برداشتی شاعرانه از کنسرتو ویولون اپوس ۶۱ بتهوون

لودویک وان بتهوون
لودویک وان بتهوون
ابدا قصد ندارم که تفسیری فنی بر این اثر بنویسم. چرا که عظمت این اثر بر هیچ کس پوشیده نیست. از آن گذشته نه جسارتش را دارم نه بضاعتش. اما این اثر چنان بر آشفته ام می کند که می خواهم احساس روحی خود را که بسیار شاعرانه است را بیان کنم.

بی شک هیچ انسانی نمیتواند با اضطراب به جنگ سیاهی ها برود و طرحی روشن از آینده را تصویر کند. این کار آرامش می خواهد و امید.

یاس و بی قراری ارمغانی جز دلزدگی و تسلیم به همراه ندارد. هر پدیده ای حتی گلی زیبا یا جویباری خنک و زلال که بتواند کمی از بار اندوه انسان را بکاهد، شریف است و دوست داشتنی و بدین خاطر است که من این اثر را ستایش می کنم. بگذار خودمانی تر بگویم، هر وقت این اثر را گوش می دهم میل دارم راه بروم.

آوازهای غرور انگیز بخوانم و شادمانی چون پرنده ای شیطان به جانم به هر دری می کوبد مگر که روزنه ای و بدین خاطر است که رقصم می آید، آنچنان رقصی که گاهی حتی نا موزون و بی معنی.

ملودی اولیه آن به من آماده باش می دهد. انگار دارد برای میهمانی پر شکوهی آماده ام می کند. به دنبال این ملودی، نوای دیوانه کننده ویولونی پر رنگ تر از ارکستر، آرام آرام شکوفا می شود و انگار پس از آرایش سر و وضعم زمان صیقل روحم فرا می رسد. آرشه ویولون پیروزمندانه اما متین چون باغبانی کهنه کار قصد قیچی کردن علفهای هرز روحم، غمهای جانم را می کند.

نمی دانم چرا این احساس بمن دست می دهد که پشت این نوا انسان شریفی با کوهی از اندوه اما استوار و امیدوار پنهان است و پدرانه به من می گوید: غمهایت را فراموش کن، آنها حقیر تر از آن هستند که تو را از پای درآورند.

من او را می بینم و مجاب می شوم. حالا من می مانم و دشتی از زیبایی با کوره راهی که از میان دشت به کلبه های باران خورده بالای کوهی عظیم می رسد.کلبه ها را دقیق و روشن می بینم و اگر نقاش بودم می توانستم طبیعتی با گلهای شقایق را با این نواها ترسیم کنم. در آن دوردستها دخترکی سفید پوش برایم دست تکان می دهد.

گویی از این دنیای پر تنش و خاطرات پوسیده و تلخ به آنجا رسیده و مرا به خویش دعوت می نماید. احساس می کنم قلبم تکان میخورد و آرزوهایم را یافته ام.

این لحظه شور و شعف توام با رقص ناموزونم را باری از تورگنیف خواندم: همچون آدمی که احساس می کند ظرفی لبریز از مایعی گرانقدر را در دلش جا کرده اند که بخاطرش ناچار است با وقار برقصد.

پس از این نوا، نواهای بعدی همچون رفیقانی هستند که مدام در گوشم از واقعیت سخن می رانند چه اسیر رویاهای دور از واقع اما شیرین نگردم و پس از آنکه سرمستی های بوالهوسانه ام را از من می گیرند پیروزمندانه دست به دستم می دهند و مرا به رقصی پر شکوه می خوانند.

آخرین ملودی که زیبا و پر رنگ با ویولون نواخته می شود حیاتبخش این حالت است و من می بینم که با انبوهی رقص کنان بسوی آن کلبه ها کشیده می شوم…

اگر ملاک قضاوتهایمان روی افراد کارهایشان باشد، بی شک بتهون یکی از شریف ترین انسانهای زمینی است.

19 دیدگاه

  • amir
    ارسال شده در خرداد ۱۱, ۱۳۸۸ در ۷:۵۴ ق.ظ

    بسیار زیبا بود. ولی بنظرم بهتره موسیقی افراد رو به اخلاقیات ربط ندیم.

  • سایه
    ارسال شده در خرداد ۱۱, ۱۳۸۸ در ۱۰:۱۲ ق.ظ

    مثل همیشه عالی…

  • ساعی مغیثی
    ارسال شده در خرداد ۱۱, ۱۳۸۸ در ۱۰:۳۰ ب.ظ

    بتهوون از اولین کسانی بود که موسیقی و هنر را برای موسیقی و هنر می خواست. نه برای سرگرمی، نه برای عاه مردم، نه برای شبکه های MTV!!!!!!

  • آریاندخت
    ارسال شده در خرداد ۱۲, ۱۳۸۸ در ۱۱:۵۱ ق.ظ

    دستتون درد نکنه
    بقول خودش:موسیقی گذرگاهیت اثیری به دنیای والای معرفت که بشریت را در میابد ولی بشریت از درکش عاجز است

  • ساعی مغیثی
    ارسال شده در خرداد ۱۲, ۱۳۸۸ در ۲:۰۹ ب.ظ

    چرا نباید موسیقی را به اخلاقیات ربط نداد؟ هیدو ماتسیدو که یک محقق اسلام شناس ژاپنی می باشد، در کتاب خود به نام بعد چهارم برای انسان ۴ بعد در نظر می گیرد.یک بعد کنجکاوی،دو بعد تمامیت خواهی،سه بعد ماغدی گرایی و ثروت خواهی و بعد چهارم که شمال مذهب، هنر، اخلاق و انسانیت می شود. موسیقی روح کمال گرا و حقیقت جوی خدا نیست، اما درون مایه آن روح و اخلاق و کمال گرا می باشد. بتهوون می گوید: صدای غرش درون هوا صدای خداست،موسیقی زبان خداست، ما موسیقی دان ها از همه به خدا نزدیکتریم، صدایش را می شنویم، لب هایش را می خوانیم و با او صحبت می کنیم، یک موسیقی دان یعنی این، بعید می دانم، جز معرفت، اخلاقیات از زبان خدا بیرون بیاید. اگر در شخصیت کسی اخلاقی و حقیقتی که موسیقی و هنر به او عرضه می کند، تاثیر نگذارد، حتما یک موسیقی دان و یا هنرمند واقعی نیست

  • amir
    ارسال شده در خرداد ۱۳, ۱۳۸۸ در ۸:۱۲ ق.ظ

    البته نظر شما محترمه ولی نگاهی به تاریخ موسیقی و البته زندگینامه اونها نشون میده بسیاری بودن که شاید به لحاظ اخلاقی چندان حال و روز مناسبی نداشتن ولی موسیقی نابی رو ارائه کردن. بتهوون هم قطعا در زمره اخلاقیون قرار نمیگیره (علی رغم سخنان زیبای ایشون راجع به هنر که در فیلم copying beethoven به ایشون نسبت دادن) در واقع هنرمندان لزوما جزء عرفا و روحانیون نیستند.نادرست ترین کار اینه که آثار هنری و خصوصا شاهکار هایی که نمونه اون به زیبایی ذکر شد رو از دریچه اخلاق و مذهب و … نگاه کنیم.
    بیاید راجع به هنر صحبت کنیم و بحث راجع به خدا و پیغمبرو به روحانیون بسپاریم.

  • homa
    ارسال شده در خرداد ۱۹, ۱۳۸۸ در ۵:۴۵ ق.ظ

    دوست عزیز نظر شما هم محترمه ولی من می خوام بپرسم چرا بتهوون در زمره اخلاقیون قرار نمیگیره؟ ملاک اخلاق چیه؟ آیا روحیه آزادی خواهانه، دوستدار آزادی و شادی بودن، و خواهان سربلندی مردمان بودن جزو اخلاق نیست؟
    کسی نگفته که بتهوون یک عارف یا روحانی بوده اما مرد بزرگی بوده، نه به خاطر موسیقیش، بلکه به خاطر آرمان های انسانی که داشته و تلاشی که برای رسوندن اونها به واقعیت می کرده شایسته احترامه. راجع به هنر صحبت می کنیم اما موسیقی بتهوون با تمام آثار تاریخ موسیقی متفاوته و دلیلش هم روح این مرد بزرگه که موسیقی رو نه یک سرگرمی، که ابزاری برای تعالی می دیده. یادداشت های بتهوون رو بخونید تا به این نتیجه برسید. آثار بتهوون بیشتر از اونکه موسیقی باشن آثاری انسانی هستن و آثار انسانی آثاری اخلاقی هستن.

  • amir
    ارسال شده در خرداد ۲۰, ۱۳۸۸ در ۸:۰۳ ق.ظ

    فکر مکینم اظهارات دوستان بیشتر از روی تعصب باشه تا از شناخت نسبت به موسیقی خالص و ناب. به هر صورت نظر شما محترمه و من هم نظر خودم رو گفتم.

  • ارسال شده در خرداد ۲۰, ۱۳۸۸ در ۱۰:۳۳ ق.ظ

    ُسلام
    مرسی از هما ، امیر ، ساعی،آریاندخت و سایه عزیز .
    موسیقی بتهون برای من در جایی فراتر از تعاریف اخلاق ،مذهب و نظرهای نسبی خوبی و بدی تعریف می شود . جایی که تراژدی و عظمت خلق می شود و زندگی معنا می شود هر چند که از بوته رنج بگذرد.
    از نظر من هر پدیده ای بر مبنای تاثیری که در جهان دارد باید مورد قضاوت قرار بگیرد.بدون شک شرافت بتهون را از روی چیزی به اسم خلق و خوی و روزمرگی او نمی توان بدان پی برد، همان چیزی که در تعریف دوست عزیز امیر اخلاق معنی شد.
    جایگاه هنرمند بواسطه خلقتش ازروحانیون و عرفا به خداوند بسیار نزدیک تر است ،چرا که “خلقت” وجه مشترکشان با خداوند است. اینکه بتهون یا باخ انسانهای “خوب” یا “بدی” بودند در پیاله های اندازه گیری ماست . چرا که برای اینان خدا مرده است و خود به خدایی رسیده اند ، یعنی هر چه تعریفی که ما از “خوبی” و “بدی” داریم را از سر گذرانده اند .
    هر چند پیکاسو انسان خسیس و تنگ نظری بود،هر چند پاگانینی هوس باز و زنباره بودوهر چند بتهون از نظر اطرافیانش آدم “خوبی” نبود،اما تاثیر اینان بر دنیابواسطه خلقتشان آنها را شریف و پاک می نماید چرا که آثارشان نه انسانی بلکه خدایی است و آن چه خدایی است پاک وشریف است .
    چشمها را باید شست…

  • nina
    ارسال شده در تیر ۳۰, ۱۳۸۸ در ۱۲:۰۱ ق.ظ

    شگفت انگیز بود!و من لرزه بر جان خود احساس کردم!” پشت این نوا انسان شریفی با کوهی از اندوه اما استوار و امیدوار پنهان است”و من قویا و قلبا در مورد او پشت نواهای اسمانی اش این احساس را بار ها تجربه کرده ام.او میگوید که تسلیم نخواهد شد.او گفته است که با شرافت و راستی میتوان حتی سرنوشت را به زانو در اورد و بر بدبختی چیره گشت..بتهون عزیز گفته است که به دنیا نیامده تا خوش بگذراند !نه برای تفریح !نه برای پوچی و عبث! امده تا کاری بزرگ انجام دهد و برود…بتهون انسان شریف و دردمند اما پر از روح زندگی بود بود و موسیقی او موسیقی به معنای واقعی که خبر از ملکوت برای ما می اوردو و او هنر مند واقعیست است ومن متاسف میشوم از اینکه کودکان و جوانان ما موجوداتی لا ابالی مایکل جکسون و امثال اونا رو هنرمند میدونن!بسی جای درد دارد که هنر اینگونه روز به روز بذل میشود و هنرمندان واقعی نا شناخته و غریب میمانند .
    سلام من بر شما دوست بزرگ که عظمت هنر را درک کرده اید…بر شما و احساسات زیبایتان

  • ارسال شده در مرداد ۱, ۱۳۸۸ در ۱۲:۳۶ ب.ظ

    مرسی از نظرتون

  • hh
    ارسال شده در مرداد ۴, ۱۳۸۸ در ۱۲:۴۳ ق.ظ

    سلام.دوستان.من با خیلی از آهنگ های بتهوون به خدا نزدیک تر شدم.براستی که بتهوون اولین و آخیرین موسیقیدان در جهان می باشد.

  • saeid
    ارسال شده در آذر ۱۷, ۱۳۸۸ در ۸:۱۵ ق.ظ

    با سلام بنظر من اگه کتاب بتهوون نوشته امیل لودویگ رو بخونید میفهمید که بتهوون اصلا آدم بدی نبوده و هیچ مشکل اخلاقی تو زندگی نداشته

  • arian
    ارسال شده در دی ۴, ۱۳۸۸ در ۴:۲۹ ب.ظ

    hamchon melodye beethoven por rango por ehsaso ghani.ba tashakor

  • ناشناس
    ارسال شده در اسفند ۱۱, ۱۳۸۸ در ۱۰:۱۵ ب.ظ

    بتهوون غیر قابل توصیف است زیرا او نمایتده ی حقیقی خداوند بر روی زمین است و همانند او در ذهن ها نمیگنجد!!!

  • محمدحسین
    ارسال شده در اسفند ۲۳, ۱۳۸۸ در ۲:۰۲ ب.ظ

    سلام
    منم با دوستایی که بتهوون رو بزرگترین هنرمندان موسیقی دونستن موافقم. به نظرم بتهوون مینیاتوریستیه که ظرافت هنرش رو نه با رنگ که با نواها نشون می ده. ظرافتی که از گنجایش ذهن خیلی از آدما وسیعتره! خدا تو هر زمینه ای یه بهترین خلق کرده و تو موسیقی بتهوون اون بهترینه که دیگه هیچ وقت مثلش رو نخواهیم دید.
    روحش شاد

  • فرزان
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۵, ۱۳۸۹ در ۱۲:۰۰ ب.ظ

    از همتون خیلی سپاس گذارم ولی من جله ای در وصف ای انسان بزرگ پیدا نکردم.موسیقی بتهوون در سیاه ترین سانیه های زندگیم همراه من بود و من رو از ناامیدی نجات داد و افقی روشن و دست یافتنی رو به من نشون داد.اما واقعا میگم که قدرت گوش دادن به بعضی از کارهای بتهوون رو ندارم اشک تو چشمام جمع میشه و بدنم یخ میکنه…..

  • هدیکا
    ارسال شده در اسفند ۱۰, ۱۳۹۱ در ۳:۳۶ ب.ظ

    بتهوون نه یک آهنگساز بلکه هنرمندی عارف مسلک بود.کسی بشریت میتواند ب داشتنش افتخار کند. جهت آشنایی بیشتر با موازین اخلاقی این شخص ب زندگی نامه بتهوون نوشته ی رومن رولان مراجعه کنید

  • سیامک احمدپور
    ارسال شده در بهمن ۱۱, ۱۳۹۶ در ۱:۰۲ ب.ظ

    بدون هیچ اغراقی بتهوون بزرگترین موسیقیدان و هنرمند تاریخ است. روحش شاد

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

جمال الدین منبری پس از سالها سکوت به روی صحنه می رود

ارکستر ملی ایران به رهبری فریدون شهبازیان و خوانندگی جمال الدین منبری و پوریا اخواص، ۱۶ اسفند ماه ۹۷ ساعت ۲۱:۳۰ دقیقه در تالار وحدت به روی صحنه می رود. این برنامه آخرین کنسرت سال ۹۷ ارکستر ملی با رهبری شهبازیان خواهد بود.

موسیقی‌ فیلم در خدمت سینما یا نظام ستاره‌سازی؟ (II)

از موسیقی فیلم‌های ماندگار علیقلی در این دسته باید به نمونه عالی مدرسه موشها به کارگردانی محمدعلی طالبی و مرضیه برومند در سال ۱۳۶۴ اشاره کرد. با اینکه این فیلم بطور کامل موزیکال نبود. اما، ترانه‌ها جلوه و جذابیت خاصی به آن می‌داد. البته این خود به عنوان آغاز یک راه برای جذب مخاطب بود. مردم علاقه‌مند به شنیدن ترانه‌های شاد و موسیقی ریتمیک و ساده بودند و علیقلی به خوبی از پس این کار برآمده بود. شایان توجه است که ترانه‌های فیلم هیچ کدام نتوانستند شهرت و محبوبیت ترانه تیتراژ سریال تلویزیونی را تکرار کنند، اما در یک ساختار کلی مناسب کلیت فیلم بود.

از روزهای گذشته…

گفتگو با مائوریزو پُلینی (II)

گفتگو با مائوریزو پُلینی (II)

خب، هم نوازی همیشه سخت تر است و نیاز به ریسک دارد. در عین حال با لذتی فوق العاده همراه است، مثل امشب! باید به شما بگویم که کنسرتوی شومان به همراه دانیل بارنبویم (Daniel Barenboim) اجرایی بود که همیشه به خاطر خواهم سپرد، به این دلیل که احساس می کردم کنسرتوی شومان حقیقاتا در اجرای امشب زنده شد، چیزی که همیشه اتفاق نمی افتد.
شکوری: ساعت های طولانی تمرین می کردم

شکوری: ساعت های طولانی تمرین می کردم

نوشته که پیش رو دارید گفتگویی است با شهره شکوری آهنگساز و مدرس و نوازنده‌ پیانو، این گفتگو در برنامه نیستان در شبکه فرهنگ انجام شده است. شهره شکوری هم اکنون در انگلیس زندگی می کند و به آهنگسازی، نوازندگی و تدریس پیانو می پردازد.
«باران! یعنی تو بر می گردی؟» به صورت رایگان منتشر شد

«باران! یعنی تو بر می گردی؟» به صورت رایگان منتشر شد

«باران! یعنی تو بر می گردی؟» نام آلبومی است که برای گیتار کلاسیک آهنگسازی شده است؛ آهنگساز و نوازنده گیتار تمام قطعات این آلبوم پیمان شیرآلی است. این آلبوم دارای ۲۶ قطعه است که برای نوازندگانی با سطح متوسط به بالا طراحی شد است.
موسیقی و جنسیت (III)

موسیقی و جنسیت (III)

البته مخالفین حضور زنان در عرصه ی خوانندگی بدون آن که اشاره تاریخی به تحولات مذکور داشته باشند، به سرعت در جبهه ای قرار می گیرند که مورد علاقه ی مردان خواننده است، آنها بدون آن که بدانند در قلمرو درونی خوانندگی نیز در جبهه ی رادیکال قرار می گیرند و در ظاهر بدون اشاره به شرایطی که موسیقی در طی آن مورد هجوم نیروهای لومپن قرار گرفته، چنین می گویند که: زنان آن هنگام که می خوانند، موجب تحریک مخاطبان خود می شوند.
نگاهی به آثار و توانایی های حسین خواجه امیری (II)

نگاهی به آثار و توانایی های حسین خواجه امیری (II)

در صورتی که بتوان، صدای واقعی ایرج را با توجه به کیفیت پایینی که به نسل امروزی رسیده، بدست آورد و شنید، شاهد خواهیم بود که او دارای صدایی منحصر به فرد و یگانه در تاریخ موسیقی ایران می باشد، صدایی که منتها درجه هر یک از پارامترهای یک صدای خوب (سونوریته مناسب، حجم بالا، وسعت مطلوب، وضوح و شفافیت عالی و…) را داراست البته با توجه به کیفیت ضبط و انتقال آنها از ادوات ضبط و پخش موسیقی قدیم تا کنون (که اکثرا امروز به صورت داده های کامپیوتری است) کمتر کسی صدای واقعی او را شنیده است.طبیعتا هر چه صدا به صدای واقعی نزدیکتر باشد، به همان نسبت نیز قضاوت ما صحیح تر خواهد بود.
انتشار اولین کتابشناسی توصیفی موسیقی ایران (II)

انتشار اولین کتابشناسی توصیفی موسیقی ایران (II)

خلاصه نویسی مقالات موسیقی غیر از مشقت زیادی که به نویسنده وارد میکند، عملی بسیار فنی و دشوار است که لغزش در آن میتواند اعتبار نویسنده را به کلی زیر سئوال برد ولی در این زمینه میرعلینقی با همراه داشتن تجربه سالها نشست و برخواست با اهالی موسیقی و شنیدن نکاتی از آنها که در هیچ کنسرواتوار و دانشگاهی هم ممکن است تدریس نشود، این توانایی را کسب کرده تا نقاط کلیدی مقالات را شناسایی و جان مطلب را خلاصه نویسی کند.
پاسخی بر نقد حافظ ناظری

پاسخی بر نقد حافظ ناظری

با فاصله کمی از انتشار مطلبی که به بررسی فعالیت های هنری “حافظ ناظری” و “بهرام تاج آبادی” پرداخته بودم، مطلبی در سایت دیگر (موسیقی ما) منتشر شد که به بررسی قسمتی از نوشته نگارنده میپرداخت که مربوط به “حافظ ناظری” بود. این نوع پاسخ ها در چند ساله اخیر بسیار باب شده است؛ نوعی مقالات که به سرعت از طرف طرفداران یک هنرمند در پاسخ به نقدهای (درست یا غلط ) نوشته شده، منتشر میشود. حتی در این اواخر هم دیگر حتی ژست بی طرفی گرفته نمیشود و علنا نویسنده خود را به عنوان “هواداران” آن هنرمند معرفی میکند. البته پاسخ بنده به این نوشته ها، بدون در نظر گرفتن این واقعیت است که طرف مقابل، صرفا “هوای” هنرمند مطبوعش را دارد یا به دنبال حقیقت است و در واقع به این ضرب المثل عمل میشود که “نگو که میگوید، ببین چه میگوید!”
روش سوزوکی (قسمت چهل و نهم)

روش سوزوکی (قسمت چهل و نهم)

آگاهی و معرفت به چه کار می‌آید؟ صبح یکی از روزها در سال ۱۹۵۳ یک خبرنگاری به من تلفن کرد که مرا مطلع کند که ژاک تی باود (Jackues Thibaud) در هواپیمائی بر فراز کوه های آلپ جزو سرنشینان بوده سقوط کرده و او مرده است!
نگاه تیز منتقدان و دشواریهای اجرای زنده (II)

نگاه تیز منتقدان و دشواریهای اجرای زنده (II)

در انتخاب قطعات ارکستر نیز به اعتقاد ما، کفه ترازو،” ناعادلانه ” به سمت موسیقی ملی متمایل نشده، بلکه این تمایل، حاصل خط مشی “ملی” این ارکستر به طور کلی و نیم نگاهی به موسیقی کلاسیک به صورت ضمنی است و این حق دموکراتیک هر گروه هنری است که راه خود را بر طبق یک مرام نامه مشخص و بدون در نظر گرفتن سلیقه دیگر افراد انتخاب کند و این ارتباطی به عدالت یا بی عدالتی نخواهد داشت.
رمضان: به اجرای آثار معاصر علاقه داشتم

رمضان: به اجرای آثار معاصر علاقه داشتم

نوشته که پیش رو دارید گفتگویی است با لیلا رمضان، نوازنده و مدرس پیانو درباره فعالیت های اخیرش، این گفتگو در برنامه نیستان در شبکه فرهنگ انجام شده است. لیلا رمضان مدتی است که مشغول ضبط و اجرای آثار آهنگسازان ایرانی برای ساز پیانو است و اخیراً هم با یکی از انتشارات‌های معتبر موسیقی کلاسیک در فرانسه یک CD از این آثار ضبط و منتشر کرده است.