گروه ریمونز (VII)

وگا از طرحهایی که به حمایت از انتخابات رئیس جمهوری، در جهت عقربه های ساعت دور طرح عقاب شعارهایی نوشته بودند استفاده کرد و به جای آن، نامهای مستعار چهار عضو اصلی گروه را قرار داد: جانی، دی دی، جوی و تومی. در طی سالها، نامهای اعضای گروه روی تی شرت ها تغییر یافت.

تاثیرات جاودانشان
ریمونز تاثیرات وسیع و پایداری در رشد موسیقی داشته اند. جان ساویج (Jon Savage) تاریخ دان موسیقی درباره اولین آلبوم آنها نوشت: “هنر ریمونز به عنوان یکی از محدود موسیقی هایی باقی خواهد ماند که موسیقی پاپ را برای همیشه تغییر داده است.”

منتقد Allmusic استیفان توماس ارلویین (Stephen Thomas Erlewine) آنها را به عنوان یکی از چهار نماینده برتر موسیقی پانک، به خصوص پانک آمریکایی و هارد کُر برای دو دهه پس از آن معرفی کرده.

روزنامه رابین ها و ایسلر مشابه آن نوشتند :”ریمونز نه تنها سردمداران جنبش جدید پانک هستند، همچنین پایه ای نو را برای گروههای پانک هارد کُر بنا نمودند.”

داگلاس وولک (Douglas Wolk) در سال ۲۰۰۱ در اسلات (Slate)می نویسد: ” به آسانی می توان ریمونز را اثر گذارترین گروه در طی ۳۰ سال اخیر دانست.”

اولین کنسرت بریتانیای ریمونز در تالار کنسرت خانه مدور (Roundhouse) در ۴ جولای ۱۹۷۶ در مراسم استقلال آمریکا United States Bicentennial برگزار شد، در غروب بعد از آن، ریمونز در شفیلد Sheffield اجرایی داشتند که گروههای Sex Pistols و The Clash از آنها حمایت کردند و همچنین اعضای هر دو گروه در اجرای ریمونز در کلوپ دینگ وال شرکت کردند.

سرپرست ریمونز، دنی فیلدز (Danny Fields) گفتگویی بین جانی ریمونز و بیس نواز گروه کلش، پائول سیمونن ترتیب داد.

جانی از او پرسید: “تو چه کار می کنی؟ آیا در گروه می نوازی؟” پائول جواب داد: “ما فقط تمرین می کنیم. ما خود را گروه کلش می نامیم اما آنچنان که باید خوب نیستیم.” جانی گفت: ” صبر کن تا ما رو ببینی، ما بو می دیدم و خیلی بدیم، ما اصلا نمی توانیم بنوازیم. حالا از اینجا برو و فقط بنواز.”

گروه دیگری که اجرای ریمونز را دیده بود “نفرین شدگان” (The Damned) بود که اولین اجرای خود را دو سال بعد از آن دیدار برگزار کرد.

اجرای ۲ جولای ۱۹۷۶ ریمونز تاثیر فوق العاده ای بر سبک موسیقی بسیاری از گروههای پانک بریتانیا به جای گذاشت. همانطور که شخصی آن را اینگونه ارزیابی کرد: “تقریبا همه گروهها سرعت خود را بالا بردند.” فنزین fanzine، که مخصوص پانک تازه بریتانیا بود بعد از آهنگ ” حالا من می خواهم مقداری چسب استنشاق کنم (“Now I Wanna Sniff Some Glue”) به Sniffin’ Glue تغییر نام داد.

کنسرتها و ریکوردهای ریمونز بسیاری از موسیقیدانان را تشویق نمود تا پانک کالیفورنیا را به وجود آوردند همانند گرژ جین (Greg Ginn) از پرچم سیاه (Black Flag) و جیلو بیافرا (Jello Biafra) از مرگ کندی ها (Dead Kennedys)، برت گرویتز (Brett Gurewitz)

از مذهب بد (Bad Religion) و اعضای The Descendents. اولین موج اصلی پانک در تورنتو کانادا، در ویکتوریا کلمبیای بریتانیایی و ونکوور به وجود آمد که آنان نیز به شدت از ریمونز تاثیر پذیرفته بودند.

در اواخر سالهای ۱۹۷۰ گروههای بسیاری با سبک موسیقی وابسته به ریمونز ظاهر شدند. لارکرز (The Lurkers) از انگلستان، زیر صدا (The Undertones) از ایرلند، سر نوجوان (Teenage Head) از کانادا و صفرها (The Zeros) از کالیفرنیای جنوبی.

لازم به ذکر است که گروه مغزهای بد (Bad Brains) مهمترین گروه هاردکُر، نام خود را از یکی از آهنگهای ریمونز گرفته است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

موسیقی شناسی فمنیستی (II)

تنوع دیدگاه های متوجه به آزادی زنان چندان است که باید از انواع فمینیسم یاد کرد. کسی که صرفا به ضرورت برابری حقوقی زنان و مردان باور دارد فمینیست است؛ کسیکه این برابری را به شرطی ممکن می داند که نخست برای برابری امکانات زندگی اجتماعی (امکانات مادی و معنوی مساوی در آموزش و شغل و در کردارهای زندگی و گزینش آزادانه) مبارزه شود نیز فمینیست است؛ کسی که بنیاد استثمار از زن را در نظام سرمایه داری می داند و مبارزه برای آزادی زن را به مبارزه علیه سرمایه داری پیوند می زند چون اصل ستمدیدگی زنان و ضرورت خلاصی از آن را می پذیرد به معنایی خاص فمینیست است؛ کسی که بنیاد فرودستی زنان را در فرهنگ مردسالار و در پدرسالاری می داند و برای از بین بردن این فرهنگ می کوشد فمینیست است؛ و سرانجام کسی که مردان را بنا به ماهیت شان ظالم و استثمارگر می شناسد و دوری زنان از جهان مردانه را توصیه می کند نیز فمینیست است.

درباره اتصالات چسبی ویولن (I)

زمانی که در یک وسیله چوبی تغییراتی رخ می دهد، دامنه این تغییرات می تواند منجر به واکنش هایی متفاوت از سمت چوب گردد. همان طور که می دانیم چوب ماده ای پویا و تغییرکننده می باشد و تغییرات آن بر اثر دگرگونی های دما، رطوبت، فشارهای فیزیکی و مکانیکی درونی و بیرونی به وجود می آید.

از روزهای گذشته…

خوزه مونسراته فلیسیانو (I)

خوزه مونسراته فلیسیانو (I)

خوزه مونسراته فلیسیانو (Jose Monserrate Feliciano) به واقع یکی از مشهورترین خواننده ها و نوازندهای گیتاری است که دنیای موسیقی پاپ تا بحال بخود دیده است. او که اصلیت لایتن دارد در سال ۱۹۴۵ در پورتوریکو بدنیا آمد و متاسفانه از بدو تولد قربانی بیماری آب سیاه بود و خیلی زود در همان ایام نوزادی بینایی خود را از دست داد.
هم‌صدایی لحظه‌ها (I)

هم‌صدایی لحظه‌ها (I)

«در این مورد [برخورد با مانعی مانند دیوار که نتوانم از آن بگذرم]، زندگیم را وقف کوبیدن سر به آن دیوار خواهم کرد.» (۱) این واژه‌ها روحیات هنرمندی را به استعاره‌ای از زبان خودش توصیف می‌کند، که جهان موسیقی شکسته شدن بسیاری از مرزهایش را به‌دست او تجربه کرد. گویی با این استعاره، سرنوشت شصت سال آینده‌ی هنرمند، آبستن سر کوبیدن به کرانه‌های نپیموده‌ی موسیقی شد
No body home

No body home

راجع به بچه ای است که در دردوران کودکی یک دفتر چه کوچک داشت و شعرهایش را در آن می نوشت، در کیف مدرسه اش مسواک و شانه سرش را نگاه می داشت، راجع به بچه ای که در مدرسه معلمها اذیتش میکردند، مگر وقتهایی که به آنها باج میداد یا سرش در لاک خود بود،
نی و قابلیت های آن (XIV)

نی و قابلیت های آن (XIV)

مطالب ذکر شده در این قسمت برای نی هفت بند رایج نگاشته شده. بسیاری ازنوازندگان و آهنگسازان معتقدند که بهتر است برای ترکیب بندی ساز های ایرانی از نی هفت بند ساده استفاده کنند و برای برخی محدودیت های صوتی آن از ترکیب چند ساز به صورت انتقالی استفاده می کنند. برخی از نوازندگان چیره دست در اجرا های زنده هم ممکن است از چند ساز متفاوت استفاده کنند. با این روش بسیاری از فواصل و گوشه ها در محدوده های متفاوت و با رنگ بندی های متنوع قابل اجراست.
نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (VII)

نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (VII)

شاید بتوان «شوشتری برای ویولون و ارکستر» را یک روندو برای ویولون و ارکستر دانست، چراکه بعضی از مهمترین خصوصیت های یک روندو را دارا می باشد. اساس این اثر بر مبنای یک تم شکل گرفته است که به صورت ترجیع بند (Refrain) در طول قطعه تکرار می شود. (تصویر شماره ۲)
چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (III)

چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (III)

پیرو مطالبى که در شماره ى دوم در رابطه با شیوه هاى آموزشى ذکر شد در این شماره سعى مى کنم نسبت به هر شیوه ى آموزشى مقدار تمرینى را پیشنهاد دهم که مناسب با کلاسِ موردِ نظر باشد.
به زبان ایرانی (I)

به زبان ایرانی (I)

نیازی نیست که بسیار موسیقی ایرانی بدانی تا بتوانی رنگ ایرانی «خون ایرانی» (*) را لمس کنی. شخصیت ایرانی این قطعه به روشنی و وضوح خود را به انسان دیکته می‌کند. بدون ترس از این که شناخته شود و بدون سر افکندگی‌های معمول فرهنگی درجه‌ی دوم. در پی شبیه شدن به نسخه‌ی برتر هم نیست و چشم به آرمانشهری در آن‌سوی آب‌ها ندوخته است. برای آفریننده‌ی این اثر ایرانی بودن معنایی روشن‌تر، شکل‌یافته‌تر و عمیق‌تر از تنها ترکیب ملودی‌های شناخته شده با ابزارهای موسیقی سمفونیک دارد.
شیدایی تار (II)

شیدایی تار (II)

وی در جریان انقلاب اسلامی از سمتهای خود استعفا کرد و به مردم انقلابی پیوســت و ســاخته ها و نواخته های او با صدای محمدرضا شــجریان و شــهرام ناظری در نوک پیکان انقلاب قرار گرفت و امروزه به عنوان یک خاطره ملی در اذهان مردم باقی است. لطفی در مورد ساخته معروف خود، سپیده (ایران ای ســرای امید)، می گوید: «وقتی در دستگاه ماهور شروع به کار کردم طبق روال آواز از منطقه بم شــروع شد ولی هر کاری که می‌کردیم، می دیدیم جور درنمی آید. پس از مدتی قرار شد آقای شجریان از اوج بخواند و خیلی خوب درآمد. در آن روزگار جامعه ایرانی یکپارچه شور و هیجان بود، ما هم که از جامعه دور نبودیم و با مردم همصدا بودیم.
دنیس برین، مروج هورن (I)

دنیس برین، مروج هورن (I)

دنیس برین (Dennis Brain) هورن نواز برجسته انگلیسی بود که عمدتا به خاطر رواج دادن هورن به عنوان یک ساز کلاسیک و تکنوازی در جامعه پس از جنگ جهانی دوم در انگلیس بسیار معروف است. اجرای کنسرتوهای هورن موزار توسط برین با همکاری هربرت فون کارایان (Herbert von Karajan) و ارکستر فیلارمونیک برلین همچنان به عنوان اصلی ترین قطعات ضبط شده از این کنسرتوها به شمار می روند.
برداشتی درد مندانه از پاسیون سن ماتیوی باخ

برداشتی درد مندانه از پاسیون سن ماتیوی باخ

به مسیح می اندیشم و به ایمانش و به حادثه مصلوب شدنش و البته به درد. درد فرو شدن میخ بر گوشت دستانش، درد ایمان از هم پاره شده، درد عشق، درد تنهایی. پاسیون سن ماتیوی باخ بدون شک اثری ست در باب درد. چه آن دردی که خون می چکاند از قلب و تن، چه آن درد شک و بد گمانی در لحظات واپسین به راهی که رفته ای، زجر کشیده ای، طعنه شنیده ای و ایمانت را بر آن استوار نمودی.