صادقی: نوری از ابتذال گریزان بود

محمدرضا صادقی
محمدرضا صادقی
لطفا از محمد نوری بگوید و در رابطه با تکنیک آوازی ایشان و همچنین شیوه تدریس ایشان…
نهم مرداد ماه سال ۱۳۸۹ ما پشت در بیمارستان جم… بنده و چند نفر از شاگردان استاد، خبر فوت ایشان را شنیدیم و البته شب خیلی تلخی برایمان بود؛ آن شب غم انگیز که همراه با خبر این ضایعه بزرگ برای جامعه موسیقی ایران بود، به منزل استاد رفتیم، برای عرض تسلیت به همسر ایشان. از فردای آن روز تلاش کرده بودیم که مراسم با شکوهی را برای بدرقه ایشان محیا کنیم البته به کمک خانه موسیقی ایران، استاد محمد سریر، جناب گنجی و دیگر دوستانشان و همینطور بدرقه بسیار خوب ملت هنر پرور که حضورشان، بسیار مراسم را با شکوه کرده بود. جناب محمد نوری فقط یک نام نبوده اند، چه از نظر شخصیت فردی و اجتماعی چه هویت هنری؛ ایشان در سال های دور هم به ابتذال رایج در آن دوران نمی پرداخته اند و همیشه با استفاده از مضامین بسیار پر محتوا از بهترین شعرا زمان خودشان و همکاری با بهترین آهنگسازان دوره خودشان، سعی می کرده اند که آثاری را درست بکنند که جاودان و ماندگار شود و چیزی نزدیک به ۵ دهه این موسیقی زمزمه بشود.

محمد نوری بجز راه هنری ویژگی خاصی در صدایشان موج می زند، چون دانش آموخته اساتید کلاسیک بوده اند مثل خانم صبا و باغچه بان؛ شیوه خواندنشان به نوعی کلاسیک بود ولی تلطیف شده بود برای درک عمومی جامعه. تلاش می کردند اشعارشان را هم طوری انتخاب بکنند که به هر حال قابل هضم برای اقشار مختلف جامعه باشد، شاخص ترین کار ایشان «جان مریم» است که خیلی عام پسند است و نقطه پیوند با مردم جامعه است، به قول خودشان که می گفتند این اثر باعث شده است من به مردم نزدیک شوم و بعد بتوانم آثار درخشان دیگری را به مردم معرفی بکنم؛ «جان مریم» ساخته ای از کامبیز مژدهی بوده است و ترانه آن را خود آقای نوری سروده بوده اند.

صدای محمد نوری از نظر وسعت و رنگ و حجم در بالاترن سطح کیفی قرار داشته است و اگر ایشان به زبان غیر فارسی می خواندند به قطع یک خواننده جهانی به شمار می آمدند و وجوه یک هنرمند بین المللی را در صدای ایشان و تکنیک ایشان وجود داشته است و البته خود ایشان در مسیر خوبی حرکت کرده اند و آلودگی های محیطی نداشته اند. شاگردان ایشان هم این راه را ادامه داده اند چراکه استاد همیشه از نظر عاطفی به شاگردان نزدیک بوند و به نوعی با تمام شاگردان طوری رفتار می کردند که انگار همه فرزندان ایشان هستند و انصافا تمام شاگردان هم عاشق ایشان بوده اند و رفتار ایشان بسیار جذاب و تاثیر گذار بوده است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

قطعاتی برای آموزش موسیقی

پنج شش سال پیش مقاله ای نوشتم در ارتباط با این موضوع که در سایت گفتگوی هارمونیک منتشر شد. به طور خیلی خلاصه می توانم بگویم که هدف از نوشتن آن مقاله که مقاله حاضر نیز در ادامه آن است آموزش نکاتی در موسیقی از طریق قطعاتی بود که به همین منظور ساخته بودم. پس از چند سال فرصت، انگیزه دوباره ای به وجود آمد برای پی گرفتن دوباره این جریان که قرار بود به نوشتن کتابی با همین محتوا ختم شود و به نوعی این مقاله مقدمه ای بر مجموعه مقالاتی است که در نهایت –در صورت مثبت بودن شرایط- به صورت کتاب منتشر خواهند شد.

صادقی: محمد نوری تکرار ناشدنی و خاص است

فقط به مسیری که از گذشته استاد نوری طی کرده اند نگاهی بیندازیم، خودش یک درس بزرگ می تواند باشد. امیدوارم شاگردان ایشان هم بتوانند در این مسیر قدم بردارند و راه درست را تشخیص بدهند. شیوه تدریس استاد هم پرداختن به تکنیک های خاص آواز کلاسیک بوده است، در حقیقت کار کردن در ابعاد تنفسی، بیانی و رزونانسی که مهمترین ویژگی های یک خواننده خوب به حساب می آید؛ روی این مباحث کار جدی می کردند و کمتر به مقوله خواندن ترانه در کلاس می پرداختند و باورشان بر این بود که اگر کسی می خواهد خواننده قابلی بشود چه کلاسیک و چه پاپ، می بایست از پروسه تکنیک آواز کلاسیک وارد بشود تا بتواند آواز کلاسیک یا یک پاپ فاخر و درخشان را ارائه کند. شاگردانی هم که کار تدریس آواز کرده اند مثل خود بنده همه تحت تاثیر همین شیوه آموزشی بوده ایم و الحق خودمان را مدیون محبت های بی دریغ ایشان می دانیم تا همیشه.

از روزهای گذشته…

جلیل شهناز و چهارمضراب (II)

جلیل شهناز و چهارمضراب (II)

بیشتر متخصصان چهارمضراب را قطعه‌ای ضربی (دارای دوره‌های متریک معین) می‌دانند که یک جمله‌ی بازگشت به نام پایه دارد (زونیس ۱۳۷۷: ۱۴۱)(Azadefar 2006: 226) (بهارلو ۱۳۳۹: ۴) (فرهت ۱۳۸۰: ۱۸۹)، همچنین برخی معتقدند که الگوی مضرابی و ماده‌ی اولیه برای بسط و گسترش را نیز همین جمله‌ی کوتاه در اختیار می‌گذارد (دورینگ ۱۳۸۳: ۸۳) که البته بیشتر به نظر می‌رسد اشاره‌ی آن‌ها به گونه‌ای خاص و قدیمی‌تر چهارمضراب است.
رفتار موسیقایی، ساختار اجتماعی (I)

رفتار موسیقایی، ساختار اجتماعی (I)

“موسیقی یک فعالیت است که مردم آن را انجام می دهند. معنای آن بسیار انتزاعی است؛ این معنا وابسته به مردمی است که به آن موسیقی می پردازند. موسیقی معنای ذاتی و طبیعی ندارد بلکه وابسته به مردمی است که آن موسیقی را ایجاد کرده اند، انتقال داده اند و به آن واکنش نشان می دهند (Small1998:2).”
دهمین جلسه از سلسله نشست‌های «گفتمان ضرب اصول»

دهمین جلسه از سلسله نشست‌های «گفتمان ضرب اصول»

دهمین جلسه از سلسله نشست‌های «گفتمان ضرب اصول» با موضوع «نقد و بررسی فعالیت‌های موسیقی فرهنگسرای ارسباران» روز سه شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۶ از ساعت ۱۸ در فرهنگسرای ارسباران برگزار خواهد شد. در این نشست که با حضور شهرام صارمی (نوازنده کمانچه و مدیر فعالیت‌های موسیقی فرهنگسرای ارسباران)، آرش نصیری (مجری و طراح مسابقه هزار صدا)، علی شیرازی (مجری و طراح برنامه آئین آواز) برگزار خواهد شد فعالیت های ۱۶ ساله فرهنگسرای ارسباران (۱۳۹۶-۱۳۸۰) نقد و بررسی خواهد شد. رضا مهدوی (نوازنده سنتور و موسیقیدان) به عنوان کارشناس و مجری این نشست حضور خواهد داشت.
درباره علیرضا جواهری

درباره علیرضا جواهری

مهمترین گروهی که اوایل انقلاب در زمینه تولید موسیقی انقلابی فعالیت می کرد گروه چاووش بود که ترکیبی بود از گروهای عارف و شیدا.
هلموت لاخنمان

هلموت لاخنمان

هلموت فردریش لاخنمان (Helmut Friedrich Lachenmann) در ۲۷ نوامبر سال ۱۹۳۵ در اشتوتگارت آلمان بدنیا آمد. علاقه وی برای آهنگسازی برای سازهای مختلف و خلق آثاری بدیع از وی شخصیتی برجسته در دنیای موسیقی پدید آورده است.
رامپال، اسطوره فرانسوی فلوت (III)

رامپال، اسطوره فرانسوی فلوت (III)

رامپال در زمانی که به عنوان سولیست کار خود را ادامه می داد در گروه هایی نیز به نوازندگی می پرداخت در سال ۱۹۴۶ نوازنده ابوا Pierre Pierlot و رامپال Quintette a Vent Francais (کویینتت بادی های فرانسوی) را تاسیس کردند که از گروهی از دوستان موزیسن که در طول جنگ کار میکردند تشکیل شده بود: Rampal و Pierlot و نوازنده کلارینت، Jacques Lancelot باسونیست Paul Hongne, و نوازنده هورن Gilbert Coursier.
جان مک لافلین، موسیقی جهانی روی گیتار!

جان مک لافلین، موسیقی جهانی روی گیتار!

جان مک لافلین (John McLaughlin)در ۴ ژانویه سال ۱۹۴۲ یورکشایر انگلستان متولد شد. بسیاری وی را با خواننده و نوازنده پاپ/راک با عنوان Jon McLaughlin اشتباه میگیرند! اما جایگاه جان مک لافلین گیتاریست جز همواره در تاریخ موسیقی جز بعنوان یکی از برترین ها جاودان شده است.
نگاهى به زندگى و آثار یوهان سباستین باخ

نگاهى به زندگى و آثار یوهان سباستین باخ

جان بوت با بررسى زندگى باخ و ارائه دلایل متعدد، معتقد است باخ نه صرفاً آهنگسازى مذهبى بلکه بیشتر یک «مدرنیست» است. عکس روى جلد CDهاى جدید آثار باخ از همان نگاه اول، بسیار تعجب برانگیزند؛ به جاى طرح هاى همیشگى که معمولاً پیکره اى از آهنگساز باکلاه گیس را نشان مى داد و دست نوشته هایش و ارگ کلیسا و صلیب، به تازگى دوکانتات (فرم مرکب آوازى متعلق به دوره باروک) از باخ منتشر شد که طرح جلد یکى از آنها کودکانى با نگاهى پرشور و ظاهرى غیرغربى بود و دیگرى تصویرى از آبشارى با عظمت؛ اما در این میان از همه عجیب تر، عکس آهویى است که روى جلد کنسرتو براندنبورگ کار شده است.
«ما بی وطن ها…»

«ما بی وطن ها…»

«استانبول» برای من همیشه تداعی‌کننده‌ دو موضوع بوده: شهرِ مقصد هزاران ایرانیِ گریزان از جنگ در سال‌هایی نه‌چندان دور، و شهری که محل زندگی ثمین باغچه‌بان، آهنگساز صاحب‌نام و مهاجر ایرانی است.
موسیقى رنگ ها (II)

موسیقى رنگ ها (II)

بنابراین، این سبک بسیار متنوع و متفاوت با سبک هاى رایج است. موسیقى موسورگسکى توصیف هاى روشنى دارد و لحن آوازهاى آن نشان دهنده محیط اطراف او است، بنابراین در بعضى از مواقع مهیب و شاید هم تا حدودى زننده باشد. شهرت بیشتر آثار او به خاطر رنگ آمیزى صوتى گسترده آنها است. او در آثارش از بسیارى از موضوعات قرون وسطایى در روسیه، استفاده کرده است. آرزوى او هر چه نزدیک تر کردن هنر به زندگى واقعى بود.