دورژاک، آهنگسازی از چک (II)

آنتونین لئوپولد دورژاک (1841-1904)
آنتونین لئوپولد دورژاک (1841-1904)
خانه دورژاک در نیویورک نزدیک به ساختمان پرلمان (Perlman Place) بود و با آنکه رئیس جمهور چک؛ والکالف هاول (Václav Havel) از دولت آمریکا خواست تا از آنجا به عنوان مکانی تاریخی محافظت شود اما دولت آمریکا این خواسته را نپذیرفت و آنجا را برای ساخت مرکز درمانی برای بیماران دارای ایدز تخریب کرد. اگرچه برای گرامی داشت و حفظ نام دورژاک مجسمه وی را در میدانی نزدیک بیمارستان برافراشتند.

آثار سالهای آخر دورژاک، روی آهنگسازی برای اپرا و موسیقی مجلسی متمرکز بود.

در سال ۱۸۹۶ برای آخرین بار به لندن سفر کرد و اولین اجرای اثرش؛ کنسرتوی ویولن سل در مینور B، را آنجا شنید. در سال ۱۸۹۷ دخترش با یکی از هنرجویانش به نام جوزف ساک (Josef Suk) آهنگساز ازدواج کرد. دورژاک از سال ۱۹۰۱ تا دم مرگش ۱۹۰۴ بر اثر حمله قلبی، مدیر کنسرواتوری پراگ بود. شصتمین سالرزو تولدش به عنوان واقعه ای ملی جشن گرفته شد. وی در آرامگاه ویشارد (Vyšehrad) در پراگ به خاک سپرده شد و مجسمه ای نیم تنه از او ساخته مجسمه سازی از چک لادیسلاو سالون (Ladislav Šaloun) در آنجا نهاده شد.

دورژاک آثار نیمه تمام بسیاری از جمله؛ کنسرتوی ویولون سل در ماژور A را بر جای گذاشت.

فرم آثار دورژاک از تنوع قابل ستایشی برخوردار است؛ ۹ سمفونی او اغلب بر اساس مدلهای کلاسیک به خصوص بتهوون نشات یافته، اما اشتراووس بر روی پوئم سمفونی که فرمی جدید محسوب می شود کار کرده است که متاثر از ریچارد واگنر بوده. بسیاری از آثار وی هم در ریتم و هم در ملودیها، موسیقی قومی چک را در خود دارد.

شاید بهترین نمونه ها دو مجموعه “رقصهای اسلوانی” باشد. دورژاک همچنین قطعه هایی برای اپرا نوشته است که مشهورترین آن اپرای “راسالکا” (Rusalka) است. همچنین آثاری برای ارکستر زهی و گروه کوچکی از سازهای بادی، موسیقی مجلسی شامل کوارتتهای زهی و کوئینتت ها، موسیقی برای کر و قطعاتی برای پیانو و ویولن ساخته و تنظیم نموده است.

بسیاری از آثار دورژاک با اعداد شناخته شده اند، اما به دلیل آنکه این شماره گذاری بر اساس ترتیب چاپ آنان می باشد نه بر اساس ساخت آنها، به همین دلیل در طول سالها شماره آنان تغییر کرده؛ برای مثال سمفونی شماره ۵ بعدها سمفونی شماره ۸ شناخته شد!

لیستی از تمام آثار دورژاک بر اساس تاریخ ساخت آنها، توسط ژارمیل بورگاشر (Jarmil Burghauser) در کاتالوگی به همراه بیوگرافی دئورژاک، خلاصه ای از زندگی و آثار او، به نام “آنتونین دورژاک” در سال ۱۹۶۰ در پراگ به چاپ رسید. در زمان زندگی دورژاک تنها ۵ سمفونی او به طور وسیعی شناخته شد. سمفونی شماره شش خود را به هانس ریشتر تقدیم کرد.

بعد از مرگ دورژاک، ۴ اثر چاپ نشده وی کشف شد که اولی به دست خود او گم شده بود. سمفونی شماره ۱ در مینور C زمانی نوشته شد که دورژاک ۲۴ ساله بود، بعدها آنرا “زنگهای زلونیک” خواند، این اثر؛ بی تجربگی در عین حال نبوغ فوق العاده او را با قابلیتی جذاب نمایان می کند و شباهت زیادی به سمفونی شماره ۵ بتهوون دارد، همانند حرکت ها که از کلیدهای یکسان عبور می کنند؛ با اینحال از لحاظ هارمونی و استفاده از سازها دورژاک در ابتدا سبک شوبرت را دنبال می کند.

audio file بشنوید قسمتی از سرناد زهی را ساخته دورژاک

سمفونی شماره ۲ در B ماژور همچنان ردی از سبک بتهوون را در خود دارد، اگرچه تا حدی شفاف تر و صادقانه تر است. سمفونی شماره ۳ در E ماژور تاثیر ناگهانی از واگنر و فرانز لیست را بر او نشان می دهد. سمفونی شماره ۴ در D مینور همچنان تاثیر واگنر را در خود دارد اما بیشتر دارای شخصیتی قوی چک گونه است.

سمفونی شماره ۵ در F ماژور و سمفونی شماره ۶ در D ماژور تا حد زیادی طبیعتی شفاف دارند و آخرین آثار حضور موسیقی واگنر در آنان رو به پایان است. سمفونی ششم تا حدی شبیه به سمفونی شماره ۲ برامس است، به ویژه در نوع حرکت، اگرچه این شباهت از رقص چک نیز ریشه گرفته است.

audio file بشنوید قسمتی از سمفونی دنیای نو را ساخته دورژاک

در سمفونی شماره ۷ در D مینور از سال ۱۸۸۵ نوعی احساس عذاب وجدان حس می شود و مشکلات شخصی وی را بیان می سازد، زیرا در آن زمان دورژاک با مشکل دریافت مجوز برای اجرای اپرایی به زبان چک در وین مواجه بود، او قانع شد که آن را به زبان آلمانی بنویسد، طرحهای او حاکی از آن است که سمفونی هفتم، کاری طاقت فرسا بود و انرژی بسیاری از وی گرفت.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

درباره «سرزمین کلاغ‌های مهاجر»

مؤسسه فرهنگی هنری «آوای ماد» آلبوم «سرزمین کلاغ‌های مهاجر» به آهنگسازی مزدک کوهستانی را روانه بازار موسیقی کرده است. این آلبوم شامل هفت قطعه برای ویولن و ارکستر زهی است که با تفکرات موسیقایی قرن بیستمی و با رگه‌هایی از موسیقی ایرانی هرچند نهفته در لایه‌های موسیقی پلی‌تنال و بعضاً آتنال موسیقی غربی تصنیف شده‌اند. به گفته مزدک کوهستانی او در این آلبوم تلاش داشته که از آنچه موسیقی مدرن گفته می‌شود فاصله بگیرد. بابک کوهستانی در نقش سولیست این اثر حضور داشته است.

درخشش مژگان چاهیان، در چهل و چهارمین فستیوال بین المللی هنر ایتالیا

مژگان چاهیان به عنوان آهنگساز و نماینده ایران در این فستیوال برگزیده و دعوت به آهنگسازی شد و اثر جدیدش در فستیوال بین المللی هنر ایتالیا اجرا خواهد شد. تعامل بین هنرمندان بین المللی و استعدادهای جوان در آهنگسازی از جمله اهداف این فستیوال است.

از روزهای گذشته…

دلاور سهند (IV)

دلاور سهند (IV)

پیشاپیش باید گفت که موضوعی قهرمانی را به این شکل گزاف، «سانتی مانتالیزه» کردن و در پیچ‌ و خم کلیشه‌های تآتری گردانیدن نوعی‌ نقض غرض است. پرداختن بخش اعظم لیبرتو به عشق پنهان بابک به رخسانه، به حسد زنانه‌ی آذر به رخسانه، به هوس شهوی ماهیار به رخسانه و بالاخره‌ به انتقام خصوصی ماهیار از بابک، دیگر مجالی برای برجسته ساختن نقش‌ انقلابی و مبارزاتی بابک -که در چنین ایرانی باید هدف اصلی باشد- بجای‌ نمیگذارد و از همین جا است که روابط غیرمنطقی میان پرسوناژها جان‌ میگیرد.
نت هایی از حاشیه های موسیقی (I)

نت هایی از حاشیه های موسیقی (I)

مقاله ای که در زیر می خوانید ترجمه ای است از مقاله ای که چند ماه پیش در سایت روزنامه ی گاردین درباره ی نابرابری تعداد آهنگسازان زن و مرد در جامعه ی بریتانیا منتشر شده است. اهمیت ترجمه ی این مطلب از این روست که این نابرابری در جامعه ی موسیقیایی ایران نیز مشاهده می گردد. هرچند بی شک شرایط اجتماعی ایران و بریتانیا متفاوت است، اما شباهت های زیادی می توان در قیاس کمّی تعداد آهنگسازان زن این دو کشور دید.
گزارش جلسه شانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

گزارش جلسه شانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

این جنبه‌های مختلف یا دلالت‌های چندگانه مربوط به یک فرهنگ امروزی و صنعتی یا نیمه‌صنعتی هستند اما آیا در یک فرهنگ پیشا‌صنعتی هم می‌توان قایل به آن شد؟ این بستگی دارد به این که تمایز میان فرهنگ توده و نوعی فرهنگ عالی وجود داشته باشد یا نه. اما هر چه باشد معمولاً در این دوره تولید صنعتی (یا تجاری انبوه) موسیقی وجود ندارد.
گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (XIII)

گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (XIII)

مهم‌ترین نکته در مصداق‌دادن به عبارت تصحیح برای این کتاب اینکه من از جملات خود این ردیف برای همه تصحیحش استفاده کرده‌ام. همان‌طور که می‌دانیم، خیلی از جملات در خیلی از گوشه‌ها تکرار می‌شود ولی مهدیقلی هدایت جمله‌ای را که در دو سه گوشۀ مختلف تکرار شده به دو سه صورت مختلف نوشته است. مثلاً در یک جا با سه‌لاچنگ نوشته و در جای دیگر با دولاچنگ؛ در جایی نت‌ها را به هم متصل کرده و در جای دیگر همان‌ها را از هم جدا کرده است. من فکر می‌کنم چون انسان خیلی دقیقی بوده اشتباه نکرده است، بلکه به قطعیتی نرسیده است که به کدام صورت یک جمله را بنویسد و وقتی می‌دیده یک جمله دارد تکرار می‌شود آن‌را به‌صورت جدیدی می‌نوشته و مطمئن نبوده که کدام است، ولی هر دو صورت را نوشته است.
دو مضراب چپ (قسمت هفتم)

دو مضراب چپ (قسمت هفتم)

در این قسمت قصد داریم، مروری بر آثار فرامرز پایور به خصوص آثار نوشته شده در کتاب سی قطعه چهارمضراب برای سنتور داشته باشیم و ببینیم از حالات گوناگون دومضراب چپ چگونه استفاده شده است.
منیره خلوتی

منیره خلوتی

تاریخچه آموزش موسیقی به کودک در دنیا (III)

تاریخچه آموزش موسیقی به کودک در دنیا (III)

در بینابین سالهایی که دالکروز و ارف متد های خود را به جهان ارائه می کردند، زولتان کودای(Zoltán Kodály) اهل مجارستان بخاطر ضعف آموزش موسیقی در کشورش اقدام به تدریس روشی در جهت ارتقای سطح آموزش موسیقی نمود و در سال ۱۹۰۶ دست به کار تحقیق و انتشار آوازهای مجاری شده و معتقد بود برای اینکه بخواهیم موسیقیدانی را تربیت کنیم بهترین راه، انتقال میراث موسیقائی هر کشور به کودکانش می باشد؛ او فراگیری موسیقی را برای کودکان ضروری می دانست.
مروری بر «کنسرت آنسامبل کانتوس»

مروری بر «کنسرت آنسامبل کانتوس»

اکنون در خلال هر کنسرتی که نام و رنگی از «موسیقی معاصر» بر خود دارد صدایی طنین‌انداز است، صدایی نه موسیقایی که پرسشگری پرسان از نسبت ما با آن زبانِ به میراث رسیده‌ی رهایش و نوگرایی سده‌ی پیشین. صدا به آواز بلند می‌پرسد انسان امروز را با این زبان چه‌کار؟ هر کنش موسیقایی، هر آفرینش، هر قطعه، هر آلبوم که گفته و ناگفته با برچسب‌های «نو»، «معاصر»، «آوانگارد» و … نشان‌دار شده باید متضمن مکاشفه‌ی چنین پرسشی باشد. و چنانچه صدای بلند پرسش از دل آثار به گوش نرسد و هر اثر پاسخی یگانه به آن فراهم نیاورد آنگاه نوبت از آنِ دیگری خواهد بود. ناگزیر همان صدای پرسنده، رساتر از قلمرو نقد برمی‌آید. هر چه رویدادها پرشمارتر، پرهیاهوتر و فراگیرتر این صدا نیز از هر دو سو بلندتر و کوبنده‌تر باید تا آنگاه که پاسخی بیابد و بر لکنت امروزین غالب بر این گستره چیره شود.
وقتی همه خوابیم (I)

وقتی همه خوابیم (I)

“وجود مقتدر ارکستر سمفونیک ها در جای جای دنیا، نشانگر زنده بودن نوعی از فرهنگ و تمدن تاریخمند و پیشرفته در آن منطقه است.” شاید این ادعا به زعم عده ای غرب گرایانه و حتی تحقیر آمیز به نظر برسد ولی بدون هیچ تردیدی باید به این مهم توجه داشت که “ارکستر سمفونیک یک پدیده جهانی است نه صرفا غربی، چرا که در نگاهی ابتدایی میتوانیم ریشه بسیاری از سازهای آنرا از مناطقی غیر از غرب جستجو کنیم و با دیدی ژرفتر، رپرتوار اجرایی آن را از سراسر جهان بیابیم.
درآمدی بر موسیقی درمانی (I)

درآمدی بر موسیقی درمانی (I)

الحان موسیقی، در یک ترکیب و فرم زیبا و با هارمونی و رنگ آمیزی مناسب، سریعتر ازهرچیز دیگری میتواند درعاطفه و ذهن افراد تأثیر بگذارد و احساسات و عواطف خاصی را در آنها برانگیزاند که منشأتحرّک و فعالیت و تداعی و اندیشه ها میگردد. اگر نغمه های موسیقی بطور مستقیم مانند واژه های شعری نتواند فکر خاصی، گزارش واقعه و یا محتوای پیامی را درذهن شنونده القاء نماید، اما به نوعی قویتر از هر هنری صور خیال و فعالیّت بیرونی را تحریک میکند.