گوستاوو دودامِل، چهره کاریزماتیکِ اِل سیتما

چهره کاریزماتیکِ اِل سیتما، گوستاوو دودامِل (Gustavo Dudamel) نام دارد. ستاره ای واقعی در کشورش (هر چند او این اصطلاح را نمی پسندد در حالی که از محبوبیت بسیار زیادی برخوردار است)، این رهبر ارکستر در سال ۱۹۸۱ متولد شده است و امروزه جز یکی از موسیقی دان های برجسته کلاسیک به شمار می رود.

گوستاوو دودامِل اولین رهبر اُرکستر زاییده اِل سیستما است. دودامِل خود به تنهایی مظهر موفقیت اِل سیستما است. او در شهر بارکیسیمِتو (Barquisimeto) از پدری نوازنده ترومبون و مادری معلم آواز، متولد شد.

گوستاوو در سن پنج سالگی به عنوان ویولونیست وارد شبکه اِل سیستما شد. از سال ۱۹۹۵ یادگیری رهبری ارکستر را زیر نظر رودولفو سَگلیمبِنی (Rodolfo Saglimbeni)، رهبر ارکستر ونزوئلایی، و سپس آنتونیو آبرئو آغاز کرد. چهار سال بعد و در سن ۱۸ سالگی، به سمت مدیر موسیقی اُرکستر سمفونیک سیمون بولیوار (l’Orchestre symphonique Simón Bolívar) نامیده شد. از آن زمان تا کنون رهبری اُرکستر سیمون بولیوار بر عهده اوست. این اُرکستر یکی از مهم ترین شاخه های اِل سیستماست که در سال ۲۰۰۷ با اجرا در سالن کارنژیِ (Le Carnegie Hall) منهَتَن و سالن رویال آلبرتِ (Le Royal Albert Hall) لندن با رهبری دودامل، به طور رسمی پا به عرصه هنری بین المللی گذاشت. برنامه سالن رویال آلبرت لندن در چهارچوب کنسرت های فصل تابستان پروم (les Henry Wood Promenade Concerts) برگزار و به صورت مستقیم نیز از شبکه BBC پخش شد. اجرای ارکستر جوانان با استقبال پرشور مخاطبان و تشویق و تحسین منتقدان همراه شد.

در سال ۲۰۰۳ سِر سیمون راتِل (Sir Simon Rattle )، رهبر بریتانیایی ارکستر فیلارمونیک برلین، متوجه استعداد بی نظیر او شد و گوستاوو را به عنوان دستیار خود برگزید. او موفق به دریافت جایزه های بسیاری از جمله جایزه رهبری گوستاو مالِر (Prix de Direction Gustav Mahler) در سال ۲۰۰۴ گردید. پس از دریافت این جایزه زندگی حرفه ای او با جهش درخشانی روبرو شد و در سال ۲۰۰۵ با کمپانی دویچه گرامافون (Deutsche Grammophon ) برای ضبط و انتشار اولین آلبومش، سمفونی ۵ و ۷ بتهوون (Beethoven Symphonies 5 & 7) قرارداد انحصاری امضا کرد. گوستاوو در سال ۲۰۰۷ جایگزین نیمه یِروی (Neeme Järvi) و رهبر ارکستر سمفونیک گوتنبرگ (سوئد) گردید.

دودامِل توسط ارکسترهای سمفونیک بسیار مشهور که به شهرت خود می نازند، از جمله ارکستر فیلارمونیک وین، برلین و آمستردام دعوت شده است؛ او نهایتا در سال ۲۰۰۹ رهبری ارکستر فیلارمونیک لس آنجلس را بر عهده گرفت و جانشین اِسا-پِکا سالونِن (Esa-Pekka Salonen)، رهبر خارق العاده فنلاندی شد… این که سرنوشت موسیقایی شهری از ایالت کالیفرنیا که جمعیت لاتین-آمریکایی آن چندان هم کم نیست، بر عهده یک ونزوئلایی باشد، سمبل کَمی نیست.

Audio File بخشی از تمرین دودامل را با ارکستر سمفونیک ببینید.


بزرگ ترین ارکسترها مرتب او را دعوت می نمایند و به عنوان نامزد بالقوه مدیر موسیقی خود از وی نام می برند. اما گوستاوو تصمیم گرفته است که در کالیفرنیا ریشه بدواند. او از سال ۲۰۰۹ ارکستر فیلارمونیک لس آنجلس را رهبری می کند. دِبورا بُردا (Deborah Borda)، رییس این ارکستر، درباره او چنین می گوید: “او فردی با استعداد است، از آن نمونه هایی که هر صد سال یک بار ظاهر می شود. گوستاوو در ابتدا به عنوان رهبر مدعو به لس آنجلس آمد. اما بی درنگ کیمیای ِحیرت انگیزی در شیوه برقراری ارتباط و فهم دیگری بین او و ارکستر و سپس بین او و طرفدارانش به وجود آمد.”
منابع
francemusique.fr
telerama.fr

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مرور آلبوم «باغ بی برگی»

زبان اصالت برای مدرنیست‌ها یا آهنگسازان «موسیقی معاصر» ما معادل منطق زبانی است. عمدتاً گنجینه‌ی از پیش موجود دستگاهی را می‌کاوند تا بخشی از منطقش را در بستری آشنازدایی‌شده به‌کارگیرند و موسیقی به‌راستی پیشرو بیافرینند. برای بعضی (که بیشتر در خارج از ایران کار و زندگی می‌کنند) همین برداشت ماده‌ی اولیه کافی است. ماده‌ای که برداشته‌اند یا منطقی که ترکیب کرده‌اند به‌قدر کافی ناآشنا هست که «مدرن» بنماید. اما برخی دیگر از این پله فراتر می‌روند. درک و جذب منطق زبانی و توان تکلم با آن ولو با کلماتی که از آنِ همان زبان نیست، هدفشان می‌شود (گرچه گاه ناخودآگاه). آنها در پی چیرگی نوآورانه بر منطق کهن و تصعید آن به جهانی نو هستند.

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (XIII)

به همین ترتیب مثال های زیر را مشاهده کنید و سعی کنید جملات تاثیر گرفته از ردیف را مقایسه کنید. قطعۀ «پیش درآمد نغمه» در دستگاه چهارگاه و گوشۀ زنگ شتر از ردیف میرزا عبدالله.

از روزهای گذشته…

فرج نژاد: جواب مثبتی از نامه گرفته ایم

فرج نژاد: جواب مثبتی از نامه گرفته ایم

نوشته که پیش رو دارید گفتگویی است با میدیا فرج نژاد آهنگساز و نوازنده درباره انتقادات اخیر گروهی از موسیقیدانان به فعالیت های خانه موسیقی و جشنواره فجر، این گفتگو در برنامه نیستان در شبکه فرهنگ انجام شده است.
عرض اندام دوباره حفظ و اشاعه ای ها (I)

عرض اندام دوباره حفظ و اشاعه ای ها (I)

برنامه چهارم از مجموعه برنامه های در مکتب هنرمندان که به همت فرهنگستان هنر برگزار می گردد، به بزرگداشت داریوش طلایی نوازنده چیره دست تار و سه تار، ردیف دان، محقق و مولف موسیقی اختصاص داشت.
نوازنده و تمرین (IX)

نوازنده و تمرین (IX)

همانطور که پیش تر در قسمت های یکم وهشتم این مقالات ذکر شد، روش “تمرین و استراحت” مبتنی بر بهره گیری از کوچکترین فرصت های روزانه برای تمرین نمودن و تقسیم کردن تمرین روزانه به بخش های مختلف و مجزا است.
فلیپ جاروسکی، مردی با صدای زنانه (III)

فلیپ جاروسکی، مردی با صدای زنانه (III)

سبک جدید اپرای رمانتیک که در اوایل قرن نوزدهم توسط آهنگسازانی مانند روسینی تکمیل شد کار کاستراتو ها را کساد کرد (در واقع در این زمان بود که گرایش به نمایش اندام های مردانه نیز بروز پیدا کرد.) اما با این حال در سال ۱۹۰۳ بود که واتیکان استفاده از کاستراتو ها را ممنوع اعلام کرد. با این وجود، این بت های صدمه دیده و مردان معیوبِ قلمرو هنر همچنان ذهن جمعی بشر را به تسخیر خود در آورده اند.
تاکول و شکوه هورن (II)

تاکول و شکوه هورن (II)

بری در سال ۱۹۶۲ ارکستری ۳ نفره با برنتن لنگبین (ویولون نواز) و مورین جونز (پیانو نواز) برای اجرای تریوی هورن که دان بنکز ساخته بود به سفارش جشنواره ادینبورگ تشکیل داد. این ارکستر ۳ نفره تا قبل از مرگ برنتن لنگبین به کار اجرا در اروپا، آسیا و استرالیا پرداختند. آن ها تریوی بنکز، تریوی بِرهمز و ۴ قطعه کوچکِ شارل کوشلین را برای شرکت تیودر ضبط کردند. بری همچنین گروه کوئینتِت بادی را نیز پایه گذاری کرد که کنسرت-های زیادی را در سطح بین المللی اجرا کردند.
منصوری: تا امروز اسپانسری نداشتیم

منصوری: تا امروز اسپانسری نداشتیم

قطعا ولی فعلا ما یک سری مشکلات داریم. می دانید که ما اگر بخواهیم یک اپرای کامل را با تمام ابعادش روی صحنه ببریم به خاطر مشکلات دکور، مشکلات لباس، جای تمرین و این قبیل مشکلات که داریم چه پروژه سنگینی است. اگر یک سری مساعدتها بشود، امیدوار هستیم اپراهای زیادی را روی صحنه ببریم. در حقیقت ما به سازمانی نیاز داریم که همه چیز را به صورت مستقل مدیریت کند و ما، درگیری هایی به غیر از درگیری موسیقی نداشته باشیم. مثلا آرا کاراپتیان وقتی بخواهد کار خوانندگی را انجام دهد، فقط درگیری خوانندگی را داشته باشد یا من که کار ارکستر و رهبری اپرا را انجام می دهم، دیگر درگیری خارج از برنامه نداشته باشم که مثلا من امروز جای تمرینم کجاست یا مثلا فردا چه جور تمرین کنیم یا مثلا این هزینه لباس و دکور را چکار کنیم.

ارکستر کوبه ای «آوای نایریکا» در ارسباران به روی صحنه می رود

ارکستر کوبه ای «آوای نایریکا» در ارسباران به روی صحنه می رود

ارکستر کوبه ای «آوای نایریکا» به رهبری مینو رضایی روز پنجشنبه بیست و دوم تیرماه ۹۶ در فرهنگسرای ارسباران قطعاتی از ایشان را اجرا خواهد نمود‌. این ارکستر متشکل از ۴۰ بانوی نوازنده می باشد که در بهمن ماه ۱۳۸۷ توسط مینو رضایی تاسیس و در سال ۱۳۸۹ به ثبت رسیده است.
پرتو: نمیگذارم شاگردانم به من وابسته باشند

پرتو: نمیگذارم شاگردانم به من وابسته باشند

با توجه به اینکه شما نخستین بانوی پیانیستی هستید که موسیقی ملی را با این ساز می نوازید، هدفتان از ترویج این شیوه در بین شاگردانتان که در کنار موسیقی کلاسیک (غربی) ایرانی هم بنوازند چیست؟ و به نظر شما این عامل چه قدر در شناخت موسیقی خودمان به نسل بعد تاثیر گذار است؟
کشته از بس که فزون است کفن نتوان کرد (III)

کشته از بس که فزون است کفن نتوان کرد (III)

ترکیبات و افعال نامناسب در خصوص جنبه‌های مختلف موسیقایی. اگرچه نام شخصی به عنوان مصحح متن (سعید موغانلی) در شناسنامۀ کتاب آمده است و در مقدمۀ مترجم نیز از احمد پوری تشکر شده «که با توصیه‌هایی به روانی متن این اثر یاری رساندند» ولی ویرایش متن به شدت لازم و ضروری بوده است. برای نمونه در متن کتاب این نمونه‌ها را می‌خوانیم: «پس از مدتی زدن تار را آغاز کرد. او کمانچه را رها کرد و به زدن تار آغاز نمود.» (ص ۸۳، ۸۴)، «با حافظه‌ای کم‌نظیر مثالی جاندار است.» (ص ۱۶۲)، «کدر و اندوه افاده شده در صدای خوانندگان» (ص ۲۲۸)، «از تار قربان پریموف سهولت، بداهت، سربستی، غنا، تکنیک و لیریزم عمیق و نجیبانه به گوش می‌رسید.» (ص ۳۲۲)، «خمیرۀ این آدم با موسیقی‌ور آمده بود.» (ص ۳۴۹)، «او در پی نوآوری و ارتقاء به بالاترین قله‌های موسیقی علمی می‌زیست» (ص ۵۰۱).
دلاور سهند (II)

دلاور سهند (II)

پیشاپیش باید گفت که موضوعی قهرمانی را به این شکل گزاف، «سانتی مانتالیزه» کردن و در پیچ‌ و خم کلیشه‌های تآتری گردانیدن نوعی‌ نقض غرض است. پرداختن بخش اعظم لیبرتو به عشق پنهان بابک به رخسانه، به حسد زنانه‌ی آذر به رخسانه، به هوس شهوی ماهیار به رخسانه و بالاخره‌ به انتقام خصوصی ماهیار از بابک، دیگر مجالی برای برجسته ساختن نقش‌ انقلابی و مبارزاتی بابک -که در چنین ایرانی باید هدف اصلی باشد- بجای‌ نمیگذارد و از همین جا است که روابط غیرمنطقی میان پرسوناژها جان‌ میگیرد.