رسیتال پیانو وصال نایبی در تالار رودکی برگزار می شود

وصال نایبی با اجرای قطعاتی از باخ، بتهوون، شوپن و لیست با پیانو در روز شنبه ۴ آذر ساعت ٨ شب در تالار رودکی به روی صحنه می رود. این چهارمین رسیتال پیانوی وصال نایبی است. بلیط این برنامه از سایت ایران کنسرت به فروش می رسد.

وصال نایبی در سال ۱۳۷۴ در تهران به دنیا آمد. در هشت سالگی آموزش موسیقی را شروع کرد و از ده سالگی زیر نظر امیر بیات به یادگیری و نواختن پیانو روی آورد.

وصال در ۱۳۸۶ در سن دوازده سالگی در دومین جشنواره تکنوازان شهر تهران مورد تحسین فراوان داوران متشکل از سیمون آیوازیان، امیر آهنگ، امیر علی حنانه و دیگر داوران قرار گرفت؛ به طوری که هیئت داوران با چشم پوشی از محدودیت سنی و سن کم او، عنوان نوازنده برگزیده ساز پیانو را به وی اعطا کردند.

وصال نایبی از سال ۱۳۹۳ رسیتال هایی از آثار آهنگسازان کلاسیک تا رومانتیک اجرا کرده که با استقبال رسانه ها و هنردوستان روبرو شده است. و این رسیتال چهارمین کنسرت اوست.


آثار زیر در این کنسرت اجرا خواهد شد:
پرلود و فوگ در ر مینور
باخ موسیقی دوران باروک را به اوج خود رساند. دوران باروک (۱۶۰۰ تا ۱۷۶۰) عصر شکوه اشرافیت و قدرت دربارهای اروپا و عظمت روحانی کلیسا است که در هنرهای این دوران و از جمله موسیقی بازتاب یافته است. آثار باخ سرشار از لطافت و عمق معنایی و تبحر فنی و زیبایی هنرمندانه و است و عموماً تم مذهبی دارد و پرابهت و پرصلابت است. پرلودها و فوگ های ارگ از آثار ارزشمند باخ است. فوگ قطعه کنترپوانتیک چند صدایی است و مبتنی بر تمی که از آغاز در گام های مختلف بیان می شود و در طول آهنگ مرتب تکرار می گردد. پرلود هم مقدمه فوگ است.

سونات مهتاب
از مشهورترین قطعات پیانو در تاریخ موسیقی است از سه قسمت تشکیل می‏ شود. قسمت اول تمی آرام و حزن‏ انگیز دارد که مبین تنهایی در فضایی تاریک و مه ‏آلود است. دریاچه‏ ای آرام و خلوت در شبی مهتابی. قسمت دوم تمی شاد دارد ولی رفته رفته دلهره ‏آور و تشویش ‏آمیز می‏ گردد. قسمت سوم بسیار پرصلابت و سریع است و طوفانی است از احساسات و شوقی دیوانه‏ وار به معشوقی بی ‏وفا. درد و خشم عمیق جدایی است و شوری مفرط به وصل؛ یأس است و امید. سونات مهتاب بازتاب عشق شورانگیز بتهوون به جولیتا است که بدو درس پیانو می‏‏‏ دهد. پرشور با هم به رقص و میهمانی‏ های باشکوه می‏ روند. شادکام در صحرا و جنگل گردش می‏ کنند. غرق در راز و نیاز و مهرورزی عاشقانه در دریاچه‏ های آرام و ساکت اطراف وین ‏قایق سواری می‏ کنند. بتهوون به دوستی می‏ نویسد: «دوستم دارد و دوستش دارم». جولیتا اما دیری نمی ‏پایدکه از بتهوون روی برمی‏ تابد تا به وصلت کنتی ثروتمند درآید.

اتود انقلابی
این اتود به اتود انقلابی (Revolutionary Etude) یا اتودی درباره «گلوله باران ورشو» معروف است و از مشهورترین آهنگ های شوپن است. شوپن این قطعه را خلق کرد که آگاه شد لهستان در قیام علیه روسیه شکست خورده است. شوپن به خاطر ضعف بنیه قادر نبود در این قیام شرکت کند و زمانی که شنید قیام سرکوب شده فریاد برآورد «اینها روح مرا سخت آزرده می کند. چه کسی می توانست شکست قیام را پیش بینی کند». شوپن در این دوره برخی از تاریکترین و یاس انگیزترین آثار خود را خلق می کند از جمله این اتود را. در آغاز این قطعه بعد از آکوردی پرصلابتی دست چپ بی وقفه در حرکت است و ملودی به سوی دست راست بسط می یابد. آکورد آغازین را می توان به شلیک توپ تشبیه کرد و حرکت عنان گسیخته دست چپ و حرکت پر احساس دست راست را می توان به قهرمانی در نبرد تشبیه کرد. خاتمه این قطعه بعد از ملودی پرشور مانند ابتدای کار کاملاً پرآشوب و دراماتیک می گردد اما در دو ماژور و نمی توان فهمید که قهرمانمان پیروز شده یا شکست خورده است اما می دانیم که او شجاعانه با روح و تن خود جنگیده است.

بالاد شماره ۲

بالاد شماره ۲ بر پایه داستان «زائر» مایکیویتس از تهاجم خانه بدوشان و مقابله دوشیزگان است و دو تم متضاد دارد. تم اول در فا ماژور است و پیام ایام آرامش و گل و چمنزار است. موزیک ظریف و موزون است اما تک گویه نیست. تغییرگام به لا مینور و تکرار آن خبر از پایان آرامش می دهد. در تم پر تلاطم دوم طوفانی ناگهانی درمی گیرد. موج دو بار تکرار می شود و به تدریج با یک رشته ضرب های آرام دست چپ محو می شود. درونمایه تم اول در گام ماژور اول تکرار می شود اما آرامش آن کمتر است. بعد از کمی تردید طوفان دوم درمی گیرد که سنگین و طولانی تر از طوفان اول است و با صدای لرزش سرد و کوبنده همراه است. قطعه پایانی درخشان و دراماتیک پیام دوگانه و نهایی گردبادهای تند است. طوفان ناگهان آرام می گیرد و تم اثر برای آخرین بار ظاهر می شود اما این بار در گام لا ماژور که حاکی است فضای آرام و خوشبینی بازگشته است اما با خاطره ای حزن انگیز.

پولونز اپوس ۲۶ شماره ۱
پولونز اپوس ۲۶ شماره ۱ شوپن دارای سبکی غنایی و شعری و تنوعی وسیع است. این قطعه با مقدمه‌ای کوبنده و حماسی که بیانگر روح سلحشور و سرکش شهسوران لهستانی است آغاز می شود و ناگهان به نوای غنایی لطیف تبدیل می شود که بیانگر لطافت و جذابیت و زیبای ظریف دوران قدرت و شکوه لهستان است. سپس تم دراماتیک غم‌انگیزی فرامی‌رسد که با اندوه و ابهام و هشدار خطری قریب‌الوقوع آغاز می شود و با اوج گرفتن ناگهانی یک رشته غرش‌ و هارمونی‌های خفیف دنبال می‌شود که بیانگر هیجان‌انگیز شوک ناگهانی تضاد و تقابل است. سپس تغییری کامل به سوی نوایی لطیف و دل‌انگیز سرشار از عشق و شور و شوق به سان درخشش برق آذرخشی ناگهانی در میان ابرهای تیره توفانی.

اسکرتزو شماره ۲
قطعه مسحور کننده اسکرتزو شماره ۲ معروف‌ترین اسکرتزوی شوپن است. ویژگی مهم این قطعه که تداعی‌کننده مراسم تدفین است آغاز نجواگونه آن است که بیانگر نوعی پرسش و پاسخ است و شاید نوعی گفتگو با مرگ. آغاز رازگونه که بسیار آرام و کوتاه است و تقریباً محسوس نیست با بیان پرشکوه بسیار بلندی دنبال می شود. این تقابل (جهش های بزرگ و مکث های پر معنی با گام های بلند و کوتاه) در طول قطعه تکرار می شود. در بخش دوم این فرایند آرامتر و متفکرانه‌تر است. گویی صدای پرسش‌آمیز اولیه با عبارتی طولانی‌تر بازمی‌گردد و با اعتماد به نفس بیشتری توأم است و بیان همدردانه‌تری دارد و به کودای پرشکوهی ختم می شود که از پرآشوب‌ترین پایان‌بخش‌های آثار شوپن است.

اون سوسپیرو
اون سوسپیرو (آه حسرت) یکی از افسون‌کننده‌ترین ملودی‌های لیست است. اون اسپیرو مانند قطرات بارانی است که به دریا می‌ریزد. آبشاری از قطرات باران که سقف آشیانه قایقی کوچک را زیر ضرب گرفته است. قایقی وارونه در آب‌های نیلوفریی دریا. ملودی آرام در کنار ساحل با امواج مداوم دریا در ریزش گاه آرام و گاه تند باران. آمدن و رفتن امواج و بزرگ شدن موج‌ها و اوج گرفتن هیاهوی امواج و سرانجام رسیدن موجی بزرگ که به شن‌های ساحل می‌خورد و باران سیل آسا.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (V)

در این مدتی که در دانشگاه این تغییرات را به وجود آوردید و به مدت ۸ سال بود ریس دانشکده موسیقی بودید فکر می‌کنم زمان کافی برای فارغ‌التحصیلی دانشجویان برای حداقل پنج دوره فراهم بود. چه کسانی در آن دوره به‌عنوان موسیقی‌شناس فارغ‌التحصیل شدند. لطفاً نام ببرید. به‌یقین بیش از چند اسم به خاطر نخواهم آورد. موضوع مربوط به چهل‌ و چند سال پیش است. به‌طور مثال آقای لطفی.

گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (VIII)

نوع دیگر از دسته بندی، تقسیم موسیقی به موسیقی هنری و انواع دیگر موسیقی است که از این دیدگاه، فاقد ارزش های هنری هستند، با این ویژگی که اولی محصول خلاقیت و نبوغ است و در درجه اول شامل موسیقی های تصنیف شده توسط آهنگسازان نامدار است که به عنوان هنر غیر وابسته (autonome Kunst) یا هنری که فقط به خلاقیت و نبوغ سازنده اش متکی است، شناسایی می شوند. البته در مورد شناسایی موسیقی های غیر هنری بین ناظرین و منتقدین و تئوری پردازان توافقی وجود ندارد. در این گروه بنا به دیدگاه های متفاوت، انواع مختلف موسیقی ها مانند موسیقی بازاری (Musik Kommerz) برای مصرف در حیطه تجارت و اغلب محصول تقلید و کپی برداری یا موسیقی های محلی و فلکلور های شهری و روستایی و موسیقی های سنتی و آئینی که بدون «خلاقیت هنری» وجود داشته و دارند، شناسایی می شوند که برنامه کاری اتنوموزیکولوژی است.

از روزهای گذشته…

آیا بتهوون به دست پزشک خود درگذشت؟

آیا بتهوون به دست پزشک خود درگذشت؟

به گفته یک آسیب شناس وینی، پزشک این موسیقی دان شهیر با تجویز بیش از حد دارویی نادرست و حاوی ترکیبات سرب، سهوا موجب مرگ او شده است. محققین دیگر چندان با این نظر موافق نیستند اما همه بر این نکته که بتهوون در سالهای قبل از مرگ به شدت بیمار بوده است، اتفاق نظر دارند.
دو خبر

دو خبر

جامعه موسیقی در ماتم Darrell Abbott : تماشاگران مشتاق نمی توانستند آنچه را میبینند باور کنند! شب چهارشنبه گذشته در یک کنسرت گروه Damageplan در اوهایو مردی بر روی صحنه پرید و در اقدامی که به نظر تماشاگران بخشی از برنامه بود گلوله ای به سر دایم بگ دارل (Dimebag Darrell Abbott) شلیک کرد.
سایه روشن تاریخ موسیقی ما (IX)

سایه روشن تاریخ موسیقی ما (IX)

در مورد دوره‌ی پس از اسلام تا حدودی وضعیت بهتر است، گرایش‌های دایره‌المعارفی در سده‌های نخست پس از استقرار اسلام موسیقی را نیز بخشی از دانش‌هایی می‌دانست که باید گردآوری شود. از سوی دیگر اقبال دربارها (مخصوصا عباسی) به موسیقی بسیار زیاد بود، بنابراین کسانی مایل بودند که وقایع موسیقایی را ثبت کنند. همچنین برخی از وقایع موسیقایی نیز در خلال ثبت و تاریخ‌نگاری وقایع دربارهای بزرگ باقی مانده است.
مرثیه ای فنی برای یک سنتورنواز (III)

مرثیه ای فنی برای یک سنتورنواز (III)

پی آمدن چپ و راست، بی شک توان وی را در پیاده کردن ریتم ها و الگوهای ضربی متفاوت تری می افزاید. توان را فزون می سازد اما این قدرت چون هر قدرتی باید مهار شود. وقتی با کشش های مطول کار می کنید و ضرباهنگ موسیقی را زیر آن کپه ریزها می سازید، حساسیت ها کمتر است، دقت بر تک ضربه ها نیست. نه اینکه تک ضربه بی اهمیت باشد، نه، اما چون به دور هر گام ریتم، گوشتی تنیده شده از گستره زمان که با ضربات پر شده است، اگر کمی از این گوشت نیز ساییده شود، به استخوان نخواهد رسید و ریتم سلیس خواهد ماند.
چند تصویر از حضور نوازندگان در شهر تهران: ایستگاه‌های مترو (III)

چند تصویر از حضور نوازندگان در شهر تهران: ایستگاه‌های مترو (III)

ایستگاه قیطریه: ماجرای نوازندگان ایستگاه قیطریه هم در نوع خود جالب است. خودبسندگی و سیستم کمابیش پیچیدهٔ نوازندگان این نقطهٔ شهر تهران تا آن‌جا پیش رفته بود که نوازنده‌ها، که به‌ندرت یک‌نفر بودند، گاه در نوبت می‌ماندند و بین خودشان وقت تعیین می‌کردند. این‌جا برخلاف متروی انقلاب نوازنده‌ها تنها قطعات بسیار شناخته‌شده را اجرا نمی‌کردند و به‌هیچ‌وجه به سبک‌هایی خاص محدود نبودند. از سه سال پیش که رفت‌و‌آمدم به این ایستگاه شروع شد، چندوچون این اجراها تفاوت‌های زیادی کرده است. اوّلین آن‌ها معمولاً دو نوازندهٔ گیتار بودند که بیرون فضای ایستگاه می‌ایستادند.
ایدئولوژی موسیقی پست مدرن و سیاست‌های چپ (V)

ایدئولوژی موسیقی پست مدرن و سیاست‌های چپ (V)

یکی از شکل‌های آرمانشهر سرمایه‌داری که در موسیقی معاصر پیشگویی شده –می‌توانیم آنرا مکتب شیکاگو یا شکل نئولیبرال بنامیم- ، تصویر آرمانی فروشگاه آثار صوتی با تکثیر باور نکردنی و گوناگونی کالای موسیقایی و وعده‌اش درباره ” اجرای متفاوت برای مردم متفاوت” است، چنانکه خصوصیت آدم حقه‌ باز است: …- (در اینجا نویسنده نام انواع مختلف موسیقی را می‌برد که چون بیشترشان برای خواننده غیر متخصص فارسی زبان ناآشنایند در برگردان حذف شده‌اند م.)
گریگوریان: حضوری دربرگیرنده (II)

گریگوریان: حضوری دربرگیرنده (II)

درباره فرهنگ ارمنی از گریگوریان سئوال میکنم. خیلی حرف میزنم. درباره ویژگی های آن میپرسم، درباره خط مشترکی که در شکل های مختلف فرهنگ و هنر ارامنه وجود دارد، درباره استحکام شخصیت فرهنگی ارامنه، در مورد پایگاهش، تاثیراتی که گرفته است، تاثیراتی که داشته است و چیزهای دیگر. اما تمام اینها از آن رشته سئوال هایی است که گریگوریان در پاسخ آن، حرف خودش را می زند:
گزارش جلسه دوازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گزارش جلسه دوازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گذشته از پیوند دادن نتایج پژوهش‌های تجربی روان‌شناسی مدرن با نقد هنری آنچه بیشتر به‌عنوان نقد روان‌شناسانه (به‌ویژه در ادبیات) شهرت دارد برآمده از به‌کارگیری روان‌کاوی و روش‌ها و دست‌آوردهای آن در نقد ادبی سده‌ی گذشته است. اما پیش از پرداختن به نقد روان‌کاوانه‌ی موسیقی ناگزیر باید ببینیم رابطه‌ی روان‌کاوی و موسیقی چگونه است یا می‌تواند باشد. امروزه روان‌کاوی موسیقی حوزه‌های مطالعات مختص خود دارد و دیگر لازم نیست با مشابهت‌یابی زمینه‌هایی در ادبیات، آن را تاسیس کنیم:
آثار ایرج صهبایی امروز در کیف اجرا می شود

آثار ایرج صهبایی امروز در کیف اجرا می شود

امروز در فستیوال «Music Premieres of the Season» کیف، آثار ایرج صهبایی در کنار آثاری از آهنگسازان روس به اجرا در می آید. این کنسرت در ساعت ۱۹ در تالار لیسنکو (Lysenko) با همکاری ارکستر مجلسی سولیستهای کیف به رهبری ولادمیر سیرنکو اجرا می شود.
«لحظه های بی زمان» (VI)

«لحظه های بی زمان» (VI)

نه به طور مشخص ولی بیشتر به آن دوره تاریخی اشاره دارد. اینکه بگوییم ما باید همان راهی را برویم که آهنگسازان آوانگارد در سالهای جوانی دنبال می کردند و همه آثار آنها حجت است و هر کس یک آکورد سه صدایی بنویسد یا در فرم کلاسیک یک قطعه بنویسد یا در شور بنویسد، این ها خیانت به موسیقی و کهنه گرایی است، از دید من نگاهی منسوخ است. خود سر دمداران این اندیشه هم در دهه های بعدی فهمیدند که این نوع نگاه به نوعی تندروی است. همان طور که اشاره کردم نکته مثبتی در موسیقی آوانگارد وجود داشت و آن جستجوی افق های صوتی جدید بود.