شهریار فریوسفی، صدای آشنای تار!

شهریار فریوسفی
شهریار فریوسفی
ساعاتی پیش با تماس یکی از دوستان موسیقیدانم، خبر درگذشت یکی از مشهورترین و خوش نام ترین نوازندگان تار و سه تار ایران را شنیدم… به طور اتفاقی دیروز این هنرمند را در خیابان دیدم و برایم قابل تصور نبود که فردای آن روز باید یادنامه ای برای درگذشتش بنویسم. ملاقات هایم با او به چند گفتگو بر میگردد در مرکز موسیقی صدا و سیما، درباره اجراها، سازهای مورد استفاده اش، نوع اجراهایش که باعث شده، بیشتر آهنگسازان از او برای نواختن قطعاتشان استفاده کنند.

شهریار فریوسفی به دلیل توانایی بالا در تکنیک نوازندگی، دشیفر بی نظیر و اخلاق بسیار نیکو، یکی از بهترین انتخابها برای آهنگسازان و نوازندگان بود. بارها از هنرمندان مختلف درباره همراهی های او در کنسرت و ضبط شنیده ام که چقدر بی حاشیه بودن و فروتنی او را ستایش میکردند.

شهریار فریوسفی، یکی از برجسته ترین دوره دیدگان هنرستان ملی بود، سونوریته و تنوع سبک او در نوازندگی، تنه به استادش هوشنگ ظریف میزد. از خصوصیات های مهم نوازندگی و تدریس هوشنگ ظریف، شناخت و اجرای سبک های شاخص تار نوازی است. هوشنگ ظریف و بسیاری از شاگردان او از جمله شهریار فر یوسفی، توانایی اجرای قطعات مختلف تار به همان اکولی را دارند که آهنگساز در آن فضا آهنگسازی کرده است. مثلا شهریار فریوسفی یا هوشنگ ظریف سبکهایی که بسیار دور از هم به نظر می آید همچون، شیوه نوازندگی علینقی وزیری و جلیل شهناز را به خوبی اجرا کرده اند. این خصوصیت فریوسفی، یکی دیگر از دلایل علاقه هنرمندان به همکاری با او بود.

به عقیده نگارنده،‌،‌ نوازندگی تار در واقع بعد از دعوت حسین دهلوی، از هوشنگ ظریف بود که به این استاندارد رسید و ما در این عصر شاهد نوازندگانی بودیم که هنوز یکه تاز همنوازی و تکنوازی در کنسرت و استودیو ها هستند. البته نباید فراموش کرد که دهلوی از استادان دیگری همچون علی اکبر خان شهنازی نیز در بخش تدریس تار هنرستان استفاده میکرد که ناگفته پیدا است که تاثیر این اسطوره تار نوازی در هنرستان ملی یکی از بزرگترین شانس های هنرجویان بوده است.

شهریار فریوسفی نیز همچون بسیاری از هنرجویان هنرستان، از مکتب علی اکبر خان شهنازی استفاده کرد ولی این تعلیمات هوشنگ ظریف بود که نوازنده را از پایه روی خط سیری قانونمند و اصولی قرار میداد.

تقریبا محال است که نوازنده ای با دیدن تنها مکتب هنرمندی مثل استاد شهنازی بتواند به توانایی کسی مانند شهریار فر یوسفی برسد، زیرا غیر از اینکه اصولا شیوه تدریس این هنرمندان به صورت گوشی و غیر نتی بود، تدریس تار هم به صورت سنتی بود و حرکت در سیستمی علمی و مطابق اصول استاندارد آموزش موسیقی نبود، غیر از همه این موارد، استادان قدیم اکثرا فقط به سبک شخصی خود با هنرجویان کار می کردند و اینگونه نبوده که مثلا استادی مانند شهنازی، نواختن به سبک جلیل شهناز یا بیگجه خانی را هم تدریس کند (که البته این دو نوازنده بسیار مورد تایید و علاقه علی اکبرخان شهنازی بوده اند)

با توجه به موارد گفته شده و نگاهی به فعالیت های هنری هنرآموختگان هنرستان ملی، واضح است که فریوسفی یکی از شاخص ترین دوره دیده های هنرستان و سیستم فکری آن بوده است.

امروز اگر وارد یک فروشگاه آثار موسیقی شوید شاید ۷۰ تا ۸۰ درصد تار و سه تار نوازی های این آثار متعلق به فریوسفی باشد که البته این موضوع کمی هم باعث گلایه بعضی از اهالی موسیقی بوده که چرا فریوسفی در بعضی از آثاری که همطراز سطح هنری او نبوده اند نواخته است، دلیل این اتفاق حتما کارمند صدا و سیما بودن و البته فروتنی بیش از حد او بوده است.

فراوان بودن آثار ضبط شده از شهریار فریوسفی، نباید این گمان را بوجود آورد که آثار او بدون توجه به توانایی های تکنیکی، فقط از نظر کمی قابل اهمیت است، چراکه فریوسفی در دهه ۶۰ که آثار بی نظیر موسیقی جمعی ایران تولید شده، فعالیت بسیار زیادی داشته است. سونوریته و تکنیک درخشان فریوسفی، زیبنده آثار گرانمایه هنرمندانی چون، مرتضی حنانه، همایون رحیمیان، کامبیز روشن روان، محمد شمس، کاظم داوودیان و … بوده است که بدون شک با تداوم فرهنگ موسیقی ایران زمین، تداوم حیات خواند داشت.

audio file بشنوید “پیش درآمد اصفهان مرتضی نی داوود” را با تنظیم مرتضی حنانه و تار نوازی شهریار فریوسفی

فراموش نمیکنم که در اولین دیدارم با ایشان، یاد آور شدم “هنوز با صدای تاری که از شما در همنوازی پیانو محمد شمس (در فیلم “خانه آقای حق دوست” به آهنگسازی محمد شمس) شنیده ام، کیفیت تارها را می سنجم!”

تولید سونوریته خوب از ساز (مخصوصا سازهای تار و سه تار) رابطه مستقیم با شیوه نوازندگی، اکول دو دست، شکل مضراب و هماهنگی آن با ساز مورد استفاده دارد. متاسفانه نوازندگان نسل کنونی به خاطر بهره نبردن از شیوه های منطقی در آموزش این سازها، گاهی شناختی از این مقوله ندارند و اینجاست که نیاز به مدون کردن اکول نوازندگی احساس میشود. اشکالی که در نوازندگان دوره های قبلی که اکثرا شاگردان هوشنگ ظریف بوده اند دیده نمیشود. هنرمندانی که مخصوصا در استودیو با فریوسفی همکاری داشته اند، تایید میکنند که توانایی او در دشیفر تقریبا بی نظیر بوده است، حتی به شوخی گاهی میگفتند، “قطعه را از مدت اثر هم سریعتر مینوازد!” از این توانایی فریوسفی حتی میان نوازندگان ارکستر سمفونیک هم یاد میشود.

در مراسم ختم استادم منصور سینکی، شهریار فریوسفی را دیدم که از شدت تاثر قادر به ایستادن نبود، مرگ زود هنگام دوست و خویشش منصور، آنقدر نا به هنگام و جانکاه بود که توان راست کردن قدش را نداشت. امروز درگذشت او دو سال بعد از فوت منصور سینکی، غم بی حد و حصری را برای خانواده تار نوازی ایران و مخصوصا پدر این خانواده که همانا هوشنگ ظریف است بوجود آورده است.

شهریار فریوسفی و همسر هنرمندش، دو فرزند هنرمند نیز دارند که هر دو با وجود جوانی در میان نوازندگان موسیقی کلاسیک، شناخته شده هستند، پدرام و پانیذ فریوسفی، دو ویولونیست با ذوق که خوشبختانه از نظر هنر و اخلاق، شباهت های زیادی به پدر دارند.

هر چند عمر شهریار فریوسفی پنج دهه بود ولی بدون شک سونوریته و ادیت درخشان شهریار فریوسفی، همواره یاد او را با آثار بی شمار ضبط شده او زنده نگه خواهد داشت.
آنرا که زندگیش، به عشق است، مرگ نیست
هرگز گمان نبر که مر او را فنا بود
سنائی

21 دیدگاه

  • ماریا
    ارسال شده در تیر ۱۶, ۱۳۸۸ در ۱۰:۱۱ ق.ظ

    جا داره که از اینجا و این تریبون درگذشت پدر بزرگوار خانم و اقای فریوسفی از نوابغ ویالن ایران رو بهشون تسلیت عرض کنم و از خداوند منان طلب صبر برای خانواده محرومشان خواستار باشم خدایش بیامرزد

  • ...
    ارسال شده در تیر ۱۶, ۱۳۸۸ در ۳:۱۹ ب.ظ

    رفتی و رفتن تو آتش نهاد بر دل
    خدا روح بزرگ اون مرد رو غریق رحمت کنه .

  • hamidreza afarideh
    ارسال شده در تیر ۱۷, ۱۳۸۸ در ۱:۳۱ ق.ظ

    واقعا واقعا نمیتونم تصور کنم من هم آقای پور قناد ایشون رو روز ۱۳ تیر در دانشگاهمون روز امتحان ساز دیدم سر حال سر حال اصلا نمیتونم باور کنم اصلا

  • حسین
    ارسال شده در تیر ۱۷, ۱۳۸۸ در ۱۱:۰۸ ق.ظ

    استاد و همسایه بزرگوار اینجانب که چون او نوازندگان شاید نباشند
    مردی بود برای تمام نسل ها
    فروتن و نجیب
    رفتن او برایم باور نکردنی است
    روحش شاد
    امیدوارم از من به عنوان شاگرد و همسایه راضی باشد

  • ارسال شده در تیر ۱۷, ۱۳۸۸ در ۱۲:۰۳ ب.ظ

    جناب پور قناد از مطلب شیوای شماتشکر می کنم.

  • Hooman Khalatbari
    ارسال شده در تیر ۱۸, ۱۳۸۸ در ۴:۱۴ ب.ظ

    baa salaam.
    besiaar az xabare Fote ishun naarahat va parishaan shodam. badi ye duri az Vatan ham hamine ke hic kaari o hic tasalli nemituni be dustaan o aashnaayaan bedi… ruhesh shaad o sedaa ye zibaa ye saazesh hamishe jaavedaan baad.tasliat man ro ham bepazirid.

  • سحر
    ارسال شده در تیر ۲۰, ۱۳۸۸ در ۱۲:۴۳ ب.ظ

    من هم در گذشت پدر استاد گرامی ام آقای فریوسفی رو بهشون تسلیت عرض می کنم

  • آرش فیاضی
    ارسال شده در تیر ۲۲, ۱۳۸۸ در ۱۲:۰۹ ق.ظ

    نزدیک سه سال پیش از طرف انجمن دانشجویان دانشگاه منچستر از گروه نغمه به سرپرستی استاد فریوسفی برای اجرای کنسرتی دعوت کردیم که استاد ناهید هم همراهشون بودند. مردی بسیار صبور و خوش برخورد، صدای سازشون هم که تعریف نمیخواد.. یادش در دل ماست

  • ارسال شده در تیر ۲۲, ۱۳۸۸ در ۷:۳۳ ق.ظ

    هر وقت صدای تار زیبایی از تلویزیون یا رادیو می شنیدم که نظرم را جلب می کرد پس از آنکه نام نوازنده را پیگیر می شدم به نام استاد فریوسفی می رسیدم…
    بسیار از این واقعه متاثر و متاسف شدم…
    من هم به همه ی هنرمندان و خانوادشون تسلیت میگم…

  • محسن
    ارسال شده در تیر ۲۲, ۱۳۸۸ در ۱:۲۱ ب.ظ

    امیدوارم روح پاک استاد در پناه اهورامزدا به ارامش ابدی برسد یادش گرامی راهش پر ره رو

  • ناشناس
    ارسال شده در تیر ۲۵, ۱۳۸۸ در ۹:۴۱ ب.ظ

    یادش گرامی

  • ناشناس
    ارسال شده در تیر ۲۵, ۱۳۸۸ در ۹:۴۳ ب.ظ

    درگذشت پدر استاد گرامی آقای فریوسفی رابه همه ی هنرمندان و خانوادشون تسلیت میگم

  • روشنك رفاني
    ارسال شده در تیر ۲۶, ۱۳۸۸ در ۱:۱۶ ب.ظ

    سلام! نمی‌دونم چی باید بگم و مراتب تأثرم رو چگونه بیان کنم. فقط اینو می‌تونم بگم، روزی که پیام تسلیت آموزشگاه پارس خطاب به استادان این آموزشگاه ،پدرام و پانیذ فریوسفی را دیدم واقعاً جا خوردم و از ته دل ناراحت شدم!! من هم به عنوان یکی از هنرجویان این آموزشگاه به این دو استاد عزیز تسلیت عرض می کنم و آرزوی صبر و شکیبایی دارم. یادشون گرامی باد!

  • حسین نوروزی
    ارسال شده در مرداد ۱, ۱۳۸۸ در ۸:۱۵ ب.ظ

    حدودا ۲ سال پیش،فیلم مراسم تجلیل از استاد ظریف رو میدیدم که در ابتدای کار اجرای تار و دف بود.انقدر صدای تار برام دلنشین بود که شروع کردم به پرس وجو از دوستان،اخرش به اسم استاد فریوسفی رسیدم،با شنیدن خبر رفتنش دلم گرفت…

  • محمد
    ارسال شده در مرداد ۱۹, ۱۳۸۸ در ۹:۵۷ ب.ظ

    سلام
    من هم بسیار متاثر هستم از اینکه این هنرمندان شاخص از دنیا میرن. به خانوادشون تسلیت میگم ما رو هم در غم خودشون شریک بدونن . خداوند بیامرزد.

  • نوید
    ارسال شده در مرداد ۲۱, ۱۳۸۸ در ۶:۲۰ ب.ظ

    روحش شاد و خدایش بیامزاد

  • دوستدارش از فلارد لردگان
    ارسال شده در مهر ۶, ۱۳۸۸ در ۷:۲۲ ب.ظ

    حتی تصورش برایم ممکن نیست.فاتحه حضرت عشق نثار روح عاشقش.

  • مهدي
    ارسال شده در آذر ۱۹, ۱۳۸۸ در ۸:۵۳ ق.ظ

    خبر درگشت استاد فقید شهریار فریوسفی بسیار مرا منقلب و متأثر کرد ، بنده سالهاست که از شنوندگان پر و پاقرص موسیقی سنتی هستم و با افتخار و بدون اغراق می گویم صدای ساز استاد فریوسفی یکی از صداهای بسیار پراحساس ،دل انگیز ، شورانگیز ، لطیف وروح بخش موسیقی است که در تاریخ موسیقی ایرانی جاودانه خواهد ماند. روحش شاد و یادش همواره گرامی .

  • باسر
    ارسال شده در خرداد ۱۷, ۱۳۹۱ در ۱:۱۳ ق.ظ

    بیایید به یادشان تار وسه تار بنوازیم واین میراث گرانمایه ملی را حفظ کنیم

  • جویا
    ارسال شده در شهریور ۸, ۱۳۹۱ در ۲:۱۳ ق.ظ

    هر وقت فیلم کنسرت های حسام الدین سراج را می بینم با دیدن استاد فریوسفی با ان چهره مهربان و……………گریه اگر امان دهد
    اما هنوز زنده است در صدای تارها

  • سعيد يعقوبيان
    ارسال شده در تیر ۱۵, ۱۳۹۲ در ۸:۴۳ ق.ظ

    چهار سال از روزی که خبر رفتن زودهنگامش را شنیدیم گذشت.آن روز اولین چیزی که با شنیدن خبر به ذهنم امد صدای تارش بود و همیشه همین هم خواهد بود. اسم شهریار فریوسفی طعم شیرین سونوریته ای را به ذهن میاره که ناب بود و خواهد بود. افسوس که رفت و آن صدای آبی خاموش شد. صدایی که همیشه از بین صدها صدای دیگه جلوه گر بود و طنازی می کرد. می شد به راحتی از صداهای دیگه تشخیصش داد. گوشها را تیز کرد و آرام زمزمه کرد: صدای تار فریوسفیه!
    دیالوگی هست در فیلم سوته دلان که سعید نیکپور می گه:
    تو عالم آوازخوانها یکی شان می شه قمر. بقیه ،‌ای! می خونن…
    حداقل در مورد نوازنده های تار ارکستر بدون هیچ تردیدی می شه همینو گفت: شهریار یگانه بود. بقیه ، ای! می زنن…
    رسیدن به آن صدای زلال کار صعبیه. نمی دانم عمر ما قد خواهد داد که ظهور پدیده ای چون او را دوباره تجربه کنیم یا همیشه شنیدن صدای تار شهریار برایمان دریغناک خواهد بود؟!
    یادش گرامی
    یادش گرامی

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

امینی: انتقال نت ها کار وقت گیری است

قرار است یعنی این مجموعه آلبوم ۸ تایی در یک جزوه پارتیتور چاپ شود و گروه‌ها از این به بعد می‌توانند یک پارت ارکستر کامل هم داشته باشند و اگر خواستن استفاده کنند.

ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (VI)

در پی تظاهرات های ضد دولتی ماه های اخیر که به کشته شدن یکی از نوازندگان اِل سیستما به نام آرماندو کانیزالس (Armando Cañizales) نیز منجر شد، گوستاوو “خشونت و سرکوب” را شدیدا محکوم کرد و از رییس جمهور، نیکلاس مادورو درخواست کرد که “به صدای مردم گوش فرادهد”.

از روزهای گذشته…

روی دانوب زیبای آبی (I)

روی دانوب زیبای آبی (I)

یوهان‌ اشتراوس به آن دسته کوچک از آهنگسازان بزرگ‌ تعلق دارد که در زمان‌ حیات‌ شان، شاهد‌ موفقیت‌های بـزرگ خـود بودند و بارها به عناوین مختلف در برابر هزاران تماشاگر برای‌ او جشن‌ گرفتند. یکی از جشن‌های بزرگ در روزگار اشـتراوس در سال‌ ۱۸۹۲ بود که‌ به مناسبت پنجاهمین سال‌ نخست‌ کنسرت او در دوممایر (Dommayer) هـیتسینگ وین برپا شد. یـکی‌ از جـراید وین سخنرانی کوتاه یوهان اشتراوس را که به مناسبت‌ این جشنواره بیان کرده بود چاپ کرده که این متن توسط سعدی حسنی، موسیقی شناس فقید ایرانی ترجمه شده است:
جورج موستکی (II)

جورج موستکی (II)

موستکی که در جریان حوادث ماه می ۶۸ فرانسه خود را هنرمندی متعهد می دانست، ترانه ای رومانتیک که از بیگانه ای اثیری، خیالبافی آرام و بی تعلق، به نام «بیگانه» (Le Métèque) صحبت می کرد، ساخت و سال ۱۹۶۹ اجرا کرد. این ترانه اولین موفقیت بزرگ بین المللی جورج بود که شروع حرفه هنری او را رقم زد و درِ بیش از شصت کشور دنیا را به روی او گشود. موستکی موفق به دریافت جایزه ی بزرگ آکادمی شارل کرو (l’Académie Charles Cros) برای این ترانه شد.
نوازنده و تمرین (V)

نوازنده و تمرین (V)

از آنجا که بسیاری از نقاط قوت وضعف درهنگام تمرین و اجرا وجود دارد که نوازنده به دلایل مختلف از وجود آنها ناآگاه است، ضبط تمرین و شنیدن آن به دقت، می تواند بعنوان یک ابزار کنترل کننده نوازنده، کمک شایانی به شناسایی نقاط قوت وضعف موجود در کار او نماید. اما بهتر است به دو مورد دقت نماییم:
توبا

توبا

این ساز یکی از کشفیات اخیر است که در ارکستر سمفونیک های دنیا موجود می باشد. توبا برای اولین بار در اواسط قرن ۱۹ میلادی بوجود آمد و جایگزین مناسبی برای Ophicleide (نوعی ساز بادی برنجی) بود.
مسابقات بین المللی نوازندگی پیانو شوپن (II)

مسابقات بین المللی نوازندگی پیانو شوپن (II)

مسابقات بین المللی پیانو شوپن یک رویداد هنری بسیار بزرگ است که در سطح بزرگی در مدت ده روز – یا بیشتر – برگزار می شود. دوره های اولیه این مسابقه دارای دو مرحله بود پس از جنگ جهانی دوم، تعداد مراحل این مسابقات به سه افزایش پیدا کرد، سپس از دوره نهم به بعد به چهار مرحله تقسیم شد. در واقع افرادی که به مرحله چهارم می رسند بعنوان فینالیست های مسابقات انتخاب شده اند.
حضور خلوت انس است و دوستان جمع اند (I)

حضور خلوت انس است و دوستان جمع اند (I)

سالیان درازی بود که این بیت حافظ من را به خود مشغول داشته بود! از خود می‌پرسیدم که این خلوت چگونه است که انس با آن، به تجمع یاران می‌ماند؟ چگونه می‌توان در خلوتی بود که سرشار از انس با یاران است؟
اپرای آیدا (II)

اپرای آیدا (II)

اپرای آیدا در کشورهای آمریکای لاتین و آمریکای جنوبی (۱۸۷۳)، ایالات متحده (۱۸۷۳،۱۸۸۶، ۱۹۴۹)، آلمان (۱۸۷۴)، اسپانیا (۱۸۷۴)، اتریش (۱۸۷۴)، مجارستان (۱۸۷۵)، لهستان (۱۸۷۵)، فرانسه (۱۸۷۶)، روسیه (۱۸۷۵)، پراگ (۱۸۷۵)، انگلستان (۱۸۷۶)، موناکو (۱۸۷۷)، استرالیا (۱۸۷۷)، سوئد (۱۸۸۰) و برزیل (۱۸۸۶) نیز اجرا شد.
لورنا مک کینت، اسوه نیو ایج

لورنا مک کینت، اسوه نیو ایج

لورنا یکی از محبوبترین خوانندگان سبک Celtic میباشد. لورنا در ۱۷ فوریه سال ۱۹۵۷ در Morden ،Manitoba کانادا و از پدر و مادی با اصالت اسکاتلندی و ایرلندی بدنیا آمد. وی در شاخه موسیقی World / New Age / Celtic طبقه بندی میشود، هرچند در اقصی نقاط دنیا کار وی را با عناوین دیگری نیز میشناسند و حتی موسیقی محلی کشوری چون ایرلند و یا اسکاتلند نیز شناخته میشود.
اپرای متروپلیتن (VI)

اپرای متروپلیتن (VI)

تالار اپرا متروپلیتن (Metropolitan Opera House): ساختمان اپرای تاریخی که در فیلادلفیا، پنسیلوانیا واقع است. این عمارت در مدت زمان کوتاهی، نزدیک به چندین ماه در سال ۱۹۰۸ ساخته شد. نهمین تالار اپرایی بود که توسط مدیر انجن موسیقی و تئاتر: اسکار همراشتین اول (Oscar Hammerstein I) ساخته شد. در ابتدا این تالار خانه شرکت اپرای همراشتین بود، بنابراین در آن زمان به تالار اپرا فیلادلفیا شهرت داشت.
برنامه مدون آموزش ویولن (قسمت دوم)

برنامه مدون آموزش ویولن (قسمت دوم)

دروس آموزشی این ترم مبتنی بر مهارت بخشی بیشتر در اجرای تنالیته های مطرح شده در ترم اول و آموزش مطالب مربوط به پوزیسیون های دست چپ می باشد. همچنین در این ترم، آموزش قطعات ویولن کلاسیک نیز آغاز گشته و آموزش های مربوط به فراگیری الگوهای آرشه کشی (دست راست) نیز مورد بررسی قرار می گیرد.