موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند:
امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (X)

نتایج
حالا که تأکید تحقیقات موسیقی شناسانه از “موسیقی” به فرآیندهای موسیقایی و روش های فهم موسیقی تغییر جهت داده است، محدود شدن تقسیم کار توسط دسته های “موسیقی شناسی تاریخی”، “قوم موسیقی شناسی”، و “مطالعات موسیقی مردم پسند” به نظر زائد می رسد. با این حال، درک حوزه ی موسیقایی، که اساس پا بر جا نگه داشتن این تقسیمات و اندیشه های مردم درباره موسیقی و نیز انتخاب های موسیقایی شان است، در بسیاری از نقاط جهان هنوز هم رایج است. اگرچه اکنون ممکن است کمی بیش از برچسب “مردمی” به نظر رسند، که، به همراه دیگر برچسب ها، در فروشگاه های موسیقی برای کمک به انتخاب های موسیقایی مصرف کنندگان پراکنده شده اند، این نوع موضع گیری شان می تواند بسیار گمراه کننده باشد، چراکه میراث های بسیارِ پدید آورنده ی آنها، بر تصورات مرتبط با ارزش ذاتی گونه های مختلفِ بیانِ موسیقایی متکی هستند.

در حالی که ممکن است برای برخی افراد بدیهی باشد که پیچیدگی و پختگی موسیقی هنری غربی منشأ ارزش ذاتی اش است، برای دیگران نخبه گرایی و منحصر به فرد بودنش نشانه های یک جهت گیری اجتماعی غیر دموکراتیک را تشکیل می دهد که نیاز به مخالت کردن دارد. در حالی که گونه های فرودست بیان موسیقایی ممکن است به راحتی تحت عنوان “روح ملی” توسط افرادی با تجارب زدوده شده، که موقتاً یا از لحاظ جغرافیایی، از تولید کنندگان اصیل باشد، خیال بافی و تصویر سازی شود، این گروه های یکسان به نظر می رسد کاملاً از آنهایی که نزدیک شان زندگی می کنند متفاوت باشند، به گونه ای که نشانه های تمایز و تعصب همگی می-توانند در گونه های تعاملی سرتاسر بخش ها بسیار مشهود و مستحکم باشند. موسیقی مردم پسند نیز می تواند به عنوان آواهای “آسانِ” مانع تفکر انتقادی و یک تجربه زیبایی شناختی “صحیح”، یا به عنوان محیطی درک شود که در آن می توان مدرنیته را تجربه کرد و مفهومی از “خود واقعی” ایجاد کرد.

در جهان غرب، نیروهایی مانند کالایی شدن، فردگرایی، و جهان شهرگرایی ممکن است محیط اجتماعی ای ایجاد کرده باشد که در آن مردم طیف گسترده ای را از سبک های موسیقایی برای انتخاب موسیقی متن زندگی خود از میان آنها در اختیار دارند. اما در مناطق فقیرتر جهان، گونه های محلی زندگی موسیقایی ممکن است به اندازه کافی برای مقاومت در برابر حمله ی نیروهای خارجی و جهانی قوی نباشد. در چنین مواردی مردم ممکن است تنها توانایی پذیرش یا رد انتخاب های صورت گرفته توسط دیگر قدرت مندان برای آنها را داشته باشند، و تصور آنها از آنچه که باید به گوش مردم برسد، آنچه را که در فضاهای صوتی تحت کنترل شان غالب است، دیکته خواهد کرد. چگونگی برداشت از دسته هایی مانند “موسیقی هنری”، “موسیقی مردمی” و “موسیقی مردم پسند”، ممکن است به شدت بر چگونگی کنترل صداهای شنیداری عموم اثر داشته باشد.

منبع
academia.edu

* “Suzel Ana Reily” استاد رشته موسیقی شناسی قومی و انساشناسی در دانشگاه بازل (Universidade Estadual de Campinas) است و قبلاً در دانشگاه ایرلند (Queen’s University Belfast) تدریس می کرده است. او تحصیلات کارشناسی ارشد خود را در سال ۱۹۸۲ در دانشگاه ایندیانا در رشته موسیقی شناسی فرهنگ عامه گذراند و در سال ۱۹۹۱ موفق به اخذ دکتری در رشته انسان شناسی اجتماعی از دانشگاه سائوپائولو شد. تمرکز اصلی پژوهش های وی بر موسیقی وابسته به مذهب کاتولیکِ بومی در جنوب شرقی برزیل است. از وی تا کنون ۴ کتاب و بیش از ده ها مقاله به چاپ رسیده است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (V)

فیاض ادامه داد: من به روشنی به خاطر دارم که اگر ۳۰ سال پیش می‌گفتیم که فلانی نقد می‌کند، معنی‌اش این بود که فلانی با چیزی مخالفت می‌کند ولی در ذهن حداقل بنده و فکر می‌کنم شمار بسیار زیادی از دوستانی که در آذر ۱۳۹۷ زندگی می‌کنند منتقد کسی نیست که ایراد بگیرد. این جا یک رویداد همزمانی را شاهد هستیم. یعنی ما همزمان دوستانی را داریم که در زمانی زندگی کرده‌اند که نقد عبارت بوده است از موضع‌گیری مخالف با یک موضوع و بعد به مرور با کنش‌های نسل‌های دیگری معانی دیگری پیدا کرده است و این از جمله جاهایی است که من شکاف نسلی را می‌بینم. اگر به خیلی از عزیزانی که مثلا ممکن است ۲۰ سال از من بزرگ‌تر باشند بگوییم قرار است نقد شوید با نوعی جبهه‌گیری آن‌ها مواجه می‌شویم، چون فکر می‌کنند منتقد به معنی مخالف است.

یادداشتی بر مجموعه کنسرت‌های «چندشب عود»

شاید اگر با چند جابه‌جایی یا اضافه‌کردن شب چهارم، اجرای نوازندگانی همچون حمید خوانساری، شهرام غلامی، مریم خدابخش، سیاوش روشن و امیرفرهنگ اسکندری و… را در چنین برنامه‌ای می‌شنیدیم، می‌شد سنجه‌های دقیق‌تری از عیار عودنوازیِ امروز ایران بدست داد. با اینحال آنچه در این سه شب رخ داد چنین بود:

از روزهای گذشته…

اهمیت بخش باس در تنظیم قطعات (I)

اهمیت بخش باس در تنظیم قطعات (I)

بدون شک ترانه و قطعات موسیقی زیادی وجود دارند که برای بسیاری از علاقمندان به نوازندگی، جذابیت لازم برای اجرا را دارند. مشکل اغلب هنگامی بوجود می آید که نوآموز موسیقی به نت قطعه مورد علاقه خود دسترسی نداشته باشد یا به نتی دسترسی دارد که برای ساز دیگری تنظیم شده است. در این نوشته سعی می کنیم تا حد امکان راهنمایی هایی برای تنظیم یک قطعه برای ساز سولو ارائه کنیم.
در بازار موسیقی

در بازار موسیقی

بعد از انقلاب در کشور ما همواره به دلیل نبود تریبونی برای معرفی موسیقی خوب، تنها مکان عرضه و معرفی این کالاهای فرهنگی، نوار فروشی ها بوده است! متاسفانه بیشتر نوار فروشی ها از کم و کیف آثاری که به فروش گذاشته می شود بی خبر بوده و حتی گاهی آنها را نسبت به رنگ جلد طبقه بندی می کنند!
جایگاه «گوشه» در موسیقی کلاسیک ایرانی (III)

جایگاه «گوشه» در موسیقی کلاسیک ایرانی (III)

ژان دورینگ گوشه ها را به سه گروه تقسیم می کند: ۱- شاه گوشه ها: گوشه های بزرگی که دارای درآمد و دیگر بخش ها (مانند فرود) هستند و می توانند دارای چند مقام باشند ۲- گوشه هایی که یک بخشی هستند اما بیشتر از یک ملودی یا انگاره دارند ۳- گوشه هایی که تنها یک انگاره یا ملودی کوچک دارند. دورینگ تنها شاه گوشه ها را دارای قابلیت آن می داند که بتوان با استفاده از آنها -بدون استفاده از دیگر گوشه ها- در فرم های گوناگون (چهارمضراب،‌ تصنیف) قطعه ها ی ریتمیک ساخت (ایرانیکا:‌ مقاله ی گوشه) اما شاه گوشه های دستگاه های گوناگون را نامگذاری نکرده است.
درباره «سلوک» (I)

درباره «سلوک» (I)

«سلوک» اثری است به آهنگسازی «نفیسه غلامپور» که بخش آواز این اثر توسط «امیر اثنی عشری» اجرا شده است. مایه اصلی کار بیات ترک انتخاب شده است اما در شیوه آهنگسازی «سلوک» از برخی فنون موسیقی قدیم ایران استفاده شده است. با توجه به بستر مشترک فرهنگی ایران قدیم با حوزه‌های فرهنگی همسایه این نوع آهنگسازی تا حدی به موسیقی عثمانی نزدیک می‌شود. در این اثر موسیقی سازی به صورت مشهودی در الویت است و تکنوازی‌های پر تعدادی در بخش‌های مختلف آن گنجانده شده است. نوشته ای پیش رو دارید، توضیحات آهنگساز این اثر است در مورد ساخت این آلبوم:
نمایان ساختن ارزش موسیقی بی‌کلام

نمایان ساختن ارزش موسیقی بی‌کلام

پژمان اکبرزاده، شنبه شب، سی اوت ٢٠٠٨ در دانشگاه کُلن رسیتالی برای اجرای موسیقی ایرانی با پیانو داشت. برنامه‌ای که در آن آثاری از هنرمندان معاصر ایران برای پیانو بازسازی شده بودند. این دومین برنامه‌ی پژمان اکبرزاده برای شناساندن روایت پیانویی از موسیقی ایران در اروپاست که در ماه‌های آینده در دیگر شهرهای آلمان و بلژیک نیز تکرار خواهد شد. محمود خوشنام که در رسیتال کلن حضور داشته نقدی درباره آن نگاشته است.
نکوداشت وارطان ساهاکیان برگزار می شود

نکوداشت وارطان ساهاکیان برگزار می شود

مؤسسه فرهنگی و هنری رادنواندیش با مشارکت بنیاد فرهنگی و هنری رودکی، آیین نکوداشت آهنگساز و استاد موسیقی «وارطان ساهاکیان» را سه شنبه نهم مرداد ماه ساعت۲۱:۳۰ در تالار وحدت برگزار می کند.
اطلاعیه دوم  مسابقه کشوری گیتار  جَز – بلوز (پاییز ۸۷)

اطلاعیه دوم مسابقه کشوری گیتار جَز – بلوز (پاییز ۸۷)

اطلاعیه دوم مسابقه کشوری جز و بلوز : در این اطلاعیه نحوه ثبت نام و مهلت زمانی مربوط به آن مشخص شده است. زمان ثبت نام یک مرداد ماه الی ۱۵ مرداد ماه سال ۱۳۸۷ میباشد .
۸۵ سالگی اسطوره جاز – ۲

۸۵ سالگی اسطوره جاز – ۲

سال ۱۹۴۵، نورمبرگ محل تجمع سالیانه نازیها بود و آدولف هیتلر (Adolph Hitler) در طی آنها پیام نفرت خود را پخش میکرد و به همین خاطر شهرت بسیار بدی داشت. اما بعد از پایان جنگ، بروبک با گروه خود به نام Wolf Pack سالن اپرای نورمبرگ را بازگشایی کرد و در اول جولای ۱۹۴۵، پیام صلح و دوستی را به گوش همگان رسانید.
کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (V)

کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (V)

جان کیج پیشروترین آهنگساز دهه‌های ۵۰ و ۶۰ میلادی تقریبا استفاده از تمامی فرم‌های شناخته شده‌ی موسیقی را ترک کرد و به گونه‌ای آگاهانه با مطرح کردن مفهوم جدید «ابهام» به سمت فرآیندهای تصادفی در آهنگسازی رفت (Grout 794). کیج زیباشناسی نوساخته‌اش را در جریان دیدارش از دانشگاه هاروارد در اتاق سکوت (۴) آن دانشگاه به شنوندگان گوشزد کرد و پس از آن سکوت در موسیقی دیگر نبودن صدا نبود بلکه کارکرد دستگاه عصبی و صدای گردش خون بود (Whittall 124).
موسیقی و کلام

موسیقی و کلام

در طول تاریخ، آواز خواندن از معمولترین روشهای اجرای موسیقی توسط انسان بوده است. در یونان باستان بخصوص در مراسم مذهبی آواز بصورت جمعی اجرا می شد و جالب است که بدانید حتی در آن ایام نیز مردم شیفته خواننده های محبوب می شدند و از آنها الگوهای رفتاری و ظاهری می گرفتند.