علی رهبری و موسیقی صلح

علی رهبری و ناصر فرهنگفر دوست کودکیش
علی رهبری و ناصر فرهنگفر دوست کودکیش
علی رهبری امروزه یکی از مشهورترین موسیقیدانان ایران در سطح جهان است. سابقه رهبری بیشتر از ۱۲۰ ارکستر در کشورهای مختلف و مخصوصا” انتشار ۱۵۰ CD که بیش از ۳۵ CD و DVD آن توسط انتشارات Naxos به انتشار رسیده، جایگاه والایی را برای او فراهم کرده است. (به غیر از علی رهبری و خواهرانش، رضا والی هم به تازگی اثری را با این انتشارات به بازار عرضه کرده است.)

علی رهبری نتیجه آزمون پر حرف و حدیث هنرستان ملی به ریاست حسین دهلوی است؛ که هنوز رابطه استاد و شاگردی یا پدر و فرزندی که دهلوی به این شاگرد قدیمیش دارد در روابط این دو هنرمند دیده می شود.

دهلوی تاکید زیادی روی طرحهایش داشته و دارد. او دروس موسیقی ایرانی به همراه دروس موسیقی غربی را در کنار هم با اطمینان کامل در هنرستان تدریس کرد و بار دیگر برنامه های کلنل وزیری را (اینبار کاملتر) به آزمایش گذاشت. در آن سالها با وجود مخالفتهایی که از دو طرف (اهالی موسیقی کلاسیک و موسیقی ایرانی) به او می شد، سرسختانه به کار خود ادامه داد.

انتقادات اهالی موسیقی ایرانی بیشتر حول محور سنتگرایی های معمول (از استفاده از نت تا نمد معروف سنتور!)، می گشت و البته انتقاداتی هم در مورد اثر سوء تحصیل موسیقی غربی بر نوازندگان موسیقی ایرانی، عنوان می شد که بحث در این مورد مجالی دیگر می طلبد. این نوع انتقادات تا امروز ادامه دارد (چند ماه پیش در یکی از برنامه های موسیقی رادیو، مجری برنامه از خواننده ای خواست در مورد آثار بد تدریس سلفژ روی خوانندگان موسیقی ایرانی صحبت کند! ایشان هم گفته مجری برنامه را تائید و سخنانی ایراد کرد… احتمالا این هنرمند گرامی نمی دانست که سلفژ شکل ادای صحیح نت را آموزش می دهد، پس مسلما” سلفژ از موسیقی الگو می گیرد، نه موسیقی از سلفژ! و جالب اینکه پس از سخنان این خواننده، قسمتی از خوانندگی او همراه با ارکستر پخش شد که به طرز فاحشی فالش بود! در قسمتهای بعدی این برنامه مجری همین مسئله را با یکی از آهنگسازان مطرح کرد که با شگفتی او روبرو شد!)

Hossein Dehlavi and Ali Rahbari
علی رهبری پس از نواختن ویلن سولو
به رهبری حسین دهلوی
انتقادات اهالی موسیقی کلاسیک غربی هم بیشتر حول محور دشمنی با موسیقی ایرانی می گشت ولی مهمترین انتقادهای آنها روی موضوعاتی چون تدریس ناکافی موسیقی کلاسیک (البته به گمان هنرمندان هنرستان عالی) که باعث می شد نوازندگان به رشد کامل نرسند و آشنایی با ربع پرده که گوش نوازنده کلاسیک را فالش می کرد(!) بود.

غیر از اینکه شخص حسین دهلوی، خود نمونه کاملی از این سبک آموزش موسیقی بود، ولی هنوز برای اثبات شیوه آموزشی اش باید چندین هنرمند زبده تربیت می کرد.

دهلوی اگرچه مورد اعتماد دولت وقت و حامیانش هنرمندان بزرگی چون: علینقی وزیری، ابوالحسن صبا، حسین تهرانی، فرامرز پایور و … بودند، ولی تا زمانی که جامعه هنری موسیقیدانانی چون: علی رهبری، حسین علیزاده، شجاع الدین لشگرلو، شهرداد روحانی و … را ندیده بود، هنوز به این سیستم بد بین بود.

Rahbari and Mitislav Rostropovich
علی رهبری و روستروپوویچ نوازنده مشهور ویلنسل و رهبر ارکستر
علی رهبری در سال ۱۳۵۲ مدیریت هنرستان موسیقی ملی و ۱۳۵۳ مدیریت هنرستان عالی را بعهده گرفت. رهبری در این سالها بارها ارکستر های ژونس موزیکال، ارکستر هنرستان عالی موسیقی، ارکستر صبا، ارکستر مجلسی رادیو و تلویزیون، ارکستر سمفونیک تهران و پس از انقلاب ارکسترهای زیادی از جمله: ارکستر فیلارمونیک برلین ( زمانی که دستیار فون کارایان بود)، ارکستر ملی فرانسه، ارکستر فیلارمونیک لندن، ارکستر رادیو تلویزیون بلژیک BRT(به عنوان رهبر دائم) و ارکستر فیلارمونیک زاگرب ( به عنوان رهبر دائم) را رهبری کرد.

همانطور که رهبری در ایران می تواند نمادی از صلح موسیقی ایرانی و غربی باشد (آثاری نیز برای ارکستر تلفیقی سازهای ایرانی و غربی تصنیف کرده)، او فعالیتهایی نیز در زمینه آشتی بین المللی در مورد سیاهان افریقا داشته، زمانی که نلسون ماندلا هنوز در زندان بود، با یک گروه که تشکیل شده از خوانندگان سیاه و سفید بود، کنسرتهایی را به اجرا گذاشت.

او بخاطر فعالیتهای بشر دوستانه در سال ۱۳۵۴ مدال طلای حقوق بشر را دریافت کرد و قطعاتی نظیر “هافمون” و “بیروت برای ۹ فلوت” را در همین راستا تصنیف کرد. از آثار علی رهبری در ایران اجرای ” بیژن و منیژه” اثر حسین دهلوی، “حماسه” اثر احمد پژمان و “کنسرتو ویلنسل سن سانس” با تکنوازی عباس ظهیرالدینی در بازار موجود است. (در نوشته بعدی گفتگویی با این هنرمند برجسته خواهیم داشت)

درباره قطعه سمفونیک خلیج فارس اثر شهرداد روحانی

این اولین بار نیست که موسیقی ای به اصطلاح نادقیق «مناسبتی» (یا به اصطلاح غلط تر: سفارشی) برای مایملک ملی این مرز و بوم ساخته می شود. گفته قدما- یعنی الفضل للمتقدم- لااقل برای حیطه هنرها و به خصوص موسیقی، مصداق چندانی ندارد. به بیانی رسانه یی تر: اینجا امتیاز آوردن بر حسب شایسته سالاری است و نه پیش افتادن های غالبا تصادفی و رابطه یی در جریانی که اصلامعلوم نیست «مسابقه» باشد.

مروری بر آلبوم «بازشنودی از نی دوره قاجار؛ صفدرخان و نائب اسدالله»

غیر از موسیقی کلاسیک غربی که تنوع در عینِ تناسب را درآن به غایت رسانده‌اند در دیگر موسیقی‌های کلاسیک، سازهای بادی در اقلیت‌اند. در موسیقی ایران این قلت به نهایت رسیده و امروز تنها ساز بادیِ حاضر، نیِ موسوم به هفت‌بند است. نه تنها دیگر سازهای بادیِ ممکن و آزموده مانند کلارینت بلکه سازهایی را که برای خود جایگاهی یافته بودند نیز انگ‌های توتالیتری دهه‌های گذشته از میدان راندند.

از روزهای گذشته…

صبا؛ نسیم دگرگونی‌ها (I)

صبا؛ نسیم دگرگونی‌ها (I)

در تاریخ افرادی هستند که با کارشان، با بودنشان، با تاثیری که بر وقایع زمانه می‌گذارند جریان یک‌سویه و یک‌پارچه‌ی زمان را به قبل و بعد از خودشان تقسیم می‌کنند. بی‌شک وقتی در سال ۱۲۸۱ ابوالحسن نامی در خانواده‌ی فرهیخته‌ی کمال‌السلطنه متولد شد یکی از همین شخصیت‌ها پا به عرصه‌ی وجود گذاشته بود. هنگامی که هم او، در واپسین روز پاییز ۱۳۳۶ به تاریکی طولانی‌ترین شب آن سال پیوست دیرگاهی بود که می‌شد بخش‌هایی از تاریخ موسیقی معاصر را از جنبه‌های متعدد به قبل و بعد از او بخش کرد.
علینقی وزیری؛ ناسیونالیسم دولتی و روشنفکر موسیقی (V)

علینقی وزیری؛ ناسیونالیسم دولتی و روشنفکر موسیقی (V)

این مقایسهٔ ـ از دید امروزی – آشکارا تحقیرآمیز،(۱۸) که به نظر نمی‌رسد در آن روزگار نزد ترقی‌خواهان زیاد ناپسند و آزارنده بوده باشد بخش بزرگی از سیستم ارزش‌گذارانهٔ هنری (یا شالوده‌های حمایتی آن) را فراهم می‌کرد و حقانیتی به دگرگونی‌های هنری می‌داد که برآمده از نیاز به نظم و … در زندگی روزمره بود.
منتشری: روایتگر ردیف مهرتاش هستم

منتشری: روایتگر ردیف مهرتاش هستم

الان دست استاد مهرتاش از این دنیا کوتاه است. ۹۰ درصد آواز خوان های امروز شاگرد مهرتاش بودند. خود آقای لطفی گفت: به نظر من بهترین استاد آواز در ۱۰۰ سال اخیر، استاد مهرتاش بوده است و این گفته من نیست. آقای لطفی همان ردیف بنده را تدریس می‌کند که البته ردیف من نیست و ردیف استاد مهرتاش است که من روایتگر آن هستم. روزی متوجه شدم که دو نفر از شاگردانش همین ردیف من را می خوانند؛ همان شور “هر صبحدم نسیم گل از بوستان توست / الحان بلبل از نفس دوستان توست” که گفتم این ردیف من است و آن ها گفتند که آقای لطفی در کلاسشان همین ردیف شما را درس می دهد.
نگاهی گذرا به جریان بندی های موسیقی ایران؛ به بهانه سالروز درگذشت پرویز مشکاتیان (IV)

نگاهی گذرا به جریان بندی های موسیقی ایران؛ به بهانه سالروز درگذشت پرویز مشکاتیان (IV)

مشکاتیان در دهه ۷۰ آثار دیگری را به جامعه هنردوستان ایران تقدیم می کند که خوانندگان آن عموما قوت محمدضا شجریان را ندارند و بعضا مجری های خوبی برای آثار او نیستند ولی بی‌شک هنر آهنگسازی او به نهایت گوش نواز است؛ از جمله «مقام صبر» با صدای علیرضا افتخاری، «افق مهر» با صدای زنده یاد ایرج بسطامی، «کنسرت عارف» سال ۱۳۸۶ با صدای شهرام ناظری و…
«لحظه های بی زمان» (I)

«لحظه های بی زمان» (I)

«لحظه های بی زمان» نام آلبومی است که به تازگی منتشر شده است با دو نام آشنا و کم آشنا! منوچهر صهبایی رهبر و ابوایست با سابقه که در کارنامه خود ضبط چندین اثر سمفونیک ایرانی از ساخته های بزرگان رشته آهنگسازی ایران را دارد و دیگری روزبه تابنده، آهنگساز. اینکه چطور منوچهر صهبایی با حساسیت هایی که در مورد آهنگسازی دارد، تن به ضبط اثری از آهنگسازی جوان داده سئوالی است که در اولین لحظات شنیدن این آلبوم به پاسخ آن میرسیم.
بولرو

بولرو

بولرو قطعه ای ارکسترال در یک موومان ساخته موریس راول (Maurice Ravel) است که در سال ۱۹۲۸ در اصل برای باله تنظیم شده و بدون تردید مشهورترین اثر راول به شمار می رود.
رامین بحیرایی و سجاد محرابی «مثنوی نوا» را اجرا می کنند

رامین بحیرایی و سجاد محرابی «مثنوی نوا» را اجرا می کنند

بیست و هشتمین دوره نشست تخصصی آواز ایرانی در فرهنگسرای ارسباران اجرا می شود. در این نشست تخصصی و آموزشی که سومین سال فعالیت خود را طی می‌کند، بحث‌ها و سخنرانی‌‌های تخصصی درباره آواز ارائه می شود. دیگر وظیفۀ مهم برگزارکنندگان «آیین آواز» معرفی آوازخوانان برجستۀ جوان و میانسال به جامعه هنری است. در بیست و هشتمین دوره نشست تخصصی آواز ایرانی به شناخت و بررسی جایگاه آوازی استاد اقبال آذر خواننده پر آوازه موسیقی دستگاهی پرداخته خواهد شد.
مهرداد دلنوازی: آثار منتشر نشده زیادی دارم

مهرداد دلنوازی: آثار منتشر نشده زیادی دارم

در هنرستان ما ارکستری داشتیم که بنده آن را اداره کرده بودم و در واقع یک ارکستر دانشجویی بود، پس از فارغ التحصیل شدن از هنرستان موسیقی ملی، با همکلاسی های که داشته ایم مثل آقای سعید ثابت، آقای حسین بهروز نیا، آقای ضرغامی و دوستان دیگر، ما علاقه مند شده بودیم که فعالیت های خود را گسترده تر کنیم؛ به گوشمان رسید که در رادیو میدان ارگ، امتحانی می گیرند برای نوازندگی و جذب نوازندگان برای صدا و سیما. آنجا رفتیم و در آزمون شرکت کردیم و خدا را شکر کارمان مورد قبول واقع شد و ارکستر در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی که وابسته به صدا و سیما بود تشکیل شد. نام این گروه خالقی بود که غالبا دوستانی که آهنگ خودشان را می آوردند، سرپرستی آن را به عهده داشتند و فعالیت از سال ۵۸-۵۹ آنجا شروع شد.
حرکتهای کروماتیک در ملودی

حرکتهای کروماتیک در ملودی

در جواب یکی از دوستان بسیار خوب سایت می خواهیم بطور مختصر راجع به حرکت های کروماتیک در ملودی صحبت کنیم، اینکه آیا این حرکتها می توانند باعث شوند تا از محوریت تونالیته موسیقی کاسته شود یا خیر و … برای شروع بحث به میزان اول از این شکل توجه کنید که یک ملودی ساده را نمایش می دهد، ساده ترین آکوردی را که می توان برای آن انتخاب کرد CMaj7 می باشد.
امیر آهنگ: فَهمِ هارمونی مهم است!

امیر آهنگ: فَهمِ هارمونی مهم است!

اُستاد حنانه می گفتند مدرسِ هارمونی باید اطلاعاتِ جامعی از متُدهای گوناگون هارمونی و دیگر فنون کُمپوزیسیون داشته باشد ولی در شروعِ آموزش با هنرجو باید با یک متدِ آموزشیِ مشخص و معینی آغاز نموده و آن متد را از ابتدا تا به انتها بصورت تمام و کمال به پایان بُرد. نباید هنرجو را در هنگام شروعِ آموزش یا در حین آموزش با متد های مختلف درگیر نمود. زیرا در اینصورت شاگرد سر در گم شده و به نتیجه مطلوب نخواهد رسید و چه بسا در میانه راه از یادگیری منصرف می گردد! ولی پس از به پایان بردن یک متدِ مشخص و تسلط کامل بر آن لازم می دانستند که هنرجوی کُمپوزیسیون متُدِ مکاتبِ دیگر را در کلیه فنون کمپوزیسیون مطالعه کند. در آن زمان یعنی در سال ۱۳۶۵ (سی و یک سال پیش) جهت شروع یادگیریِ هارمونی، متد مکتب روسیه با کتابِ هارمونی نوشته: ریمسکی کرساکف را توصیه کرده و خودشان از روی آن درس می دادند.