرانی بیشتر و بیشتر شد.
تحلیلی بر کتاب‌شناسی‌های موسیقی در ایران (VII)

تحلیلی بر کتاب‌شناسی‌های موسیقی در ایران (VII)

[۴] و [۵] در توضیح معیار انتخاب میان انبوه منابع قابل بررسی نوشته‌ای از ایرج افشار را نقل کرده‌اند که وی در مقدمه‌ی جلد چهارم کتاب «فهرست مقالات فارسی» (۱۰) نوشته است: «در تدوین این فهرست هیچ نوع تمییزی را بین مقالات جایز ندانسته‌ام یعنی آنها را سبک سنگین نکرده‌ام. این کار محقق و مصنف صاحب تشخیص است که مقالات محققانه و عمیق را با طبع سلیم و بینش انتقادی از نوشته‌های پست جدا سازد. فهرست‌نگار را با نیک و بد نوشته‌ها کاری نیست، نخواسته‌ام این فهرست جنبه‌ی گزیده و انتقادی داشته باشد.» (۱۱) و بدین ترتیب مدعی شده‌اند که صافی‌ای را برای بر گزیدن مقالات اعمال نکرده‌اند الا مرتبط بودن با موضوع موسیقی.
اشتوکهاوزن: موسیقی می بایست دریافت حسی شود

اشتوکهاوزن: موسیقی می بایست دریافت حسی شود

آنچه را که به آن واقعیت بخشیدم و به وجود آوردم، موجودیت پیدا کرده. بنابراین من سؤالی را مطرح نمی کنم. من تجربه کرده ام که بسیاری از انسان ها مثل خودم «نفس» می کشند. اصلاً قرار نیست که موسیقی چیزی را «تعیین» کند، بلکه موسیقی می بایست دریافت حسی شود.
تأثیر موسیقی ایران در موسیقی عهد اسلامی (III)

تأثیر موسیقی ایران در موسیقی عهد اسلامی (III)

صفوان جمحی از پدر خود نقل می‌کند: که چون معاویه ابن ابی سفیان کاخ خود را برپا کرد، بناها و هنرمندان ایرانی را به کار وادار کرد. آنها نیز قصر او را با گچ و آجر ساختند و هنگام کار نغمه پارسی و ایرانی ترنم می‌کردند. سعید ابن مسجح همه روزه برای آموختن نغمات ایرانی نزد ابن بنایان و کارگران رفته و لحن تازه‌ای‌می‌آموخت و هر آوازی را که می‌پسندید به عربی نقل کرده موافق آن شعر می‌سرود.
درباره «سلوک» (II)

درباره «سلوک» (II)

در انتخابِ سازها در این اثر، غیر از نقشِ رنگ آمیزی و محدوده ی صوتی و تکنیک های خاصِ هر ساز، نقشِ ایجادِ بافت و چندصدایی به طورِ جدی مدِنظر بوده است. به این ترتیب، مسأله ی تنظیمِ قطعات، از دیگر مواردی بوده که آهنگساز در آن جسارت به خرج داده است؛ چرا که در قریب به اتفاقِ نمونه های موجود از موسیقیِ حوزه ی ایرانی-عربی-ترکی که مبتنی بر پایه های موسیقیِ قدیم هستند، اجراها به صورت هتروفونیک هستند؛ یعنی تمامِ سازها و آواز ملدی واحدی را، البته هر کدام به سلیقه خود و با ظرایفِ ویژه اجرا می کنند. اما این که چند خطِ ملدیک بر روی هم و به موازاتِ هم حرکت کنند در قدیم معمول نبوده است.
وداع با موسیقی آوانگارد (I)

وداع با موسیقی آوانگارد (I)

«۷ سال پیش، سال ۱۹۶۶، داشتم برای کتابم، “گوناگونی بی نهایت موسیقی” (infinite variety of music)، مقدمه مینوشتم؛ این دوران برای من دوران ضعیفی از لحاظ موسیقی در قرن ما بود، به واقع ضعیف ترین دورانی که در زندگی تجربه کردم.» برنشتاین با این مقدمه سخنرانی خود را در مورد موسیقی آوانگارد و سریال شروع می کند و به جایی می رسد که می گوید: «چند سال قبل در مقدمه ای نوشته بودم، من امروز موسیقی های پاپ و راک را بیشتر از موسیقی های استادان موسیقی آوانگارد می پسندم، هرچند امکان دارد چند سال دیگر از این گفته پشیمان شوم؛ ولی امروز وقتی می بینم آهنگسازان آوانگارد تغییر مسیر داده اند و باز به موسیقی تنال برگشته اند، می فهمم پیش بینی ام درست بوده و استادان این مکتب به مسدود بودن این راه با تغییر مسیرشان اعتراف کرده اند. یک نوع نئوکلاسیسیم روی داده که باعث بوجود آمدن هوایی تازه شده است. دلیل این اتفاق کشف دوباره تنالیته است (نقل به مضمون از سخنرانی لئوناردو برنشتاین در تاریخ ۱۹۷۳ در دانشگاه هاروارد با عنوان «شعر زمین»)
تئوری نوین بر مبنای آفرینش مدال موسیقی ایران (V)

تئوری نوین بر مبنای آفرینش مدال موسیقی ایران (V)

۱- همانطور که در مثال ۹ دیده می شود، کنترمد دارای ۷ درجه می باشد. دقیقا مانند مد که هفتمین درجه آن به “تونیک مد” ختم می شود، دقت کنید: درجه هفتم کنترمد، همان درجه اول مد اصلی است. درجات به ترتیب از “زیر به بم” شمرده می شوند. البته من به درجه اول مد، در تئوری نوین خود، لقب نوت “مدیک” (modique) را داده ام.
گفتگو با فیلیپ میرس (I)

گفتگو با فیلیپ میرس (I)

این مسئله برای من اهمیتی ندارد. من احساساتم را درباره موسیقی با نسبت آهنگ ها به هورن فرانسوی مدیریت نمی کنم. یکی از قطعه های مورد علاقه ام «دیورتیمنتو برای سازهای زهی» (Divertimento for Strings) ساخته بارتوک (Bartok) است. این قطعه، ساز هورن را شامل نمی شود! فکر می کنم که این یک قطعه عالیست. باور کنید که در نظر گرفتن موسیقی با توجه به سازی که می نوازید فقط آن را محدود می کند. اما درباره آهنگ سازانی که از نظر من حرفی برای گفتن دارند باید بگویم که من با موزار و برامس احساس هم سلیقگی می کنم.
تکنیک های نی و محدودیت های آن (III)

تکنیک های نی و محدودیت های آن (III)

اصل کلی در مورد تاثیر گرما در اجسام چوبی این است که باعث انبساط می شود. در مورد نی هنگامی که نوازنده مدت زمانی که به طور مداوم در نی می دمد، گرما و رطوبت هوای خارج شده از دهان، نی را گرم و مرطوب می کند. حال اگر بخواهیم اصل کلی را که بیان شد در مورد نی در نظر بگیریم، باید نتیجه بگیریم، گرما باعث انبساط نی شده و کوک آن را بم می کند. در حالیکه چنین نیست و هر چه نی از این نظر گرم تر و مرطوب تر شود کوک آن زیرتر میشود. به نظر می رسد این حالت در نتیجه امکان حرکت راحت تر و سریع تر مولکولهای هوا در سطح داخلی نی، بواسطه گرما و رطوبت ایجاد شده، میباشد.