واثقی: کار در ایران را دوست دارم

اسماعیل واثقی
اسماعیل واثقی
ارکستر ملی ایران با رهبری اسماعیل واثقی ۲۹ مردادماه در تالار وحدت به روی صحنه رفت. در این اجرا علی عابدین، کاوان کریمی و صبا طبخی به عنوان تکنواز و امیرمحمد تفتی به عنوان خواننده در تالار وحدت به اجرا پرداختند. در این برنامه مجموعه ای از آثار اسماعیل واثقی به اجرا گذاشته شد که پیش از انقلاب با صدای سیما مافیها بر اساس ملودی هایی از عارف و شیدا خاطره انگیز شده بود.

در بخش سازی برنامه «چهار مضراب برای دو سنتور و ارکستر» به آهنگسازی اسماعیل واثقی و تک نوازی سنتورعلی عابدین و کاوان کریمی (که پیشتر با ارکستر صبا به رهبری حسین دهلوی اجرا و ضبط شده بود و در مستند «باد صبا» مورد استفاده قرار گرفته بود) و «فانتزی برای و ارکستر» به آهنگسازی اسماعیل واثقی و تک نوازی تار صبا طبخی به اجرا در آمد. نوازندگان میهمان این کنسرت پوریا شیوا فرد نوازنده نی و علیرضا دریایی نوازنده کمانچه بودند.

گفتگویی با اسماعیل واثقی، رهبر میهمان ارکستر ملی داشته ایم که در ادامه می خوانید:
پیش از رهبری ارکستر ملی آیا سابقه رهبری ارکستر داشته اید؟
بله، البته کارهای سبک مثل ضبط موسیقی فیلم. کار من در استودیو بوده و سالهاست که ارکستر را در استودیو برای ضبط موسیقی فیلم هدایت می کنم.

این آثار را خودتان می سازید یا ساخته دیگران است؟
این آثار موسیقی فیلم های آهنگسازان اتریشی است که من ضبط آنها را به عهده دارم. من زمانی که تحصیل کردم، رهبری ارکستر را جدی گرفتم و برای آن به صورت مجزا دوره گذراندم؛ برخلاف کسانی که در ایران به صورت ذوقی رهبر می کنند.

مدرک شما آهنگسازی بوده؟
بله ولی درس رهبری هم داشتیم و ضمن آن من استاد اتریشی در رهبری ارکستر داشتم.

از این فرصت استفاده کنم و در مورد کاری که چند سال پیش با استاد بیژن خادم میثاق اجرا کردید اطلاعاتی بگیرم؛ در مورد این اثر توضیح بفرمایید.
یک دوبل کنسرتوی مشکل آقای طالب خان شهیدی ساخته بودند که این اثر را به اتفاق آقای خادم میثاق اجرا کردیم. من به ایشان گفتم خوب است این اثر در ایران هم اجرا شود ولی اعتقاد داشت با این کیفیت نمی شود در ایران اجرا کنیم. البته من می دانم که در ایران نوازنده های خوبی هستند. هرچند من خودم آمادگی آن کنسرت را امروز ندارم چون مدتی است که به دلیل مشغله های آهنگسازی، وقت تمرین زیادی نداشته ام ولی اگر فرصتی برای اجرای این اثر فراهم شود و نوازندگان خوبی هم پیدا شوند از اجرای این اثر استقبال خواهم کرد.

من سالها پیش از طریقی دنبال پارتیتورهای شما روی آثار عارف و شیدا بودم و شنیدم که گفته بودید این آثار گم شده؛ چطور شد که پیدا شد؟
بعضی از آنها را از این طرف و آن طرف جمع کردم، بعضی هم اصلا پیدا نشد و دوباره نوشتم. سعی کردم به دلیل نوستالژی آن آلبوم تا حد امکان به همان تنظیم قبلی وفادار باشم ولی تا حدی هم در کار تغییرات جزئی دادم.

چرا تکنوازی سه تار را به بخش سازهای مضرابی دادید؟ این کار به ظرافت اثر ضربه نمی زند؟
این پیشنهاد همکاران ما در ارکستر ملی بود، هرچند من هم موافق نبودم ولی گفتند خوب نیست نوازندگان مضرابی مدت زیادی روی صحنه بیکار باشند. بالاخره وقتی که بخواهیم کاری انجام شود این اختلاف نظر ها هم پیش می آید ولی من به خاطر اینکه علاقه به کار در ایران دارم سخت گیری نمی کنم چون می بینم توانایی هایی دارم که خیلی ها ندارند و حیف است که استفاده نشود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر کنسرت «پنجگاه»

گذارِ «نقش» از آغاز، که خود را گروه موسیقی دستگاهی می‌نامید، تا امروز، که به «پنجگاه» رسیده، در نزدیک به ده سال فعالیتِ مداومش شاخصه‌هایی در ذهن شنوندگان پیگیر موسیقی کلاسیک ایرانی به جا گذاشته است: اولویت دادن به دغدغه‌های موسیقی‌شناختی در فرایند آهنگسازی، بهره‌گیری از پتانسیل‌های موسیقی قدیم ایران پیرو آموزه‌هایی که نخستین بار در آلبوم «سرخانه» به عمل درآمد و در عین حال بهره‌مندی از عناصر موسیقی قاجاری، دقت در گزینش کلام و الگوبرداری از قالب‌های شعری مانند مستزاد در تجربه‌های پیشین یا مخمس در «پنجگاه» و…

میراث منگوری (III)

وقتی «ریچارد ریکو استوور» در سن ۷۳ سالگی (۳ فوریه) بر اثر سرطان در ایالت واشنگتن (ایالت متحده آمریکا) درگذشت، گیتار کلاسیک جهان چهره مهم دیگری را از دست داد. ریکو، مشهورترین فردی است که تمام زندگی خود را وقف مطالعه و ترویج زندگی و آثار آهنگساز و گیتاریست پاراگوئه ایی، «آگوستین باریوس» کرده بود. او نه تنها زندگی نامه ی قطعی، «شش پرتوی نقره ای ماه»، (زندگی و بارهای آگوستین باریوس منگوره) را نوشت، همچنین بیش از هر شخص دیگری مسئولیت پخش گسترده موسیقی باریوس را برای گیتاریست ها به عهده داشت.

از روزهای گذشته…

موسیقی شناسی فمنیستی (IV)

موسیقی شناسی فمنیستی (IV)

در آغاز، موسیقی شناسان فمینیست کوشیدند تا تاریخ اخراج زنان از جهان موسیقی را تهیه کنند. آنها روشن کردند در یونان باستان زنانی که به موسیقی اشتغال داشتند برده یا روسپی بودند. در کلیسای کاتولیک تا سده ی چهارم، زنان در کنار مردان در خواندن آوازهای دینی حضور داشتند و در پایان آن سده بود که از شرکت در موسیقی دینی منع شدند. حکم پولس رسول در «رساله ی اول قرنتیان» که «زنان شما در کلیساها خاموش باشند زیرا که ایشان را حرف زدن جایز نیست بلکه اطاعت نمودن، چنانکه تورات نیز می گوید» دلیل این ممنوعیت قلمداد شد. اما در اواخر نخستین هزاره در کلیسای ارتدکس زنان در موسیقی دینی نقش یافتند و زنی به نام کاسیا (متولد ۸۱۰) آهنگ سازی مشهور در این زمینه شد.
درویش خان در گذار تمدن (I)

درویش خان در گذار تمدن (I)

غلامحسین درویش معروف به درویش خان، بخشی از زندگی خود را در روند دگردیسی یک تمدن گذراند و شاهد دو دوره ی تاریخی ایران- قاجار و پهلوی – بوده است. مشروطه از او انسان دیگری ساخت و زخمه هایش بر تار آهنگی دیگر گرفت. او در میانه های دوره ی قاجار در اولین سال سلطنت ناصرالدین میرزا در سال ۱۲۵۱ به دنیا آمد، با جنبش مشروطه به اوج رسید و به هنگام صدور فرمان تاریخی مشروطه و هم زمان با پیروزی و جشن و پایکوبی مردم، استادی بی مانند شده بود.
قصر هنر های ملکه سوفیا

قصر هنر های ملکه سوفیا

قصر هنر های ملکه سوفیا (El Palau de les Arts Reina Sofía) خانه اپرا و مرکزی فرهنگی است در والنسیای اسپانیا. سالن تئاترآنجا در ۸ اکتبر ۲۰۰۵ بازگشایی شد. اولین اپرایی که آنجا اجرا شد، Fidelio اثر بتهوون بود که در ۲۵ اکنبر ۲۰۰۵ به روی سن رفت. هلگا اشمیت (Helga Schmidt) مدیر امور اداری کمپانی می باشد که او پیش از آن این سمت در خانه اپرای رویال لندن از سال ۱۹۷۳ تا ۱۹۸۱ مسئولیت داشت. اشمیت چندی از هنرمندان مشهور را جذب کرد تا به قصر ملکه سوفیا بپیوندند.
گزارش جلسه ی رونمایی از آلبوم «عشیران» (II)

گزارش جلسه ی رونمایی از آلبوم «عشیران» (II)

بابک خضرائی: سلام دوستان عزیز. خیلی خوشحالم که در این جمع کوچک، ولی خیلی هنرمند و اهل فکر، هستم. فکر می کنم گروهی از بهترین موسیقیدانان نسل میانی ما، که در واقع بدنه ی اصلی جامعه ی موسیقی ایران در امر آموزش و اجرا را تشکیل می دهند و پیش می برند، اینجا حضور دارند. اگر چند نفر دیگر هم بودند، واقعاَ می شد گفت که بدنه ی اصلی این نسل را اینجا داشتیم. به‌هرحال، تبریک می گویم به همه ی دوستان عزیز و جامعه ی موسیقی و به خصوص دو دوست عزیزم، سعید کردمافی و علی کاظمی، که پیوندشان از یک نظر برای من بسیار خجسته است؛ و آن اینکه این دو هم موسیقیدان هستند و هم موسیقی شناس. کمتر این دو ویژگی در یک نفر جمع می شود. نیازی به توضیح نیست که ممکن است مربوط به کارکردِ به نیمکره ی چپ و راست باشد یا هر چیز دیگر. این دو ویژگی به نحو ممتاز کمتر در یک نفر جمع می شود. البته حتماَ افراد دیگری هم هستند، اما به خصوص این دو عزیز برای من خیلی ستودنی اند؛ چراکه کارشان خیلی متفکرانه است، همچنین از ویرتوئوزیته ی کافی و ذوق برخوردارند.
سهیلی: تهیه کننده باید به کارشناس مراجعه کند

سهیلی: تهیه کننده باید به کارشناس مراجعه کند

نوشته که پیش رو دارید گفتگویی است با محسن سهیلی، تهیه‌کننده موسیقی و سرمایه گذار کنسرت «بگو کجایی» که قرار است ۹ شهریور ماه سال جاری در برج میلاد به روی صحنه برود؛ این گفتگو در برنامه نیستان در شبکه فرهنگ انجام شده است.
درباره‌ی پتریس وسکس (II)

درباره‌ی پتریس وسکس (II)

موسیقی لتونی تاریخ طولانیی ندارد. این موسیقی به دهه‌ی هفتاد قرن اخیر باز می‌گردد زمانی که یکی از معلم‌های آموزش‌دیده‌ی اصیل لتونیایی به نام جنیس چیمز (Janis Cimze 1814 – 1881) مجموعه‌ای به نام سیزمه روتا (Dziesmu Rota) که آهنگ‌ها و قطعات زیبایی برای کر بودند منتشر کرد. چهار جلد از هشت جلد این مجموعه لکو پوکز (Lauku Pukes) نخستین آهنگ‌های محلیِ تنظیم شده بودند. آهنگ‌های محلی لتونی تنظیم شده برای کر اهمیت زیادی دارند. این موضوع برای دانش‌آموزان سیزما در سمینار معلم‌ها در والکا -از شهر‌های شمالی کشور لتونی- شروع شد و تا امروز ادامه دارد. این تنظیم نشانه‌ای از معنویت و هویت موسیقی لتونی بود.
مروری بر کنسرت «چند‌شب سنتور»

مروری بر کنسرت «چند‌شب سنتور»

دو شب کنسرت، شش سنتورنواز، ۱۲۰ دقیقه موسیقی، از مجموعه کنسرت‌های «چند شب» که شبی پس از شصت و سومین زادروز پرویز مشکاتیان در تالار رودکی اجرا شد، بیشتر از هر وقت دیگری مساله‌ی جریان اصلی را به رخ می‌کشید و به یاد می‌آورد که امروزه عیار آفرینش برای سنتور غالبا به نسبت سنتورنوازها با نوعی جریان اصلی برمی‌گردد.
بیایید موسیقی بسازیم (III)

بیایید موسیقی بسازیم (III)

در دو نوشته قبل مشاهده کردیم که چگونه می توان با ارائه طرح هارمونی در قالب بلوک های چهارتایی قدمهایی برای آهنگسازی برداشت. همچنین دیدم که چگونه از همین روش می توان برای انجام مدولاسیون استفاده کرد. در این نوشته قصد داریم ۸ میزان دیگر روی گام جدید بنویسیم، سپس به گام اولیه – سل ماژور – بازگردیم.
موسیقی کریسمس (III)

موسیقی کریسمس (III)

این سرودها از قرن ها پیش شنیده میشدند و قدیمی ترین آن ها نیز سرود وکسفورد (Wexford Carol) است که متعلق به قرن ۱۲ است. جدیدترین آن ها نیز از اواسط تا اواخر قرن نوزدهم به این صورت درآمده است. زادگاه بسیاری از این سرودها کشورهای غیر انگلیسی زبان است، سرودهایی که اغلب موضوعات غیر مسیحی هم دارند اما بعدها با شعرهایی که به آن ها افزوده شد به سرودهای انگلیسی تبدیل شدند. البته این سرودها جدید همیشه هم از متن اصلی ترجمه نمی شدند و برخی نیز از نو نوشته شده اند که تاریخ برخی از آنها به اوایل قرن بیستم باز می گردد.
نگاهی به اپرای مولوی (XX)

نگاهی به اپرای مولوی (XX)

«خون شده ست اندر بر آن خوش درخت شمس را کشته ست آن منحوس بخت» همسر مولوی در گوشه بختیاری می خواند؛ همان گوشه ای که بارها لالایی های مادرانه را در آن شنیده ایم، شاید این گوشه زنانه ترین گوشه در ردیف باشد که به عنوان زمزمه همسر مولوی در سوگ شمس خوانده می شود. البته نباید از نظر دور داشت که آنچنان که تاریخ روایت می کند، سرنوشت شمس تبریزی هیچگاه به طور دقیق مشخص نشده است و کشته شدن شمس به دست متعصبین مذهبی، تنها یک نظریه است و به همین دلیل است که غریب پور در لیبرتو مرگ شمس را در رویای مولوی به تصویر کشیده است.