بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (II)

پرویز مشکاتیان
پرویز مشکاتیان
ضربی: این قطعات در موسیقی قدیم ایران اکثرا دوضربی یا سه ضربی بودند و معمولا به همراه ساز تنبک اجرا می شدند. ضربی هم به مانند چهارمضراب در اکثر ردیف های سازی موسیقی دستگاهی ایران به چشم می خورد و در اکثر مواقع به عنوان اثری مستقل در میان گوشه ها یا تکنوازی ها اجرا می شده است. شاید بارزترین قطعۀ تحت این عنوان، قطعۀ ضربی اصول از ردیف میرزا عبدالله به روایت نورعلی خان برومند باشد که قطعه ای است کاملا مستقل که از توالی نغمات متعدد در دستگاه شور تشکیل شده است.


قسمتی از ضربی اصول (ردیف میرزا عبدالله به روایت نور علی خان برومند)


audio file بشنوید ضربی اصول اجرای نورعلی خان برومند

در موسیقی معاصر ایران ضربی ها بسیار متنوع و متفاوت اجرا می شوند، استفاده از میزان های لنگ مانند پنج ضربی، هفت ضربی یا استفاده از دور های منظم یا نامنظم از ویژگی های بارز ضربی های امروزی هستند.

چند مضراب: در معدود آثاری از قطعات ساخته شدۀ پرویز مشکاتیان شاهد عنوان چند مضراب هستیم، مانند چند مضراب حجاز، چند مضراب بیداد و چند مضراب پنجگاه. در نگاه اولیه تفاوت چندانی از لحاظ ساختار بین چند مضراب و چهارمضراب دیده نمی شود. شاید تنوع بیشتر نغمات و جملات و استفاده از ضرباهنگ های متفاوت و متنوع، تفاوت اندک این دو قالب ساختاری باشد. شاید هم این قالب برداشتی نو و متفاوت و امروزی تر از الگوی ساختاری چهارمضراب باشد. به هر روی تفاوت چندانی میان این دو قالب ساختاری موسیقی ایرانی دیده نمی شود و این عنوان بیشتر در آثار زنده یاد پرویز مشکاتیان مشاهده شده است و شاید در آینده آهنگسازان جوان به ساخت قطعاتی تحت این عنوان بپردازند.

مضراب پرانی: این اصطلاح برگرفته از تکنوازان دورۀ گلهای رنگارنگ و شاخۀ گل است. موسیقی اجرایی این دوره مبتنی بر بداهه نوازی به همراه بداهه خوانی بوده و در قطعات ضربی نوازندگان یکی پس از دیگری نقش آفرینی می کردند و تنبک به عنوان ساز همراه و رابط در این قطعات ضربی عمل می کرده است. در جواب آوازها به خصوص پس از پایان تحریر های گوشه های اوج نوازندۀ تکنواز به خصوص نوازندگان ویولون آن زمان به اجرای قطعات تند و سریعی می پرداختند که به آن قطعات کوتاه آرشه پرانی می گفتند. اصطلاح مضراب پرانی از همان ساختار الهام گرفته شده و اینگونه قطعات معمولا بسیار کوتاه و با سرعت بالا می باشند و بیشتر برای ایجاد تنوع و حالت متفاوت در میان گوشه های آوازی به خصوص گوشه های اوج نواخته می شوند.

تصنیف و ترانه: به قطعه ای گفته می شود که معمولا به صورت ضربی بوده و به همراه کلام توسط خواننده با همراهی گروه یا نوازندۀ تکنواز با همراهی تنبک اجرا می شود. تفاوت عمدۀ تصنیف و ترانه در این است که تصنیف بر روی شعر آماده توسط آهنگساز ساخته می شود و ترانه قطعه ای است که ابتدا اهنگساز آن را ساخته و سپس ترانه سرا بر اساس آن شعری را می سراید. در موسیقی دورۀ گلها بسیاری از ترانه ها به صورت همزمان و با همکاری و معاشرت آهنگساز و ترانه سرا انجام می شده است. در برخی موارد هم ترانه سرا پس از ساخته شدن آهنگ به سرودن متن ترانه می پردازد.

رنگ: به نوعی قطعۀ ضربی اطلاق می شود که در وزن دو ضربی ترکیبی یا اصطلاحا ۸/۶ ساخته می شود. رنگ در هر دستگاه و آوازی بر اساس الحان و نغمات و گوشه های مشهور همان دستگاه یا آواز ساخته می شود، معمولا رنگ فاقد پایه به مانند چهارمضراب بوده و ویژگی های مخصوص به خود را دارد و به خاطر وزن و ضرباهنگ مخصوص خود بسیار شاد، مهیج و نشاط آور است. جایگاه رنگ معمولا پس از تصنیف و در انتهای اجرای یک برنامۀ دستگاهی یا آوازی است. در دهه های گذشته ترکیب تصنیف و رنگ بیشتر استفاده می شد ولی در آثار ساخته شدۀ معاصر از این قالب اجرایی موسیقی ایرانی کمتر استفاده شده است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

همه حق اظهارنظر دارند

با این جمله لابد بارها برخورد کرده‌ایم. وقتی از آن استفاده می‌کنیم که کسی به نظر کس دیگری اعتراض کرده باشد. مثلاً وقتی‌که کسی بگوید «این چه مطلب بیراهی است که فلانی نوشته». جمله‌ی لیبرال‌منشانه‌ای است که این روزها طرفدارهایش از گذشته هم خیلی خیلی بیشتر شده و به‌سختی ممکن است بتوانیم با آن مخالفت کنیم.

مروری بر آلبوم «سایه وار»

مسعود شعاری از آن دسته نوازندگان برجسته‌ای است که بخشی از همِّ حرفه‌ای خود را معطوف سبک‌شناسی و اجرای مجدد آثار دیگر استادان بزرگ موسیقی ایرانی برای سه‌تار کرده است. نتیجه‌ی این کندوکاوِ او را پیش‌تر از یک سو در قالب سمینارها و اجراهای زنده‌ی آشنایی با شیوه‌ی نوازندگان قدیم (این که تا چه اندازه موفقیت‌آمیز بوده جایگاهی دیگر می‌خواهد) و از سوی دیگر دست‌کم یک آلبوم با عنوان «کاروان صبا» با تمرکز بر انتقال به سه‌تار و اجرای آثار صبا دیده‌ایم. آلبوم تازه‌ی «سایه‌وار» تداوم همین راه است و از آن رو که اجرای تفسیرمند و هنرمندانه‌ی آثار کارگان کلاسیک موسیقی ایرانی در برهه‌ی حاضر اهمیت فراوان دارد، شایسته‌ی توجه.

از روزهای گذشته…

کارنگی هال

کارنگی هال

یکی از مهمترین عواملی که باعث پیشرفت موسیقی در یک جامعه میشود، اهمیت و بنا نهادن مکانهایی است که در آن هر هنرمندی بدون محدودیت بتواند هنر خویش را ابراز نماید، اینبار به سراغ بنای مشهور کارنگی هال میرویم. یکی از مشهورترین ساختمان های جهان که مخصوص به اجرای موسیقی میباشد و اجرا در آن مورد توجه تمامی موزیسین ها میباشد، تالار بزرگ موسیقی کارنگی (Carnegie Hall) میباشد.
نقش زنان در موسیقی ایرانی (II)

نقش زنان در موسیقی ایرانی (II)

تا اینکه رسید به نظام ضبط های استودیویی که هنرمندان را چهره می کردند یک نام که تلفظ آن ساده باشد و خیلی سریع و با سرعت در جامعه در میان مردم جا بیفتد، این رسم تا زمان انقلاب اسلامی پا بر جا بود و پس از انقلاب اسلامی هنرمندان از نام حقیقی خود استفاده کردند و فقط نام کوچک در برخی خوانندگان تغییر کرد.
دیبازر: دوست ندارم حوزه ها را از هم تفکیک کنم

دیبازر: دوست ندارم حوزه ها را از هم تفکیک کنم

به هرحال حتما یک تفکر پشت آن وجود دارد، نمی دانم، باید از خود آن فرد پرسید ولی من شاگردهایم را خیلی دوست دارم و این تجربه آموزش را از اول راهنمایی و هنرستان تا آخر فوق لیسانس در تمام مقاطع تحصیلی موجود رسمی کشور را علاوه بر شاگردهای خصوصی داشتم. شاید بخشی از مساله به این برمی گردد به اینکه من شاگردهایم را جدی می گیرم و بسیاری اوقات آنها هم من را جدی می گیرند و بین همدیگر یک گفتمان پیش می آید که هدفش گذران به صورت روزمرگی کلاسهای آموزش موسیقی نیست. بدانید به هر حال وارد دنیای هنر شدن و دارای اندیشه هنری شدن چالشهای فکری را در پی دارد. این قضیه شاید به این نکته اشاره می کند.
مصاحبه با ایگور ایستراخ (II)

مصاحبه با ایگور ایستراخ (II)

بله خیلی، بیش تر از هر دانش آموز دیگری، به آنها خیلی مؤدبانه آموزش می داد، شوخی می کرد و سعی می کرد به آنها توهین نکند اما من پسرش بودم و این مسئله زیاد اهمیت نداشت!

ئونارد کوهن و باب دیلان ، شعر و ترانه – ۲

به واقع دیدگاه دیلان به طرز اساسی دیدگاهی رستاخیزی است و در ترانه هایش بارها و بارها تکرار میکند که جهان شرور به زودی نابود خواهد شد و از میان برداشته میشود، شاید آن زمان “که کشتی نجات بییاید”!
رولاندو ویلازون (II)

رولاندو ویلازون (II)

علاوه بر کنسرتهای مشهور این سولیست بزرگ آواز، رولاندو ویلازون به عنوان رهبر ارکستر بر روی سن در بسیاری از کشورها برنامه داشته است، اجراهای مهمی در تالار باربیکن لندن، تاتر الیسس در پاریس و بسیاری سالنهای دیگر. در کنسرتهایش در نیو یورک، میامی، ونکوور، توکیو، تولس، مونته کارلو، مسکو، خیابان پترزبورگ، پراگ، زوریخ، روم، آتن، استانبول، مونته کارلو و کوپنهاگن. در سال ۲۰۰۷ رولاندو نقش آلمانی خود را در دیچترلیبه (Dichterliebe) به خوبی به نمایش گذاشت، او این برنامه را به همراه دانیل بارنبویم (Daniel Barenboim) ایفا کرد، موفقیت وی در خانه اپرای برلین، سالهای بعد نیز تکرار شد.
شیوه ای نوین در نوازندگی گیتار کلاسیک (III)

شیوه ای نوین در نوازندگی گیتار کلاسیک (III)

زمانی که مشغول به تنظیم قطعه «Playing Love» اثر «انیو موریکونه» (۱) بودم؛ متوجه کاستی های این تکنیک شدم. اگر ما آکوردی در پوزیسیون چهاردهم (XIV) گیتار می گرفتیم و برای کامل شدن هارمونی، نیاز به اجرای هارمونیک نتی، بر روی باره ی هفتم (VII) یا پنجم (V)گیتار پیدا می کردیم؛ امکان لمس سیم برای اجرای این نت هارمونیک وجود نداشت و البته «تکنیک Lip» هم برای گرفتن نت بود نه لمس و ایجاد صدای هارمونیک.
روش سوزوکی (قسمت بیستم)

روش سوزوکی (قسمت بیستم)

ناهمواری ها و ضعف و ناتوانی در کودکان عادی و معمولی تبدیل به عادت می‌شود و جزو خصلت و شخصیتشان می شود و در نهایت طبیعت و کاراکتر شان را تشکیل می دهد، به همین منوال هم می‌ماند. ولی با یک برنامه‌ریزی ده ساله تربیتی پرورشی می توان کودکانی عالی و برجسته به جامعه سپرد اگر کسی طالب و خواستار این روش باشد، من یقین دارم که بعد از ده سال هر کسی می تواند استعداد خود را به شکوه و جلا رساند و به فرهنگی والا دست یابد.
سعید یعقوبیان

سعید یعقوبیان

متولد ۱۳۵۸ تبریز کارشناس ارشد علوم اقتصادی و برنامه‌ریزی از دانشگاه علامه طباطبایی ۱۳۸۶ نوازنده‌ی تار و سه‌تار، منتقد و پژوهشگر موسیقی [email protected]
روش سوزوکی (قسمت چهل و یکم)

روش سوزوکی (قسمت چهل و یکم)

با اینکه از جانب موزیسین‌های هموطن خودم که با پیشگوئی‌هایشان مرا دلسرد می‌کردند و می‌گفتند کلینگر شاگرد خصوصی نمی‌پذیرد و من هم بسیار ناامید و دلسرده شده بودم، چهارشنبه بعد از آن جوابی از کلینگر گرفتم: «نزد من بیایید!»؛ باید بگویم که من سالها همین رفتار را با کوجی تویودا (Koji Toyoda) که نوزده ساله بود کرده بودم. چون با انگیزه و خواست خود و حرکت خود آرزومند این بود که شاگرد من بشود و من او را پذیرفتم. من باید در کوچه و خیابانهای غریب برلین می‌گشتم تا خانه کلینگر را پیدا کنم… او از من خواست برایش کنسرتو رود (Rode) را اجرا کنم، در حالی که من بخش‌هایی را اشتباه می زدم و پاساژها را تکرار می‌کردم با ناامیدی می‌اندیشیدم که این فرصت از دست رفت و همه چیز تباه شد اما در کمال ناباوری شنیدم که او گفت: چه موقع می‌توانید دوباره بیائید؟