موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند:
امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (VIII)

سپس، در هشت سال گذشته، به واسطه ی تنش و مناظره ی قابل توجه میان اهالی محل برجسته تر شد چرا که بسیاری از مردم محل احساس می کردند که آنچه مطرح شده است، چیزی کمتر از یک تهدید برای نمادهای مهم هویت محلی شهر نیست. اما این تنها هویت نیست؛ کارگان موسیقایی کنونی ارائه شده توسط کلیسا به عنوان اهانت به احساسات زیبایی شناختی آنها قلمداد می-شود، و قابل درک است که، چنین احساساتی در میان اعضای گروه آواز جمعی و خانواده هایشان قوی تر است. بسیاری از آنها به صراحت از همراهی در آوازِ جمعی در محیط زیبایی شناختی فعلی امتناع ورزیده اند.

در واقع حالات مختلف تعصب مذهبی استحکام بخشِ مکاتب بارُک، اکنون توسط یک کلیسای “نوین” و “مردم پسند” به رهبری یک روحانی با هدف تعریف مجدد نقش کلیسا، به چالش کشیده شده است. در نتیجه، برخی جوامع غیر روحانی شاهد فرسودگی نقش های اهل محله ی خود بودند. در واقع، در کامپانا، کُرِ کامپانا کنترل خود را بر اجراهایشان از دست می داد، و از آنجایی که آنها از نظر کارکردی بسیار به جشن های هفته ی مقدس وابسته هستند، کارگان مطول، که با دقت و زحمت فراوان در طول بیش از چند دهه به خاطر سپرده شده است، ممکن است به کنار گذاشته شود و در زمینه های دیگر شنیده شود.

نه با این گروه آواز جمعی ، که در آن بارُک مینِیرو شنیده می شد، بلکه بیشتر و بیشتر در دانشگاه ها و سالن های کنسرت. بنابراین، یک موسیقیِ متمایز مبتنی بر جماعتی خاص، که از نظر کارکردی به زمینه اش وابسته است و منشأ ارضای زیبایی شناختیِ خاصی است، امکان دارد از بیرون با حمله ی عوامل”مردم پسند”، به دستور مقامات کلیسای مرکزی و سراسری، دست و پنجه نرم کند.

در حالیکه در هفته ی مقدس تسلط غالب از آنِ گروه هایی است که عضویت در آنها در درجه اول به بخش های مرفه محلی تعلق دارد، در طول جشنواره ی نیایش برای بانوی ما، موسیقی توسط چندین گروه رقص و سازهای کوبه ای آفریقایی – برزیلی معروف به کُنگادُس (congados) تدارک دیده می شود که اعضای آنها منحصراً متعلق به طبقات فرودست هستند.

همانند سایر بخش های برزیل، دسته های گروهی همراه با سیاه پوستان هستند، و حضور یک سیاه پوست در اکثر گروه ها مشهود است. با این وجود، هیچ یک از آنها، افراد را به خاطر رنگ پوست شان مستثنا نمی کنند. در کامپانا، سیاه پوست بودن، بیش از آنکه مقوله ای اجتماعی باشد، مقوله ای نژادی است؛ اما به عنوان یک مقوله ی اجتماعی، جایگاه آنها به واسطه ی تجربه ی حقارت ناشی از انقیاد تاریخی سیاه پوستان در این کشور ایجاد شده است. جشنواره میراث انجمن اخوت سیاه پوستانِ دوران استعمار است، که به عنوان محیط های مناسب برای فعالیت-های اجتماعی در میان بردگان به کار می رفت.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تکنیک های هارمونی در موسیقی های امپرسیونیسم و رومانتیسم (II)

من این نوع دیدگاه گسترش هارمونی را در هفت متد اصلی دسته بندی و خلاصه می کنم که در جای خود در باره ی هر کدام صحبت می کنم. این متد ها عبارتند از:

اولین دکتر موسیقی (I)

حســین ناصحی در سال ۱۳۰۴ در خانواده ای هنردوست به دنیا آمد. مادرش از شاگردان استاد درویش خان بود و تار می نواخت. به همین جهت ذوق موسیقی او از اوان کودکی پرورش یافت. وی از ســن ۱۴ سالگی با ورود به هنرستان عالی موسیقی و انتخاب ساز ترومبون زیر نظر اســتاد چک «ژوزف اسالدک» مشغول تحصیل گردیــد و پس از مــدت کوتاهی به همکاری با ارکســتر رادیو به سرپرستی پرویز محمود پرداخت. او جزو شاگردان ممتازی بود که به دعوت دولت ترکیه و با بورســیه هنرستان برای ادامه تحصیل روانــه آنکارا گردید و در آنجا زیر نظر اســتاد «کاظم آکســس» از شاگردان برجســته «بلا بارتوک» آهنگساز شهیر مجارستان به همراه دوست دیرینه اش ثمین باغچه بان به فراگیری آهنگسازی پرداخــت.

از روزهای گذشته…

بررسی اجمالی آثار شادروان <br />روح الله خالقی (قسمت ششم)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت ششم)

بهترین تصنیف قرن، عنوانی است که کارشناسان موسیقی برای این اثر برگزیده اند. اما مستقل از سلیقه شخصی، قطعا این آهنگ نقطه عطفی در تاریخ برنامه گلها بود. تا قبل از این برنامه هیئتی چند نفره که ارکستر نامیده میشد و از اساس علمی و پایه فنی بی بهره بود، اجرای آهنگها را به عهده داشت و از آنجا که همه اعضا آنرا اساتید کهنه کار تشکیل میدادند، نتیجه کارشان نیز استادانه بود.
هیجان یک اجرای جدید “کنسرت نی‌نوا” (I)

هیجان یک اجرای جدید “کنسرت نی‌نوا” (I)

اجرای مجدد یک قطعه در فضای موسیقی‌ای که آهنگسازی، به مفهوم یک فرآیند آفرینشی از پیش تعیین شده جزء سنت‌های رسمی و از خصوصیات اصلی آن به حساب نمی‌‌آید، اتفاقی جالب و هیجان انگیز است. این هیجان زمانی بیشتر می‌شود که بدانیم مدت زمانی بسیار طولانی شنوندگان به نوعی با استبداد موسیقایی تنها اجرای موجود کنار آمده‌اند.
کلد پلی پایه گذار سبک جدیدی از موسیقی راک (II)

کلد پلی پایه گذار سبک جدیدی از موسیقی راک (II)

قصه کلد پلی، سپتامبر ۱۹۹۶ در کالج دانشگاه لندن شروع شد، جایی که اعضای گروه با هم ملاقات کردند. مارتین و باکلند اولین اعضای گروه بودند که در هفته اول کالج با هم آشنا شدند و در تمام مدت سال در کالج برای تشکیل گروه خود برنامه ریزی می کردند. آنها نام “Pectoralz” را برای گروه انتخاب کردند. بعد از مدتی بریمن به گروه اضافه شد، در سال ۱۹۹۷ گروه نام خود را به “Starfish” تغییر داد و در کلاب های کوچک شروع به اجرای برنامه کردند. فیل هاروی (Phil Harvey) دوست دوران مدرسه ی مارتین به عنوان مدیر برنامه به گروه پیوست (که تا امروز هم به عنوان عضو پنجم گروه او را می شناسند). با ورود چمپیون به گروه (درامر) این بند، تکمیل شد.
درباره‌ی نقد نماهنگ (IX)

درباره‌ی نقد نماهنگ (IX)

نخست پیوند موسیقی است با جهان خارج از خود، با هر حقیقت فراموسیقایی. این امر جدای از این که در یک نماهنگ باشد یا جز آن، مورد بحث قرار گرفته است. و به این صورت می‌تواند خلاصه شود که؛ موسیقی «بیان، بیانگر، بازنمای و …»ِ «چیز دیگری» است. یا از آن خلاصه‌تر موسیقی Xِ یک R است (۱۵). بدین ترتیب، پرسش این است که اگر موسیقی Xِ یک R است، فیلم نماهنگ که بناست با آن پیوندی پیدا کند خود چه نسبتی با آنها دارد؟ محتوای دیداری-روایی فیلم چگونه نسبت به آن X یا R برابرمی‌ایستد؟ یا خود R می‌شود که رابطه‌اش با آن اینهمانی است.
گزارش جلسه نهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گزارش جلسه نهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

از سوی دیگر پدیدآورندگان این روش نقد تاکید بسیار زیادی بر «علم» بودن آن داشتند و ادامه دهندگان راه آنان نیز همین روش و منش را دنبال کردند. بنابراین در نقد تکوینی به‌ویژه هنرهایی که برساخته‌هایشان (اعم از پیش‌نویس یا نهایی) ماهیت مادی دارد (نقاشی، مجسمه‌سازی، ادبیات) از یک سو ردپای روش‌های باستان‌شناسانه مانند تعیین قدمت، ارتباط دادن اشیاء و… از سوی دیگر ردپای یافته‌های علوم شناختی و روان‌شناسی خلاقیت به چشم می‌خورد، به شکلی که آن را بدل به ترکیبی از زندگی‌نامه، تاریخ، نسخه‌شناسی، روان‌شناسی و جامعه‌شناسی می‌کند.
نگاهی به پیوند شعر و موسیقی آوازی اثر حسین دهلوی (I)

نگاهی به پیوند شعر و موسیقی آوازی اثر حسین دهلوی (I)

مقاله ای که پیش رو دارید نوشته سامان ضرابی نوازنده سنتور است که درباره کتاب “پیوند شعر و موسیقی آوازی” اثر حسین دهلوی نوشته شده که در امروز قسمت اول آن را می خوانید: ۴۳ سال کار بر روی یک موضوع مبین چیست؟ امروزه سراغ نداریم اثری که چنین مدت زمان طولانی بر روی آن کار شده باشد یا اگر هست در حد یک یا دو اثر میباشد. بدیهی است کشف قواعدی که دارای اصولی بنیادین و محکم باشد کاری بس دشوار و لازمه سالها تلاش است خصوصا ً اگر موضوع به عنصری از فرهنگ یک جامعه نیز مربوط باشد.
اکول در سنتور نوازی (I)

اکول در سنتور نوازی (I)

در این مقاله سعی شده تا با توجه به تحول شیوه های سنتور نوازی و تمایل نوازندگان به استفاده از تکنیک های متنوع تر بر روی این ساز و میل به مانور، انعطاف و سرعت بیشتر، علاوه بر آسیب شناسی شیوه های نامناسبی که می تواند مانعی در این راه باشد و منجر به تبعات فنی، جسمی و… نامناسب و ناخواسته بر روی نوازنده شود، شیوه آزموده و مناسبی پیشنهاد گردد.
جو ستریانی

جو ستریانی

در بین نوازندگان گیتار راک (Rock) دهه های ۸۰ و ۹۰ جو ستریانی یکی از حرفه ای ترین و قدرتمند ترین گیتاریست ها می باشد.
گزارش جلسه دوازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گزارش جلسه دوازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گذشته از پیوند دادن نتایج پژوهش‌های تجربی روان‌شناسی مدرن با نقد هنری آنچه بیشتر به‌عنوان نقد روان‌شناسانه (به‌ویژه در ادبیات) شهرت دارد برآمده از به‌کارگیری روان‌کاوی و روش‌ها و دست‌آوردهای آن در نقد ادبی سده‌ی گذشته است. اما پیش از پرداختن به نقد روان‌کاوانه‌ی موسیقی ناگزیر باید ببینیم رابطه‌ی روان‌کاوی و موسیقی چگونه است یا می‌تواند باشد. امروزه روان‌کاوی موسیقی حوزه‌های مطالعات مختص خود دارد و دیگر لازم نیست با مشابهت‌یابی زمینه‌هایی در ادبیات، آن را تاسیس کنیم:
اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (I)

اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (I)

زندگی ِحرفه ای ادیت پیاف (Edith PIAF) با ترانه های فراموش نشدنی گره خورده است که امروز نیز جزیی از میراث فرانسه و حافظه ی جمعی به شمار می آید. او که در فقر و تنگدستی به دنیا آمد تبدیل به یکی از برجسته ترین شخصیت های آواز فرانسوی و یکی از بزرگ ترین ستارگانِ جهانیِ موسیقی شد. ادیت که ترانه سرا نیز بود، علاوه بر خلقِ سبک هایِ جدید در خوانندگی و موسیقی، شیوه ای در حرفه ی خود به وجود آورد که باعث کشف شدن هنرمندانی شد که حتی در بعضی مواقع شهرتشان به پای او می رسید، کسانی چون فرانسیس بلانش (Francis Blanche)، شارل اَزنَوور (Charles Aznavour)، جورج موستَکی (George Moustaki). زندگی منحصر به فرد ادیت با شهرتی فوق العاده، توالی واقعه های ناگوار و انگیزه ای همیشگی که پیوسته او را به جنب و جوش وا می داشت، پیوند خورده بود.