روش سوزوکی (قسمت چهاردهم)

رابطه کوجی با خدا
چنانچه که قبلا یادآور شدم رابطه خواهر من هینا با کوجی مثل یک مادر بود و از او خیلی مراقبت می کرد. در ماتسوموتو کوجی با یک روحانی کاتولیک آشنا شد و هر یکشنبه به کلیسا میرفت، در مدت کوتاه او یک کاتولیک شد. خواهرم که کوجی برایش خیلی اهمیت داشت هر یکشنبه او را تا کلیسا همراهی می کرد. بعد از نیمی از سال او هم کاتولیک شد! خواهرم به کارهای کلیسا هم کمک میکرد. به همان شکلی که در کنار من برای متد تربیت استعدادها کمکم میکرد.

بعدها کوجی با اینکه بسیار جوان بود، وارد کنسرواتوار شد. من قبلا گفتگویی با خواهرم بر سر این داشتم که شاید در انتها کوجی اصلا بخواهد مذهب تحصیل بکند.

به او گفتم بله، این امکان وجود دارد چونکه برای کوجی هنر و مذهب به یک اندازه اهمیت دارد. اگر که او به تحصیل مذهب میل دارد باز هم خوب است ما نمی خواهیم که سد راه میل او بشویم اما خود من اعتقاد داشتم که او یک موزیسین خواهد شد و کوجی یک موزیسین فوق العاده شد!

اما این گفتگو را به دلیل اعتقاد عمیق مذهبی او با خواهرم داشتم. او تقریبا چهارده ساله بود و دست و انگشتانش بر روی ساز، صدای عجیبی داشت. درک موسیقاییش عالی و درخشان بود. او به یک نقطه رسیده بود، به نقطه ای که در یکی از روزها اتفاقی افتاد.

چگونگی رسیدن به “اصالت روحی” و “زیبایی و درخشش شخصیتی”
بعد از یکی از ساعتهای درس ویولن به کوجی گفتم “شاکن اثر باخ را خیلی خوب اجرا کردی امروز باید به کلیسا بروی و در آنجا در برابر مسیح اجرا کنی! اگر که با قلب و روحت اجرا کنی، او موسیقی تو را خواهد شنید” کوجی گفت “من به آنجا می روم” و سازش را برداشت و به کلیسا که در همان نزدیکی ما قرار داشت رفت. بعد از یک ساعت برگشت و گفت که من شاکن را در کلیسا اجرا کردم. پرسیدم خوب چگونه گذشت؟ گفت هیچکس در آنجا نبود و احساس فوق العاده ای به من دست داده بود گفتم این خیلی خوب است!

به او گفتم ” در هر جا و زمان، وقتی اجرا داری، همیشه فکر کن که مسیح تو را گوش می کند. متوجه شدی؟” صورت خوشحال کوجی بیشتر و بیشتر درخشید. کوجی خوب. به نظر من برای جلوه و بسط و گسترش شخصیت و هویت جوانان خیلی اهمیت دارد که با شخصیتهای فوق العاده در ارتباط باشند و در ساخته شدنشان از آنها تاثیر بگیرند این را تجربه های شخصی خودم به من آموخته.

آقای سکی (sekiya) پروفسور در دانشگاه بین المللی مسیحیت بود (و از آنجائیکه درگذشته در دانشگاه شین سو در ماتسوموتو بود) من از آقای سکی یا خواهش کردم که او را در خانواده شان بپذیرند و همینطور خانمش “آیا کوه” به او انگلیسی بیاموزد. برای اینکه کوجی در کنسرواتوار پاریس قبول شود آقای سکی یا به او فرانسه بیاموزد. مدت طولانی اقامت در نزد خانم و آقای سکی یا، برای کوجی بهترین کار بود. من هم خیلی تشکر کردم از این اقدام آنها.

یک استعداد عجیب و غافلگیرکننده باید خودش را ثابت کند
در قسمت دیگری از این کتاب مطرح کرده ام که استعداد و قابلیت چیست؟ من دوباره اعلام می کنم که فطری و مادرزادی نیست، بلکه باید به وجود آورد و پرورش داد. در رابطه با کوجی تویودا میل دارم که داستانی را تعریف کنم: کوجی و کنی کوبایاشیما… ما این دو را kachan و ken-cha نامگذاری کرده بودیم هر دو خیلی با هم دوست بودند. هر دو تقریبا پانزده سالشان بود.

کنجی در توکیو زندگی می کرد اما به محض اینکه تعطیلات مدارس شروع می شد ویلنش را برمی داشت و به ماتسوموتو می آمد. چقدر لذت بخش بود آرامش و آسودگی و تعطیلات داشتن! یک روز از طرف اداره رادیو از من خواسته شد که برنامه ای را تدارک ببنیم؛ فرصت را غنیمت شمردم که هر دو را برای کنسرت دوبل ویولون های ویوالدی اماده کنم.

از آنجاییکه هر دو هیچ وقت کنسرت نداده بودند، می خواستم که امتحانشان بکنم و ببینم که تا چه حد از حفظ هستند این اثر را. اسم اثر را برای اعلام کردن به رادیو دادم و این مسئله را صبح همان روز اجرا به هر دو گفتم. من از اطاقهایشان صدایشان کردم. گفتم باید این موسیقی را باید فردا ظهر ساعت یک در ادیو به اجرا در بیاورید.

گفتم، این کار کمی ناگهانی پیش آمده اما برای شما تمرین خوبی خواهد شد. به این دلیل همین حالا شروع کنید به تمرین… آنها پارتیتورشان را با خوشحال برداشتند و به اطاق رفتند. بعد از مدتی برای اینکه توجه شان را به اسپکتهای موسیقایی جلب کنم به اطاقشان رفتم و متوجه شدم که مومان اول را دارند بدون اینکه به نت گاه کنند اجرا می کنند و این حیرت انگیز بود!

یک دیدگاه

  • ارسال شده در شهریور ۲۱, ۱۳۸۸ در ۱۲:۱۲ ق.ظ

    kheili aaliye mesle serial mimone lotfan edame bedin….mamnooon

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

«نیاز به کمالگرایی داریم» (II)

شاید نویسنده و نوازنده سه تار و سردبیر مجله گفتگوی هارمونیک به نظر من عنوان قابل قبولی است، چراکه در این سه زمینه به اندازه ای کار کرده ام که قابل توجه باشد البته در کنار این ها به تار نوازی و آواز کلاسیک هم پرداخته ام و توانسته ام آنها را نیز به جایگاه آبرومندی برسانم و کارهایی نیز در این زمینه انجام دادم که کم و بیش به دست اهالی هنر رسیده است.

مسترکلاس و کارگاه آواز پروفسور ماریو برونتی برگزار می شود

مسترکلاس و کارگاه آواز پروفسور ماریو برونتی از ایتالیا توسط موسسه فرهنگی- هنری فرزانه برگزار می‌شود. این مستر کلاس به دو صورت گروهی و خصوصی برگزار می شود، کلاسهای خصوصی برای کسانی که با آواز کلاسیک و تکنیک های آن آشنا هستند مفید خواهد بود و در صورت داشتن رپرتوار می‌توانند روی قطعه خود از آموزشهای پروفسور برونتی بهره مند شوند.

از روزهای گذشته…

اپرت رودابه به روی صحنه می رود

اپرت رودابه به روی صحنه می رود

مطلبی که پیش رو دارید از کنفرانس مطبوعاتی اپرت رودابه توسط توسط شقایق خان زادی تهیه شده است. این اپرت ایرانی قرار است سوم تا نهم اردیبهشت‌ ماه سال جاری در تالار وحدت به روی صحنه رود.
گفت‌و‌گو با مهران روحانی، آهنگساز:گوش‌ها را باید شست!

گفت‌و‌گو با مهران روحانی، آهنگساز:گوش‌ها را باید شست!

برای یک حرکت موسیقایی، به خصوص آهنگسازی، کاری که من انجام می‌دهم، عوامل زیادی باید وجود داشته باشد. یادم می‌آید که در انگلستان معلمی داشتم به عنوان آنتونی ویلدر، به من می‌گفت: فکر نکنید وقتی شروع به آهنگسازی می‌کنید می‌توانید مانند موتزارت قلم روی کاغذ بگذارید و یکسره تا پایان قطعه را بنویسید. در مدت نوشتن لحظه‌ای وجود دارد که حس می‌کنید نیرو‌ی‌تان به پایان رسیده است. در این مواقع کار را رها کنید و محیط را عوض کنید (چیزی بخورید، کمی قدم بزنید سپس به خانه برگردید و کار را ادامه بدهید) این درست مانند پر کردن باک و سرویس کردن یک ماشین است.
آپوکالیپتیکا؛ یک دهه فعالیت و بدعت در نوازندگی ویولن سل

آپوکالیپتیکا؛ یک دهه فعالیت و بدعت در نوازندگی ویولن سل

آپوکالیپتیکا (Apocalyptica) یک گروه موسیقی فنلاندی متشکل از سه نوازنده کلاسیک ویولن سل است که از سال ۲۰۰۳ یک درامر نیز به جمع آنان پیوسته است. هر چند تخصص اصلی آپوکالیپتیکا اجرای موسیقی متال با ویولن سل است، اما قطعات کلاسیک نیز می نوازند. افراد گروه همگی از دانشجویان آکادمی “Sibelius” بزرگترین مرکز آموزش موسیقی در فنلاند و یکی از برجسته ترین هنرستان های موسیقی اروپا، واقع در شهر “Helsinki” پایتخت فنلاند هستند.
نی و قابلیت های آن (VI)

نی و قابلیت های آن (VI)

بالابان نامی است که آذری ها به این ساز اطلاق کرده اند. این ساز در زبان ارمنی، دودوک خوانده می شود و در مناطق کردنشین ایران به نام نرمه نای می شناسند. این تفاوت نام البته در صدادهی و شخصیت موسیقایی ساز هم خود را نشان می دهد. یعنی علی رغم شباهت ظاهری هر سه نوع، به راحتی می توان نوای دودوک ارمنی را با صدای بالابان آذری و نرمه نای کردی تشخیص داد.
چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه نهم (I)

چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه نهم (I)

یکی از شاخه‌های اصلی اتنوموزیکولوژی که در مباحث مردم‌شناسی (۳) نیز به آن پرداخته می‌شود، «زندگی دور از وطن و جهانی‌‌سازی» است. معمولاً مباحث هویت (۴)، جهانی‌سازی و اقوام مهاجر (۵) در یکدیگر تنیده می‌شوند (۶).
مصاحبه ای منتشر نشده با SRV (قسمت اول)

مصاحبه ای منتشر نشده با SRV (قسمت اول)

مصاحبه ای که ملاحظه می نمایید در تاریخ ۲۹ اکتبر ۱۹۸۵، یعنی پنج سال قبل از مرگ ناگهانی استیو ری انجام شده و اولین بار در تاریخ ۲۹ آگوست ۲۰۰۶ به چاپ رسیده است. طبق اظهارات نویسنده – استیون روزن (Steven Rosen)- پیش از این تنها بخش کوچکی از این مصاحبه در یک مجله ژاپنی به چاپ رسیده است.
فلسفۀ سازهای ابداعی (III)

فلسفۀ سازهای ابداعی (III)

باید بررسی کرد در ذهن خلاق طراح یک سازنما چه می گذرد که این گونه طرح ها و نقش های به ظاهر متفاوت و گوناگون در ذهنش نقش می بندد؟ ظاهرا تصور بر این بوده که کاسه را بر آن دسته ای نهند و چند سیمی بر آن کشند و به آن ساز گویند، غافل از آنکه روی هر دیگ و کاسه و قابلمه ای هم می توان سیمی کشید از آن صدایی حاصل نمود. چه بسا که گاهی هم از همین دیگ و قابلمه، صوتی خوش و دلپسند ساتع گردد. ولی آیا به هر کاسه-دسته ای که بر آن چند سیم کشند، ساز توان گفت؟
باب دیلن از کیفیت ضبط موسیقی روز انتقاد کرد

باب دیلن از کیفیت ضبط موسیقی روز انتقاد کرد

جوناتون لیتم Jonathon Lethem، رمان نویس، مصاحبه ای با باب دیلان، اسطوره موسیقی آمریکا انجام داده است که بنا به گفته خودشان، گفتگویی همه جانبه بوده است، اما شاید جالبترین بخش گفتگو، که اندکی قبل از انتشار آلبوم تازه او به نام Modern Times انجام گرفته است، شنیدن نظر دیلن درباره ضبط مدرن موسیقی باشد. او این موسیقی و ضبط آنرا “افتضاح” توصیف کرد و گفت:” واقعا یک نفر را هم سراغ ندارم که در طی بیست سال گذشته یک موسیقی با ضبط درست و حسابی تولید کرده باشد”.
موسیقى رنگ ها (III)

موسیقى رنگ ها (III)

حال با یک پرومناد دیگر به قصه قدیمى هدایت مى شویم – قصرى قدیمى در ایتالیا – این قسمت احساس قرون وسطایى دارد و با نت هاى باس اجرا مى شود و این نت ها کم کم بالا مى روند. به نظر مى رسد موسورگسکى هنگام دیدن این تابلو بیشترین درنگ را کرده است و آن را در تمپوى آندانته (کند معتدل، با ضرباهنگ گام زدن) نوشته.
رموز ویولن (II)

رموز ویولن (II)

در این قسمت به تشریح ساختاری ویولون می پردازیم. آنچه را از ویولون می بینیم مجموعه ای است که بطور مشخص از چهار قسمت اصلی ساختمانی ساخته شده. این قسمتها در رابطه مستقیم و حیاتی هستند که به ایجاد سازی به نام ویولون می انجامند؛ این بخشها مشخصا ۱- صفحه زیر ۲- صفحه رو ۳- دیواره ها (کلاف) ۴- دسته می باشند.