موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند: امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (IV)

از دیدگاه انتقادی، در حالیکه در مناطق محروم جهان، بسیاری از مردم تنها کنترل محدودی بر زندگی خود دارند، در بخش های توسعه یافته تر جهان محدوده های انتخاب ها و فرصت ها به صورت قابل توجهی متنوع تر است. در جهان غرب می توانید انتخاب کنید که در چه فضای موسیقایی ای می خواهید شرکت کنید، و اغلب، انتخاب ها وابسته به چنین دسته بندی های ظاهراً منسوخی مانند موسیقی مردمی، هنری و مردم پسند، صورت می گیرد. در واقع بسیاری از مردم به فهم فضایِ موسیقی هنری (و هنرهای والا به صورت کلی) به صورتی نخبه گرایانه ادامه می دهند. اعتبار آنها قطعاً به واسطه حمایت نهادی قوی با بودجه های قابل توجه برای حمایت از ارکسترهای دولتی، کنسرواتورها، سالن های کنسرت، موزه ها و…، تأمین می شود. دولتی که چنین نقشی را بر عهده دارد، هنرهای والا را به عنوان ابزاری برای پیشبرد “فرآیند متمدن سازی”، با افزایش تدرجی سطح “فرهنگ” مردم به عنوان یک کل، قلمداد می کند.

همانگونه که هر موسیقیدان “کلاسیکی” می داند، سال ها آموزش برای کسانی که می خواهند اجرای موسیقی هنری، حرفه شان باشد، لازم است. حتی متقبل شدن چنین تلاشی مستلزم “استعداد” است، مفهومی که، به گفته جان بلکینگ (John Blacking)، دسترسی به حوزه اجرا را محدود می کند. از نظر بوردیو (Bourdieu)، این سازوکار محدود کننده، اطمینان حاصل می کند که هنرهای والا نشانگر های تمایز اجتماعی هستند. با این حال، امروزه، فضای موسیقی هنری֯ دیگر مختص نخبگان نیست، حتی اگر پیش از این چنین واقعا بوده باشد. امروز امکان شرکت در این عالمِ زیبایی شناختی برای اعضای طبقه متوسط و کارگر فراهم است، و آنها همچنین می توانند سلایق متمایزی را به نمایش بگذارند.

در واقع راننده تاکسی ای که من در بِلفاست (Belfast) استخدام کردم، هنگام رانندگی در شهر، تنها موسیقی “کلاسیک” گوش می کرد؛ گونه ی مورد علاقه ی او اپرا بود. پس از کشف این جهان موسیقایی در اواخر زندگی خود، به عضویت یک گروه آواز جمعی درآمد و به طور منظم شروع به خرید بلیط های فصلی سالن اپرا کرد.

مردم همچنین می توانند فرم های موسیقایی شناخته شده را با عنوان موسیقی مردمی یا آنگونه که توسط برخی مورد ارجاع قرار گرفته است – موسیقی مردمی جدید – انتخاب کنند. واضح است که گروه هایی از اجراکنند گان اروپایی این گونه ها، جزو رعایا نیستند و اجراهای آنها از یک سبک زندگی روستایی تبعیت نمی کند. با این حال، در این حوزه، شرکت کنندگان می توانند خاطرات دوران گذشته را، با زندگی ساده تر و اجتماعی تر از جهان مدرن امروزی، یادآوری کنند. نکتهی مهم این که دوره ای بود که در آن به نوعی “ما” – هویت ملی – مفقود شده بود. بنابراین، موسیقی های مردمی ممکن است به عنوان نقطه کانونی برای بیان احساسات ملی و حس دلتنگی نسبت به گذشته “خودمان”، در نظر گرفته شود و جنبش های احیاکننده پدیدارشده از آنها منجر به خلق سنت های بی-شمار با هدف بازگرداندن حس اجتماعی֯ مجزا در زمانی که رقابت برای جهانی شدن، کالایی شدن و بی تمایُز شدن فراوان است.

طیف عظیم سبک های “موسیقی مردم پسند” انتخاب های بی شماری را در اختیار افراد در تمامی سنین و طبقه های اجتماعی، به منظور ارائه هویت و شخصیت فعلی شان به دیگران قرار می دهد. به غیر از موسیقی مردم پسند معاصر شاید هیچ حوزه ی موسیقایی دیگری وجود نداشته باشد که در آنها عوامل دورگه برجسته تر و متمایزکننده باشد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گزارشی از نشست خبری دومین جشنواره موسیقی دانشگاهی «صبا»

نشست خبری دومین جشنواره موسیقی دانشگاهی «صبا» روز چهارشنبه بیست و دوم آبان در پردیس باغ ملی دانشگاه هنر تهران برگزار شد. در این نشست با حضور پوریا رمضانیان (دبیر جشنواره)، محمد هادی مجیدی (دبیر اجرایی جشنواره)، محمدرضا آزاده فر (معاون پژوهشی دانشگاه)، محمدرضا تفضلی (مشاور هنری جشنواره)، سیاوش مهرآیین (سرپرست تیم طراحی گرافیک) و پردیس نیک بخش (روابط عمومی جشنواره) برگزار شد.

جان کیج و ذن بودیسم (III)

او به زودی خود را مستغرق میان دنیای سریالیسم شوئنبرگ و نئوکلاسیسیسم «استراوینسکی» پیدا کرد و عمیق ترین تآثیرات را از کلاس های آهنگسازی «هنری کاول» پذیرفت. در ۱۹۳۴ به بهترین شاگرد کلاس شوئنبرگ بدل شد. یک بار شوئنبرگ در باره ی او گفت: او برای من نه تنها بهترین شاگردِ آهنگسازی که افتخارِ کشفِ یک نبوغ است.

از روزهای گذشته…

ارسلان کامکار: نمیدانم کسی به اندازه من عاشق موسیقی است؟

ارسلان کامکار: نمیدانم کسی به اندازه من عاشق موسیقی است؟

معلم من در ابتدا پدرم بود و در سن ۱۶-۱۷ سالگی، برادرم هوشنگ که آن زمان دانشگاه بود برای من نت‌هایی را می‌آورد. بعد از اینکه وارد دانشگاه شدم اولین و تنها معلمم منوچهر انصاری بود که بسیار از او آموختم ولی با شروع انقلاب فرهنگی درس و دانشگاه هم تعطیل شد و مدت زیادی نتوانستم از کلاس ایشان استفاده کنم.
گزارش تصویری از کنسرت شادروان و گروه طیفور

گزارش تصویری از کنسرت شادروان و گروه طیفور

۲۸ اردیبهشت ماه، گروه طیفور با همراهی مهیار شادروان در تالار اندیشه حوزه هنری به روی صحنه رفت. این برنامه در دو بخش اجرا شد که بخش اول شامل اجرای همنوازان تنبور بدون خواننده و بخش دوم در آواز دشتی با همراهی خواننده سولیست تنظیم و شامل آواز، تصنیف و قطعات ضربی بود.
درباره‌ی نقد نماهنگ (VIII)

درباره‌ی نقد نماهنگ (VIII)

در رویکرد نخست جهان تصویر برآمده از جهان متن است و در رویکرد دوم با آن که نقطه‌ی آغاز ایده‌ی تصویر همچنان متن باقی می‌ماند (متن اغلب تقدم وجودی دارد) اما سلسله‌ی تصویرها برافزوده‌ی جهان متن و موسیقی می‌شوند. پیداست که در عمل اجبارهای معنایی-ساختاری متن پرداختن به یکی از دو رویکرد را محدود خواهد کرد. برای نمونه ترانه‌ای با ساختار روایی خطی به سادگی تن به اولی می‌دهد در حالی که یک ترانه بدون روایت مشخص و فقط درباره‌ی مفهوم تنهایی به راحتی این طور نیست (۱۴).
دیوید اویستراخ (I)

دیوید اویستراخ (I)

سال ۱۹۰۸ اکراین شاهد تولد نابغه ای بود که زیباترین ستایش ها از بتهوون را درطول زندگی خود به انجام رساند. دیوید اویستراخ (David Oistrakh) شناختی بسیار عمیق از آثار بتهوون داشت و در نهایت استادی آثار او را اجرا می کرد. چه آنگاه که در سال ۱۹۶۲ به همراهی اوبورین مجموعه سوناتهای ویولن و پیانو او را بطور کامل اجرا و ضبط نمود و چه آنگاه که از سال ۱۹۵۰ و به مدت پانزده سال یعنی تا سال ۱۹۶۵ میلادی با ارکسترهای مختلف کنسرتو ویولن او را در نهایت ظرافت نواخت.
اینک، شناخت دستگاه‌ها (IV)

اینک، شناخت دستگاه‌ها (IV)

تا اینجا نمونه‌ی ایرانی و غیر ایرانی هر دو یک نیازمندی اولیه دارند؛ آشنایی با پایه‌های نظریه‌ی موسیقی، اما یک تفاوت عمده کار مولف ما را سخت‌تر کرده است؛ میزان سواد موسیقایی عمومی. وقتی موضوع کارمان موسیقی کلاسیک غربی است از جغرافیایی صحبت می‌کنیم که به احتمال زیاد مردم در مدرسه اندکی موسیقی می‌آموزند و این یعنی دست‌کم با نت خوانی و بعضی اصول اولیه‌ی دیگر آشنا هستند.
اینک، شناخت دستگاه‌ها (II)

اینک، شناخت دستگاه‌ها (II)

تلاش برای آشنا ساختن فرهنگ‌دوستان، بی آنکه بخواهند دستگاه‌های موسیقی ایرانی را به شکلی عملی بنوازند دست‌کم دوبار دیگر هم در تاریخ معاصر انجام شده که از اولی بیش از پنجاه (برنامه‌ی ساز و سخن رادیو ۱۳۳۷) و دومی حدود سی و پنج (مجموعه‌ای به همت کانون پرورش فکری ۱۳۵۴) سال می‌گذرد. به راستی از انتشار مجموعه‌ی حاضر چه هدفی در نظر داشته‌اند؟ چه چیزی متفاوت از آن دو همتای دیگرش (به ویژه اولی) دارد که وجودش لازم شده؟ اگر بیاندیشیم که دسترسی به همتایان قدیمی دشوار است، سخت در اشتباهیم چون آنها را حتا می‌توان به رایگان در شبکه‌ی جهانگیر اینترنت یافت.
رسول صادقی: تمامی دستاوردها را در اختیار همه قرار داده ام

رسول صادقی: تمامی دستاوردها را در اختیار همه قرار داده ام

در فلوت برنجی، به راحتی می شود سری فلوت را با سری نی جابجا کرد و یک فلوت خاص موسیقی ایرانی با فواصل موسیقایی ایرانی در اختیار داشت که تمامی رجیستر های صدایی نی را در اختیار دارد و حتی در پس غیث بهتر از نی عمل می کند البته اتصال سری فلوت به نی برنجی هم قوانینی دارد که بایستی رعایت شود و محل دمیدن آن دقیقا از لبه نی هست و نی از بالا حدود دو سانت افزایش یافته و بسته می شود و گره اول نی بزرگتر و ملایم تر گرفته می شود، همچنین فوتکی برای نی طراحی کرده بودم که صداهای اوج و غیث با آن به راحتی و مانند نی لبک قابل اجرا بود و می شود در آموزش نی برای کودکان نیز از آن بهره برد.
نقش زنان در موسیقی ایرانی (II)

نقش زنان در موسیقی ایرانی (II)

تا اینکه رسید به نظام ضبط های استودیویی که هنرمندان را چهره می کردند یک نام که تلفظ آن ساده باشد و خیلی سریع و با سرعت در جامعه در میان مردم جا بیفتد، این رسم تا زمان انقلاب اسلامی پا بر جا بود و پس از انقلاب اسلامی هنرمندان از نام حقیقی خود استفاده کردند و فقط نام کوچک در برخی خوانندگان تغییر کرد.
نوازنده و تمرین (I)

نوازنده و تمرین (I)

بی شک، تمرین اساسی ترین عنصرسازنده هنرمندان است و بزرگترین نقش را خصوصآ برای به اوج رساندن نوازندگان ایفا می کند. مطالبی که در این مقاله آمده حاوی نکاتی است، به صورت پرسش و پاسخ، درباره تمرین های نوازندگی و مسائل مرتبط با آن، که قدم به قدم در این گفتار تشریح می شوند و امید است مفید واقع شوند.
زنان و موسیقی (II)

زنان و موسیقی (II)

گیوم دوفه (Guillaume Dufay)، سرود خوان کلیسایِ کوچکِ پاپ مارتَن پنجم در رُم، سپس کلیسایِ پاپ اوژنِ چهار، نیز به عنوان بزرگ ترین نماینده مکتب فرانسوی – فلامان شناخته شده است. بهتر است که این جا شمارش موسیقی دان های مشهور را متوقف کنیم و یادآور شویم که آواز خوانی زنان در کلیساها ممنوع بود. این ممنوعیت قرن ها به طول انجامید به گونه ای که در سال ۱۸۹۶ میلادی در مجله ی هفته ی مذهبی پاریس (la Semaine religieuse de Paris)، این موضوع دوباره گوشزد می شود. بدین ترتیب زنان نمی توانستند از این دوره های آموزشیِ روشنفکری و موسیقاییِ ممتاز که مدارس مذهبی آواز در سراسر فرانسه پراکنده می کردند، سود بجویند.