صادقی: از کودکی به صدای نوری علاقه پیدا کردم

محمدرضا صادقی
محمدرضا صادقی
نوشته که پیش رو دارید گفتگویی است با محمدرضا صادقی خواننده آواز کلاسیک و از اعضای سابق کر ارکستر سفونیک تهران، این گفتگو در برنامه نیستان در شبکه فرهنگ انجام شده است. لازم به ذکر است که این مصاحبه در ابتدای سال منتشر شده و امروز متن پیاده شده آن را می خوانید.
درباره خودتان بگویید، چطور شد با موسیقی آشنا شدید و به محضر زنده یاد محمد نوری راه پیدا کردید؟

که بنده در کودکی شاید ۷ الی ۸ ساله بوده ام که برادران بزرگتر بنده در منزل، آثار محمد نوری را می شنیدند و این آثار به هر حال به تدریج در من رسوب کرده و علاقه مند شده بودم به این ژانر از موسیقایی و به این شیوه بخوانم. در بزرگسالی هم توانستم با کمک جناب عبدالحسین مختاباد به کلاس استاد محمد نوری راه پیدا بکنم و در منزل ایشان درس آواز بگیرم و در حقیقت سال ها من از اراک به تهران در رفت و آمد بوده ام برای کسب این دانش.

شما یکی از خوانندگان با سابقه در کر های مختلف هستید، هم در کر ارکستر سمفونیک تهران و هم ارکستر سمفونیک صدا و سیما فعالیت کردید هم با این ارکستر ها و همینطور ارکستر ملی به عنوان سولیست همکاری داشته اید، وضعیت کار را در این ارکستر ها را چطور می دیدید آیا آنطور که باید و شاید وضعیت شان رضایت بخش بوده است؟
وضعیت کار در ارکستر سمفونیک و ارکستر ملی کمی متفاوت بوده و کار در ارکستر سنفوریک یک ژانر از موسیقی کلاسیک غربی را شامل می شود و خوب این بخش از موسیقی خیلی مورد پسند جامعه امروز ما نیست؛ شاید به آن دلیل که رسانه های اجتماعی مثل صدا و سیما آن قدری که باید برنامه سازی در جهت معرفی این فرم از موسیقی به مردم نداشته اند و خب وقتی آگاهی کلی از این ژانر موسیقی کم باشد، استقبال جمعی هم کاهش پیدا می کند اما در هر صورت آهنگسازانی بوده اند که آثارشان را به ارکستر سمفونیک ارائه می کرده اند و سعی بر این بوده است که گزینش شده این کارها به اجرای صحنه ای برسد؛ به عنوان مثال از آثار استاد لوریس چکناواریان ما اجرا کرده ایم و خیلی مورد پسند واقع شده بود اما خوب آثار کلاسیک غربی وقتی اجرا می شود، کلاسیک محض بوده است از آهنگسازان بزرگ دنیای غرب، قاعدتا مخاطب خاص داشته ایم نه مخاطب عام.

در کار سازمانی هم ما در حقیقت گروهی بوده ایم که هم کارهای خاص می کرده و هم کارهایی که به نوعی سفارش بود از وزارت ارشاد و ما مسئول آن بوده ایم که این کارها را به نحو احسنت انجام بدهیم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «در آتش آوازها»

بعد از دوره‌ای طولانی، جای خرسندی است که نواخته‌هایی دیگر از ویرتوئوز کم‌کار «بهداد بابایی» در این آلبوم ثبت شده است؛ هرچند نه در سطح تکنوازی‌های قدیم. ریزهای رعدآسا، مضراب‌های تیزِ آشنا، جست و خیزهای جذابِ دست چپ، و پاساژهای سریع در اینجا نیز شنیده می‌شوند اما ابزارِ ارائه‌ی تحریرها و جمله‌هایی اغلب کم‌رمق شده‌اند و نوانس‌ها دیگر دامنه‌ی چشمگیرِ گذشته را ندارند.

مغالطات ایرانی – مکتب وزیری (II)

با مطالعه آثار مکتوب نویسندگان و منتقدان موسیقی ایران در مجلات فارسی زبان، به روشنی می توان نوشته هایی از پیروان وزیری یافت که به بعضی از موارد مطرح شده معتقد نباشند ولی همگی در موردِ اولین و به واقع، مهمترین اصل مکتب وزیری اعتقاد دارند و عدم اعتقاد آنها به مورد اول، می تواند…
ادامهٔ مطلب »

از روزهای گذشته…

بالشتک نوین (III)

بالشتک نوین (III)

در ابتدا ممکن است که نوازنده با این موقعیت کنار آمده و با کمی فشار بر بدن خود این مشکلات را در روند تکرار و عادی سازی بر طرف شده تلقی نماید اما به مرور زمان بر اثر عدم انطباق لازم بالشتک (shoulder rest) را با بدن، آسیب های جسمی بروز نموده و در نتیجه با توجه به آسیب های احتمالی بر اندام و تحمل آن شاید به کیفیت دلخواه در نوازندگی دست نیافته و آنگونه برداشت شود که اشکالات نوازندگی او به دلایل دیگری همچون ناتوانی هوشی و یا استعداد او باشد که در نهایت می تواند باعث ترک دنیای نوازندگی شود.
ضرابی: در سنتور فقر نت بیشتر از تار و سه تار است

ضرابی: در سنتور فقر نت بیشتر از تار و سه تار است

سونوریته ها فرق زیادی دارند، به نظر من بیش از ۵۰درصد! اگر دقت کنیم تفاوت زیاد است. سنتور شباهت زیادی به پیانو دارد از نظر مکانیسم؛ اگر دو نوازنده سطح بالای پیانو یک قطعه را بنوازند یکی با ظرافت بیشتر و یکی کمتر بنوازد با گوش دقیق اختلاف مشخص است ولی در سنتور به این خاطر که ارتباط نوازنده و ساز نزدیکتر است و مستقیم تر است، این تفاوت بیشتر شنیده میشود.
عدم اعتنا به بی اعتنایی! (III)

عدم اعتنا به بی اعتنایی! (III)

آیوز می نویسد: «علایق غریزی هنر در هر فرد، حرکتی پیش رونده دارد و این علایق، آمال و آرزوها را برآورده می سازد. غریزه هنر از هر فرد، انسانی نوین به بار آورده و افق های تازه ای پیش روی او می گشاید. به وضوح می بینم آن روز را که فردی عادی هنگام پوست کندن تکه ای سیب زمینی، موسیقی حماسی خویش را زمزمه کند یا سمفونی و اپرایی برای خود بنویسد؛ نیز میبینم که یکی از این خلایق، در غروبی بر صندلی حیاط پشتی خود نشسته و پیپی دود می کند و در همان حال که به کودکان سرخوش می نگرد، می شنود که آنان نیز تم های موسیقی خود را برای سونات های زندگی خویش زمزمه می کنند، پس به دوردست ها و کوه ساران خیره می شود و در می یابد که رؤیاهای او به واقعیت تبدیل گشته است و نغمه های متعالی سمفونی روزانه را که در گروه های کر متجلی گشته است می شنود؛ نغمه هایی زیبا که بر بادهای غرب و شرق سوارند و بر شاخسارها می وزند!»
ونجلیس  : هنر خود را از دیگران وام نگیر

ونجلیس : هنر خود را از دیگران وام نگیر

آلبوم Spiral در سال ۱۹۷۷ به بازار ارائه شد و از آن به بعد دنیا بدون کوچکترین شک و شبه ای ونجلیس را بعنوان موسیقیدانی با سبک jazz فضایی همراه با روح اساطیری شناخت.
نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (XV)

نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (XV)

در این جهان متمدن و به هم پیوسته تا قرن ۱۵ میلادی اساس فلسفه و علم، اساس هنر و زیباشناسی و از جمله موسیقی، و سه مذهب بزرگ و به هم پیوسته یهودی، مسیحی و اسلام بوجود آمده و استقرار یافته اند. مشکل از آنجا شروع می شود که این جهان متمدن با سابقه چند هزار ساله، تا به امروز تداوم نمی یابد. جهان چند هزار ساله فقط در زمان نسبتا کوتاه دو قرن (قرن های ۱۶ و ۱۷ میلادی) به کلی دگرگون می شود.
نامه پیمان سلطانی به دریا دادور

نامه پیمان سلطانی به دریا دادور

اینجانب پیمان سلطانی خالق اثر “ایران جوان” حدود ۲ سال پیش در تماس تلفنی با شما تقاضا کرده بودم تا در اجرای اثر ایران جوان که قبلاً بدون هماهنگی با اینجانب اجرا کرده بودید تجدید نظر کنید و دیگر اقدام به اجرای آن نکنید و همچنین تقاضا کرده بودم تا تصویر و فیلم اجراهایتان را از روی سایتتان بردارید اما متاسفانه هیچ اقدامی نکردید و اخیراً متوجه شدم که با تأسف اثر من را منتشر هم کرده اید (کل موسیقی های این آلبوم به دست من رسیده است).
جیم کروچه

جیم کروچه

بنا به نظر بسیاری از دست اندرکاران، ناگوارترین فاجعه در صنعت موسیقی، مرگ نابهنگام هنرمندی در زمان شکوفایی است. زمانی که او تازه توانسته است وارد جریان اصلی موسیقی شده و توجه مخاطبین را در سطح وسیعی به خود جلب کند.
رسول صادقی: هر روز در حال پیشرفت هستیم

رسول صادقی: هر روز در حال پیشرفت هستیم

امسال ۱۲ سال از زمان انتشار اولین مطالب در مورد پیشنهادات دکتر حسین عمومی برای سازهای نی و تنبک در این سایت می گذرد. در این ۱۲ سال، نوازندگان و سازندگان جدیدی به جامعه موسیقی وارد شده و در کنار ورود نسل جدید بعضی از اساتید نسل قدیم یا وارد دوره بازنشستگی شده یا رخت از جهان بربستند. در میان نوازندگان و صنعتگران نسل جدید یک چهره پرکارتر و پر انرژی تر از دیگران با جدیدت مثال زدنی بر روی ساز نی کار کرده است که برخلاف بسیاری از سازندگان هم نسل اش، بیشتر از یکسال است که بدون هیچ چشمداشتی، تمام پیشنهادها و یافته های جدید خود را در اختیار علاقمندان این ساز می گذارد؛ رسول صادقی، نوازنده و خواننده و متخصص طراحی قالب، مدتهاست که تلاش دارد با استفاده آخرین دستاوردهای دانش قالب سازی و بهره گیری از دانش سازسازی دیگر کشور ها، به طراحی سازی بپردازد که خواسته های نسل خودش را برآروده سازد. امروز به گفتگویی با او می پردازیم:
تراژدی مدرنیسم در موسیقی ایران (V)

تراژدی مدرنیسم در موسیقی ایران (V)

بالاخره دوست من وارد ارکستر شد و قرار شد نوازنده گروه شود. او با دیدن نت نویسی عجیب استاد خواست که برایش توضیح دهند که معنی این نوشته ها چیست، استاد، مایستر را مامور آموزش به او کرد؛ مایستر که نوازنده یک ساز ایرانی بود به او گفت، به اینها که رسیدی ریز بزن… همینجا دوستم گفت کدام ریز را بزنم؟ نوازنده گفت، مهم نیست باید ریز بزنی! و پاسخ گرفت، نصف تکنیکهای تنبک ریز های مختلف آن است، شکل ریزها است که صداها را تفکیک میکند و برای مثال چند نمونه از ریز های بهمن رجبی را اجرا کرد (او یکی از بهترین شاگردان بهمن رجبی بود!) مایستر جواب داد استاد فرق اینها را نمیداند شما ریز بزنید!
بررسی الگوی ثبت شده از سه تار هاشمی (I)

بررسی الگوی ثبت شده از سه تار هاشمی (I)

در این مقاله سعی شده است، بخشی از نکاتی را که برای ساخت ساز و داشتن الگویی مناسب در نظر گرفته می شود را با استفاده از طرح یکی از سازندگان مشهور سه تار به نام محمود هاشمی (۱۳۲۳-۱۳۷۵) مورد مطالعه قرار دهیم.