نقد آرای محمدرضا درویشی (III)

محمدرضا درویشی
محمدرضا درویشی
چاپ نخست کتاب «نفیرنامه» در سال ۱۳۵۱ بود و در سال ۱۳۹۰ تجدید چاپ شد. فوزیه مجد پیشگفتار مهمّی در چاپ دوم کتابش نوشت که نشان از تجدید نظر و بازنگریِ او در نظراتش دارد. وی امروزه با نگاهی انتقادی، «نفیرنامه» و به‌ویژه بخش نخستِ آن را «یک تصویر سورآلیستِ گزنده و تلخ» (مجد ۱۳۹۰: ۸) می‌داند.

مجد می‌نویسد: «سال‌ها قبل از نوشتن نفیرنامه، زمانی که پس از تحصیل به ایران بازگشته بودم و تلاش می‌کردم با موسیقیِ سرزمینم آشنا شوم، متأسفانه چند نفری سرِ راهم قرار گرفتند که کینه‌ورزی و ناآگاهی‌هایشان به‌تدریج برایم مشهود شد. به‌نظر می‌رسد که سخاوت‌های فکری و گفتاریِ این‌گونه آدم‌ها به حقیقتی متّکی نیست و بیشتر، حکایت از کوچک‌بینی و تنگ‌نظری دارد.

یکی از این افراد، آنچنان با خصومت از کلنل وزیری صحبت کرد، به‌ویژه که برای اولین‌بار نام کلنل را می‌شنیدم، که تا سال‌ها بعد، تقریباً دو سال پیش از درگذشتِ کلنل در شهریور ۱۳۵۸، کوچک‌ترین تمایلی به شنیدن آثارش نداشتم. سال‌ها طول کشید تا فرصتی پیش آمد و کلنل را دیدم و پس از بررسیِ برخی از آثار او، به واقعیتِ تحولاتی که توانسته بود و می‌توانست در موسیقی ایرانی به‌وجود آورَد، پی بردم. […] واقعیت آنکه درست قبل از نوشتن نفیرنامه، در دورانِ آموختن و نواختن برخی از دستگاه‌ها، شدیداً تحت تأثیر امواج آن موسیقی قرار گرفتم و شدت آن، هرچه بود، مانند صاعقه فرود آمد و به بیرون راه پیدا کرد.» (همان: ۸, ۹) و یادآوری می‌کند: «اکنون اگر قرار باشد مطلبی دوباره در این ارتباط بنویسم […] پدیده‌هایی نظیر نوآوری‌های کلنل وزیری و ارزشی که اکنون برای کوشش‌های او و موسیقی‌اش قایلم، در آن بخش جای می‌گرفت.» (همان: ۸)

همان‌طورکه پیشتر گفته شد، مهم‌ترین اثرِ نوشتاری محمدرضا درویشی در حوزه‌ی نظری، کتاب «سنّت و بیگانگی فرهنگی در موسیقی ایران» است و او اگرچه به‌‌لحاظ فکری تحت تأثیر اندیشه‌های فوزیه مجدِ اوایل دهه‌ی پنجاه بود ولی در کتاب یادشده فرضیه‌های داریوش شایگانِ اواسط دهه‌ی پنجاه، به‌زبان موسیقی ترجمه و بازتاب یافته‌ است. داریوش شایگان در سال ۱۳۵۵ کتاب «بت‌های ذهنی و خاطره‌ی ازلی» و در سال ۱۳۵۶ کتاب «آسیا در برابر غرب » را منتشر کرد. عمده مباحث او در این دو کتاب عبارتند از: توصیف غرب به‌صورت یک کلِّ تجزیه‌ناپذیر، انتقاد از تجدّد و تکنیک، اعتقاد به اینکه در حالِ گذراندن دوره‌ی فترت و عسرت هستیم، تأکید بر بی‌هویتی و ازخودبیگانگی و سعی در احیای سنّت‌ها و خاطره‌ی قومی.

داریوش شایگان اندیشه‌ای پویا و شاید متغیّر دارد. «اگر تقسیم‌بندی مشهور آیزیا برلین را از اندیشمندان در کتاب «متفکران روس» به‌خاطر داشته باشیم و آثار داریوش شایگان را پیشِ چشم، قطعاً تأیید خواهیم کرد که او از قماش خارپشت‌های نظام‌ساز نیست که یک چیزِ بزرگ می‌دانند و می‌کوشند با آن، همه چیز را تحلیل و تبیین کنند بلکه در زمره‌ی گروه دوم است: روباه‌ها. آثار او، آثار نقّادِ نکته‌سنج و ظریفی است که چیزهای بسیار می‌داند و از هر باغ، گلی چیده است. بسیار خوانده است و وسیع و با ذهنِ باز نگریسته است و پذیرا.» (شایگان ۱۳۸۹: ۱۱)

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (V)

در این مدتی که در دانشگاه این تغییرات را به وجود آوردید و به مدت ۸ سال بود ریس دانشکده موسیقی بودید فکر می‌کنم زمان کافی برای فارغ‌التحصیلی دانشجویان برای حداقل پنج دوره فراهم بود. چه کسانی در آن دوره به‌عنوان موسیقی‌شناس فارغ‌التحصیل شدند. لطفاً نام ببرید. به‌یقین بیش از چند اسم به خاطر نخواهم آورد. موضوع مربوط به چهل‌ و چند سال پیش است. به‌طور مثال آقای لطفی.

گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (VIII)

نوع دیگر از دسته بندی، تقسیم موسیقی به موسیقی هنری و انواع دیگر موسیقی است که از این دیدگاه، فاقد ارزش های هنری هستند، با این ویژگی که اولی محصول خلاقیت و نبوغ است و در درجه اول شامل موسیقی های تصنیف شده توسط آهنگسازان نامدار است که به عنوان هنر غیر وابسته (autonome Kunst) یا هنری که فقط به خلاقیت و نبوغ سازنده اش متکی است، شناسایی می شوند. البته در مورد شناسایی موسیقی های غیر هنری بین ناظرین و منتقدین و تئوری پردازان توافقی وجود ندارد. در این گروه بنا به دیدگاه های متفاوت، انواع مختلف موسیقی ها مانند موسیقی بازاری (Musik Kommerz) برای مصرف در حیطه تجارت و اغلب محصول تقلید و کپی برداری یا موسیقی های محلی و فلکلور های شهری و روستایی و موسیقی های سنتی و آئینی که بدون «خلاقیت هنری» وجود داشته و دارند، شناسایی می شوند که برنامه کاری اتنوموزیکولوژی است.

از روزهای گذشته…

به چه سبکی سنتور بنوازیم؟ (IV)

به چه سبکی سنتور بنوازیم؟ (IV)

نوازندگان متناسب با زمان ،امکانات ،شرایط ،ذوق وتوانایی ،محیط و خاطرات ،سلایق و علایق به طور طبیعی دارای لحن خاصی در اجرای قطعات می شوند و چه بسا تحت تاثیر شرایط ویژه ای و یا تحت تاثیر جامعه و نیازهای زمانه ی خود نحوه ی نوازندگی آنها به سوی شیوه ای خاص هدایت می شود که گاهی نوآوری در نوازندگی آنها به مقداری است که در نهایت منجر به شیوه ای کاملاٌ مخصوص می گردد که بعنوان سبکی خاص شناخته و پذیرفته می شود.
آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (XVII)

آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (XVII)

اغلب ضعف های نگارندگان نت و اجراکنندگان از روی نت مشترک است. تقویت شناخت نظری و در نهایت تسلط عملی به مواردی که به عنوان ضعف های مشترک نوازندگان و نگارندگان مطرح می گردد، به ارتقاء کیفیتِ نتِ نگارش یافته و اجرای مطلوب تر و نزدیکتر به اصل قطعه از روی نت می انجامد. حال به صورت تیتروار، و نه به شکل مرتب بر اساس اولویت، مواردی را معرفی میکنم(بدیهی است فهرست زیر بسیار ناقص است و حالت کامل تر آن در کتابی که در دست نگارش دارم، آمده):
صداسازی در آواز (VI)

صداسازی در آواز (VI)

قرار گرفتن صدا در ناحیه خاکستری به این مفهوم است که کانون صدا درجایی بیرون سر احساس شود و در صورتی که این کانون خارج از ناحیه خاکستری باشد یعنی صدا داخل سر احساس می شود.
ارکستر سمفونیک سین سیناتی (CSO)

ارکستر سمفونیک سین سیناتی (CSO)

ارکستر سمفونیک سین سیناتی (Cincinnati Symphony Orchestra) یا CSO پنجمین ارکستر قدیمی آمریکا، به خاطر سفرهای بین المللی، ضبطها و اجراهای تاریخیشان در تالار موسیقی (Music Hall) شهرت دارد. تاریخچه این ارکستر نشان دهنده تکامل تدریجی موسیقی در شهر سین سیناتی در جنوب غربی اوهایو می باشد.
شماره ۴ و ۵ فصلنامه موسیقى زنگار در یک مجلد منتشر شد

شماره ۴ و ۵ فصلنامه موسیقى زنگار در یک مجلد منتشر شد

تازه‌ترین شماره فصلنامه تحلیلی و نقد موسیقى زنگار، ویژه فصل زمستان ۹۵ و بهار ۹۶ در یک مجلد منتشر شد و از امروز در مراکز فروش سرتاسر کشور در دسترس است. شماره ۴و ۵ فصلنامه تخصصی موسیقی زنگار در این مجلد خود در بخش موسیقى کلاسیک ایرانى به دو مقاله به همراه گزارش جلسه نقد و بررسى یک آلبوم موسیقى پرداخته است: «بررسى و تحلیل تکنیک‌های آوازى مقام‌‌ای لو و هرایى» نوشته «مژگان چاهیان» و مقاله «پیشنهادى براى ترتیب درج علائم سرکلید در موسیقى ایرانى» نوشته «امیرحسین نجفى».
آقایان ارکستر ملی متعلق به شما نیست

آقایان ارکستر ملی متعلق به شما نیست

ارگان های دولتی غالباً عادت کرده اند که چهره های هنری را به گونه ای خاص به کار گیرند، به کار گرفتنی که بیشتر در چهارچوب سیاست های فرتوت خودشان است، چرا که تصور می کنند در حوزه ی هنر هم، پول، نمودار قدرت و نفوذ است، حال آن که پول در برابر هنر خود فاقد معناست.البته این سیاست دولت های غیر دمکراتیک است که پیوسته می کوشند همه چیز را از تملک بشر خارج کرده و خود را مالک واقعی و دائمی آن کنند. برخی از مسؤولین در این نوع از حکومت ها نیز بر این باورند که می توانند چهره های هنری و حتا دانش، آگاهی و اعتبار آن ها را توقیف کنند.
داستی اسپرینگفیلد (I)

داستی اسپرینگفیلد (I)

داستی اسپرینگفیلد (Dusty Springfield) بزرگترین بانوی خواننده پاپ بریتانیا و یکی از بهترین خوانندگان سفیدپوست موسیقی سول soul دوران خود بود. او ترانه های خود را به شیوه ای مثال زدنی و با صدایی سرشار از احساسات اجرا میکرد و طنین صدایش تا چندین دهه در آثار متعددش شنیده میشد. موسیقی او به طور مداوم دگرگون شد و این دگردیسی به شیوه ای چنان قوی و خالص انجام میگرفت که در میان هیچ یک از هم عصران وی دیده نمیشد.
گفتگو با مائوریزو پُلینی (I)

گفتگو با مائوریزو پُلینی (I)

باعث افتخار من (بورووس دُفی) است که نوازنده پیانو مائوریزو پلینی (Maurizio Pollini) را در مجموعه گفتگوی خود معرفی کنم. این پیانیست ایتالیایی از طریق تمرینات فراوان، آثار ضبط شده غیر قابل شمارش و کنسرتهای زنده ای که با دقت آنها را انتخاب کرده، خود را از دیگران متمایز داشته. او در سال ۱۹۴۲ در ایتالیا متولد شد. بعد از دریافت جایزه اول در مسابقات Warsaw Chopin در سال ۱۹۶۰، تصمیم گرفت به جای اجراهای بیشتر بپردازد و تحصیلات خود را ادامه دهد البته قبل از اینکه هنوز حرفه بین المللی خود را برنامه ریزی کند!
محسن قانع بصیری درگذشت…

محسن قانع بصیری درگذشت…

کوچک بودن و نوشتن از انسان های بزرگ و بزرگوار وظیفه سنگینی است. امروز اما به رسم شخصیت پرمحبتش که همیشه با پرسش از دیگران، حتی افراد جوان و بی تجربه، درپی آموختن از آنها و نشر آموخته هایش بود، با جسارت، در سوگ از دست دادنش می نویسم.
متنوع و پر شتاب (II)

متنوع و پر شتاب (II)

این قطعه هم جزو قطعاتی است که بجای آرپژ با ملودی آغاز می شود. بعد از اورتور هم مجددا جمله ی پر مغزتری را می شنویم که شنونده را در انتظار شنیدن ادامه قطعه نگه می دارد. روند کلی قطعه هم با متانت و وقار پیش می رود. بنظر من این قطعه جزو قطعات خوب این آلبوم بود.