- گفتگوی هارمونیک Harmony Talk - http://www.harmonytalk.com -

آقایان ارکستر ملی متعلق به شما نیست

ارگان های دولتی غالباً عادت کرده اند که چهره های هنری را به گونه ای خاص به کار گیرند، به کار گرفتنی که بیشتر در چهارچوب سیاست های فرتوت خودشان است، چرا که تصور می کنند در حوزه ی هنر هم، پول، نمودار قدرت و نفوذ است، حال آن که پول در برابر هنر خود فاقد معناست.البته این سیاست دولت های غیر دمکراتیک است که پیوسته می کوشند همه چیز را از تملک بشر خارج کرده و خود را مالک واقعی و دائمی آن کنند. برخی از مسؤولین در این نوع از حکومت ها نیز بر این باورند که می توانند چهره های هنری و حتا دانش، آگاهی و اعتبار آن ها را توقیف کنند.

آیا واقعاً چنین است؟ و انسان قرن بیست و یکم هم دیگر مالک و صاحب اختیار خود نیست؟ آیا گنجینه، میراث و همه ی آن خلاقیت ها و اعتبار های به دست آمده یک باره توسط دولت بلعیده خواهد شد؟

قطعاً این گونه دولت ها فراموش کرده اند که آفرینش و خلاقیت مستقل نه تنها در زیر لوای هیچ دولتی قرار نخواهد گرفت، بلکه مزیتش این خواهد بود که با خود بیداری بیاورد. به هر حال کنار آمدن یا نیامدن با این مسائل و نحوه ی برخورد با فرهنگ مایه ی دل نگرانی همه ی ماست.

در نیمه ی دوم دهه ی هفتاد شمسی گروهی به نام ارکستر ملی فعالیت خود را آغاز کرد که در صدر آن آهنگ ساز و موسیقی دانی قرار گرفته بود که نامش اعتباری ست برای موسیقی ایران. فرهاد فخرالدینی بی تردید از سرآمدان موسیقی ایران است؛ سابقه، آثار و دانشش سبب شد که ارکستر ملی اعتباری بی حد به دست آورد.

دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد باید بداند آن صدایی که از درون این ارکستر بیرون آمده است، نتیجه ی سال ها تلاش و ثمره ی تمام شعور فرهنگی و موسیقایی ای است که از رهبر و به نوعی تک تک نوازندگان آن تراوش کرده. آن مرکز تصور می کند با هزینه ی اندکی که گه گاه به مدد نامه نگاری های فراوان به مجریان ارکستر داده است، توانسته روح و انرژی تک تک افراد این ارکستر را از آن خود کند و حالا یک طرفه تصمیم گرفته که ارکستر را منحل یا واگذار کند. آن ها یادشان رفته که غالباً از ارکستر ها نه صرفاً برای یک رفتار یا رخداد فرهنگی بلکه به گونه ای استفاده کرده اند که یا پز فرهنگی برایشان به ارمغان آورده و یا به مناسبتی نا بجا مانند تنقلات مصرف شده است؛ یک روند ابزاری که صرفاً در مجموعه های غیر فرهنگی به وجود می آید.

دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد باید بداند که نه تنها صاحب ارکستر ملی نیست، بلکه حتا به عنوان یک حامی مالی نتوانسته رفتاری دمکرات را در این رابطه به انجام برساند. ارکستر ملی قطعاً با نام فرهاد فخرالدینی اعتبار یافته و اعتبار فخرالدینی است که به این ارکستر وجاهت تاریخی داده است. صدای ارکستر ملی صدای او و تمامی نوازندگان و روح ارکستر ملی نیز روح آنان است. فعالیت این ارکستر بدون حضور آقای فخرالدینی یک سرقت هنری و فرهنگی است و واگذاری آن که بیشتر شبیه یک بازی ست، اجحافی ست که با پس زمینه ی قلدری طرح شده است.

موضوعاتی اینچنین همیشه مالامال از تندی و عتاب و خشم و قهراند؛ اما ما باید بگوییم و بدانیم با همه ی وهنی که برایمان خواهد داشت نباید بگذاریم وفایمان مستور بماند و زیر حجاب گم شود. باید به این آقایان مدیر و مدیر کُلان گفت که گرچه از خِرَد دورید اما خوب است بدانید که سال ها قبل علینقی وزیری هنرمند گرانقدر که مایه افتخار سرزمین ماست نیز دستش را در جیب هیچ دولتمردی فرو نکرد و برای همین تمامی دولتمردان هماورد کوچکی شدند در برابر بزرگی چون او.

قطعاٌ این روش قرن ها می باید ادامه پیدا کند تا نا توانانی چون شما به کوچکی خود پی ببرند. تخریب حقیر ترین و پیش پا افتاده ترین رفتاری است که آدم های کوچک در برابر حرکت های ماندگار بشری انجام می دهند. ارکستر ملی منحل هم که شود، از حافظه ها پاک نخواهد شد و اگر کارنامه ای برای این ارکستر باقی بماند، که قطعاً چنین است، با نام فرهاد فخرالدینی است که اعتبار خواهد داشت.

خبرگزاری مهر