موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند: امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (IX)

کُنگادُس ها بارها مورد سرکوب واقع شده اند. در واقع، آنها مرتباً توسط کلیسا مورد آزار و اذیت قرار گرفته اند و تنها قدیمی ترین اعضای گروه ها در کامپانا اجازه ورود به ساختمان کلیسا را با سازهایشان برای ادای احترام دارند. بر خلاف آنچه انتظار می رود، به نظر می رسد کلیسای “مردم پسند” برای نادیده انگاشتن کُنگادُس ها انتخاب شده است چرا که طرح های آنها را نمی توان به آسانی با “غیراُرتدکس” های مذهب کاتولیک “مردمی” تطبیق داد. بنابراین، تا زمانی که در خیابان ها باقی بمانند، رهاگذاشتن آنها با دستگاه های خودشان مقامات کلیسا را به اندازه کافی مسرور می کند.

با این حال، اجرای عمومی کُنگادُس صفات اخلاقی کارناوالی را، به عنوان وسیله ای برای برقراری ارتباط با بخش های مرفّهی که آنجا هستند تا سرگرم باشند، حفظ می کند؛ نیازی نیست بترسند. برخوردهای تحقیرآمیز با کُنگادُس توسط مجموعه ای دیگر از گفتمان های محلی خنثی می شوند. در اینجا گروه ها در طبقه مردمی- محلی قرار گرفته اند که آنها را به عنوان کارگان های با ارزشی از میراث محلی و جاذبه های بالقوه گردشگری جلوه گر می-کند.

آواهای بزرگداشت در کامپانا بیان گر آن هستند که کُنگادُس هایِ “آنها” باید حمایت محلی دریافت کند، اما به علت اینکه به عنوان میراث محلی جلوه گر شده اند – که اموال شهری֯ عمومی هستند – مسئولیت حمایت از آنها برای ایالت، با معاف در نظر گرفتن شهروند انفرادی، تبدیل به یک موضوع مهم شده است. اگرچه توزیع بودجه-های شهری توسط اشخاص به واسطه شبکه های حمایت کننده به صورت غیر مستقیم است، نمایندگان ایالت می-توانند – و باید – با استناد به پیچیدگی های دولتی، خود را از هرگونه ارتباط مستقیمی با بودجه های دولتی دور نگاه دارند، و بدین وسیله می توانند کمک های مالی را به حداقل برسانند. با این حال، در سال های اخیر شهرداری به حامی عمده ی کُنگادُس، با بر عهده گرفتن برخی مسئولیت های مالی مرتبط با جشنواره های معاصر تبدیل شده است: در حال حاضر در طول عید به کُنگادُس ها غذا می دهند؛ امکان حمل و نقل گروه ها را از محله-های خود به حیاط کلیسا فراهم می آورند؛ و هر ساله گروه ها را با چند ساز مجهز می کنند.

وقتی از یکی از رهبران محلی کُنگادُس پرسیدم که آیا فعالیت هایشان در گروه می تواند مردمی تلقی شود، پاسخ داد: “آنها به آن مردمی می گویند، اما برای ما آئین است” (۱). این تبادل نظر در یک “گردهم آیی مردمی” سازمان-یافته توسط دبیر فرهنگ محلی در یکی از مدارس متوسطه شهر اتفاق افتاد. بنابراین موضوع را جلوتر برده، و پرسیدم، اگر چنین است، چرا با شرکت در رویداد موافق است، در حالی که کُنگادُس به وضوح در دسته ی مردمی قرار می گیرد. پاسخ این بود: “آنها ما را دعوت کرده اند پس می توانیم مفهوم واقعی کُنگادُس را نشان دهیم، بنابراین نمی توانیم نپذیریم. قدیس متعلق به همه است” (۲). این روایت، معضلی را پیش روی کُنگادُس قرار می دهد: جست و جوی راه های تأمین امنیت برای انجمن هایشان، تا حدودی از طریق مردمی سازی (۳) قابل وصول است، و با این کار از حفظ استقلال و کنترل بر فعالیت هایشان اطمینان حاصل می کنند.

پی نوشت
۱- Eles fala que é froclore (sic), mas pra nós é religião
۲- Veio convidar nós pra gente poder mostrar o congado, então a gente não pode negar. O santo é de todos
۳- folklorization

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تکنیک های هارمونی در موسیقی های امپرسیونیسم و رومانتیسم (II)

من این نوع دیدگاه گسترش هارمونی را در هفت متد اصلی دسته بندی و خلاصه می کنم که در جای خود در باره ی هر کدام صحبت می کنم. این متد ها عبارتند از:

اولین دکتر موسیقی (I)

حســین ناصحی در سال ۱۳۰۴ در خانواده ای هنردوست به دنیا آمد. مادرش از شاگردان استاد درویش خان بود و تار می نواخت. به همین جهت ذوق موسیقی او از اوان کودکی پرورش یافت. وی از ســن ۱۴ سالگی با ورود به هنرستان عالی موسیقی و انتخاب ساز ترومبون زیر نظر اســتاد چک «ژوزف اسالدک» مشغول تحصیل گردیــد و پس از مــدت کوتاهی به همکاری با ارکســتر رادیو به سرپرستی پرویز محمود پرداخت. او جزو شاگردان ممتازی بود که به دعوت دولت ترکیه و با بورســیه هنرستان برای ادامه تحصیل روانــه آنکارا گردید و در آنجا زیر نظر اســتاد «کاظم آکســس» از شاگردان برجســته «بلا بارتوک» آهنگساز شهیر مجارستان به همراه دوست دیرینه اش ثمین باغچه بان به فراگیری آهنگسازی پرداخــت.

از روزهای گذشته…

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (I)

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (I)

می‌دانیم، می‌دانیم که دانش معاصر به شکلی همگن توزیع نشده است و اگر بخواهیم آن را امری اخلاقی تلقی کنیم خواهیم گفت در جهان امروز دانش توزیعی عادلانه ندارد. به یاد نداریم زمانی در طول تاریخ در دسترس، دانش کاملا «عادلانه» میان بخش‌های مختلف جهان توزیع شده باشد، اما از طرفی هرگز –با وجود امکانات انتقالی بیش از هر وقت دیگر در تاریخ- به ناهمگنی امروز نیز نبوده است.از آن‌سوتر در ذهنمان چیزی سرک می‌کشد که جهت این توزیع ناعادلانه به زیان ما است، یعنی که بیشترین بهره‌ی دانش را در هر رشته‌ای ما تولید نمی‌کنیم و دست‌بالا، اگر بتوانیم، مصرف کننده‌ی آن هستیم.
گفتگو با حسین علیشاپور (III)

گفتگو با حسین علیشاپور (III)

ما باید این را انجام بدهیم تا بفهمیم چه چیزی بهتر جواب می دهد. سرفصل های تعیین شده در دانشگاه چه چیزهایی است و به درد چه کسانی می خورد؟ چطور به درد دانشجویان خواهد خورد؟‌ البته این اتفاق تا حدی در مورد سازهایی مثل تار، سه تار و غیره رخ داده. شاید به این دلیل باشد که آواز از نظر نوع اجرا و تنوع در دیدگاه ها و مسائل دیگر با ساز متفاوت است.
کتابی در اقتصاد موسیقی (V)

کتابی در اقتصاد موسیقی (V)

کالا/خدمت در صنعت موسیقی: در حوزه‌ی اقتصاد موسیقی منظور از کالا (Good/Bad) می تواند (۶) آلبوم و ویدئو‌کلیپ وکتاب و آلت موسیقی و غیره باشد و منظور از خدمت (Service) می‌تواند آموزش موسیقی و برگزاری یک کنسرت و هرگونه تبلیغات کالاهای موسیقی و موارد مشابه باشد، اما رویکرد کتاب در تشخیص کالا و خدمات عموماً نظر به تولیدات صوتی و تصویری موسیقی و در مواردی نیز برگزاری کنسرت‌های موسیقی دارد. در حالی که هرچند تولیدات صوتی، مهم‌ترین «کالای نهایی» صنعت موسیقی به‌شمار می‌روند و موسیقی دست آخر در صدا و صوت خلاصه می‌شود، بخش آموزش موسیقی و تولید و تجارت سازهای موسیقی و انتشار کتاب‌های موسیقی و بسیاری موارد دیگر نیز در صنعت موسیقی محل بحث‌اند که کتاب به این مقوله‌ها نپرداخته است. شاید اگر در آغاز کتاب، به جای ورود مستقیم به بحث تولید، «اقتصاد موسیقی» در فصلی جداگانه بطور دقیق تعریف و تشریح می‌شد، ذهن خواننده می‌توانست منظم‌تر و شفاف‌تر با کتاب همراه شود.
گفتگوی هارمونیک نه ساله شد

گفتگوی هارمونیک نه ساله شد

با همدلی و همراهی شما به نهمین سال فعالیت «گفتگوی هارمونیک» رسیدیم و توانستیم، روزانه مطالبی متنوع را به نظر شما برسانیم که تعداد این مطالب امروز ۳۳۱۵ نوشته بوده است. در جشنی که به مناسبت تولد سایت برپا شد، نویسندگان و مترجمین سایت حضور داشتند و طرح جدید سایت مورد ارزیابی قرار گرفت.
نکته های پزشکی، برای همه نوازندگان (III)

نکته های پزشکی، برای همه نوازندگان (III)

تمرینات کششی برای هر نوازنده ای الزامیست که قبل از تمرین و در انتهای تمرینات سعی نمایید تا به عضلات خود با کمک این کشش ها کمک نمایید و موجب شوید تا گرفتگی های احتمالی را از میان ببرید. عکسهایی که در ادامه مشاهده خواهید کرد برگرفته از کتاب دکتر Jameson با عنوان بازتوانی اندام های آسیب دیده میباشد که در آن تمریناتی کششی برای بازسازی عضلات آسیب دیده و همچنین از سوی دیگر پیشگری از آسیب های احتمالی داده شده است.
آکوستیک اتاق – ۴

آکوستیک اتاق – ۴

کنترل میزان انعکاس صدا و مقدار خروج صدا در یک اتاق از اولین و مهمترین اهدافی است که یک مهندس صدا (Sound Engineer) باید به آن دست پیدا کند. با وجود آنکه انعکاس صدا در بسیاری موارد باعث زیبایی صوت می شود ، در عین حال می تواند از کیفیت صدا بکاهد بنابراین معمول بر این است که به هنگام ضبط صدا آنرا بطور خالص و بدون هیچ افکتی ضبط می کنند و پس از آن افکت های لازم را به هر میزان که بخواهند اضافه می کنند.
دو نمود از یک تفکر (IV)

دو نمود از یک تفکر (IV)

همین مساله سبب آن می گردد تا در درک و دریافت یک اثر معماری یا موسیقی ایرانی، با اتفاقی “آنی” طرف نباشیم و همه چیز با کشف و شهود، مراقبه و به صورت تدریجی انجام گیرد. کشف تفاوت ها و خصیصه های هر بنا، کشف جزییات تزیینات سر در یک بنا یا شبستان یک مسجد و یا کشف تفاوت های تاویل دو نوازنده یا موسیقی دان متفاوت در مواجهه با گوشه ای یکسان است که “تنوع” در عین “وحدت” را در هنر ایرانی معنا می بخشد. شاید این تفکر “کشف و شهود”ی، کلیدی باشد برای دریافت بیشتر بینش آثار هنری در شرق و به خصوص در ایران.
آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (II)

آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (II)

از طرفی، طی چند دهه اخیر شاهد هجوم مشتاقان و گرایش جوانان به فعالیت های هنری بوده ایم که بعضاً با روحیه کاسب کارانه و برخوردهای بازاری به سمت و سویی ناروا کشیده می شود؛ خصوصاً در جنبه نوازندگی باید گفت که آشفتگی عمیقی بین روش ها و متدهای گوناگون وجود دارد. با توجه به نبودِ استانداردهای آموزشی در زمینه های مختلف موسیقی از جمله نوازندگی، اغلب روش هایی، با حداقل آشنایی با مبانی موسیقی و به دور از اصول اولیه و شروط لازم برای نوازندگی در کلاس ها به کار گرفته می شود و هر کس با اندکی ساز نواختن، خود را نوازنده و یا آهنگساز فرض می کند.
مرزهای زنانگی در هنر (I)

مرزهای زنانگی در هنر (I)

پرداختن به مسائل حوزه ی زنان که طی یکی دو دهه ی اخیر با تبی فراگیر توجه روشنفکران و گاهی روشنفکرنماها را در سطح جهان به خود مشغول کرده است، در قرن هجدهم و با انتشار بیانیه ای سیصد صفحه ای از سوی “مری ولستون کرافت” (۱) نویسنده و ادیب انگلیسی آغاز شد و سرآغازی شد بر جریانی اجتماعی که به موج اول فمینیسم (۲) مشهور است و هدف آن بیشتر روی رفع تبعیض های جنسیتی در قوانین اجتماعی تمرکز داشت. اما امروزه پرداختنِ ناآگاهانه به چنین موضوعاتی از سوی خیلی ها نه تنها به پیشبرد اهداف این جریان کمکی نمی کند بلکه با اهداف متناقضین عدالت جنسیتی بیشتر سازگار شده است. نوشته ی پیش رو به دور از بحث های دستمالی شده ی مذکور، تنها سعی دارد جایگاه مفهوم زنانگی را از منظر فلسفه ی هنر، در روند تکوین یک اثر هنری و متعاقباً در کیفیت فهم مخاطبان آثار هنری مورد پژوهش قرار دهد.
فرانک پیتر زیمرمن

فرانک پیتر زیمرمن

فرانک پیتر زیمرمن (Frank Peter Zimmermann) ویلنیست بزرگ آلمانی متولد ۲۷ فوریه ۱۹۶۵ است. زیمرمن از ۵ سالگی نواختن ویلن را آغاز نمود، اولین کنسرت او در ۱۰ سالگی با نواختن کنسرتو سل ماژور موتسارت به همراه ارکستر بود! در سال ۱۹۷۶ جایزه رقابت موسیقیدانان جوان آلمان را از آن خود کرد. استادان او بی شمار بودند: والری گرادوو (Valery Gradov) در هنرستان اسن، ساشکو گاویرلوف (Saschko Gawriloff) در هنرستان برلین و هرمن کربرس (Herman Krebbers) در کلاسهای خصوصی در آمستردام، مهمترین استادان او بدوند.