آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (III)

هرمز فرهت <br>
(عکاس علی چاشنی گیر)
هرمز فرهت
(عکاس علی چاشنی گیر)
مفادهایی را که تعیین کرده بودید کجا تائید می‌کرد؟ کدام وزارتخانه فرهنگ و …؟
لغتی را که من به کار بردم تعیین بود و نه تائید. تأییدی از سوی مقامات لازم نداشت.

آیا دانشگاه استقلال داشت و تنها دانشکده تصمیم می‌گرفت که چه تدریس شود؟
بله، من کسی بودم که به انتخاب دانشگاه، صلاحیت این را داشتم که مفاد تعیین کنم و دیگر کسی را لازم نداشت که تائید کند. چراکه مرجعی که صلاحیت موسیقی داشته باشد جز من در دانشگاه تهران چیز دیگری نبود که تائید کند. برنامه‌ریزی کردم که در طی چهار سال دروس مشخصی آموزش داده شود.

چه برنامه‌ها و دروسی را اضافه کردید که آن روزها نبود یا تدریس نمی‌شد و یا جزو سرفصل‌های دانشگاهی محسوب نمی‌شد؟ چه به سرفصل‌های آموزشی اضافه کردید؟ چه اساتیدی را به دانشگاه دعوت کردید؟
مطلب این است که من چه کرده‌ام. در رابطه با مقایسه با آنچه از قبل بود که برای من هم خیلی روشن نیست، دراین‌باره حرفی نمی‌خواهم بزنم. من از گذشته خبری ندارم و به گذشته پیش از آن کار ندارم. صحبت از این است که با آمدن به دانشگاه تهران چه‌کار کردم.

شما چه کردید؟
یک برنامه‌ریزی چهارساله برای دروس کردم؛ شامل اصول موسیقی ازنظر تئوری موسیقی غربی، هارمونی، سلفژ، کنترپوان، سازشناسی، ارکستراسیون، کمپوزسیون و دروس تاریخ موسیقی ادوار و دوران مختلف.

در این برنامه چهارساله، دو سال اول برای همه دانشجویان مشترک بود. در دو سال آخر تمرکز روی یکی از سه‌شاخه تحصیل موسیقی ایجاد می‌شد.

یکی از سه‌شاخه مربوط به موسیقی ایرانی بود. یکی دیگر مربوط به آنچه موزیکولوژی یا موسیقی‌شناسی می‌گوییم بود که بیشتر معطوف به تاریخ موسیقی کلاسیک غربی بود و آنالیز آثار عمده‌ای که معرف دوران‌ها و سبک‌های مختلف آهنگسازی بود را شامل می‌شد.

یک شاخه دیگر با تمرکز روی کارآفرینشی یعنی آهنگسازی بود. در شاخه سوم تمرکز روی موسیقی ایرانی بود. در خصوص این شاخه سوم خواست من این بود که سوای آموزش سازها، سازهای ایرانی، البته موضوع آموزش ساز در تمام چهار سال برای همه دانشجویان بود، به‌طور مثال کسانیکه موسیقی غربی کار می‌کردند مثلاً پیانو می‌نواختند ( این ساز برای کسانیکه موسیقی ایرانی کار می‌کنند واقعاً معنای درستی ندارد) و آنهایی که سازشان، ساز ایرانی بود آموزش ساز در چهار سال ادامه داشت و در دو سال آخر برای کسانیکه می‌خواستند تمرکز روی موسیقی ایرانی داشته باشند هدفم این بود که علاوه بر فراگیری سازشان، به موضوع تفاهم صحیح از مبانی اصولی– تاریخی و تئوریک یعنی نظری موسیقی ایرانی بتوانند وارد شوند. در این زمینه متأسفانه امکانات فوق‌العاده ناچیز بود.

مثلاً مرحوم نورعلی خان برومند، ایشان ردیف شناس بود و ساز تار و سه‌تار هم می‌زد ولی کسی نبود که موسیقی ایرانی را آنالیز کند یا اصول تئوریک را مقایسه کند یا مقایسه مقامات ایرانی را با آنچه که قدما فرضا در قرون‌وسطا مانند صفی‌الدین اورموی انجام دهد. چرا که ارموی در قرن سیزدهم میلادی راجع به تئوری موسیقی کتاب نوشته که کتاب خیلی مهمی است. اما کسی نبود که اینها را به دست بیارویم که مثلاً آیا موسیقی امروزی ما متحول شده‌ای از آن موسیقی قرن سیزدهم میلادی است؟ اینها چیزهایی بود که برای من مهم بود. چرا که به نظر من فراگیری ساز یک کار دانشگاهی نیست چونکه از یک معلم خصوصی هم می‌شود ساز آموخت. حتی ردیف را هم نزد یک ردیف‌دان می‌شود آموخت که تنها آن زمان آقای برومند نبودند و خیلی‌های دیگری هم بودند می‌شد رفت و آموخت.

کارهای علمی در حوزه موسیقی کار دانشگاهی محسوب می‌شود. البته اگر در دانشگاه در ادامه فراگیری ساز نیز تکمیل شود چه‌بهتر، اما در رابطه به موضوعی که از دید من معرف کار اصلی دانشگاهی در رابطه با موسیقی ایرانی است، افرادی نداشتیم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (XIII)

قطعا راه های مختلفی برای آموزش دادن به کودکان وجود دارد. آموزش نکات اخلاقی و مهارتهای زندگی یکی از آموزشهای مهمی است که از طرق مختلف می‌توان به کودکان ارائه داد و یکی از راههایی که می‌توانید به کودکان این آموزشها را بدهید، اشعار و ترانه های کودکانه است.

رحمت الله بدیعی: تجویدی چیز دیگری بود

آقای شهرام صفارزاده که در امریکا هستند. ایشان ۵ سال پیش من ویولون کار کرده اند، البته بعدها پیش حبیب الله بدیعی رفتند اما در شرح حالی که خود صفارزاده نوشته بود گفته اند که «من ۵ سال شاگرد رحمت اله بدیعی بوده ام»، اگر ایشان نمی گفتند، شاید من هم یادم نبود! در حقیقت گرفتن ویولون از آرشه، انگشت گذاری و کلاً تکنیک ویولون را پیش من بودند. آقای گرگین زاده شاگرد من بودند، پروین پیشه و…

از روزهای گذشته…

لیلا رمضان در جشنواره «سه گاه»

لیلا رمضان در جشنواره «سه گاه»

لیلا رمضان در جشنواره «سه گاه» پنسیلوانیا با اجرای آثار آهنگسازان ایرانی و ترک شرکت می کند. در این فستیوال که با حمایت دانشگاه کارنگی ملون آمریکا (Carnegie Mellon University) و مرکز موسیقی ایرانیان (CFIM) برگزار می شود غیر از لیلی رمضان هنرمندان دیگری از کشور ایران به اجرای برنامه می پردازند که شامل: داریوش ثقفی (Dariush Saghafi)، جهانگیر محمدی (Jahangir Mohammadi)، خسرو سلطانی (Khosrow Soltani) و کیان سلطانی (Kian Soltani) می شوند.
روش سوزوکی (قسمت پنجاه و ششم)

روش سوزوکی (قسمت پنجاه و ششم)

با تمرین می‌توانی توانایی را نگهداری و بهتر و بهتر حفظ کنی؛ تمرین باعث کسب قابلیت و توانایی و شایستگی می‌شود و با گذشت زمان آن را در ذهن جا می‌دهد. مهارت و فن و صنعت کسب شده در ذهن نقش می‌بندد و بالاخره انسان به آن مهارتی می‌رسد که می‌تواند چیزی را با سرعت در حافظه خود جای بدهد و چیزی را که یک بار یاد گرفته می‌شود آن را دیگر انسان فراموش نمی‌کند، فن و مهارت کسب شده را حافظه ضبط می‌کند. هر کس می‌تواند اگر به اندازه کافی برای آن زحمت بکشد، آنرا کسب کند.
بانگ چاووش (II)

بانگ چاووش (II)

کانون چاووش، پرکار و پر شور به فعالیت مشغول بود؛ هنرمندان جوان این کانون، خودشان، می ساختند، خودشان می نواختند و می خواندند، خودشان ضبط می کردند و همینطور خودشان آثار را توزیع می کردند! ساختمانی که گروه چاووش در آن به فعالیت می پرداخت، ساختمانی قدیمی بود در خیابان حقوقی (۴) که امروز در این ساختمان «مکتب خانه میرزاعبدالله» و انتشارات «ماهور» مشغول به کار است.
آلکسا استیل، فلوتیست زلاند نو

آلکسا استیل، فلوتیست زلاند نو

الکسا استیل (Alexa Still) نوازنده معروف فلوت و زاده نیوزلند است. خانم استیل برای ضبطهای فراوان با برچسبهای بین المللی کلاسیک در دنیای فلوت مشهور است. وی به عنوان “بی نقص در تکنیک و سلیقه، اغوا کننده در ترکیب اصوات” توصیف شده است. در جایی دیگر آمده: “آنقدر با اطمینان خاطر می نوازد که هیچ گاه قادر نخواهید بود او را از موسیقی جدا کنید”. اولین دیدار او از آمریکا برای ادامه تحصیل در دانشگاه نیویورک بود، وی در آنجا موفق به کسب مدارک فوق لیسانس و دکترا شد و در بسیاری از رقابتهای موسیقی مقام اول را کسب نمود.
اراده آهنین پرلمن

اراده آهنین پرلمن

عده ای بر این باور هستند که ویولن زدن کاریست بس دشوار. بسیاری از هنرجویانی که به این ساز روی می آورند پس از مدتی از ادامه باز مانده و دلسرد میشوند و یا به سازی دیگر روی آورده و یا به طور کلی با دنیای موسیقی وداع میکنند. بالاخره سلطان سازها باید هم سخت باشد. درمورد ویولنیست شدن از بتهوون نقل میکنند: “برای ویولنیست شدن روزانه هشت ساعت تمرین تا سی سال لازم است.” در اروپا به ویولن ساز شیطانی نیز گفته اند.
سمفونی شماره ۹ گوستاو مالر

سمفونی شماره ۹ گوستاو مالر

آثار گوستاو مالر آهنگساز برجسته دوره رمانتیک را نمونه هایی کمال یافته در این مکتب میدانند . موسیقی رمانتیک که مهمترین شعار آن بیان احساسات و عواطف انسانی بود با آثار انقلابی بتهون آغاز شد . به دنبال او بزرگانی چون برلیوز شوپن مندلسون برامس و … این مکتب را پی گرفته و ادامه دادند . به علت هدف رمانتیزم در بیان عواطف و افکار بشری آهنگسازان این دوره سعی در آزاد ساختن موسیقی از قید و بندهای دوره کلاسیک از جمله قواعد کم وبیش ثابت نظم های کم استثنا و … کردند و توجه خود را بیشتر معطوف به محتوای موسیقی کردند .
اپرای متروپلیتن (IV)

اپرای متروپلیتن (IV)

تکنولوژی “عنوان متروپلیتن” داری سیستم خاموش روشن شدن، عوض کردن زبان (در حال حاضر به آلمانی و اسپانیایی نیز می باشد)، فیلتری که نور صفحه، حضار پشتی یا کناری را اذیت نکند. به دلیل ارتفاع صحنه نمایش سالن متروپلیتن، گذاشتن متن ترجمه در بالای سن مناسب نبود، در حالی که در بیشتر اپراها از این روش استفاده می شد. استفاده از آن به شدت توسط کارگردان موسیقی جیمز لوین منع شد و سیستم “عنوان متروپلیتن” به عنوان بهترین راه حل نمایش ترجمه، مورد قبول هنرمندان اپرا و حضار بوده.
نگاهی به اپرای مولوی (V)

نگاهی به اپرای مولوی (V)

عطار وارد شده و خطاب به مغولها میگوید: خسروا اول مرا گردن بزن تا نبیند این مذلت چشم من… امیر تومان جلو می آید و با خشم میپرسد :”کیستی تو؟” و عطار همین سئوال را از او میکند. در اینجا بین سئوال اول و سئوال دوم یک تفاوت وجود دارد که بصورت زیرکانه ای حالت گفتاری و منظور هر دو طرف را بیان میکند؛ این دیالوگ در گوشه شوشتری اتفاق می افتد و سئوال اول که سه سیلابی است به ترتیب روی فاصله ششم، پنج و چهارم مینور حالت سئوالی میگیرد و پاسخ عطار که در واقع همان سئوال را با حالتی طعنه آمیز به او بر میگرداند، فاصله های ششم، چهارم و ششم است؛ امیر تومان در جواب از قدرت و درجه مادی اش میگوید و عطار را تهدید میکند و در پاسخ عطار با ملودی دل انگیزی با ضدای میانه می خواند: “عارفان زانند دائم آمنون که گذر کردند از دریای خون” و سپس در اوج میگوید: “حق منزه از تن و من با تنم چون چنین باید بباید کشتنم”… او سر را پایین گرفته و به استقبال مرگ میرود.
مروری بر آلبوم «در ستایش تونالیته»

مروری بر آلبوم «در ستایش تونالیته»

حکمت بردن یک قطعه که برای سازی نوشته شده به ساز دیگر (یا همان انتقال) چیست؟ چرا می‌خواهیم قطعه‌ای را که برای یک ساز مشخص ساخته شده با سازهای دیگر بنوازیم؟ ترانسکریپسیون سوییت‌های باخ برای دیگر سازها، کار بسیار مرسومی است پس بعید است که پاسخ این دو سوال را برای آنها بتوان به «بازیگوشی»، «ماجراجویی موسیقایی» یا صرفا «تصادف» حواله داد.
فضای اجرای موسیقی ایرانی باید صمیمی باشد (I)

فضای اجرای موسیقی ایرانی باید صمیمی باشد (I)

نگار بوبان، فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد پیوستۀ معماری از پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران است و نوازنده و آهنگساز. ساز تخصّصی او عود است و یکی از بهترین نوازندگان عود ایران به شمار می‌رود. خانوم بوبان، در میان مشغله و گیرو‌دارِ اجراهایشان با حسین علیزاده و گروه هم‌آوایان در دی‌ماه، به سؤالات مکتوب ما پاسخ دادند.