یادی از نوازنده کلیمی، یحیی زرپنجه (I)

يحيي زرپنجه (1310-1270)
يحيي زرپنجه (1310-1270)
یحیی زرپنجه که نام دوم او هارون جزاسند (Haron Jzasnd) بود در تهران و در خانواده ای موسیقی دوست و موسیقی کار، در به سال ۱۲۷۰ شمسی متولد شد. پدرش آقا ربیع نوازنده دایره بود و آوازهای ضربی هم می خواند. برادرش هم به شیوه مرسوم آن دوره -که تار رایج ترین ساز آن زمان بود- به نواختن مشغول بود. خانواده زرپنجه از آن جا که موسیقی را وسیله ارتزاق و امرار معاش خود قرار داده بودند، فرزندان خود را نیز به یادگیری این فن تشویق می نمودند.

یحیی که از دوران کودکی با نوای موسیقی مانوس بود نزد برادرش با مقدمات تار آشنا شد. پس از چند سال کار مقدماتی با تار و نیز آشنایی با تمبک که اصل مهم و پایه آموزش موسیقی در آن دوران بود و برای شاگردان اهمیت بسیار داشت، به محضر استاد زمانه میرزا حسینقلی رسید، سپس به نزد درویش خان رفت و به دلایل همکیشی با مرتضی نی داود که خلیفه درویش خان بود، بعدها به محضر ایشان رسید. بنا بر روایت «مرحوم فرهاد دلشادفر» دستگاه شور را از همه بهتر می نواخت زیرا آن دستگاه را نزد خود درویش خان فرا گرفته بود، اما از آنجا که موسیقی حرفه اصلی او و خانواده اش بود که مُجالِست دائم با موسیقیدانان آن دوره را در پی داشته، انواع و اقسام پنجه ها و شیوه های مختلف در تارنوازی را می شنید.

دوره جوانی او مصادف با دومین دوره صفحات ایرانی بود و قطعا نوای هنرمندان مشهوری چون نی داوود و ابراهیم سرخوش از طریق صفحه به گوش او می رسید.

مرحوم دلشادفر درباره او چنین گفته است:
«زرپنجه از لحاظ تمرین زیاد، معروف و مشهور بود. او به عکس هنرمندان دیگر که برخی به مواد مخدر عادت داشتند، صبح زود از خواب بیدار می شد و به ورزش باستانی مشغول می شد و پس از ورزش تمام روز را با تار مخصوص به خود که سیم های قطور و پوستی ضخیم داشت، تار می زد؛ تاری زُمخت و بدصدا که هیچ کس را به کار با آن رغبت نبود. تمام روز را با این ساز درشت و زمخت به تمرین سخت می گذرانید تا جایی که لطیف ترین حالات، سریعترین ریزها و بهترین صدادهای ممکنه را از آن تار استخراج می کرد از این جهت زرپنجه بی نظیر بود».

فرهاد دلشادفر برای علیرضا میرعلی نقی (در کتاب سال شیدا ص۱۴۳ ) خاطراتی را از وی ذکر می کند:
«روزی یکی از نوازندگان، صدای ساز او را شنید و از صدای خوش آن تار متحیر شد و با اصرار ساز خوش صدای دست خود را با ساز او عوض کرد. ساز جدید را به خانه آورد و از شدت بدی صدایش تعجب کرد. بعدها معلوم شد که قدرت پنجه های یحیی است که چنین صدایی را از چنین سازی بیرون می آورد. بعدها گفته بود او دیگر تار مرا که خوش تر می خواند پس نداد و من هم نگرفتم چرا که دیدم با آن تار چه خوبتر می نواخت.»

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

یادداشتی بر آلبوم «موسیقی نظامی دوره‌ی قاجار»

در حالی‌که از بسیاری از موسیقیدانان نیم قرن قبل نیز، امروزه ضبط‌ها و اطلاعات محدودی در دسترس است، تردیدی نمی‌ماند که شنیدن نواخته‌هایی از موسیقی ایران متعلق به بیش از ۱۱۰ سال پیش، چه اندازه هیجان‌انگیز خواهد بود و به لحاظ بررسی‌های موسیقی‌شناختی تا چه حد می‌تواند اطلاعات مفیدی به دست دهد. لذا انتشار چنین آثاری رخدادی ارزشمند و مسرت‌بخش است. اما وقتی اثری منتشر می‌شود که حاوی موسیقی‌ها و اطلاعات تاریخی با ارزش است، ذکر منبع و مأخذ، اعتبار و ارزش آن را مضاعف می‌کند و سبب می‌شود تا مخاطب نیز با اعتماد و دانش بیشتری سراغ آن برود. از این‌رو شایسته بود که مشخص می‌شد ضبط‌های این آلبوم از چه منبع یا منابعی به دست آمده‌اند، تاکنون کجاها بوده‌اند و چگونه کشف شده‌اند. (۱)

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (IV)

دلیل اینکه این کارها را کرده‌ام این است که من اساساً از سال ۲۰۰۰ از سیستم موسیقی اروپا بریده‌ام. از سال ۲۰۰۰ به‌غیراز چند تک قطعه پراکنده که در سیستم موسیقی اروپایی است دیگر از سیستم موسیقی اروپا استفاده نمی‌کنم. و تماماً از سیستم موسیقی ایران در نوشتن قطعات استفاده می‌کنم. اولین کارهایی که در نوشتن آنها از موسیقی ایرانی استفاده کردم همین مجموعه کارهای خوشنویسی بود که اولین سری این مجموعه را برای سازهای زهی نوشتم. چراکه ربع پرده‌ها را به‌خوبی می‌توانند بزنند. بعدها برای سازهای بادی هم شروع به نوشتن کردم. به‌طور مثال «خوشنویسی شماره ۷» برای سه فلوت هست. بعدتر یک نسخه آن را برای فلوت و الکترونیک نوشتم که فلوت ۲ و ۳ را در استودیو ضبط کردیم و فلوت شماره یک زنده اجرا می‌شود و از طریق بلندگوها صدای فلوت ۲ و ۳ پخش می‌گردد. این قطعه در تهران از طریق خانم «فیروزه نوایی» سال گذشته در فستیوال «موسیقی معاصر ایران» اجرا شد. اسم این قطعه هست «کیسمت» یا همان «قسمت».

از روزهای گذشته…

دو خبر از دنیای موسیقی

در خبرها داشتیم که تام جونز در سال نو میلادی از ملکه الیزابت لقب اشرافی شوالیه دریافت خواهد کرد و همچنین بر اساس نظرسنجی رادیوی ویرجین ترانه Imagine از جان لنون محبوبترین ترانه در انگلستان است.
امین غفاری: تمرین های ما هیجان انگیز است!

امین غفاری: تمرین های ما هیجان انگیز است!

راجع به مساله تفاوت تمرین در اینجا و اینکه شما فرمودید که با توجه به اینکه جاهای دیگر می توان درآمد بیشتری درآورد، چه چیزی باعث شده است که تمرینات در اینجا برقرار باشد، یکی از مسائلی که خیلی جالب است و فکر می کنم همه هم بدانند و حتی از نوازنده ها هم سوال شود شاید همین را جواب دهند. یک تفاوت بسیار خوب که در اینجا وجود دارد این است که در اکثر ارکستر ها، نوازنده به دنبال رسیدن به این است که چه زمانی کنسرت است؛ یعنی یک دد لاینی برای آنها مشخص می شود و دنبال رسیدن به آن تاریخ کنسرت اند و در نتیجه نوعی هیجان برای آنها ایجاد می شود ولی در این ارکستر هر تمرین، حس هیجان را به همراه خودش دارد و لذتی که آن فرد ممکن است در اکثر ارکستر ها و جاهایی که شما به خاطر درآمد یا هر چیزی که می گویید شرکت می کنند، فقط به خاطر کنسرت آن باشد ولی اینجا کسی به تاریخ کنسرت فکر نمی کند بلکه همه به خاطر خود تمرین در آن حاضر می شوند و نمی گویند که چه زمانی کنسرت داریم و آن زمان در تمرین حاضر شویم بلکه نکته ها و تفسیرها یی که رهبر کنسرت –آقای گوران- دارند، باعث هیجان و لذت در تمام جلسات تمرین می شود.
دیزی گیلیسپی و جز مدرن (III)

دیزی گیلیسپی و جز مدرن (III)

جاز آفریقایی-کوبایی بر اساس ریتمهای کوبایی است. دیزی گیلیسپی در سال ۱۹۴۷ توسط ماریو بائوزا (Mario Bauza) به چانو پوزو (Chano Pozo) ترومپت نواز جاز آمریکای لاتین معرفی شد. پوزو درامر کانگای گروه گیلیسپی شد. گیلیسپی همچنین به همراه بائوزا در کلوپهای جاز خیابان ۵۲ نیویورک و چندین کلوپ رقص در تئاتر آپولو و پالادئوم نوازندگی کرد. آنان در گروه چیک وب و کب کالاووی نواختند جایی که گیلیسپی و بائوزا دوستان همیشگی شدند.
موسیقی تنهائی (II)

موسیقی تنهائی (II)

در بیشتر موارد اجرای سوال و جواب های جملات موسیقایی بین بخش های مختلف ارکستر تنها چیزی است که اجرای ارکستر ایرانی را از اجراهای تکنوازی متمایز می کند. قواعد نا نوشته ی هامونی و ارکستراسیون موسیقی ایرانی برای ارکسترهای بزرگ همچون ارکستر سنفونیک نیز که توسط آهنگسازان مختلف به کار گرفته شده است به هیچ عنوان نمی تواند پیرو الگو های پلی فونیک ارکسترهای دیگر نقاط جهان باشد چراکه ماهیت این نغمات اجازه ی این دخل و تصرف را از آهنگساز گرفته است.
کلد پلی پایه گذار سبک جدیدی از موسیقی راک (III)

کلد پلی پایه گذار سبک جدیدی از موسیقی راک (III)

آلبوم بعدی X&Y در جون ۲۰۰۵ به بازار آمد؛ نام X&Y اشاره به فراز و نشیب های زندگی روزمره دارد و کاور آن ترکیبی از رنگها و تکه هاست که نشان دهنده ی کد های بودات (کدهای تلگراف) است. X&Y پس از ورود به بازار در صدر آلبوم های برتر بریتانیا قرار گرفت و در لیست ۲۰ آلبوم برتر قرن ۲۱ بریتانیا رتبه ی نهم را کسب کرد. در آمریکا به شماره ی ۱ بیلبورد چارت رسید و دومین آلبوم پرفروش سال ۲۰۰۵ آمریکا شد. فروش این آلبوم تنها در آمریکا ۳ میلیون نسخه و در سراسر جهان بیش از ۱۰ میلیون نسخه بوده است که آن را تبدیل به پر فروش ترین آلبوم سال در سراسر جهان کرد!
ارسلان کامکار: شاید دیگر جسارت کنسرتو زدن پیدا نکنم!

ارسلان کامکار: شاید دیگر جسارت کنسرتو زدن پیدا نکنم!

برای کنسرتو زدن و سولیست بودن باید نوازنده‌ای توانا بود. من بعد از اجرای کنسرتو ویولون بتهوون، پشت دستم را داغ کردم که دیگر کنسرتو نزنم! چرا که در آن اجرا از لحاظ روانی به من فشار زیادی وارد شد.
دیلان‌ به‌ روایت‌ هندریکس‌ – ۱

دیلان‌ به‌ روایت‌ هندریکس‌ – ۱

نگاهی به آهنگ All Along The Watchtower
در سال‌ ۱۹۶۸ جیمی‌ هندریکس‌ آهنگی‌ را از باب‌ دیلان‌ بازنوازی‌ (cover) کرد که‌ به‌ یکی‌ ازمحبوبترین‌ ترانه‌ های‌ تاریخ‌ موسیقی راک‌ تبدیل‌ شد. با این‌ که‌ آهنگ‌ دیلان‌ را هنرمندان‌ دیگری‌ مانند Dave Mason, Jeff Healy, Buddy Miles, U2 و … نیز کاور کرده‌اند، اما این‌ ترانه‌ ازمعدود آثار دیلان‌ است‌ که‌ کمتر به‌ نام‌ خود او شناخته‌ می‌شود.
تکنیک های هارمونی در موسیقی های امپرسیونیسم و رومانتیسم (III)

تکنیک های هارمونی در موسیقی های امپرسیونیسم و رومانتیسم (III)

نت های گذر در ترکیب با نت های کروماتیک تاثیر گذاری و برانگیختگی را در قطعه القا می کنند. در زیر سه قطعه از شوپن، بتهون و شومان آمده است.
زندگی کرد، سختی کشید و …

زندگی کرد، سختی کشید و …

تحلیلگران موسیقی در رابطه با شوبرت می گویند “زندگی کرد، سختی کشید و مرد”. ظاهرآ او آنقدر در زندگی درگیر گرفتاری و رنج بود که طعم خوشبختی را هرگز نچشید و شاید هیچوقت خود متوجه رنج و محنتی که می کشید نبود.
گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

«کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» در هفته‌ی گذشته به میانه‌ی راه خود رسید. چهارمین جلسه‌ی این کارگاه هشت جلسه‌ای، چهارشنبه ۱۸ بهمن ماه، به درس‌های «سه یاریگر نقد موسیقی» و «زبان و واژگان» اختصاص داشت، که ابتدا به پیوند میان «نظریه‌ی موسیقی»، «تجزیه و تحلیل موسیقایی» و «موسیقی‌شناسی» با نقد موسیقی و سپس مسائل مربوط به زبان و واژگان به کار رفته در نقد می‌پرداخت.