گروه ریمونز (IV)

به عقیده جانی، اجراهای همراه با بارک که نامش به الویس ریمون (Elvis Ramone) تغییر یافته بود، فاجعه بودند! بارک بعد از دو اجرا اخراج شد زیرا درام نوازی وی به هیچ وجه به کیفیت دیگر اعضای گروه نبود. پس از آن مارکی که الکل را ترک کرده بود، خود به گروه بازگشت. دی دی ریمون بعد از آلبوم “تهی مغز” (Brain Drain) سال ۱۹۸۹ که توسط ری تولید شد گروه را ترک کرد و بیل لازول (Bill Laswell) سولو نواز توانست صاحب نام “شاه دی دی” شود.

کریستوفر جوزف وارد یا س.جی. ریمون (Christopher Joseph Ward) جانشین دی دی شد. سی.جی تا از هم پاشیدگی گروه با آنان بود. اگرچه دی دی همچنان از طریق نوشتن اشعار برای گروه ارتباطش را با آنان حفظ کرد.

سالهای پایانی: ۱۹۹۰-۱۹۹۶
بعد از بیش از یک دهه و نیم کار با شرکت Sire Records، ریمونز برچسب جدیدی را بر گزیدند “Radioactive Records”! اولین آلبوم آنها برای رادیواکتیو در سال ۱۹۹۲ عرضه شد به نام “موندو بیزلرو” (Mondo Bizarro) که آنها را بار دیگر با اد استاسیوم (Ed Stasium) تولید کننده پیوند داد.

آلبوم “خورندگان اسید” (Acid Eaters) یک سال بعد ریکورد و عرضه شد. در سال ۱۹۹۳ ریمونز برای سریال کارتونی “The Simpsons” قسمت پنجم آن (Rosebud) موسیقی ساختند. آهنگ تولدت مبارک (Happy Birthday) را در کارتون “مهمانی برای آقای برنز” (Mr. Burns) صنعتگر، خواندند که انزجار آنان را از این شغل، با کلمات رکیکی که به کار می بردند آشکار کرده است.

در سال ۱۹۹۵ ریمونز آهنگ “خداحافظ دوستم” (¡Adios Amigos) را اجرا کردند و تصمیم داشتند اگر این آلبوم برایشان موفقیتی در برنداشته باشد از یکدیگر جدا شوند. فروش این آلبوم آنچنان زیاد نبود و تنها دو هفته بر روی بیلبوردهای تبلیغاتی و آن هم در رده پائین قرار گرفت. گروه اواخر سال ۱۹۹۵ را در سفری به مناسبت جدایی از یکدیگر سپری کردند، اگرچه آنان پیشنهادی را برای شرکت در ششمین جشنواره لولاپالوزا که سفری به آمریکا در طول تابستان بود را پذیرفتند.

audio file بشنوید قطعه”Adios Amigos” از گروه ریمونز

بعد از آن سفر، ریمونز آخرین اجرای خود را در ۶ آگوست ۱۹۹۶ در قصری در هالیوود اجرا کردند. ضبط آن کنسرت بعدها به صورت ویدیو و سی دی با نام “ما اینجا را ترک می کنیم” (We’re Outta Here!) درآمد که دی دی نیز در آن آخرین اجرا حضور داشت، همچنین آثاری همچون: سر موتوری از لمی (Motörhead’s Lemmy)، پیرل جیم از ادی ودر (Pearl Jam’s Eddie Vedder)، باغ صدا از کریس کورنل (Soundgarden’s Chris Cornell) و رنسید از لارس فردریکسن و تیم آرم استرانگ (Rancid’s Tim Armstrong and Lars Frederiksen) مهمان آنان بودند.

بازماندگان و مردگان
در ۲۰ جولای ۱۹۹۹ دی دی، جانی، جوی، تومی، مارکی و سی.جی در ویرجین مگاستور (Virgin Megastore) در نیویورک برای دادن امضا به طرفدارانشان دور هم جمع شدند. این آخرین باری بود که چهار عضو اصلی گروه با هم دیگر ظاهر می شدند. جوی در سال ۱۹۹۵ مبتلا به سرطان غدد ترشحی شد و در ۱۵ آپریل ۲۰۰۱ در نیویورک از دنیا رفت.

در سال ۲۰۰۲ ریمونز به موزه Rock and Roll Hall of Fame دعوت شدند که دی دی، جانی، تومی و مارکی در آن حضور یافتند. در آن مراسم اعضای باقی مانده گروه به نمایندگی از سایرین سخنرانی کردند. تومی اولین نفری بود که صحبت کرد و بیان کرد که این مراسم تا چه اندازه مایه سرافرازی گروه است و اگر جوی در میان آنها بود چقدر این مراسم برایش با ارزش می بود. جانی از طرفداران گروه تشکر کرد و برای جرج بوش و ریاست جمهوریش آرزوی موفقیت کرد.

دی دی با شوخ طبعی به خودش تبریک گفت و قدردانی کرد در حالی که مارکی از تومی به خاطر تاثیر سبک درام نوازیش سپاس گزاری کرد. آهنگ “روز سبز” (Green Day) در احترام به ریمونز و تلاش برای ادامه دادن راه ریمونز در موسیقی آینده راک ساخته شد. این مراسم آخرین حضور دی دی در عموم بود، دو ماه پس از آن، در ۵ ژوئن ۲۰۰۲ در خانه هالیوود جسد او که از مصرف بالای هروئین از دنیا رفته بود، پیدا شد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تاریخ ادبیات عالمانه در موسیقی (II)

در نوشته‌های فارسی امروزی وقتی حرف از ادبیات و موسیقی به میان می‌آید عادت کرده‌ایم دنبال تحقیقاتی برویم که عمدتاً در پی رد پای اصطلاحات موسیقایی در آثار ادبی به مفهوم هنری آن هستند اما این کتاب از آن نوع نیست. در مقام مقایسه کتاب فلاح‌زاده کم و بیش رویکردی معکوس در پیش می‌گیرد و دگرگونی‌های ادبی متن‌های تخصصی موسیقی را در کانون توجه می‌آورد و تطور زبان آنها را بررسی می‌کند.

پیشنهادی در مورد فواصل زمانی نقطه دار

فواصل زمانی ترکیبی (که فواصل زمانی نقطه دار نوعی از آنها هستند) به واسطه تجمیع چند فاصله زمانی حاصل می شوند. همانند فواصل موسیقایی، فواصل زمانی نیز با هم جمع شده و در این میان، فواصل زمانی نقطه دار به دلیل تاثیر تغییر دهنده “Modifire” «نقطه» شکل می گیرند. به طور کلی تاثیر نقطه را می توان طبق فرمول زیر بیان کرد:

از روزهای گذشته…

مروری بر کنسرت «پنجگاه»

مروری بر کنسرت «پنجگاه»

گذارِ «نقش» از آغاز، که خود را گروه موسیقی دستگاهی می‌نامید، تا امروز، که به «پنجگاه» رسیده، در نزدیک به ده سال فعالیتِ مداومش شاخصه‌هایی در ذهن شنوندگان پیگیر موسیقی کلاسیک ایرانی به جا گذاشته است: اولویت دادن به دغدغه‌های موسیقی‌شناختی در فرایند آهنگسازی، بهره‌گیری از پتانسیل‌های موسیقی قدیم ایران پیرو آموزه‌هایی که نخستین بار در آلبوم «سرخانه» به عمل درآمد و در عین حال بهره‌مندی از عناصر موسیقی قاجاری، دقت در گزینش کلام و الگوبرداری از قالب‌های شعری مانند مستزاد در تجربه‌های پیشین یا مخمس در «پنجگاه» و…
سطحی شنوی (I)

سطحی شنوی (I)

مطلبی که پیش رو دارید نوشته ضیاالدین ناظم پور آهنگساز و نوازنده رباب است که در این شماره اولین قسمت از سلسله مقالات ایشان را خواهید خواند؛ به مرور نوشته های دیگری از این نویسنده، در وب سایت «گفتگوی هارمونیک» انتشار می یابد.
روش سوزوکی (قسمت یازدهم)

روش سوزوکی (قسمت یازدهم)

وقتیکه من در ناگویا (Nagoya) تدریس ویولون را پذیرفتم، پدرکوجی (Koji) در حاماماتسو (Hamamatsu) زندگی میکرد. در اوائل سال ۱۹۳۰ ما به توکیو رفتیم، بعد از مدتی تویودا (Toyoda) با تمام خانواده اش پیش ما آمدند و کوجی خردسال در خانه ما فعالانه شروع به تحصیل کرد. البته او باید نواختن ویولن را تصادفا یاد میگرفت و این موضوع که آیا اصلا او یادگیری ویولن را دوست داشت یا نداشت چندان مورد توجه نبود! دقیقا مثل یادگیری زبان ژاپنی برای بچه های ژاپنی!
نقدی بر هارمونی زوج (I)

نقدی بر هارمونی زوج (I)

چندی پیش مطلبی با عنوان «هارمونی زوج» توسط آقای امیرعلی حنانه در این سایت به انتشار رسید. نقدی بر این نوشته توسط آقای مهدی رضانیا نوازنده سنتور و کارشناس موسیقی از دانشگاه یورک کانادا و کارشناسی ارشد موسیقی در آهنگسازی از دانشگاه یورک کانادا نگاشته شده که به ایمیل سایت و همچنین آقای امیرعلی حنانه رسید و ایشان ضمن استقبال از روی دادن جریان نقد هنری درباب این مسئله، خواستار پیگیری این نقد در شماره های دیگر نوشته هایشان شدند، چراکه هنوز انتشار مجموعه «هارمونی زوج» به پایان نرسیده است. امروز بخش اول نقد هارمونی زوج را می خوانید:
تاریخچه سازهای الکترونیک (II)

تاریخچه سازهای الکترونیک (II)

سینتی های اولیه حالت منو فونیک (monophonic) داشتند یعنی قادر بودند فقط یک صدا را در آن واحد ایجاد کنند و توانایی ایجاد بیش از یک صدا را در یک لحظه نداشتند. بیشتر آثاری که توسط سینت سایزر های موگ (Moog) تولید می شد، بر روی کاست های ضبط صوت (ریل) در استودیوها ضبط و ثبت می شد و نوازنده برای ساخت یک اثر مالتی ترک (Multi Tracks) یا چند صدایی (Poly phonic) باید اثر خود را لایه بندی می کرد.
پاسخی بر یک سئوال

پاسخی بر یک سئوال

شهریور ماه سال گذشته بود که مطلبی در این سایت منتشر شد با عنوان «چند سوال!» که به اجرای موسیقی کشورهای غربی با سازهای ایرانی می پرداخت. این نویسنده در نوشته ای دیگر به طنز اجرای موسیقی غربی با سازهای ایرانی به «پیتزای قرمه سبزی» تشبیه کرده بود.
گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

به عنوان مثال بخش‌هایی از یک نوشته که نویسنده‌ای به نام «پیام» با عنوان «سشواری بر زلف پریشان موسیقی» در وبلاگ «حلاج‌وشان» منتشر کرده خوانده شد:
تاریخچه آموزش موسیقی به کودک در دنیا (V)

تاریخچه آموزش موسیقی به کودک در دنیا (V)

در سالهای ۱۹۷۰ تلاش و کوشش فراوانی بطور گسترده و جامع در ایالات متحده آمریکا در جهت شکوفایی موسیقی انجام گرفت و به موفقیتهای قابل توجهی نیز دست یافت که البته بیشتر این فعالیتها فردی بود.
شریفیان: در غرب و ایران، موسیقی دیکته می شود!

شریفیان: در غرب و ایران، موسیقی دیکته می شود!

وضعیت غرب بسیار بسیار با ایران متفاوت است. ما در ایران تسلط دولت و بودجه دولتی را بر برنامه ارکسترها داریم ولی در غرب به جز معدود مواردی، همیشه بخش خصوصی پشت ارکسترهاست؛ حتی در ارکسترهایی که نام فیلارمونیک ندارند. شما اگر بروشور یکی از ارکستر سمفونیک های انگلیس را باز کنید می بینید چقدر آیکون حامیان مالی از بانکها و شرکتهای خصوصی، در آنها دیده می شود. آنجا دنیای دیگری است و اینجا دنیایی دیگر با مشکلاتی دیگر و در این زمینه مقایسه غلط است.
والی: موسیقی ایرانی یک موسیقی افقی است

والی: موسیقی ایرانی یک موسیقی افقی است

مسئله هارمونی اصولا در موسیقی ایران جواب نمیدهد و موسیقی ایرانی یک موسیقی افقی است. کسانی هم که سعی کرده اند موسیقی ایران را هارمونی عمودی بدهند، تحت تاثیر هارمونی اروپایی بوده اند و تفکر مرکز اروپایی تسلط عجیبی بر موسیقی ما داشته از اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم که ناصرالدین شاه لومر را به ایران آورد.