موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند: امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (IX)

اعضای انجمن اخوت هر سال رهبران خود را انتخاب می کردند، یکی از آنها تاج گذاری می کرد، و به همین مناسبت، گروه های سازهای کوبه ای در خیابان رژه می رفتند. میراث بارگاه این سیاه پوستان هنوز در جشنواره های معاصر به احترام نیایش برای بانوی ما مشهود است، مثلاً در کامپانا، نمادهای سلطنتی، در قالب تاج ها، عصاهای سلطنتی و شنل ها، هنوز هم بخش مهمی از سنت کُنگادُس است. این نمادها تداوم داشته اند زیرا به کسانی که آنها را می پوشند، منزلت داده و گروه آنها را موقر نشان می-دهد. علاوه بر این تغییر جایگاه افراد در آئین ها توجهات را به سلسله مراتب اجتماعی جلب می کند.

در چند سال گذشته سه تا پنج کُنگادُسِ فعال در کامپانا نسبت به هر زمان دیگری، با تعداد اعضای حدود بیست تا پنجاه نفر یا بیشتر، وجود داشته است. در گروه ها، طبل ها، شامل چندین طبل بم بزرگ، به زبان محلی معروف به تِرِمه تِراس (treme-terras) (با معنای تحت اللفطی زمین لرزه ها)،انواع کاشا (caixas) (طبل های استوانه ای دو سر) در اندازه های مختلف، و چند طبل کوچک (tarois) غالب هستند. دیگر سازهای کوبه ای مورد استفاده شامل دایره زنگی (pandeiros)، رِکو-رِکو (reco،recos) (ضربی های استوانه ای که با خراشیدن صدا تولید می کنند) و شِیکِرها هستند.

کُنگادُس گروه های منحصراً کوبه-ای نیستند؛ آنها همچنین سازهای زهی را، مانند ویُلا (violas) (ساز کوچکتر از گیتار و با پنج سیمِ جفتی)، گیتار، باندولین (bandolins) (سازهای خانواده ماندولین با چهار سیمِ جفتی) و ویولُن، همچنین یک یا دو آکاردئون و یک جفت ساز بادیِ برنجی، مانند کُرنِت، ترومبُن یا ساکسیفُنِ تنور، به کار می گیرند. در ورای سازها، بندهای کوتاه، به ندرت طولانی تر از چهار عبارت، توسط دو گروه هم خوان به صورت سوال و جواب، ابتدا در سوم موازی، سپس در ششم موازی خوانده می شوند.

نخبگان محلی با دیدی تحقیرآمیز به کُنگادُس می نگرند. در واقع، به من بارها هشدار داده شده بود که در طول تحقیقم محتاط باشم، زیرا فضای اجتماعی خطرناک به نظر می رسید، تصورها بر این بود که خشونت و مبارزه اغلب در میان گروهای کُنگادُس در اثر نوشیدن بیش از حد و چشم و هم چشمی بین گروه ها اتفاق می افتد. اما آنها خصوصاً از فضای بوجودآمده توسط عمل جادوی سیاه، یا ماکومبا (macumba) (سازی با خاصیت های جادویی) می-ترسیدند. در خلال حرکت های دسته جمعی اصلی جشنواره، که در آن حرکت شان کُنگادُس ها از طریق شهر در مسیرشان به کلیسا بانوی ما را در بر می گیرد، صدای طبل هایشان کاملاً بر سایر اصوات غالب است، گروه ها در خارج از جوامع خود، توجه محدودی را به خود جلب می کنند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

شهرام صارمی از مدیریت اجرایی جشنواره موسیقی فجر استعفا کرد

در پی استعفای اعتراض آمیز علی ترابی، شهرام صارمی مدیر اجرایی سی و پنجمین جشنواره موسیقی فجر، یک روز پس انتصاب مدیر جدید دفتر موسیقی وزارت ارشاد با انتشار نامه‌ای سرگشاده از سمت خود استعفا کرد.

مروری بر آلبوم «سالنامه»

سالنامه در میان آثار فیاض، بیش از همه در مسیرِ «در گذر» است. علاوه بر مشابهت در فرایند آهنگسازی و نوعِ کنار هم نشاندنِ و برخورد با مواد و مصالح موسیقی، حضور صریحِ برخی نقش‌­مایه­‌های «در گذر»، مدگردی­‌های متنوع، استفاده از نوازندگانِ گروه در مقامِ خواننده و ساختار کلی مجموعه، این همانندی را پررنگ­‌تر می­‌کند.

از روزهای گذشته…

همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (II)

همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (II)

در چنین وضعیتی کتابی روانه‌ی بازار می‌شود با عنوان «هشت گفتار درباره‌ی فلسفه‌‌ی موسیقی» با این ادعا که اولین کتاب مستقل درباره‌ی این موضوع در زبان فارسی است. ناشر در متنی که در پشت جلد کتاب آورده می‌نویسد: «…دکتر «صفوت» با استفاده‌ی آگاهانه از فرصت‌های مغتنم، به توجیه پاره‌ای از وجوه بنیادین فلسفه‌ی موسیقی پرداخته است.» همان‌طور که از این نوشته پیدا است، خواننده منتظر است که کتابی در مورد بنیادی‌ترین مسایل فلسفه‌ی موسیقی پیش رو ببیند و از منظر آن به دل این عنوان دور از دسترس و جذاب رخنه‌ کند.
نقدی بر نوشته‌ی «وهم یا نبوغ»: زنجیره‌ی تقلیل، جبر و انفعال

نقدی بر نوشته‌ی «وهم یا نبوغ»: زنجیره‌ی تقلیل، جبر و انفعال

نوشته‌ «وهم یا نبوغ» دوست خوبم سعید یعقوبیان که در گفتگوی هارمونیک انتشار یافت با واکنش‌های مختلفی مواجه شد. عمده‌ی این واکنش‌ها معطوف به گزاره‌ی مبنایی نوشته یعنی پایین بودن ضریب هوش ایرانی‌ها در قیاس با مردمان سایر کشورهای جهان بود که از نظر نویسنده باعث افت کیفی آثار موسیقایی ایران می‌شود. مقصود نوشته‌ی حاضر امّا ردّ گزاره‌هایی مانند پایین بودن ضریب هوش ایرانیان نیست و مفروض من این است که نتایج اشاره ‌شده در نوشته‌ی «وهم یا نبوغ» قابل‌اطمینان‌ترین یافته‌ها در زمینه‌ی ضریب هوشی کشورهای مختلف هستند. آنچه به نقد آن خواهم پرداخت لایه‌ای دیگر – و به‌زعم من مهم‌تر – در تحلیل موجود در نوشته‌ی «وهم یا نبوغ» است.
درباره‌ی پتریس وسکس (III)

درباره‌ی پتریس وسکس (III)

سبک وی ترکیبی از تم‌های قدیمی، مردمی و محلی لتونی با دینامیک‌ها و زبان جدید موسیقی معاصر است. او در بیشتر قطعات خود به تقلید از موسیقی محلی لتونی پرداخته که بیشتر در قطعات سمفونیک او یافت می‌شوند مانند قطعه‌ی لودا، کنسرتو برای انگلیش هورن، کنسرتو برای ویولنسل، دیستنت لایت، کنسرتو برای ویولن و ارکستر زهی و سمفونی دومش. موسیقی لتونی در موسیقی او بسیار قوی و پرافتخار معرفی می‌شود مانند قطعه‌ی کانتوس. در قطعات او تم‌ها بیانی رمانتیک و اندیشمندانه دارند. او در قطعه‌ی موسیقی برای پرندگان زودگذر، از موسیقی محلی لتونی استفاده کرده است که برای اولین بار تم این قطعه به عنوان سنبلی از آزادی و وجدان شناخته شد و به همین دلیل از اهمیتی مهم برخوردار است. صدای پرندگان در قطعات او سنبلی است که به وفور یافت می‌شود مانند چشم‌انداز (Landscape)، سمفونی شماره‌ی یک (Symphony No.1 Voices 1991)، موسیقی بهار (Spring Piano Music 1995) و غیره. به گفته‌ی خود او «صدای پرندگان نگرشی است از گرمایی که جهان را احاطه می‌کند، طبیعت، وطن و مردم.»
علوانی فقط یک آواز نیست (VII)

علوانی فقط یک آواز نیست (VII)

پس غیر از گوش دادن به طور علوانی و مقایسه کردن فواصل این آواز در مباحث تئوری هم به این نتیجه می رسیم که فواصل اجرای این طور شباهت زیادی با فواصل و ذائقه موسیقایی جنوب کشور دارد. همین نکته باعث وجود یک طور خاص در کل مکاتب عرب شده است.
ربنا با صدای شجریان

ربنا با صدای شجریان

برای بسیاری از ایرانیان، افطار بدون ربنا رنگ و بویی ندارد. سالهاست صدای چابک و زیبای شجریان در این ساعات مردم را مجذوب خود می کند.
موسیقی جیپسی کینگز

موسیقی جیپسی کینگز

جیپسی کینگز به یک سبک شبه فلامنکو می نوازد، نوعی از موسیقی که تا قبل از آنها سابقه نداشته است. نیکلاس یکی از اعضای این گروه در مورد موسیقی خودشان اینگونه می گوید :
ریختر، پیانیستی برای تمام دوران (II)

ریختر، پیانیستی برای تمام دوران (II)

مهمترین اتفاقی که باعث شهرت جهانی ریختر شد، این بود که، Emil Gilels یکی دیگر از نوازندگان برجسته روس در آمریکا کنسرتهایی را برگزار نمود که مورد استقبال بسیار خوبی از طرف منتقدین قرار گرفت که وی این نکته را بیان داشت :”منتظر بمانید تا نوازندگی ریختر را بشنوید.” و بالاخره در سال ۱۹۶۰ و با اجازه دولت وقت آن زمان وی توانست مجوز اجرا را در غرب بدست آورد و ۱۵ اکتبر ۱۹۶۰ و در شیکاگو وی دومین کنسرتو از برامس را همراه با ارکستر سمفونیک شیکاگو اجرا نماید.
پدرام فریوسفی: با بارنبویم ۵۰ کنسرت داده ام

پدرام فریوسفی: با بارنبویم ۵۰ کنسرت داده ام

با دانیل بارنبویم نزدیک پنجاه کنسرت داده ام، در ورک شاپی هم با پیر بولز کار کردم، در واقع او ارکستری که من در آن می نواختم را با قطعاتی از بارتوک، هدایت کرد. با آش فیش که رهبر بزرگی است و دستیار بارنبویم هست هم در اسپانیا کار کرده ام. اسم این ارکستر دیوان شرقی و غربی است که نوازندگانی از سراسر دنیا دارد.
اجرای رباعیات خیام با ارکستر سمفونیک آلنتون

اجرای رباعیات خیام با ارکستر سمفونیک آلنتون

سومین موومان از «آوازهای ابدیت» (برای سوپرانو و ارکستر) ساخته بهزاد رنجبران، آهنگساز ایرانی مقیم نیویورک، در روزهای یازدهم و دوازدهم فوریه ۲۰۰۶ (برابر با ۲۲ و ۲۳ بهمن ۱۳۸۴) به وسیله ارکستر سمفونیک آلنتون (Allentown) در آمریکا اجرا خواهد شد.در این برنامه تامارا متیو(Matthews Tamara)به عنوان تکخوان با ارکستر همکاری خواهد داشت.
نقدی بر مقاله پیمان سلطانی، «آهنگ شعر معاصر» (III)

نقدی بر مقاله پیمان سلطانی، «آهنگ شعر معاصر» (III)

باید گفت ابتهاج در زمره ی شاعرانی است که پیوند میان اندیشه و تخیل را با مهارتی وصف ناپذیر به وجود آورده و این گونه به شاعری ماندگار تبدیل شده است. سلطانی در ادامه می نویسد: “موسیقی در غزل کلاسیک به استثنای بخشی از غزلیات مولوی غالبا با تکیه بر عنصر درونی شعر که همان ضرباهنگ و انگاره های ریتمیک عروض است پیش می رود اما در شعر ابتهاج بر عنصری بیرونی و تقارن کلمات و آهنگ حروف و تعدد حروف مشابه است که ساخته می شود” اول باید گفت ضرباهنگ شعر جزء موسیقی بیرونی شعر محسوب می شود و نمی دانم تحت چه استدلالی پیمان سلطانی آن را عنصر درون شعر معرفی کرده است. دوم اینکه موسیقی در تمام غزلهای کلاسیک که استثنایی هم ندارند در چهار حوزه ی موسیقی بیرونی، موسیقی درونی، موسیقی کناری و موسیقی معنوی روی داده است.