شهریار فریوسفی، صدای آشنای تار!

شهریار فریوسفی
شهریار فریوسفی
ساعاتی پیش با تماس یکی از دوستان موسیقیدانم، خبر درگذشت یکی از مشهورترین و خوش نام ترین نوازندگان تار و سه تار ایران را شنیدم… به طور اتفاقی دیروز این هنرمند را در خیابان دیدم و برایم قابل تصور نبود که فردای آن روز باید یادنامه ای برای درگذشتش بنویسم. ملاقات هایم با او به چند گفتگو بر میگردد در مرکز موسیقی صدا و سیما، درباره اجراها، سازهای مورد استفاده اش، نوع اجراهایش که باعث شده، بیشتر آهنگسازان از او برای نواختن قطعاتشان استفاده کنند.

شهریار فریوسفی به دلیل توانایی بالا در تکنیک نوازندگی، دشیفر بی نظیر و اخلاق بسیار نیکو، یکی از بهترین انتخابها برای آهنگسازان و نوازندگان بود. بارها از هنرمندان مختلف درباره همراهی های او در کنسرت و ضبط شنیده ام که چقدر بی حاشیه بودن و فروتنی او را ستایش میکردند.

شهریار فریوسفی، یکی از برجسته ترین دوره دیدگان هنرستان ملی بود، سونوریته و تنوع سبک او در نوازندگی، تنه به استادش هوشنگ ظریف میزد. از خصوصیات های مهم نوازندگی و تدریس هوشنگ ظریف، شناخت و اجرای سبک های شاخص تار نوازی است. هوشنگ ظریف و بسیاری از شاگردان او از جمله شهریار فر یوسفی، توانایی اجرای قطعات مختلف تار به همان اکولی را دارند که آهنگساز در آن فضا آهنگسازی کرده است. مثلا شهریار فریوسفی یا هوشنگ ظریف سبکهایی که بسیار دور از هم به نظر می آید همچون، شیوه نوازندگی علینقی وزیری و جلیل شهناز را به خوبی اجرا کرده اند. این خصوصیت فریوسفی، یکی دیگر از دلایل علاقه هنرمندان به همکاری با او بود.

به عقیده نگارنده،‌،‌ نوازندگی تار در واقع بعد از دعوت حسین دهلوی، از هوشنگ ظریف بود که به این استاندارد رسید و ما در این عصر شاهد نوازندگانی بودیم که هنوز یکه تاز همنوازی و تکنوازی در کنسرت و استودیو ها هستند. البته نباید فراموش کرد که دهلوی از استادان دیگری همچون علی اکبر خان شهنازی نیز در بخش تدریس تار هنرستان استفاده میکرد که ناگفته پیدا است که تاثیر این اسطوره تار نوازی در هنرستان ملی یکی از بزرگترین شانس های هنرجویان بوده است.

شهریار فریوسفی نیز همچون بسیاری از هنرجویان هنرستان، از مکتب علی اکبر خان شهنازی استفاده کرد ولی این تعلیمات هوشنگ ظریف بود که نوازنده را از پایه روی خط سیری قانونمند و اصولی قرار میداد.

تقریبا محال است که نوازنده ای با دیدن تنها مکتب هنرمندی مثل استاد شهنازی بتواند به توانایی کسی مانند شهریار فر یوسفی برسد، زیرا غیر از اینکه اصولا شیوه تدریس این هنرمندان به صورت گوشی و غیر نتی بود، تدریس تار هم به صورت سنتی بود و حرکت در سیستمی علمی و مطابق اصول استاندارد آموزش موسیقی نبود، غیر از همه این موارد، استادان قدیم اکثرا فقط به سبک شخصی خود با هنرجویان کار می کردند و اینگونه نبوده که مثلا استادی مانند شهنازی، نواختن به سبک جلیل شهناز یا بیگجه خانی را هم تدریس کند (که البته این دو نوازنده بسیار مورد تایید و علاقه علی اکبرخان شهنازی بوده اند)

با توجه به موارد گفته شده و نگاهی به فعالیت های هنری هنرآموختگان هنرستان ملی، واضح است که فریوسفی یکی از شاخص ترین دوره دیده های هنرستان و سیستم فکری آن بوده است.

امروز اگر وارد یک فروشگاه آثار موسیقی شوید شاید ۷۰ تا ۸۰ درصد تار و سه تار نوازی های این آثار متعلق به فریوسفی باشد که البته این موضوع کمی هم باعث گلایه بعضی از اهالی موسیقی بوده که چرا فریوسفی در بعضی از آثاری که همطراز سطح هنری او نبوده اند نواخته است، دلیل این اتفاق حتما کارمند صدا و سیما بودن و البته فروتنی بیش از حد او بوده است.

فراوان بودن آثار ضبط شده از شهریار فریوسفی، نباید این گمان را بوجود آورد که آثار او بدون توجه به توانایی های تکنیکی، فقط از نظر کمی قابل اهمیت است، چراکه فریوسفی در دهه ۶۰ که آثار بی نظیر موسیقی جمعی ایران تولید شده، فعالیت بسیار زیادی داشته است. سونوریته و تکنیک درخشان فریوسفی، زیبنده آثار گرانمایه هنرمندانی چون، مرتضی حنانه، همایون رحیمیان، کامبیز روشن روان، محمد شمس، کاظم داوودیان و … بوده است که بدون شک با تداوم فرهنگ موسیقی ایران زمین، تداوم حیات خواند داشت.

audio file بشنوید “پیش درآمد اصفهان مرتضی نی داوود” را با تنظیم مرتضی حنانه و تار نوازی شهریار فریوسفی

فراموش نمیکنم که در اولین دیدارم با ایشان، یاد آور شدم “هنوز با صدای تاری که از شما در همنوازی پیانو محمد شمس (در فیلم “خانه آقای حق دوست” به آهنگسازی محمد شمس) شنیده ام، کیفیت تارها را می سنجم!”

تولید سونوریته خوب از ساز (مخصوصا سازهای تار و سه تار) رابطه مستقیم با شیوه نوازندگی، اکول دو دست، شکل مضراب و هماهنگی آن با ساز مورد استفاده دارد. متاسفانه نوازندگان نسل کنونی به خاطر بهره نبردن از شیوه های منطقی در آموزش این سازها، گاهی شناختی از این مقوله ندارند و اینجاست که نیاز به مدون کردن اکول نوازندگی احساس میشود. اشکالی که در نوازندگان دوره های قبلی که اکثرا شاگردان هوشنگ ظریف بوده اند دیده نمیشود. هنرمندانی که مخصوصا در استودیو با فریوسفی همکاری داشته اند، تایید میکنند که توانایی او در دشیفر تقریبا بی نظیر بوده است، حتی به شوخی گاهی میگفتند، “قطعه را از مدت اثر هم سریعتر مینوازد!” از این توانایی فریوسفی حتی میان نوازندگان ارکستر سمفونیک هم یاد میشود.

در مراسم ختم استادم منصور سینکی، شهریار فریوسفی را دیدم که از شدت تاثر قادر به ایستادن نبود، مرگ زود هنگام دوست و خویشش منصور، آنقدر نا به هنگام و جانکاه بود که توان راست کردن قدش را نداشت. امروز درگذشت او دو سال بعد از فوت منصور سینکی، غم بی حد و حصری را برای خانواده تار نوازی ایران و مخصوصا پدر این خانواده که همانا هوشنگ ظریف است بوجود آورده است.

شهریار فریوسفی و همسر هنرمندش، دو فرزند هنرمند نیز دارند که هر دو با وجود جوانی در میان نوازندگان موسیقی کلاسیک، شناخته شده هستند، پدرام و پانیذ فریوسفی، دو ویولونیست با ذوق که خوشبختانه از نظر هنر و اخلاق، شباهت های زیادی به پدر دارند.

هر چند عمر شهریار فریوسفی پنج دهه بود ولی بدون شک سونوریته و ادیت درخشان شهریار فریوسفی، همواره یاد او را با آثار بی شمار ضبط شده او زنده نگه خواهد داشت.
آنرا که زندگیش، به عشق است، مرگ نیست
هرگز گمان نبر که مر او را فنا بود
سنائی

21 دیدگاه

  • ماریا
    ارسال شده در تیر ۱۶, ۱۳۸۸ در ۱۰:۱۱ ق.ظ

    جا داره که از اینجا و این تریبون درگذشت پدر بزرگوار خانم و اقای فریوسفی از نوابغ ویالن ایران رو بهشون تسلیت عرض کنم و از خداوند منان طلب صبر برای خانواده محرومشان خواستار باشم خدایش بیامرزد

  • ...
    ارسال شده در تیر ۱۶, ۱۳۸۸ در ۳:۱۹ ب.ظ

    رفتی و رفتن تو آتش نهاد بر دل
    خدا روح بزرگ اون مرد رو غریق رحمت کنه .

  • hamidreza afarideh
    ارسال شده در تیر ۱۷, ۱۳۸۸ در ۱:۳۱ ق.ظ

    واقعا واقعا نمیتونم تصور کنم من هم آقای پور قناد ایشون رو روز ۱۳ تیر در دانشگاهمون روز امتحان ساز دیدم سر حال سر حال اصلا نمیتونم باور کنم اصلا

  • حسین
    ارسال شده در تیر ۱۷, ۱۳۸۸ در ۱۱:۰۸ ق.ظ

    استاد و همسایه بزرگوار اینجانب که چون او نوازندگان شاید نباشند
    مردی بود برای تمام نسل ها
    فروتن و نجیب
    رفتن او برایم باور نکردنی است
    روحش شاد
    امیدوارم از من به عنوان شاگرد و همسایه راضی باشد

  • ارسال شده در تیر ۱۷, ۱۳۸۸ در ۱۲:۰۳ ب.ظ

    جناب پور قناد از مطلب شیوای شماتشکر می کنم.

  • Hooman Khalatbari
    ارسال شده در تیر ۱۸, ۱۳۸۸ در ۴:۱۴ ب.ظ

    baa salaam.
    besiaar az xabare Fote ishun naarahat va parishaan shodam. badi ye duri az Vatan ham hamine ke hic kaari o hic tasalli nemituni be dustaan o aashnaayaan bedi… ruhesh shaad o sedaa ye zibaa ye saazesh hamishe jaavedaan baad.tasliat man ro ham bepazirid.

  • سحر
    ارسال شده در تیر ۲۰, ۱۳۸۸ در ۱۲:۴۳ ب.ظ

    من هم در گذشت پدر استاد گرامی ام آقای فریوسفی رو بهشون تسلیت عرض می کنم

  • آرش فیاضی
    ارسال شده در تیر ۲۲, ۱۳۸۸ در ۱۲:۰۹ ق.ظ

    نزدیک سه سال پیش از طرف انجمن دانشجویان دانشگاه منچستر از گروه نغمه به سرپرستی استاد فریوسفی برای اجرای کنسرتی دعوت کردیم که استاد ناهید هم همراهشون بودند. مردی بسیار صبور و خوش برخورد، صدای سازشون هم که تعریف نمیخواد.. یادش در دل ماست

  • ارسال شده در تیر ۲۲, ۱۳۸۸ در ۷:۳۳ ق.ظ

    هر وقت صدای تار زیبایی از تلویزیون یا رادیو می شنیدم که نظرم را جلب می کرد پس از آنکه نام نوازنده را پیگیر می شدم به نام استاد فریوسفی می رسیدم…
    بسیار از این واقعه متاثر و متاسف شدم…
    من هم به همه ی هنرمندان و خانوادشون تسلیت میگم…

  • محسن
    ارسال شده در تیر ۲۲, ۱۳۸۸ در ۱:۲۱ ب.ظ

    امیدوارم روح پاک استاد در پناه اهورامزدا به ارامش ابدی برسد یادش گرامی راهش پر ره رو

  • ناشناس
    ارسال شده در تیر ۲۵, ۱۳۸۸ در ۹:۴۱ ب.ظ

    یادش گرامی

  • ناشناس
    ارسال شده در تیر ۲۵, ۱۳۸۸ در ۹:۴۳ ب.ظ

    درگذشت پدر استاد گرامی آقای فریوسفی رابه همه ی هنرمندان و خانوادشون تسلیت میگم

  • روشنك رفاني
    ارسال شده در تیر ۲۶, ۱۳۸۸ در ۱:۱۶ ب.ظ

    سلام! نمی‌دونم چی باید بگم و مراتب تأثرم رو چگونه بیان کنم. فقط اینو می‌تونم بگم، روزی که پیام تسلیت آموزشگاه پارس خطاب به استادان این آموزشگاه ،پدرام و پانیذ فریوسفی را دیدم واقعاً جا خوردم و از ته دل ناراحت شدم!! من هم به عنوان یکی از هنرجویان این آموزشگاه به این دو استاد عزیز تسلیت عرض می کنم و آرزوی صبر و شکیبایی دارم. یادشون گرامی باد!

  • حسین نوروزی
    ارسال شده در مرداد ۱, ۱۳۸۸ در ۸:۱۵ ب.ظ

    حدودا ۲ سال پیش،فیلم مراسم تجلیل از استاد ظریف رو میدیدم که در ابتدای کار اجرای تار و دف بود.انقدر صدای تار برام دلنشین بود که شروع کردم به پرس وجو از دوستان،اخرش به اسم استاد فریوسفی رسیدم،با شنیدن خبر رفتنش دلم گرفت…

  • محمد
    ارسال شده در مرداد ۱۹, ۱۳۸۸ در ۹:۵۷ ب.ظ

    سلام
    من هم بسیار متاثر هستم از اینکه این هنرمندان شاخص از دنیا میرن. به خانوادشون تسلیت میگم ما رو هم در غم خودشون شریک بدونن . خداوند بیامرزد.

  • نوید
    ارسال شده در مرداد ۲۱, ۱۳۸۸ در ۶:۲۰ ب.ظ

    روحش شاد و خدایش بیامزاد

  • دوستدارش از فلارد لردگان
    ارسال شده در مهر ۶, ۱۳۸۸ در ۷:۲۲ ب.ظ

    حتی تصورش برایم ممکن نیست.فاتحه حضرت عشق نثار روح عاشقش.

  • مهدي
    ارسال شده در آذر ۱۹, ۱۳۸۸ در ۸:۵۳ ق.ظ

    خبر درگشت استاد فقید شهریار فریوسفی بسیار مرا منقلب و متأثر کرد ، بنده سالهاست که از شنوندگان پر و پاقرص موسیقی سنتی هستم و با افتخار و بدون اغراق می گویم صدای ساز استاد فریوسفی یکی از صداهای بسیار پراحساس ،دل انگیز ، شورانگیز ، لطیف وروح بخش موسیقی است که در تاریخ موسیقی ایرانی جاودانه خواهد ماند. روحش شاد و یادش همواره گرامی .

  • باسر
    ارسال شده در خرداد ۱۷, ۱۳۹۱ در ۱:۱۳ ق.ظ

    بیایید به یادشان تار وسه تار بنوازیم واین میراث گرانمایه ملی را حفظ کنیم

  • جویا
    ارسال شده در شهریور ۸, ۱۳۹۱ در ۲:۱۳ ق.ظ

    هر وقت فیلم کنسرت های حسام الدین سراج را می بینم با دیدن استاد فریوسفی با ان چهره مهربان و……………گریه اگر امان دهد
    اما هنوز زنده است در صدای تارها

  • سعيد يعقوبيان
    ارسال شده در تیر ۱۵, ۱۳۹۲ در ۸:۴۳ ق.ظ

    چهار سال از روزی که خبر رفتن زودهنگامش را شنیدیم گذشت.آن روز اولین چیزی که با شنیدن خبر به ذهنم امد صدای تارش بود و همیشه همین هم خواهد بود. اسم شهریار فریوسفی طعم شیرین سونوریته ای را به ذهن میاره که ناب بود و خواهد بود. افسوس که رفت و آن صدای آبی خاموش شد. صدایی که همیشه از بین صدها صدای دیگه جلوه گر بود و طنازی می کرد. می شد به راحتی از صداهای دیگه تشخیصش داد. گوشها را تیز کرد و آرام زمزمه کرد: صدای تار فریوسفیه!
    دیالوگی هست در فیلم سوته دلان که سعید نیکپور می گه:
    تو عالم آوازخوانها یکی شان می شه قمر. بقیه ،‌ای! می خونن…
    حداقل در مورد نوازنده های تار ارکستر بدون هیچ تردیدی می شه همینو گفت: شهریار یگانه بود. بقیه ، ای! می زنن…
    رسیدن به آن صدای زلال کار صعبیه. نمی دانم عمر ما قد خواهد داد که ظهور پدیده ای چون او را دوباره تجربه کنیم یا همیشه شنیدن صدای تار شهریار برایمان دریغناک خواهد بود؟!
    یادش گرامی
    یادش گرامی

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (V)

موسیقی ایران موسیقی بی‌نهایت وسیعی است. به خاطر اینکه موسیقی ایران یک سیستم دوگانه «دوآل‌سیستم» (Dual System) دارد که از قرن‌های متوالی به ما رسیده است. بخشی از این سیستم که قدیمی‌تر است سیستم «مقام» است که از قرن هشتم میلادی تا قرن نوزدهم میلادی در ایران رواج داشته است. و به خاطر شرایطی تاریخی که من از آن آگاه نیستم، به علت اینکه موزیکولوگ نیستم، سیستم جدیدتری به اسم «دستگاه» در ایران رشد می‌کند ولیکن مقام از بین نمی‌رود و در موسیقی نواحی ایران هنوز با سیستم مقام سروکار داریم و هنوز مقام به زندگی خودش ادامه می‌دهد. درنتیجه با دو سیستم در موسیقی ایران مواجه هستیم. به همین خاطر وسعت این سیستم دوگانه بی‌نهایت زیاد است. نمی‌خواهم به مسائل تکنیکی بروم اما مثل اقیانوسی است که می‌شود از هر کجایش آب برداشت. هر نوع موسیقی‌ای که بخواهیم می‌شود از این سیستم درست کرد.

فرهنگ اسلامی و پیدایش موسیقی چند صدائی در اروپا (I)

در ضمن بررسی منابعی برای تهیه مقاله ای درباره نقد تاریخنگاری موسیقی ایرانی به این مقاله جالب بر خوردم که برای روشنگری تاریخی درباره مبادلات فرهنگی و موسیقایی شرق و غرب لازم و مفید است؛ و با مقاله های «نقد تاریخنگاری موسیقی ایرانی» و جستارِ پیوست «درباره عقب ماندگی و پیشرفت» ارتباط دارد.

از روزهای گذشته…

مرور آلبوم «پوئم سمفونی تختی»

مرور آلبوم «پوئم سمفونی تختی»

هیچ چیز، دقیقا هیچ چیز، نمی‌تواند اثری را که خودش بر پای خویش نمی‌ایستد استوار کند. نه نام رهبر ارکستر نام‌آور، علی رهبری (احتمالا شناخته‌شده‌ترین رهبر ایرانی)، نه اجرای خوش‌آهنگ و حرفه‌ای «ارکستر فیلارمونیک پراگ»، نه خوش‌صدایی خواننده‌ی مشهور، محمد معتمدی، نه شعر حماسی یادآور پهلوانان شاهنامه، و نه حتا بار عاطفی نام و سرنوشت تراژیک کسی که در ذهن مخاطب ایرانی یکی از اسطوره‌های معاصر است (غلامرضا تختی)، هیچکدام کمکی به «پوئم سمفونی تختی» نمی‌کند.
باکت هد

باکت هد

موسیقی این گیتاریست همانقدر شگفت و تازه است که کاراکتر وی… در این نوشته بیشتر سعی بر این است که به جای بیوگرافی و شرح احوال به خصوصیات مهم و جالب توجه موسیقی این گیتاریست معروف پرداخته شود لذا فقط مختصری جهت آشنایی نوشته می شود. باکت هد (Buckethead) در سال ۱۹۶۹ در امریکا متولد شد و در ۱۷ سالگی شروع به نواختن گیتار نمود و در ابتدا به صورت خود آموز و بعدا با استفاده از نوازندگانی چون شاون لین و پل گیلبرت به یادگیری ادامه داد و تقریبا همزمان با شروع کار هنری از یک ماسک بر روی صورت و پاکت های زباله ی معروف کنتاکی به جای کلاه بر سر استفاده میکند و این ظاهر به علاوه ی حرکات روبوتیک، رقص های ترنس و بریک و بعضا اجرای نمایش های رزمی بر روی استیج از وی شخصیتی کاریزماتیک ساخته است.
بحیرایی: از ایده های جدید استقبال میکنم

بحیرایی: از ایده های جدید استقبال میکنم

همونطور که اشاره کردید تا حال سه آلبوم در بازار موسیقی عرضه شده اند که من هم در شکل گیری آنها نقش داشتم. در واقع دو آلبوم با صدای بنده به نامهای خوان هشتم که یک آلبوم صوتی است، به آهنگسازی آقای وحید طارمی و بر روی شعری از مهدی اخوان ثالث و آلبوم تصویری شهان آسمانی که از دوشب کنسرت با گروه شاهو به آهنگسازی آقای حامد صغیری منتشر شده است و آلبوم دیگر که به نام سرخانه بر اساس طرحی از آقای فاطمی است بنده یک تراک آن آلبوم را که به آهنگسازی آقای پیام جهانمانی است را اجرا کردم.
سعید تقدسی: دو سال و نیم با ارکستر سمفونیک تهران کار کردم

سعید تقدسی: دو سال و نیم با ارکستر سمفونیک تهران کار کردم

من از سن ۱۲ سالگی وارد هنرستان شدم و تا دوره دیپلم متوسطه بود آنجا ادامه تحصیل دادم؛ در این مدت معلمایی که داشتم به ترتیب اسم می‌برم آقای خیرخواه بود بعد آقای منشی زاده شدند، بعد یک آقای آلمانی به اسم آقای کاییزار (Kaiser) اسم کوچیکش خاطرم نیست و دو معلم آمریکایی داشتیم که تمام این معلم ها در سمفونیک کار می‌کردند، خانم سوزان ایلور (Susan Ayler) می بود که شوهرش هم کلاینت می‌زد، یک خانمی بود به اسم سوئینتلا (Merlin Swindler)بعد از این خانم یک آقایی به نام یوهان ریستا (Johann Rista) بود. بعد از ایشان آخرین معلمی که داشتم آقای مهدی جامعی بودند که یک سال آخر را باهاش کار کردم.
گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (I)

گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (I)

در رابطه با نوشته های من در کتاب «موسیقی ایرانی» شناسی، در مورد عامیانه گویی در گفتمان موسیقی ایرانی، یکی از دوستان برآشفته که «یکی به ایشان بگوید استفاده از اصطلاح “عامیانه” نقد نیست توهین است.» البته من از وجود چنین حساسیتی اطلاع نداشتم و از سوی دیگر به گمان من این یک سوء تفاهم است. بحث نمی تواند در این باره باشد که «عامیانه» نقد است یا توهین. سوال این است که عامیانه گویی هست یا نیست. اگر هست، گزارشش نه نقد است و نه توهین. اگر هست باید شناسایی و از یک گفتمان علمی زدوده شود. من در مقدمه کتابم، خودم را از «عامیانه گویی» مثتثنی نکرده ام: «ما (همه کسانی که در باره موسیقی ایرانی قلم می زنند) در فضای عامیانه گفتمان موسیقی، تلمذ و تفکر کرده ایم.»
نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (II)

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (II)

جوامع اروپایی در اواخر قرن ۱۹ و شروع قرن ۲۰، تحت تأثیر صنعت و دانش جدید، دچار دگرگونی های بنیادی در بسیاری از ابعاد زندگی اقتصادی و اجتماعی خود شده بودند. جنگ اول جهانی حکومت های چند صد ساله سلطنتی و سنتی (امپراطوری های اطریش، آلمان عثمانی و روسیه تزاری) را که با چنین دگرگونی هایی مناسبت نداشتند از میان برداشت. در اروپای غربی، برعکس ایران، پارلمانتاریسم و دموکراسی استقرار یافت و به جای حکومت های خودکامه نشست، چرا که زمینه این تغییرات از مدت ها قبل – بعد از انقلاب فرانسه- ایجاد شده بود.
داستان دیدار بتهوون و لیست

داستان دیدار بتهوون و لیست

هر چند بتهوون در اواخر عمر خود قدرت شنوایی خود را تقریبا” بطور کامل از دست داده بود اما می گویند پس از آنکه در سیزدهم آوریل سال ۱۸۲۳ فرانتس لیست (Franz Liszt) کنسرت بسیار جذابی با پیانو اجرا کرد، بتهوون ۵۳ ساله که در آن زمان در محل کنسرت حضور داشت بر پیشانی این نوجوان ۱۲ ساله بوسه ای می زند و از نوازندگی فوق العاده او تشکر می کند.
مصاحبه با دیوید گیلمور ، قسمت آخر

مصاحبه با دیوید گیلمور ، قسمت آخر

سئوال : الان در باره کارهای اولیه ات مانند Atom Heart Motherو Ummagumma چه نظری داری؟
جواب : به نظرم هردو وحشتناک هستند. حالا اجرای زنده Ummagumma بد نبود اما متاسفانه ضبط خوبی ندارد.
ملوترون

ملوترون

Sampler دستگاهی است الکترونیکی که می تواند صداهای مختلف را ضبط کرده، ذخیره کند و سپس با توجه به نیاز آهنگساز آنها را در رنجهای مختلف فرکانسی پخش نماید. ملوترون سازی بود که در اوایل دهه ۶۰ ساخته شد و پایه گذار دستگاههای دیجیتال پیشرفته امروزی است که ما آنها را بنام Sampler می شناسیم.
بیش از نیم قرن با موسیقی تجویدی

بیش از نیم قرن با موسیقی تجویدی

بامداد روز گذشته، زمانی که همراهان و دوستداران زنده یاد منصور یاحقی (از اولین تکنوازان سنتور رادیو) در حال خاک سپاری این هنرمند بودند، خبر درگذشت استاد یگانه موسیقی ایران، علی تجویدی پخش شد که باعث غم و حسرت بیشتر برای اهل موسیقی شد. این دهمین هنرمند موسیقی است که در این سال رخت از جهان میبندد و حداقل در طول ۱۰۰ سال اخیر چنین اتفاقی (مرگ ۱۰ موسیقیدان در یک سال) سابقه نداشته است.