گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

شکوری: همه ایرانی ها شاعر هستند!

آن دوره ای که با صداو سیما کار می کردم با آقای پورتراب در ارتباط بودم و پیش ایشان می رفتم. من به ایشان پیشنهاد دادم که چرا قطعاتتان را ضبط نمی کنید؟ آقای پورتراب یک سری قطعات را که همین سال های اخیر نوشته بودند و یک سری را هم که مربوط به سال های قبل بود و کارهای ارکستری بود به من دادند و موافقت کردند این قطعات اجرا شود؛ من این قطعات را به تلویزیون بردم؛ یکی «برای یک فرشته» نام داشت که یادم است یکبار که رفتم و ضبط کردیم متاسفانه فایل اش گم شد و البته چک حق الزحمه ماهم گم شد!

چند اثر با اجرای شما در آرشیو رادیو وجود دارد که قطعات پیانویی از زنده یاد مصطفی کمال پورتراب را اجرا کرده اید، لطفا در مورد این آثار صحبت کنید و ماجرای ضبط این آثار را بفرمایید؟
آن دوره ای که با صداو سیما کار می کردم با آقای پورتراب در ارتباط بودم و پیش ایشان می رفتم. من به ایشان پیشنهاد دادم که چرا قطعاتتان را ضبط نمی کنید؟ آقای پورتراب یک سری قطعات را که همین سال های اخیر نوشته بودند و یک سری را هم که مربوط به سال های قبل بود و کارهای ارکستری بود به من دادند و موافقت کردند این قطعات اجرا شود؛ من این قطعات را به تلویزیون بردم؛ یکی «برای یک فرشته» نام داشت که یادم است یکبار که رفتم و ضبط کردیم متاسفانه فایل اش گم شد و البته چک حق الزحمه ماهم گم شد!

دوباره قطعه را گذاشتند و رفتیم ضبط کنیم، ایندفعه پیانو خراب بود، بعد از بالا اومدند بالاخره یک کاری کردند ببینند می توانند پدال را درست کنند یا نه و… جالب اینجا بود که همان موقع که دیگر همه آمده بودند که شاهد باشند مشکل از پدال پیانو است ناگهان پدال حالش خوب شد و من هم از اول که نواختم درسته تا اخر قطعه را زدم ولی اگر کمی روی این ضبط دقت زیاد باشد، اشکال پدال تا حدی شنیده می شود.

لطفا در مورد آثاری که به صورت آهنگسازی کار کرده اید صحبت کنید و اینکه آیا دوروهایی هم برای آموختن آهنگسازی به طور مجزا گذرانده اید یا خیر؟
وقتی که من درس معلمی را می خواندم، یکسری از موضوع هایی که باید کارمی کردیم آهنگسازی بود و البته درس های عمومی مثل هارمونی، کنترپوان و تمام مبانی تئوریک موسیقی؛ ولی جدا بایستی آهنگسازی می کردیم.

من همیشه دلم می خواست آهنگسازی کنم و یک چیزهایی هم می نوشتم ولی هیچوقت جرات این را نداشتم که آنها را منتشر کنم یا پخش کنم. بعد که قرار شد برای پایان کارمان یک قطعه ای به شاگردی تدریس کنم، فکر کردم چرا این قطعه که می خواهم تدریس کنم، خودم ننویسم؟ این بود که چارگاه را انتخاب کردم و یک اتدی در چهارگاه نوشتم؛ موقعی که اجرا کردم استادم خیلی تعریف کرد و گفت: این کار قشنگی است و این را باید چاپ کنی. بعد آن را که نوشتم، آوردم برای صداو سیما و اتفاقا آنجا هم این قطعه را ضبط کردم.

ظاهرا اشعار آثارتان هم سروده خودتان بوده…؟
بله، شعر ها را خودم می نویسم البته یک چیزای می نویسم… ولی باید بگوم که همه ایرانی ها شاعر هستند! آنقدری که ما فکر می کنم شاعر داریم خواننده شعر نداریم!

موسیقی ای که می نویسم، بیشتر برای پیانو سپرانو یا متسوسپرانو و فلوت هستند که بعضی دوئت هستند و بعضی پیانو سلو. از حال و هوای موسیقی ایرانی و از گوشه های ایرانی استفاده می کنم ولی چون با پیانو نمی شود با کوک استاندارد فواصل ایرانی را زد، یک حال و هوای رنگی از موسیقی ایرانی را سعی می کنم پیاده کنم. شعرم البته فارسی است و قوانین و هارمونی اش تاثیر یافته از موسیقی غربی و مقداری هم از موسیقی دوره رونسانس و آکوردهای کوارتال استفاده می کنم.

سجاد پورقناد

سجاد پورقناد متولد ۱۳۶۰ تهران
نوازنده تار و سه تار، خواننده آواز اپراتیک و سردبیر مجله گفتگوی هارمونیک
لیسانس تار از کنسرواتوار تهران و فوق لیسانس اتنوموزیکولوژی از دانشکده فارابی دانشگاه هنر تهران

۱ نظر

بیشتر بحث شده است