گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

موسیقی، ملی گرایی، نژادپرستی

با چند سئوال آغاز می کنیم: وطنی که همیشه در هر شرایطی از آن دفاع می کنیم یا گاهی روی آن تعصب داریم در چه نقطه جغرافیایی واقع شده؟ وطن نقطه ای است که در آن متولد شدیم؟ چه محدوده ای از منطقه ای است که در آن زاده شدیم؟ آن بیمارستان آن محله آن شهر؟ یا آن کشور؟ نسبت به چه قانونی این محدوده از جهان متعلق به ماست و کشور ما محسوب می شود؟ بخاطر جنگجویی و قلدری حاکمان قدیم کشورمان یا به فرمان الهی؟! اگر دلیلی جز زورگویی و جنگجویی حاکمان ما ندارد، پس چگونه مقدس تلقی می شود؟ خاک ما به چه منطقه ای محدود می شود؟

در مقالات گذشته در مورد برخی از معضلات فرهنگی در موسیقی صحبت شد که ریشه بسیاری از آنها ملی گرایی عنوان شد. در این نوشته با نگاهی وسیعتر به این موضوع می پردازیم:

با چند سئوال آغاز می کنیم: وطنی که همیشه در هر شرایطی از آن دفاع می کنیم یا گاهی روی آن تعصب داریم در چه نقطه جغرافیایی واقع شده؟ وطن نقطه ای است که در آن متولد شدیم؟ چه محدوده ای از منطقه ای است که در آن زاده شدیم؟ آن بیمارستان آن محله آن شهر؟ یا آن کشور؟ نسبت به چه قانونی این محدوده از جهان متعلق به ماست و کشور ما محسوب می شود؟ بخاطر جنگجویی و قلدری حاکمان قدیم کشورمان یا به فرمان الهی؟! اگر دلیلی جز زورگویی و جنگجویی حاکمان ما ندارد، پس چگونه مقدس تلقی می شود؟ خاک ما به چه منطقه ای محدود می شود؟

به موسیقی می پردازیم: آیا موسیقی ما باید از عناصر موسیقی آلمانی یا ایتالیایی دور و کاملا ایرانی خالص باشد؟ چرا؟ چون آنجا سرزمین ما نیست؟ اگر ایتالیا را زیر چکمه خود گرفته بودیم چطور؟ (همانطور که موسیقی آذری پس از ملحق شدن آذربایجان به ایران استفاده اش حتی برای موسیقیدانان سنتگرا مشروع اعلام شد!) احتمالا اگر تا ایتالیا کشور گشایی کرده بودیم نوازندگان ما با افتخار پاگانینی می نواختند! چرا اینهمه شعار مبارزه با نژاد پرستی می دهیم ولی در رفتار و کردارمان نژادپرستیم و حتی سنت آن را منتقل می کنیم؟

چرا استانهای ما در کنار هم بدون هیچ مشکلی زندگی می کنند ولی دو کشور با هم در خصومت اند؟ مگر نه این است که یک کشور استانی از کشور دنیاست؟

***

عرصه فرهنگ چنان تحت تاثیر دزدان سو استفاده گران و جاه طلبان جهانی قرار گرفته که ساکنان جهان گروه گروه شده و هر گروه، ثروت مادی و معنوی جهان را بجای به اشتراک گذاشتن، در گروه خود نگهداری می کنند. اینجا لازم می دانم اضافه کنم مدینه فاضله بنده جهانی یکدست و بدون مرز نیست؛ زیرا به همان دلیل که نامها و ارقام وجود دارد، تقسیم بندی های جغرافیایی لازم است ولی نه برای جبهه گرفتن و جنگیدن بلکه برای بهتر زیستن در سایه تنوع فکری و فرهنگی. همچنین جهانی نگریستن معنای مصرفگرای صرف بودن و استفاده کردن از فعالیت دیگران نیست که همه موظف به فعالیت و داشتن احساس مسئولیت نسبت به دیگران هستیم.

در این خفقان جهانی اهل فرهنگ و هنر می توانند پیغمبر صلح و دوستی در جهان باشند و افسوس که در کشور ما نوک پیکان جنگجویی همین اهالی هنر علی الخصوص بسیاری از موسیقیدانان ما هستند (اهل سینما و تئاتر بخاطر اینکه خود، آموخته هنر غرب اند کمتر، ولی اهل موسیقی دستگاهی که بسیاری از آنها تصور می کنند، خداوند نوعی موسیقی را برای این نژاد برتر خلق کرده (!) به شدت با هرگونه موسیقی غیر ایرانی – اینجا بخوانید خاک ایران!- دشمنی می کنند) کاش کسانی که ۷۰۰ سال خوانده اند

ای بسا هندو و ترک همزبان ای بسا دو ترک چون بیگانگان
پس زبان محرمی خود دیگر است همدلی از همزبانی بهتر است

پیام تاریخی این بزرگمرد را می شنیدند.

سجاد پورقناد

سجاد پورقناد متولد ۱۳۶۰ تهران
نوازنده تار و سه تار، خواننده آواز اپراتیک و سردبیر مجله گفتگوی هارمونیک
لیسانس تار از کنسرواتوار تهران و فوق لیسانس اتنوموزیکولوژی از دانشکده فارابی دانشگاه هنر تهران

۱ نظر

بیشتر بحث شده است