|
شجریان به هنگام دریافت جایزه پیکاسو در مقر یونسکو از فدریکو مایور
|
|
|
|
نوشته های اخیر
|
دوشنبه ۲۰ تیر ۱۳۸۴ ،
سجاد پورقناد
در مقالات گذشته در مورد برخی از
معضلات فرهنگی در موسیقی صحبت شد که ريشه بسياری از آنها ملی گرايی عنوان شد. در
این نوشته با نگاهی وسیعتر به این موضوع می پردازیم؛
با چند سئوال آغاز می
کنیم: وطنی که همیشه در هر شرایطی از آن دفاع می کنیم یا گاهی روی آن تعصب داریم در
چه نقطه جغرافیایی واقع شده؟ وطن نقطه ای است که در آن متولد شدیم؟ چه محدوده ای از
منطقه ای است که در آن زاده شدیم؟ آن بیمارستان آن محله آن شهر ؟ یا آن کشور؟ نسبت
به چه قانونی این محدوده از جهان متعلق به ماست و کشور ما محسوب می شود؟ بخاطر
جنگجویی و قلدری حاکمان قدیم کشورمان یا به فرمان الهی ؟! اگر دلیلی جز زورگویی و
جنگجویی حاکمان ما ندارد پس چگونه مقدس تلقی می شود ؟ خاک ما به چه منطقه ای محدود
می شود؟
به موسیقی می پردازیم: آیا موسیقی ما باید از عناصر موسیقی آلمانی
یا ایتالیایی دور و کاملا ایرانی خالص باشد؟ چرا؟ چون آنجا سرزمین ما نیست؟ اگر
ایتالیا را زیر چکمه خود گرفته بودیم چطور؟ (همانطور که موسیقی آذری پس از ملحق شدن
آذربایجان به ایران استفاده اش حتی برای موسیقیدانان سنتگرا مشروع اعلام شد!)
احتمالا اگر تا ایتالیا کشور گشایی کرده بودیم نوازندگان ما با افتخار پاگانینی می
نواختند! چرا اینهمه شعار مبارزه با نژاد پرستی می دهیم ولی در رفتار و کردارمان
نژادپرستیم و حتی سنت آن را منتقل می کنیم؟
چرا استانهای ما در کنار هم
بدون هيچ مشکلی زندگی می کنند ولی دو کشور با هم در خصومتند؟ مگر نه اين است که يک
کشور استانی از کشور دنياست؟
فرهنگ چنان تحت تاثير دزدان سو استفاده گران و
جاه طلبان جهانی قرار گرفته که ساکنان جهان گروه گروه شده و هر گروه، ثروت مادی و
معنوی جهان را بجای به اشتراک گذاشتن، در گروه خود نگهداری می کنند. اینجا لازم می
دانم اضافه کنم مدینه فاضله بنده جهانی یکدست و بدون مرز نيست! زیرا بهمان دلیل که
نامها و ارقام وجود دارد تقسیم بندی های جغرافیایی لازم است ولی نه برای جبهه گرفتن
و جنگیدن بلکه برای بهتر زیستن. همچنین جهانی نگریستن معنای مصرفگرای صرف بودن و
استفاده کردن از فعالیت دیگران نیست که همه موظف به فعالیت و داشتن احساس مسئولیت
نسبت به دیگران هستیم.
در اين خفقان جهانی اهل فرهنگ و هنر می توانند
پيغمبر صلح و دوستی در جهان باشند و افسوس که در کشور ما نوک پيکان جنگجويی همين
اهالی هنر علی الخصوص بسياری از موسيقيدانان ما هستند ( اهل سينما و تئاتر بخاطر
اينکه خود آموخته هنر غربند کمتر، ولی اهل موسيقی دستگاهی که بسياری از آنها تصور
می کنند خداوند نوعی موسيقی را برای اين نژاد برتر خلق کرده! به شدت با هرگونه
موسيقی غير ايرانی- اينجا بخوانيد خاک ايران!- دشمنی می کنند) کاش کسانی که ۷۰۰ سال
خوانده اند
| ای بسا هندو و ترک همزبان |
|
ای بسا دو ترک چون بيگانگان |
| پس زبان محرمی خود ديگر است |
|
همدلی از همزبانی بهتر است |
پيام تاريخی اين
بزرگمرد را می شنيدند.