شهریار فریوسفی، صدای آشنای تار!

شهریار فریوسفی
شهریار فریوسفی
ساعاتی پیش با تماس یکی از دوستان موسیقیدانم، خبر درگذشت یکی از مشهورترین و خوش نام ترین نوازندگان تار و سه تار ایران را شنیدم… به طور اتفاقی دیروز این هنرمند را در خیابان دیدم و برایم قابل تصور نبود که فردای آن روز باید یادنامه ای برای درگذشتش بنویسم. ملاقات هایم با او به چند گفتگو بر میگردد در مرکز موسیقی صدا و سیما، درباره اجراها، سازهای مورد استفاده اش، نوع اجراهایش که باعث شده، بیشتر آهنگسازان از او برای نواختن قطعاتشان استفاده کنند.

شهریار فریوسفی به دلیل توانایی بالا در تکنیک نوازندگی، دشیفر بی نظیر و اخلاق بسیار نیکو، یکی از بهترین انتخابها برای آهنگسازان و نوازندگان بود. بارها از هنرمندان مختلف درباره همراهی های او در کنسرت و ضبط شنیده ام که چقدر بی حاشیه بودن و فروتنی او را ستایش میکردند.

شهریار فریوسفی، یکی از برجسته ترین دوره دیدگان هنرستان ملی بود، سونوریته و تنوع سبک او در نوازندگی، تنه به استادش هوشنگ ظریف میزد. از خصوصیات های مهم نوازندگی و تدریس هوشنگ ظریف، شناخت و اجرای سبک های شاخص تار نوازی است. هوشنگ ظریف و بسیاری از شاگردان او از جمله شهریار فر یوسفی، توانایی اجرای قطعات مختلف تار به همان اکولی را دارند که آهنگساز در آن فضا آهنگسازی کرده است. مثلا شهریار فریوسفی یا هوشنگ ظریف سبکهایی که بسیار دور از هم به نظر می آید همچون، شیوه نوازندگی علینقی وزیری و جلیل شهناز را به خوبی اجرا کرده اند. این خصوصیت فریوسفی، یکی دیگر از دلایل علاقه هنرمندان به همکاری با او بود.

به عقیده نگارنده،‌،‌ نوازندگی تار در واقع بعد از دعوت حسین دهلوی، از هوشنگ ظریف بود که به این استاندارد رسید و ما در این عصر شاهد نوازندگانی بودیم که هنوز یکه تاز همنوازی و تکنوازی در کنسرت و استودیو ها هستند. البته نباید فراموش کرد که دهلوی از استادان دیگری همچون علی اکبر خان شهنازی نیز در بخش تدریس تار هنرستان استفاده میکرد که ناگفته پیدا است که تاثیر این اسطوره تار نوازی در هنرستان ملی یکی از بزرگترین شانس های هنرجویان بوده است.

شهریار فریوسفی نیز همچون بسیاری از هنرجویان هنرستان، از مکتب علی اکبر خان شهنازی استفاده کرد ولی این تعلیمات هوشنگ ظریف بود که نوازنده را از پایه روی خط سیری قانونمند و اصولی قرار میداد.

تقریبا محال است که نوازنده ای با دیدن تنها مکتب هنرمندی مثل استاد شهنازی بتواند به توانایی کسی مانند شهریار فر یوسفی برسد، زیرا غیر از اینکه اصولا شیوه تدریس این هنرمندان به صورت گوشی و غیر نتی بود، تدریس تار هم به صورت سنتی بود و حرکت در سیستمی علمی و مطابق اصول استاندارد آموزش موسیقی نبود، غیر از همه این موارد، استادان قدیم اکثرا فقط به سبک شخصی خود با هنرجویان کار می کردند و اینگونه نبوده که مثلا استادی مانند شهنازی، نواختن به سبک جلیل شهناز یا بیگجه خانی را هم تدریس کند (که البته این دو نوازنده بسیار مورد تایید و علاقه علی اکبرخان شهنازی بوده اند)

با توجه به موارد گفته شده و نگاهی به فعالیت های هنری هنرآموختگان هنرستان ملی، واضح است که فریوسفی یکی از شاخص ترین دوره دیده های هنرستان و سیستم فکری آن بوده است.

امروز اگر وارد یک فروشگاه آثار موسیقی شوید شاید ۷۰ تا ۸۰ درصد تار و سه تار نوازی های این آثار متعلق به فریوسفی باشد که البته این موضوع کمی هم باعث گلایه بعضی از اهالی موسیقی بوده که چرا فریوسفی در بعضی از آثاری که همطراز سطح هنری او نبوده اند نواخته است، دلیل این اتفاق حتما کارمند صدا و سیما بودن و البته فروتنی بیش از حد او بوده است.

فراوان بودن آثار ضبط شده از شهریار فریوسفی، نباید این گمان را بوجود آورد که آثار او بدون توجه به توانایی های تکنیکی، فقط از نظر کمی قابل اهمیت است، چراکه فریوسفی در دهه ۶۰ که آثار بی نظیر موسیقی جمعی ایران تولید شده، فعالیت بسیار زیادی داشته است. سونوریته و تکنیک درخشان فریوسفی، زیبنده آثار گرانمایه هنرمندانی چون، مرتضی حنانه، همایون رحیمیان، کامبیز روشن روان، محمد شمس، کاظم داوودیان و … بوده است که بدون شک با تداوم فرهنگ موسیقی ایران زمین، تداوم حیات خواند داشت.

audio file بشنوید “پیش درآمد اصفهان مرتضی نی داوود” را با تنظیم مرتضی حنانه و تار نوازی شهریار فریوسفی

فراموش نمیکنم که در اولین دیدارم با ایشان، یاد آور شدم “هنوز با صدای تاری که از شما در همنوازی پیانو محمد شمس (در فیلم “خانه آقای حق دوست” به آهنگسازی محمد شمس) شنیده ام، کیفیت تارها را می سنجم!”

تولید سونوریته خوب از ساز (مخصوصا سازهای تار و سه تار) رابطه مستقیم با شیوه نوازندگی، اکول دو دست، شکل مضراب و هماهنگی آن با ساز مورد استفاده دارد. متاسفانه نوازندگان نسل کنونی به خاطر بهره نبردن از شیوه های منطقی در آموزش این سازها، گاهی شناختی از این مقوله ندارند و اینجاست که نیاز به مدون کردن اکول نوازندگی احساس میشود. اشکالی که در نوازندگان دوره های قبلی که اکثرا شاگردان هوشنگ ظریف بوده اند دیده نمیشود. هنرمندانی که مخصوصا در استودیو با فریوسفی همکاری داشته اند، تایید میکنند که توانایی او در دشیفر تقریبا بی نظیر بوده است، حتی به شوخی گاهی میگفتند، “قطعه را از مدت اثر هم سریعتر مینوازد!” از این توانایی فریوسفی حتی میان نوازندگان ارکستر سمفونیک هم یاد میشود.

در مراسم ختم استادم منصور سینکی، شهریار فریوسفی را دیدم که از شدت تاثر قادر به ایستادن نبود، مرگ زود هنگام دوست و خویشش منصور، آنقدر نا به هنگام و جانکاه بود که توان راست کردن قدش را نداشت. امروز درگذشت او دو سال بعد از فوت منصور سینکی، غم بی حد و حصری را برای خانواده تار نوازی ایران و مخصوصا پدر این خانواده که همانا هوشنگ ظریف است بوجود آورده است.

شهریار فریوسفی و همسر هنرمندش، دو فرزند هنرمند نیز دارند که هر دو با وجود جوانی در میان نوازندگان موسیقی کلاسیک، شناخته شده هستند، پدرام و پانیذ فریوسفی، دو ویولونیست با ذوق که خوشبختانه از نظر هنر و اخلاق، شباهت های زیادی به پدر دارند.

هر چند عمر شهریار فریوسفی پنج دهه بود ولی بدون شک سونوریته و ادیت درخشان شهریار فریوسفی، همواره یاد او را با آثار بی شمار ضبط شده او زنده نگه خواهد داشت.
آنرا که زندگیش، به عشق است، مرگ نیست
هرگز گمان نبر که مر او را فنا بود
سنائی

21 دیدگاه

  • ماریا
    ارسال شده در تیر ۱۶, ۱۳۸۸ در ۱۰:۱۱ ق.ظ

    جا داره که از اینجا و این تریبون درگذشت پدر بزرگوار خانم و اقای فریوسفی از نوابغ ویالن ایران رو بهشون تسلیت عرض کنم و از خداوند منان طلب صبر برای خانواده محرومشان خواستار باشم خدایش بیامرزد

  • ...
    ارسال شده در تیر ۱۶, ۱۳۸۸ در ۳:۱۹ ب.ظ

    رفتی و رفتن تو آتش نهاد بر دل
    خدا روح بزرگ اون مرد رو غریق رحمت کنه .

  • hamidreza afarideh
    ارسال شده در تیر ۱۷, ۱۳۸۸ در ۱:۳۱ ق.ظ

    واقعا واقعا نمیتونم تصور کنم من هم آقای پور قناد ایشون رو روز ۱۳ تیر در دانشگاهمون روز امتحان ساز دیدم سر حال سر حال اصلا نمیتونم باور کنم اصلا

  • حسین
    ارسال شده در تیر ۱۷, ۱۳۸۸ در ۱۱:۰۸ ق.ظ

    استاد و همسایه بزرگوار اینجانب که چون او نوازندگان شاید نباشند
    مردی بود برای تمام نسل ها
    فروتن و نجیب
    رفتن او برایم باور نکردنی است
    روحش شاد
    امیدوارم از من به عنوان شاگرد و همسایه راضی باشد

  • ارسال شده در تیر ۱۷, ۱۳۸۸ در ۱۲:۰۳ ب.ظ

    جناب پور قناد از مطلب شیوای شماتشکر می کنم.

  • Hooman Khalatbari
    ارسال شده در تیر ۱۸, ۱۳۸۸ در ۴:۱۴ ب.ظ

    baa salaam.
    besiaar az xabare Fote ishun naarahat va parishaan shodam. badi ye duri az Vatan ham hamine ke hic kaari o hic tasalli nemituni be dustaan o aashnaayaan bedi… ruhesh shaad o sedaa ye zibaa ye saazesh hamishe jaavedaan baad.tasliat man ro ham bepazirid.

  • سحر
    ارسال شده در تیر ۲۰, ۱۳۸۸ در ۱۲:۴۳ ب.ظ

    من هم در گذشت پدر استاد گرامی ام آقای فریوسفی رو بهشون تسلیت عرض می کنم

  • آرش فیاضی
    ارسال شده در تیر ۲۲, ۱۳۸۸ در ۱۲:۰۹ ق.ظ

    نزدیک سه سال پیش از طرف انجمن دانشجویان دانشگاه منچستر از گروه نغمه به سرپرستی استاد فریوسفی برای اجرای کنسرتی دعوت کردیم که استاد ناهید هم همراهشون بودند. مردی بسیار صبور و خوش برخورد، صدای سازشون هم که تعریف نمیخواد.. یادش در دل ماست

  • ارسال شده در تیر ۲۲, ۱۳۸۸ در ۷:۳۳ ق.ظ

    هر وقت صدای تار زیبایی از تلویزیون یا رادیو می شنیدم که نظرم را جلب می کرد پس از آنکه نام نوازنده را پیگیر می شدم به نام استاد فریوسفی می رسیدم…
    بسیار از این واقعه متاثر و متاسف شدم…
    من هم به همه ی هنرمندان و خانوادشون تسلیت میگم…

  • محسن
    ارسال شده در تیر ۲۲, ۱۳۸۸ در ۱:۲۱ ب.ظ

    امیدوارم روح پاک استاد در پناه اهورامزدا به ارامش ابدی برسد یادش گرامی راهش پر ره رو

  • ناشناس
    ارسال شده در تیر ۲۵, ۱۳۸۸ در ۹:۴۱ ب.ظ

    یادش گرامی

  • ناشناس
    ارسال شده در تیر ۲۵, ۱۳۸۸ در ۹:۴۳ ب.ظ

    درگذشت پدر استاد گرامی آقای فریوسفی رابه همه ی هنرمندان و خانوادشون تسلیت میگم

  • روشنك رفاني
    ارسال شده در تیر ۲۶, ۱۳۸۸ در ۱:۱۶ ب.ظ

    سلام! نمی‌دونم چی باید بگم و مراتب تأثرم رو چگونه بیان کنم. فقط اینو می‌تونم بگم، روزی که پیام تسلیت آموزشگاه پارس خطاب به استادان این آموزشگاه ،پدرام و پانیذ فریوسفی را دیدم واقعاً جا خوردم و از ته دل ناراحت شدم!! من هم به عنوان یکی از هنرجویان این آموزشگاه به این دو استاد عزیز تسلیت عرض می کنم و آرزوی صبر و شکیبایی دارم. یادشون گرامی باد!

  • حسین نوروزی
    ارسال شده در مرداد ۱, ۱۳۸۸ در ۸:۱۵ ب.ظ

    حدودا ۲ سال پیش،فیلم مراسم تجلیل از استاد ظریف رو میدیدم که در ابتدای کار اجرای تار و دف بود.انقدر صدای تار برام دلنشین بود که شروع کردم به پرس وجو از دوستان،اخرش به اسم استاد فریوسفی رسیدم،با شنیدن خبر رفتنش دلم گرفت…

  • محمد
    ارسال شده در مرداد ۱۹, ۱۳۸۸ در ۹:۵۷ ب.ظ

    سلام
    من هم بسیار متاثر هستم از اینکه این هنرمندان شاخص از دنیا میرن. به خانوادشون تسلیت میگم ما رو هم در غم خودشون شریک بدونن . خداوند بیامرزد.

  • نوید
    ارسال شده در مرداد ۲۱, ۱۳۸۸ در ۶:۲۰ ب.ظ

    روحش شاد و خدایش بیامزاد

  • دوستدارش از فلارد لردگان
    ارسال شده در مهر ۶, ۱۳۸۸ در ۷:۲۲ ب.ظ

    حتی تصورش برایم ممکن نیست.فاتحه حضرت عشق نثار روح عاشقش.

  • مهدي
    ارسال شده در آذر ۱۹, ۱۳۸۸ در ۸:۵۳ ق.ظ

    خبر درگشت استاد فقید شهریار فریوسفی بسیار مرا منقلب و متأثر کرد ، بنده سالهاست که از شنوندگان پر و پاقرص موسیقی سنتی هستم و با افتخار و بدون اغراق می گویم صدای ساز استاد فریوسفی یکی از صداهای بسیار پراحساس ،دل انگیز ، شورانگیز ، لطیف وروح بخش موسیقی است که در تاریخ موسیقی ایرانی جاودانه خواهد ماند. روحش شاد و یادش همواره گرامی .

  • باسر
    ارسال شده در خرداد ۱۷, ۱۳۹۱ در ۱:۱۳ ق.ظ

    بیایید به یادشان تار وسه تار بنوازیم واین میراث گرانمایه ملی را حفظ کنیم

  • جویا
    ارسال شده در شهریور ۸, ۱۳۹۱ در ۲:۱۳ ق.ظ

    هر وقت فیلم کنسرت های حسام الدین سراج را می بینم با دیدن استاد فریوسفی با ان چهره مهربان و……………گریه اگر امان دهد
    اما هنوز زنده است در صدای تارها

  • سعيد يعقوبيان
    ارسال شده در تیر ۱۵, ۱۳۹۲ در ۸:۴۳ ق.ظ

    چهار سال از روزی که خبر رفتن زودهنگامش را شنیدیم گذشت.آن روز اولین چیزی که با شنیدن خبر به ذهنم امد صدای تارش بود و همیشه همین هم خواهد بود. اسم شهریار فریوسفی طعم شیرین سونوریته ای را به ذهن میاره که ناب بود و خواهد بود. افسوس که رفت و آن صدای آبی خاموش شد. صدایی که همیشه از بین صدها صدای دیگه جلوه گر بود و طنازی می کرد. می شد به راحتی از صداهای دیگه تشخیصش داد. گوشها را تیز کرد و آرام زمزمه کرد: صدای تار فریوسفیه!
    دیالوگی هست در فیلم سوته دلان که سعید نیکپور می گه:
    تو عالم آوازخوانها یکی شان می شه قمر. بقیه ،‌ای! می خونن…
    حداقل در مورد نوازنده های تار ارکستر بدون هیچ تردیدی می شه همینو گفت: شهریار یگانه بود. بقیه ، ای! می زنن…
    رسیدن به آن صدای زلال کار صعبیه. نمی دانم عمر ما قد خواهد داد که ظهور پدیده ای چون او را دوباره تجربه کنیم یا همیشه شنیدن صدای تار شهریار برایمان دریغناک خواهد بود؟!
    یادش گرامی
    یادش گرامی

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

حنانه: پدرم هارمونی زوج را به هیچ کس تدریس نکرده است

به تازگی شایعه ای منتشر شده است که رساله «هارمونی زوج» مرتضی حنانه در انتظار انتشار است. از طرفی افرادی نیز خود را صاحب صلاحیت در آنالیز و حتی تدریس هارمونی زوج معرفی می کنند. این مسائل باعث شد تا از زبان فرزند مرتضی حنانه، امیرعلی حنانه، موضوع را بررسی کنیم:

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (III)

عصر جدیدی است که خود محصول رنسانس و روشنگری در اروپا است؛ همراه با شکست نیروهای ارتجاعی در جنگ اول جهانی، فرهیختگان و هنرمندان اروپایی به خصوص دربرلین، پاریس و وین، با امیدواری و خوشبینی به آینده ای چشم دوخته بودند که ملت های رها شده از سلطه حکومت های خود کامه با استفاده از دانش و صنعت پیشرفته یک «نظام جدید جهانی»، شکل یافته از ایده های دموکراسی و سوسیالیزم، به وجود آورند. انگیزه و موضوع فعالیت های هنری یکسره دگرگون شده بود. برنامه «جهان نو» و «انسان نو» در دستور کار هنرمندان قرار داشت. درگیری و رویاروئی هنرمندان با ضابطه ها و معیارهای جدید آنها را در پی شیوه های جدید بیان به جستجو وا داشته بود. در تمام رشته های هنری به یک باره مکتب های مختلف و متنوع هنری، با برداشت های جدید و«مدرن» به وجود آمدند. برنامه «هنر مدرن»، پا به پای ایدئولوژی های جدید، آزاد کردن هنر از قیدهای تاریخی، سنتی، بومی، دینی و طبقاتی و قابل استفاده کردن آن برای عموم مردم دنیا یا همگانی کردن آن بدون تفکیک های نژادی، قومی و دینی و طبقاتی بود. به عبارت دیگر دو ویژگی مهم هنر مدرن، یکی «جهانی بودن» هنر در سطح جهان و دیگری «همگانی بودن» آن در عمق جامعه بود. سومین ویژگی هنر را می توان «پیراسته بودن» نامید. در ادبیات آلمانی، شروع ادبیات مدرن به مکتب ناتورالیسم موسوم شد. یعنی تعریف و توصیف هرچیز به خصوص انسان آن طور که «هست».

از روزهای گذشته…

تکمیل الحان منسوب به باربد (II)

تکمیل الحان منسوب به باربد (II)

آنهائی که خواسته‌اند نام سی لحن موسیقی را از منظومهء سابق الذکر استخراج کنند، از گزینش‌ تعدادی نامها چون نسبت به عدد سی اسامی استخراج شده کسر آمده است، برای جبران کمبود مذکور برخی کلمات را به عنوان الحان مورد نظر تصور کرده و به خیال خود سی نام به عنوان سی لحن باربد ردیف‌ کرده‌اند.
هایدن و مراسمی برای سالگردش (III)

هایدن و مراسمی برای سالگردش (III)

در سال ۱۷۹۰ پرنس نیکولاس از دنیا رفت و جانشین او پرنسی کاملا به دور از ذوق موسیقی بود که تمام موسیقیدانان از جمله هایدن را از قصر اخراج نمود! در این زمان هایدن دعوت جوهان پیر سالمون (Johann Peter Salomon) مدیر کنسرت آلمانی، مبنی بر دیدار از انگلستان و رهبری سمفونی های جدید خود به همراه ارکستری بزرگ را پذیرفت.
از کافه تا رودکی (I)

از کافه تا رودکی (I)

موسیقی سفره خانه ای موضوع مهجوری است که تا کنون کمتر پژوهشگری نگاهش را به آن معطوف کرده است. در نوشتار پیش رو علل شکل گیری اجراهای شبانه ی موسوم به موسیقی سفره خانه ای، دلایل حضور خوانندگان و نوازندگان مطرح موسیقی کلاسیک، ردیف-دستگاهی و مردمی ایران در سفره خانه ها، اقتصاد موسیقی سفره خانه ای، نقش و نگاه سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به این نوع از موسیقی که بدون حمایت های آنها بصورت کاملا منظم به حیات خود ادامه می دهد، مورد بررسی قرار گرفته است.
پادکست (I)

پادکست (I)

یک هنرمند در قالب ارائه هنرش شناخته میشود و هرچه ارتباط وی با دنیای روز بیشتر باشد میتواند آثار و ایده های به روزتری را یافته و اثر هنری با ارزشتری را خلق نماید و از طرفی با ارائه هرچه بهتره آن کار، فعالیت خود را بیشتر و بیشتر توسعه بخشد و مانا سازد؛ در حقیقت ارتباطات موضوعی است که ما همه روزه سعی در بالا بردن کیفیت آن داریم و میل داریم آنرا قوی تر، راحتتر، جذاب و در عین حال ارزان تر دریافت کنیم.
میرهادی: نسل جدید آماده تر هستند

میرهادی: نسل جدید آماده تر هستند

ارکستر زهی باربد به رهبری کیوان میرهادی و سرپرستی محمد هادی مجیدی در سومین دوره جشنواره بین المللی موسیقی معاصر تهران در تاریخ سوم اردیبهشت ماه ۹۷ ساعت ۱۸ در تالار رودکی به روی صحنه رفت. در این اجرا یک قطعه از کیوان میرهادی برای با نام کنسرتو تنبور اجرا شد. امروز گفتگوی ما را با کیوان میرهادی درباره این کنسرت می خوانید:
حضور خلوت انس است و دوستان جمع اند (III)

حضور خلوت انس است و دوستان جمع اند (III)

تنها در این شرایط است که هنرمند با انبانی پُر از اثر و معنویت حضور ظاهر می‌شود. پس از هر خلوت حضوری خلاقی در تنهایی، باید که از طریق دروازه‌ای وارد جهان ارتباطات و تبادلات شد تا هم اثر به گوش دیگران رسد و هم هنرمند بتواند خود را از دام تکراری مرگ‌آفرین رهایی بخشد.
نکاتی درباره امپراتوری جاذبه (I)

نکاتی درباره امپراتوری جاذبه (I)

در شماره ۲۸ فصلنامه ماهور نقد تقریبا مفصلی از آقای سیاوش بیضایی در باره کتاب «روش نوین مبانی اجرای موسیقی» آمده است. با توجه به اینکه در شناسنامه فصلنامه چنین آمده «مقاله هایی که در ماهور چاپ می شود بیانگر دیدگاه های نویسندگان آنها است» (ماهور/۱)و «مرز بین انتقاد خوب اما صریح، قوی و حتی کوبنده را با انتقاد مغرضانه جهت حذف و بی­اعتبار کردن حریف بشناسیم. از اولی نهراسیم و از دومی بپرهیزیم. جنبه های پذیرفتنی اولی را بپذیریم و جنبه های نپذیرفتنی آن را با همان صراحت قوت و کوبندگی پاسخ گوییم» (موسوی ۱۳۸۴، ۲۰۹). اینجانب به عنوان شخصی جدای از منتقد و مؤلف کتاب مورد بحث، نکاتی را که درباره دیدگاه های منتقد محترم به نظرم می رسد مطرح می نمایم.
فواصل زمانی (II)

فواصل زمانی (II)

از فواصل تبدیلی می توان به عنوان ابزاری درتغییرات متریک موسیقی ٬ مثلا تبدیل اوزان ساده و ترکیبی به یکدیگر استفاده نمود:
گروه کمل (I)

گروه کمل (I)

گروه کمل (Camel)، از جمله گروههای بسیار خوب موسیقی راک پیشرو یا progressive rock بریتانیاست که علی رغم هواداران و پیروان فراوان نتوانست به شهرت و محبوبیت هم دوره های خود از جمله آلن پارسونز پراجکت (the Alan Parsons Project) دست یابد. گروه کمل در طی دوران فعالیت خود دچار تغییرات متعددی شدند اما در تمام این تغییرات، اندرو لاتیمر (Andrew Latimer) همچنان رهبر گروه باقی ماند.
میرهادی: قبلا ما فکر می کردیم سطح گیتار پایین آمده!

میرهادی: قبلا ما فکر می کردیم سطح گیتار پایین آمده!

برندگان ما در خارج از کشور هم مستر کلاس دیده اند و آنها می توانند هنرمندانی بین المللی هم باشند و دیده شوند. بنابراین مگتان به عنوان یک مسابقه حرفه ای و مشکل و قدیمی در ایران این مسئله را دارد که رده سنی ندارد، بله، اگر کودک مثلا ۲۰ نفر باشد ما بخشی جداگانه برای آنها در نظر می گیریم ولی ما در رودکی کودک دیدیم – شاید ۹ ساله! – که به او گفتم دختر جان کی با شماست؟ گفت معلم ام نیامده و پدرم هم در ماشین است خودم آمدم بالا… البته ایشان آمد زد و برد! گیتارش را گرفت رفت خانه و هیچکس هم با او نیامد و چه شخصیت قوی ای داشت، خیلی هم تحسین شد.