منا: از دوره سلامت رضا محجوبی، اثری در دسترس نیست

شهاب منا
شهاب منا
تاثیر موسیقیای رضا محجوبی در نوازندگان نسل آینده و کلا و در موسیقی نسل بعدی اش را چطور می بینید؟
رضا محجوبی در واقع بر نوازندگان بعد از خودش هم موثر بوده است مثلا در نوازندگی استاد پرویز یاحقی؛ در واقع در دو صفحه که باعث اشتهار ایشان بود، استاد یاحقی دو اثر از رضا محجوبی اجرا کرده اند و در نوبت های اول انتشار نوشته شده است: «به یاد رضا محجوبی» و در واقع آثار، ساخته رضا محجوبی هستند که توسط پرویز یاحقی بازنوازی شده اند؛ البته با تغییراتی به سلیقه خودشان ولی ملودی از رضا محجوبی است. به نوعی این موسیقیدان در عین نبوغ و در واقع مایه ای که داشته اند، مهجور مانده و یک دلیل بخاطر جنونی است که به ایشان عارض می شود و کسالت روحی که بوجود می آید و بعد از یک دوره درمان و گذشت یکی دو سال، متاسفانه این بیماری ایشان را تا آخر عمر درگیر می کند، بعد در همان حدود سال های ۱۳۰۶، صفحاتی که از موسیقیدان های مختلف به جا مانده به وفور در ابتدا یا انتهای کارها، اثری از رضا محجوبی بازنوازی شده است و این نشان می دهد که او چقدر محبوبیت داشته حتی در لوح فشرده همراه کتاب دوم، یک نمونه فنوگراف هست (و توضیح اینکه فونوگراف قدیمی ترین سیستم ضبط صدا است که روی استوانه های مومی صدا را در طول مدت ۲ تا ۳ دقیقه ضبط می کرده و اختراع ادیسون بوده است) نمونه ای وجود دارد مربوط به سال ۱۳۰۶ که خواننده ای اثری را دارد زمزمه می کند که آن هم ملودیش از رضا محجوبی است و نشان می دهد که چقدر آثار رضا محجوبی در دوره خودش مقبول و محبوب بوده است ولی خوب طرز زندگی ایشان و سرانجام زندگی ایشان که به جنون می رسد، شاید که سایه می ندازد به آن همه آثار زیبا که خلق کرده و کمتر باعث درخشش و شنیده شدن نواخته هایش شده است.

از دوره ای که ایشان در سلامت بوده اند به صورت استوانه صوتی یا صفحه گرامافون یا هر وسیله دیگر هم چیزی ضبط شده است؟
نه! متاسفانه اثری نمانده است چون ایشان در فاصله سالهای ۱۳۰۲ تا ۱۳۰۳ دچار جنون شده اند و در آن زمان صفحه ای ضبط نشده است. در صورتی که در سالهای ۱۳۰۶ تا ۷ آثاری هم از رضا محجوبی به جا مانده است مثلا در برخی از آثار مرتضی نی داوود قطعاتی از رضا محجوبی را در فرم رنگ یا قطعات ضربی نواخته است ولی اسمی از ایشان برده نشده، البته در زمان قدیم نام بردن آهنگساز، چندان متداول نبوده است و آن همه اسم مثل امروز با جزئیات در صفحه درج نمی شده است ولی محبوب بوده اند و دیگران قطعه های ایشان را می نواختند. در زمانی که حتی رادیو هم نبوده است، در ۱۳۰۶ کاری با فونگراف ضبط شده است که از رضا محجوبی است یعنی در همان زمان هم باز آثار او گسترش پیدا کرده اند و جاهای مختلف ایران شنیده می شده است. آثاری که از ایشان به جای مانده است در واقع دوران ناخوشی ایشان است و اواخر ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۱-۳۲ این آثار که توسط برادران دبر ورلو ضبط شده اند، بسیار نمونه های جالبی هستند و تعریف و تمجید از ایشان را نمایان می کنند. در این آثار یک جور شیدایی در نوازندگی شان است که مقداری مربوط به طبع شیدایی و پریشان حالی شان است .

در این سی دی و کتاب، اهمیت ایشان را در موسیقی ایران بررسی کرده ایم و ویژگی خاص نوازندگی ایشان را نشان داده ایم و سعی کرده ایم با زبان علمی، بررسی و تحلیل کنیم و نشان بدهیم که چه ویژگی های در نوازندگی سال های آخر شیدایی استاد رضا محجوبی وجود داشته است.

پس اینطور نیست که نوازندگی در سال های جنون افت پیدا کرده باشد؟
خوب ما چون مستندات صوتی از دوره سلامت ایشان نداریم، نمی توانیم دقیقا چنین چیزی بگوییم ولی به هر حال ایشان در سال های سلامت، مرتب ساز می زدند و در رقابت با برادرشان مرتضی محجوبی که البته نوازنده پیانو بودند، ساعات زیادی از شبانه روز را به تمرین می پرداختند و اولین کسی که کلاس ویولن دایر کرده است و حتی روح الله خالقی (موسیقیدان برجسته) از شاگردان دوران سلامت ایشان بودند و مسلم است که در آن دوران، کیفیت نوازندگی بهتری داشته اند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گمانه زنی در خصوص تغییرات نظام آموزش موسیقی در ایران بعد از کرونا

با همه گیری ویروس کرونا در سرار جهان، روش آموزش موسیقی نیز دچار تحول شده است. امکانات آن لاین در این موقعیت باعث رشد استفاده هنرآموزان از فضای مجازی شده است. مقاله ای که پیش رو دارید نوشته مجید بهبهانی کارشناس ارشد اتنوموزیکولوژی و دانشجوی دکتری تکنولوژی آموزش است که در این باب نوشته شده است:

رگه، پدیده ای جهانی از اقلیم کاراییب (I)

چرخه تکامل موسیقی مردمی معاصر چرخه ای است قابل توجه و از آن جایی که صنعت ضبط موسیقی و اصولا صنعت موسیقی از ایالات متحده آغاز می شود و هم زیستی اقوام مهاجر مختلف در این کشور باعث شده تا هسته اصلی بسیاری از ژانرهای موسیقی مردمی معاصر از موسیقی هایی که در این کشور بوجود آمده، شکل گیرد.

از روزهای گذشته…

گزارش جلسه هشتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

گزارش جلسه هشتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

«دستگاه‌های موسیقی ایران موسیقی مرده‌ای است و باید دور انداخت. چون روح ندارد. این موسیقی در کنار منقل و وافور و در کنار بساط عرق خورها زندگی می‌کند. آنها که دودستی این موسیقی مرده را چسبیده‌اند متوجه باشند؛ هر موقع که نعش‌های مومیایی جان بگیرند، این موسیقی هم زنده خواهد شد.» (فرزانه ۱۳۳۵)
از مجله موسیقی تا ماهنامه رودکی (III)

از مجله موسیقی تا ماهنامه رودکی (III)

مجلهء موزیک ایران را بهمن هیربد، شش سالی پیش از دورهء سوّم مجله موسیقی، بنیاد کرده بود. جالب است که هیربد، که کارمند وزارت دارائی بود و تنها آشنائی تفنن‌آمیزی با ویولن داشت، بدون برخورداری از حمایت‌های مالی دولتی، توانسته بود جمع مخاطبان گسترده‌تری برای مجلهء خود فراهم آورد. مجلهء موزیک ایران‌ را هم استادان و هنرجویان هنرستان‌ها می‌خواندند، هم جانبداران موسیقی‌ مغرب زمین و هم هواخواهان موسیقی سنتی و حتی جوانان و نوجوانانی که به‌ موسیقی سبک شهری (ترانه‌ها) دلبسته بودند.
درباره «گفت و شنید»

درباره «گفت و شنید»

سوئیت سمفونیک «گفت و شنید» که توسط «پیمان سلطانی» و بر اساس خمسه نظامی گنجوی آهنگسازی شده از امروز وارد بازار موسیقی کشور شد. در این آلبوم که نوازندگان ارکستر فیلارمونیک ارمنستان آن را اجرا کرده‌اند، غلامرضا رضایی و سعید ادیب آواز خوانده‌اند و یارتا یاران هم خوانش شعرها را به عهده داشته است. نوشته ای که پیش رو دارید توضیحاتی از عوامل این اثر است که با هم می خوانیم:
رهبر ارکستر

رهبر ارکستر

رهبر ارکستر کیست؟ وظیفه او چیست؟ چگونه با نگاه ها و اشاره هایش همه سازها را کنترل و هدایت می کند؟ چرا با این وجود بسیاری از مردم در این فکر هستند که او در میان نوازندگان کار خاصی انجام نمی دهد؟ آیا او تنها، فردی است که باید لباسهای شیک و تمیز بپوشد و مانند ناظم یک مدرسه به هنگام اجرا مراقب حرکات نوازندگان باشد؟
جلیل شهناز و چهارمضراب (II)

جلیل شهناز و چهارمضراب (II)

بیشتر متخصصان چهارمضراب را قطعه‌ای ضربی (دارای دوره‌های متریک معین) می‌دانند که یک جمله‌ی بازگشت به نام پایه دارد (زونیس ۱۳۷۷: ۱۴۱)(Azadefar 2006: 226) (بهارلو ۱۳۳۹: ۴) (فرهت ۱۳۸۰: ۱۸۹)، همچنین برخی معتقدند که الگوی مضرابی و ماده‌ی اولیه برای بسط و گسترش را نیز همین جمله‌ی کوتاه در اختیار می‌گذارد (دورینگ ۱۳۸۳: ۸۳) که البته بیشتر به نظر می‌رسد اشاره‌ی آن‌ها به گونه‌ای خاص و قدیمی‌تر چهارمضراب است.
درباره لغو یک رسیتال پیانو در دانشگاه تهران

درباره لغو یک رسیتال پیانو در دانشگاه تهران

در ساعت چهار بعدازظهر اول خرداد، قرار بود تا رسیتال پیانویی توسط حمزه یگانه و پدرام نحوی زاده، دو پیانیست جوان، در تالار آوینی دانشگاه تهران برگزار شود ولی در زمان اجرا، جمعیت حاضر در سالن شاهد حضور و اجرای یک پیانیست دیگر بودند!
تئوری اطلاعات، ترمودینامیک و موسیقی (II)

تئوری اطلاعات، ترمودینامیک و موسیقی (II)

در قسمت قبل دیدیم که چگونه اطلاعات، گرما، الکتریسیته (در اصل هر وجودی که توانایی جریان داشتن داشته باشه) همواره از قطبی که پتانسیل بیشتر دارد به سمت قطبی که پتانسیل کمتر دارد جاری میشود، قوانین ریاضی و فیزیکی زیادی وجود دارد که این مطلب را تائید میکند.
تعطیلی برنامه های موسیقی به دلیل شیوع کرونا

تعطیلی برنامه های موسیقی به دلیل شیوع کرونا

لغو مجدد کلیه فعالیت های هنری در سراسر کشور، طی اطلاعیه جدیدی از وزارت ارشاد تا یک هفته دیگر اعلام شد. در پی شیوع ویروس کرونا و جهت پیشگیری از گسترش آن، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در توافق و تصمیم مشترک با وزارت بهداشت، طی اطلاعیه ای کلیه کنسرت ها، اجراهای تئاتر، اکران سینمایی و دیگر تجمعات هنری را تا تاریخ جمعه نهم اسفندِ جاری ملغی اعلام و محمد الهیاری، مدیر کل دفتر موسیقی این خبر را رسما ابلاغ کرد.
نوازندگان تنبک دراواخر عصر قاجار  (I)

نوازندگان تنبک دراواخر عصر قاجار (I)

به هنگام تحقیق پیرامون تنبک نوازان عهد قاجار متوجه می شویم که متاسفانه به غیر از چند نوشته باارزش ٬ هیچ منبع دیگری درباره آنها دردست نیست. به عنوان مثال میرزا حبیب قاآنی شاعر عصر فتحعلیشاه و محمد شاه و اوائل سلطنت ناصرالدینشاه (متوفی ۱۲۷۰ هجری) در اشعار خود از سه تن به نامهای اکبر، احمد و بابائی نام برده است:
لئوپاد آئور (II)

لئوپاد آئور (II)

آئور به اجرای سونات به همراه بسیاری از پیانیستهای بزرگ ادامه داد. پیانیست همنواز مورد علاقه وی آنا یسیپوآ (Anna Yesipova) بود که به همراه وی تا سال مرگ این هنرمند ۱۹۱۴ به اجرا پرداخت. از دیگر همنوازانش: آنتون روبینستین، تئودور لشیتسکی (Theodor Leschetizky)، رائول پونگو (Raoul Pugno)، سرجی تانیف (Sergei Taneyev) و ایوگن دآلبرت (Eugen d’Albert) بودند.