پابلو پیکاسو

پابلو پیکاسو ، چهره خود نقاش
پابلو پیکاسو ، چهره خود نقاش
پیکاسو تنها یک نقاش حرفه ای نبود او کسی بود که از تکنیک های مختلف برای خلق آثار هنری استفاده میکرد. تکنیک هایی که تا آن روزگار هیچکس جرات استفاده از آنها را نداشت.

او در مجسمه سازی، قلم زنی، حکاکی روی چوب، معماری و … تبحر داشت و همواره بدنبال چیزهای نو می گشت، سعی میکرد آنها را تجربه کند و احساسات خود را با آنها بیان کند، احتمالا” به همین خاطر هم بود که تنها به نقاشی کفایت نکرد و بدنبال سایر رشته های هنری رفت.

شاید ندانید که صحنه های بسیاری از باله ها و اپراهای آهنگسازان بزرگ معاصر خود را طراحی میکرد و میساخت. مانند باله پوچینلا از دوست نزدیکش ایگور استراوینسکی!

پیکاسو در سال ۱۸۸۱ بدنیا آمد و سالهای اولیه زندگی خود را در پاریس گذراند. در دوران جنگ جهانی اول به رم رفت و با یک بالرین روس ازدواج کرد.

در سال ۱۹۲۷ با یک دختر ۱۷ ساله آشنا شد و مدتی را با او زندگی کرد. در سال ۱۹۳۶ با یک خانم دیگر بنام Dora Maar که عکاس بود آشنا شد و …

در سال ۱۹۴۳ با یک خانم دیگری که نقاش بود آشنا شد و … در نهایت از سال ۱۹۵۱ تا ۱۹۷۳ که فوت کرد با خانمی بنام Jacqueline Roque زندگی میکرد.

ظاهرا” پیکاسو علاقه خاصی به زنها داشت و غیر از اینکه در زندگی غرق آنها بود تا مدت ها نقاشی های وی مشخصآ تنها راجع به زنها بود.

دو دوره اول هنری وی در طبقه بندی ها بنامهای Blue & Rose میباشد. در دوران آبی سبک کاری وی اغلب شامل سایه های آبی کشیده شده از اجسامی بود که تنها به نیمی از آنها به تصویر کشیده می شد.

در دوران رز از آبی به سمت صورتی تمایل پیدا کرد و نقاشی های وی به دنیای واقعی نزدیکتر شدند.

او سپس به سبک کوبیسم روی آورد که در آن اشیا را توسط اشکال ساده هندسی به تصویر کشاند.

پیکاسو از پایه گذاران سبک synthetic cubism بود که در آن اشیاء از زوایای مختلف در یک شکل بصورت همزمان کشیده میشوند.

گفتگوی هارمونیک

«جایزه بین‏ المللی پیانوی باربد» در شیراز

نخستین دوره جایزه بین المللی پیانوی باربد، ٢٢ تا ٢۴ دیماه ١٣٩۵، توسط انجمن شیراز فیلارمونیا، با حمایت گالری و کارخانه پیانوی باربد و همکاری مؤسسه فرهنگی هنری شهرآفتاب و اساتید کنسرواتوار شهر پاریس (Conservatoire de la ville de Paris) در شیراز برگزار می شود.

موسیقی و معنا (XII)

معانی موسیقایی در موسیقی غیرغربی، از دیدگاه روان‌شناختی بررسی نشده‌اند، هرچند این مسئله با توجه به میزان اندک مطالعات موسیقی‌شناختی در فرهنگ غیرغربی، در مقایسه با فرهنگ غربی، چندان تعجب‌آور نیست. مسئله‌ی معنای موسیقی تنها زمانی می‌تواند به کمک علوم شناختی به درستی مطرح می‌شود ‌که معانی مشروح در متون پرشمار قوم‌موسیقی‌شناسی، مرکز تحقیقات روان‌شناختی قرار گیرند.

از روزهای گذشته…

برندا فاسی، مدونای سیاهپوست نشینان آفریقای جنوبی

برندا فاسی، مدونای سیاهپوست نشینان آفریقای جنوبی

برندا فاسی، «مدونای سیاهپوست نشینان» یا «ملکه بی چون و چرای خواننده ها»، در سال ۱۹۶۴ در یکی از مناطق سیاهپوست نشین دوره آپارتاید در نزدیکی کیپ تاون به دنیا آمد. مادرش یک نقاش آماتور بود و نام او را از نام برندا لی (Brenda Lee) ستاره موسیقی پاپ-کانتری آمریکا برگرفت. او در چهارسالگی گروه وکال کوچکی به نام تاینی تاتز (Tiny Tots) راه انداخت. او در محله خود مشهور شد و وقتی که کلویی لبونا (Koloi Lebona)، تهیه کننده برجسته آفریقای جنوبی، در سال ۱۹۷۹ به آن محل سر زد، موزیسین های محلی از صدای او بسیار تعریف کردند و لبونا را به خانه مادر فاسی بردند.
“رازهای” استرادیواری (I)

“رازهای” استرادیواری (I)

مقاله ای که در حال حاضر شاهد آن هستیم مقدمه ای است از ترجمه کتاب با ارزش و گرانبها اثر SIMONE .F. SACCONI که توسط انتشارات ERIC BLOT به چاپ رسیده و توسط ANDREW DIPPER و CRISTINA RIVAROLI به زبان انگلیسی ترجمه شده است.
دیمیتری شوستاگویچ (IV)

دیمیتری شوستاگویچ (IV)

تاثیر شوستاکویچ بر آهنگسازان غیر روس پس از خود کم بود، اگرچه آلفرد شنیتکه (Alfred Schnittke) از مکتب التقاطی و تضاد بین حرکت و سکون شوستاکویچ اقتباس کرده و همچنین موسیقی آندره پروین (André Previn) ارتباط واضح آثار او را با سبک ارکستری شوستاکویچ نمایان می کند. تاثیر او همچنین بر روی آهنگسازان اسکاندیناوی دیده می شود همانند؛ کالفی آهو (Kalevi Aho)، لارس-اریک لارسون (Lars-Erik Larsson). بسیاری از معاصران روس او و هنرجویانش در کنسرواتور لنینگراد، بسیار زیاد تحت تاثیرسبکش بودند همچون؛ جرمن اکنف (German Okunev)، بوریش تیچنکو (Boris Tishchenko) که سمفونی پنجم سال ۱۹۷۸ خود را به شوستاکویچ تقدیم کرده؛ همچنین سرجی اسلونیمسکی (Sergei Slonimsky) و دیگر آهنگسازان.
ارسلان کامکار: نوازنده معمولی بودن را دوست ندارم

ارسلان کامکار: نوازنده معمولی بودن را دوست ندارم

اگر بخواهم یک نوازنده معمولی باشم، زیاد بر مذاق من خوشایند نیست! من دوست دارم اگر می خواهم یک ساز را بزنم و یا اینکه یک اثری را بنویسم، بسیار خوب از آب درآید. در همین کنسرت اخیرمان که من سولوی عود نسبتا مشکلی را زدم، ولی خودم زیاد از نوازندگی‌ام در آن کنسرت راضی نبودم و زمانی که از کارم راضی نباشم، رغبتی برای ادامه دادنش هم ندارم.
مشکل آهنگسازان فیلم در دهه ۷۰

مشکل آهنگسازان فیلم در دهه ۷۰

بین سالهای ۱۹۷۱ تا ۱۹۷۲ تقریبا” می توان گفت که هیچ موسیقی ای برای فیلم یا تصاویر متحرک ساخته نشد. دلیل آن اعتصاب اتحادیه آهنگسازان و آواز نویسان آمریکا بود.
رضا ضیائی

رضا ضیائی

متولد ۱۳۵۴ Maestro liutaio (master violinmaker) Approved by professional master violinmaker in Italy-Cremona Making: violin-viola-cello-bass Classic & baroque instruments Copy of original instruments Repair and restoration of fine instruments Workshop for violinmaking (training) نماینده اختصاصی “Cremona books & violins” از ایتالیا نمایندگی فروش و عرضه کلیه محصولات اورجینال از کمپانی آلمان GEWA music (CERTIFICATE OF…
ادامهٔ مطلب »
کنسرت سبز گروه ضربانگ در اسپانیا

کنسرت سبز گروه ضربانگ در اسپانیا

گروه موسیقی ضربانگ کنسرت ویژه ای را شب گذشته در شهر مادرید پایتخت اسپانیا به عنوان “همبستگی با مردم ایران” اجرا کرد. این کنسرت در مرکز فرهنگی “بوینا وسینا” وابسته به شهرداری مادرید و با حضور شمار زیادی علاقمند به فرهنگ و هنر ایرانی برگزار شد. کانون فرهنگی پرسپولیس، فعالترین مرکز فرهنگی ایران در اسپانیا، برگزار کننده این برنامه بود. علاوه بر ایرانیان و اسپانیاییها، تعدادی از مردم کشورهای مختلف به تماشای این کنسرت ویژه آمده بودند.
نقد تئوری «دودانگی» در مقام شناسی موسیقی ایرانی (IV)

نقد تئوری «دودانگی» در مقام شناسی موسیقی ایرانی (IV)

در ردیف دوره عالی شهنازی (در شور لا) هم به شور بم اشاره می شود و هم به صدای «می» که اشاره به پرده های سلمک یا دشتی است:
یهودی منوهین

یهودی منوهین

۲۲ آوریل ۱۹۱۶ در نیوجرسی آمریکا بدنیا آمد و البته همانند اغلب نابغه ها در یک خانوادهء فقیر، گویی خداوند همه چیز را به همه کس نمی دهد. خانواده او از مهاجران روس بودند، که در زمان کودکی او به کالیفرنیا مهاجرت می کنند.
بررسیِ مقاله‏ «مُدلی جدید برای اتنوموزیکولوژی» (II)

بررسیِ مقاله‏ «مُدلی جدید برای اتنوموزیکولوژی» (II)

در نظر رایس (۱۳۸۴: ۱۳۱)، مدل‏دهی نیازمند پرسش دو سؤال است: «چه کار داریم می‏کنیم؟» و «چه کار باید بکنیم؟». این دو سؤال در ارتباط با دو نوع مدل‏ سازی هستند که «گیرتز» میان آن‏ها تمایز قائل شده ‏است (هاروود ۱۳۸۵: ۱۷۴). نوع اول در ارتباط با سؤالی توصیفی و نوع دوم در پیوند با سؤالی تجویزی است و به ترتیب، این‏طور نشان داده‏ می‏شوند: «مدلِ» و «مدل برای». به عقیده‏ی رایس (۱۳۸۴: ۱۳۱)، مؤثر بودن نوع اول به میزان «گستره‏ی شمول»ِ آن بر کارهای پیشین، و در نوع دوم به «”الزام اخلاقی” که برای کنش آینده فراهم می‏‏آورد» بستگی دارد.