پویان آزاده: قصد ضبط «چهارگاه برای پیانو و ارکستر» را دارم

پویان آزاده و ارکستر ملی
<br>
(تصویر از شهاب الدین قیومی سایت خبرگزاری مهر)
پویان آزاده و ارکستر ملی
(تصویر از شهاب الدین قیومی سایت خبرگزاری مهر)
در اولین روز برگزاری جشنواره موسیقی فجر، ارکستر ملی به رهبری فریدون شهبازیان، اثری از حسین دهلوی را به روی صحنه برد که بر اساس قطعه ای از جواد معروفی ساخته شده بود. این قطعه که برای یک پیانو و ارکستر با نام «چهارگاه برای پیانو و ارکستر» تنظیم شده بود، با تکنوازی پیانوی پویان آزاده به اجرا رسید. به همین بهانه امروز با پویان آزاده گفتگویی کرده ایم که می خوانید:
در خبرها آمده بود که در حال معرفی یک اثر تازه کشف شده از همکاری استادان قدیمی موسیقی ایران، جواد معروفی و حسین دهلوی هستید؛ لطفا در مورد این اثر صحبت کنید.

بله! این اثر برای پیانو و ارکستر توسط استاد حسین دهلوی نوشته شده که البته بر اساس قطعه ای از استاد عزیزم جواد معروفی بوده است. به دلیل علاقه شخصی ام در تحقیقات در زمینه پیانو کلاسیک ایرانی به این اثر دست یافتم و پس از تحقیقات آرشیوی و میدانی (مصاحبه ای) با اشخاص مطلع دریافتم که این اثر تا کنون اجرا رسمی نشده است؛ پس از آنکه بررسی هایی از دیدگاه تکنیک نوازندگی پیانو در تحلیل این اثر داشتم نیز قطعیت آن تائید گردید.

در آرشیو هنرستان دختران، قطعه ای برای دو سنتور و ارکستر بر اساس چهارمضراب چهارگاه زنده یاد فرامرز پایور وجود دارد که توسط آقای دهلوی برای ارکستر مجلسی و سازهای ایرانی تنظیم شده؛ بخش ارکستر این اثر به پر محتوایی آثار معروف ایشان مانند کنسرتینو سنتور و سرود گل و… نیست؛ ظاهرا ایشان این قطعه را برای اجرای پایان ترم هنرجویان تنظیم کرده بودند تا تجربه کار با ارکستر را داشته باشند؛ هیچوقت هم تمایلی برای ضبط این کار نشان ندادند. آیا این کنسرتینو هم چنین فضایی دارد؟
البته از این اثر در برخی منابع و از جمله در فهرست آثار استاد جواد معروفی به عنوان «کنسرتو پیانو» یاد شده است که بهتر است از نام اصلی آن «چهارگاه برای پیانو و ارکستر» و یا قطعه ای «برای پیانو ارکستر» استفاده شود، چراکه به لحاظ فرم ساختاری با فرم کنسرتو تا حدی متفاوت است. دقیقا همان گونه که شما هم اشاره کردید، در زمان ریاست استاد دهلوی بر هنرستان موسیقی ملی، ایشان برای اجرای پایانی هنرجویان، قطعاتی که به شکل اورجینال برای ساز سولو بودند را برای دو یا یک ساز سولو به همراه ارکستر تنظیم می کردند. این اثر هم برای پیانو سولو توسط استاد جواد معروفی نوشته شده است که البته نت اصل آن را که استاد معروفی به استاد علی تجویدی هدیه داده بودند، از طریق استاد علی تجویدی در سال ۱۳۷۹ به من هدیه شد که آن اثر در واقع ملاک تنظیم استاد دهلوی برای تنظیم اثر برای ارکستر بوده است.

آیا شما در بخش پیانوی این اثر دست بردید؟
با توجه به پیانیستیک نبودن پارت پیانو در اثر «چهارگاه برای پیانو و ارکستر» و همچنین این مشکل که در بسیاری از قسمت ها دقیقا پارت ارکستر به شکل غیر پیانیستیک در پارت پیانو تکرار شده است تصمیم گرفتم در چهارچوب مکتب پیانو نوازی کلاسیک ایرانی و شیوه استاد معروفی بخش پیانو اثر را تنظیم مجدد کنم تا ضمن حفظ خواسته های استاد دهلوی در اثر، از چهارچوب سبک شناسی پیانو کلاسیک ایرانی نیز خارج نشود.

در زمانی که هنرجوی کلاس آقای دهلوی بودم، قطعه ای از ایشان پیدا شده بود برای پیانو و ویولنسل، ما به ایشان پیشنهاد کردیم که این اثر را ضبط کنند ولی خودشان موافق با اینکار نبودند؛ به این دلیل که اعتقاد داشتند، چندان روی تکنیک پیانو نویسی تمرکز نداشته اند و این آثار مدرسه ای بوده است. گذشته از این ادعای ایشان، بزرگی و شخصیت کمالگرای شان در گفتن این جمله، درس بزرگی برای بنده و هم کلاسی ها بود…
با شما موافقم. همان طور که بیان شد در این اثر نیز این موضوع قابل مشاهده است.

نام اصلی این قطعه چه بوده و آیا به صورت تکنوازی ضبط شده است؟
نام اصلی قطعه سولو «چهارگاه» بوده است که استاد معروفی در آثار منتشر شده شان بخش هایی از این اثر را نواخته اند.

یکی از بخش های این اثر در آلبوم «رنگارنگ» توسط آقای انوشیروان روحانی ضبط شده است، آیا در این آلبوم ذکری از نام سازنده این قطعه رفته است؟
بنده نامی از ایشان ندیدم.

آیا قصد ضبط این اثر را هم دارید؟ برای انتشار پارتیتور این اثر چطور؟
بله قصد انتشار اثر را به همراه دیگر آثار پیانویی را با ارکستری در آلمان دارم. با توجه به اینکه انتشار نت این اثر منوط به اجازه قانونی تمامی مصنفین و در واقع خانواده اساتید معروفی و دهلوی می باشد، امیدوارم بتوانم بزودی این اثر را در اختیار علاقمندان قرار دهم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

میراث منگوری (III)

وقتی «ریچارد ریکو استوور» در سن ۷۳ سالگی (۳ فوریه) بر اثر سرطان در ایالت واشنگتن (ایالت متحده آمریکا) درگذشت، گیتار کلاسیک جهان چهره مهم دیگری را از دست داد. ریکو، مشهورترین فردی است که تمام زندگی خود را وقف مطالعه و ترویج زندگی و آثار آهنگساز و گیتاریست پاراگوئه ایی، «آگوستین باریوس» کرده بود. او نه تنها زندگی نامه ی قطعی، «شش پرتوی نقره ای ماه»، (زندگی و بارهای آگوستین باریوس منگوره) را نوشت، همچنین بیش از هر شخص دیگری مسئولیت پخش گسترده موسیقی باریوس را برای گیتاریست ها به عهده داشت.

خودآموختگی؛ از ورطه های تکرار تا هاویه های توهم (I)

موضوع اصلی در فرآیندهای زایندگی و خلاقیت اتصالی است که این روند میان میراث های گذشتگان با خواسته ها و آرزوهای آیندگان (و حتی گذشتگان) برقرار می کند. در این شرایط به همان اندازه که میراث ها قادرند برای خود حریمی از تکرار و فرومردگی در خود را پدید آورند خواسته ها و آرزوها نیز از نیروی تحمیل توهم به خودآگاه فرد راهی شده بهره مندند.

از روزهای گذشته…

اجرای افرو تنورز و صهبای کهن در خانه هنرمندان

اجرای افرو تنورز و صهبای کهن در خانه هنرمندان

سفارت آفریقای جنوبی در تهران به مناسبت روز میراث (۲۳ سپتامبر) و جشن بیست سالگی آزادی و دموکراسی این کشور برنامه فرهنگی دو روزه ای را ترتیب داده است. این برنامه در روزهای چهارشنبه و پنج شنبه، دوم و سوم مهرماه در خانه هنرمندان برگزار می گردد و ورود برای عموم آزاد و رایگان است.
گفت و گو با لانگ لانگ، نوازنده پیانو (II)

گفت و گو با لانگ لانگ، نوازنده پیانو (II)

لانگ لانگ نوازنده جوانی است که اجراهای عمومی زیادی دارد و همین مساله هم برای دیگران نوعی مبارزه طلبی محسوب می شود. او اعتقاد دارد که هنوز مثل یک مقاله نیمه تمام است و می خواهد از هنرمندان بزرگ چیزهایی یاد بگیرد. در برلین این پیانیست در کنسرت تولد ۶۵ سالگی استادش دنیل برنبویم برنامه اجرا کرد، و در مورد اجرای اخیرش با دومینگو ابراز خوشحالی نمود و گفت قصد دارد با چچیلیا بارتولی هم برنامه ضبط کند.“کار کردن با خواننده ها برای من مهم است.”
چند تصویر از حضور نوازندگان در شهر تهران: ایستگاه‌های مترو (II)

چند تصویر از حضور نوازندگان در شهر تهران: ایستگاه‌های مترو (II)

ایستگاه میدان انقلاب: در ایستگاه متروی میدان انقلاب، دو نقطه بیش از هر مکان دیگری محلّ تجمع نوازنده‌ها بوده است. اوّلی همکف ایستگاه دقیقاً پس از عبور از ورودی تنگ ایستگاه و پشت به سوپرمارکتی است که در یکی دوسال اخیر باز شده است. تنها دفعاتی که دیده‌ام نوازندگانی در این نقطه به اجرای موسیقی بپردازند دو نوازندهٔ دف و سه‌تار بوده است. این دو نوازنده یک زن و مرد حدوداً سی و چند ساله بودند. مرد سه‌تار می‌نواخت و زن هم دف. بعد از چند بار متوالی که آن‌ها را دیدم، دیگر هیچ‌گاه آن‌ها را ندیدم. ازدحام و سروصدای آن نقطه آن‌قدر زیاد است که نوازندهٔ سه‌تار همواره با میکروفون می‌نواخت و نوازندهٔ همراهش هم به‌جای آنکه مثلاً تنبک‌نواز باشد دف‌نواز بود؛ احتمالاً‌ هم برای آنکه صدای سازش راحت‌تر شنیده شود و هم اینکه ظرائف تنبک در آن فضا قابل شنیدن و درک کردن نبود.
موسیقی و نلسون ماندلا (III)

موسیقی و نلسون ماندلا (III)

بیست سال پس از کنسرت استادیوم ومبلی، در ۲۷ ژوئن سال ۲۰۰۸ کنسرت دیگری برای بزرگداشت و ادای احترام به ماندلا در هاید پارک (Hyde Park) شهر لندن برگزار شد. این کنسرت تنها سه ساعت و نیم به طول انجامید ولی به اندازه کنسرت سال ۱۹۸۸ رسانه ای نشد. وفاداران به نلسون ماندلا از جمله گروه «Simple Minds»، پیتر گابریل، جونی کلِگ و جوآن بائز (Joan Baez) در این رخداد نیز حضور داشتند. همچنین امی واینهاوس (Amy Winehouse) ترانه «Free Nelson Mandela» گروه «The Specials» را اجرا کرد.
بررسی جنبش احیای موسیقی دستگاهی در نیمه سده‌ حاضر (IV)

بررسی جنبش احیای موسیقی دستگاهی در نیمه سده‌ حاضر (IV)

گروه دیگری از موسیقیدانان را نیز که شاگردان هسته‌ی اصلی گروه محوری بودند، باید جزء گروه محوری به حساب آورد چرا که فعالیت‌های بعدی این عده بود که جریان احیا را در سطح جامعه هنری مطرح و آنرا کامل کرد. به نظر می‌رسد در این مورد، گروهِ محوری دستکم به دو بخش تقسیم می‌شود: هسته اصلی و شاگردان۱۰٫ در حقیقت بدلیل نزدیکیِ زمانی و تاثیری که این شاگردان بر جریان موسیقی ایرانی نهادند، بسیار مشکل بتوان این دو بخش را از یکدیگر جدا کرد، در عین حال نباید از نظر دور داشت که زمانی که این شاگردان وارد جریان احیا شدند، خطر اصلی از موسیقی سنتی ایرانی دور شده و مرحله اصلی احیا (حداقل از دید خود احیاگرایان۱۱) تمام شده بود.
گاه های گمشده (X)

گاه های گمشده (X)

در عرف موسیقی ایران شور می، سه گاه فا سری، چهارگاه سل به عنوان چپ کوک و شور لا، سه گاه سی کرن و چهارگاه دو به عنوان راست کوک شناخته می شوند که در واحد یکپارچه مرتضی حنانه بالعکس ارائه شده است. یعنی با فرض صحیح بودن کلیه عناصر این واحد یکپارچه، گام راست تحتانی وی باید یک پنجم بم تر و از نت سل (شروع دوبل گامی که پیش از این معرفی شد) شروع می شد.
طراحی سازها (II)

طراحی سازها (II)

در زمینه سازهای موسیقایی، از زمان عود و چنگ موسیقی دان معروف Orpheus که اغلب تصور می شد دارای یک نیروی رقیق سحرآمیز ویژه می باشند، نوعی مقاومت یا مخالفت فعال والبته نه تنها ذهنی، به ویژه در ماهیت محافظه‌کار نوازنده، با پذیرش این واقعیت وجود دارد که یک شیء یا موضوع حساسی وابسته به عواطف و احساسات، از قبیل یک ساز می‌تواند دست‌کم وتا حدودی نتیجه یک واسطه غیرحسی و مکانیکی و قطعاً فرا انسانی، نظیر محاسبات ریاضی باشد. نکته جالب آن‌که از منظر حامیان این عقیده، مسائل جدای از این عامل ذهنی، روندی است توام با قیاس از میزان موفقیت سازنده این سازها در تطبیق دو جریان متضاد که عموماً در جهت عکس یکدیگر واقع‌اند.
چند کلام در رابطه با مصاحبه احمدرضا احمدی (IV)

چند کلام در رابطه با مصاحبه احمدرضا احمدی (IV)

«ردیف» غایت نیست که بخواهیم با دو ساعت نواختنش آفرینش انجام دهیم و ادعا کنیم که موسیقی دستگاهی یعنی همین و لاغیر. ردیف نمونه و نمودی به فعلیت آمده است از نظام ساختاری موسیقی دستگاهی، که آهنگسازان و نوازندگان با شناخت آن نظام ها از طریق نواختن ردیف یا مطالعه ی آن، خود دست به آفرینش می زنند. همانطور که از دل همین ردیف «علی اکبر شهنازی» بیرون آمده، «صبا» هم بیرون آمده، «مشکاتیان» و «علیزاده» و «کلهر» و «محجوبی» و حتی انواع گونه های موسیقی عامه پسند هم همینطور؛ بی آنکه ویژگی آثار آنها شباهت چندانی به یک دیگر داشته باشد.
غلامرضا مین باشیان، مرد اولین ها (I)

غلامرضا مین باشیان، مرد اولین ها (I)

غلامرضا مین باشیان در تاریخ موسیقی ایران در چند مورد مختلف با عنوان اولین شناخته می شود. غلامرضا مین باشیان یا سالار معزز که به امیر پنجه و موزیکانچی باشی، نیز معروف بوده است، اولین موسیقیدان تحصیل کرده ایرانی در زمینه موسیقی کلاسیک است، او اولین ایرانی است که نت اثرش به چاپ رسید و در اروپا منتشر شد، او اولین موسس و معلم ایرانی کلاس موسیقی کلاسیک غربی است، همچنین اولین پایه گذار ارکستر زهی در ایران و نگارنده ردیف، اولین ایرانی که در اروپا تحصیل موسیقی کرده است و…
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XVI)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XVI)

اینکه هدف استاد شجریان چه بوده از خلق این ساز، باید عرض کنم ایشان می خواستند سازی بوجود بیاورند که چهره ی ایرانی و صدایی نزدیک به کمانچه و قیچک داشته باشد تا در ارکسترهای ایرانی یک نوازنده ویلن بتواند آنرا براحتی بنوازد و برای همکاری با ارکستر موسیقی سنتی مجبور به یادگیری کمانچه نشود.