دیلان‌ به‌ روایت‌ هندریکس‌ – ۱

تام ویلسون و باب دیلان در حال ضبط Like a rolling stone
تام ویلسون و باب دیلان در حال ضبط Like a rolling stone
نگاهی به آهنگ All Along The Watchtower
در سال‌ ۱۹۶۸ جیمی‌ هندریکس‌ آهنگی‌ را از باب‌ دیلان‌ بازنوازی‌ (cover) کرد که‌ به‌ یکی‌ ازمحبوبترین‌ ترانه‌ های‌ تاریخ‌ موسیقی راک‌ تبدیل‌ شد. با این‌ که‌ آهنگ‌ دیلان‌ را هنرمندان‌ دیگری‌ مانند Dave Mason, Jeff Healy, Buddy Miles, U2 و … نیز کاور کرده‌اند، اما این‌ ترانه‌ ازمعدود آثار دیلان‌ است‌ که‌ کمتر به‌ نام‌ خود او شناخته‌ می‌شود.


در واقع‌ اجرای‌ هندریکس‌ از این‌آهنگ‌ بود که‌ آن‌ را به‌ یکی‌ از استانداردهای‌ راک‌ بدل‌ ساخت‌ و امروزه‌ از آثار شاخص‌ جیمی‌هندریکس‌ محسوب‌ می‌شود. حتی‌ اجراهای‌ خود باب‌ دیلان‌ از آن‌ به‌ بعد بیشتر با تنظیم‌ هندریکس‌ مطابقت‌ داشت‌ تا آهنگ‌ اصلی‌. در این‌ مقاله‌ به‌ بررسی‌ مبانی‌ تاریخی‌ شکل ‌گیری‌ این‌ اثر ، بررسی‌ ساختار ملودیک‌ و نحوه ضبط آن طی سه مطلب متوالی می‌پردازیم‌. بررسی‌ متن‌ ترانه‌ و تأویل‌ معناشناختی‌ آن‌ مجالی‌ دیگر می‌طلبد.

audio file Bob Dylan , All Along The Watchtower

تاریخچه‌
سابقه‌ آشنایی‌ هندریکس‌ و دیلان‌ به‌ سال‌ ۱۹۶۵ برمی‌ گردد که‌ هر دو در کافه‌های‌ Greenwich Village مشغول‌ و در محافل‌ folk – rock محلی‌ چهره‌های‌ شناخته‌ شده‌ای‌ بودند. دیلان‌ می‌گوید: «من‌ جیمی‌ را قبل‌ از اینکه‌ ستاره‌ بزرگی‌ شود می‌شناختم‌ در آن‌ زمان‌ در اصل‌ یک‌ نوازنده‌ Blues بودولی‌ برخلاف‌ نوازنده‌های‌ قدیمی‌ و شناخته‌ شده‌ خیلی‌ پرانرژی‌ و پرمایه‌ بود.»

مدت‌ها قبل‌ از اینکه‌ جیمی‌ هندریکس‌ با تشکیل‌ گروه‌ Experience وارد چرخه ضبط‌ و پخش ‌موسیقی‌ شود از طرفداران‌ کارهای‌ باب‌ دیلان‌ بود و به‌ خصوص‌ دو آهنگ‌ سال‌ ۱۹۶۵ دیلان‌ را به ‌نامهای‌ Like a rolling stone و Can you please crawl out your window در دوران ‌حضورش‌ در Greewich Village به‌ صورت‌ زنده‌ اجرا می‌کرد. بعدها نیز این‌ دو آهنگ‌ را به‌ ترتیب‌ درجشنواره‌ موسیقی‌ Monterey و رادیو BBC اجرا کرد که‌ نسخه‌ ضبط‌ شده‌ آنها در دسترس‌ است‌.

بعد از تصادف‌ وحشتناکی‌ که‌ در سال‌ ۱۹۶۶ برای‌ دیلان‌ پیش‌ آمد و او را یکسال‌ خانه‌ نشین‌ کرد از اوهیچ‌ خبری‌ نبود. در همین‌ مدت‌ بود که‌ هندریکس‌ پله‌های‌ شهرت‌ و ترقی‌ را پیمود و به‌ یک‌ ستاره ‌بزرگ‌ تبدیل‌ شده‌ بود. در آخر ماه‌ دسامبر ۱۹۶۷ بود که‌ دیلان‌ بعد از این‌ وقفه یکساله‌ آلبوم‌ John Wesley Harding را عرضه‌ کرد؛ آلبومی‌ که‌ بر مبنای‌ ساده‌ترین‌ اصول‌ تنظیم‌ و آهنگ‌سازی‌ ساخته‌شده‌ بود و گیتار و ساز دهنی‌ و آواز دیلان‌ را تنها یک‌ گیتار Bass و درامز ملایم‌ همراهی‌ می‌کرد. هندریکس‌ به‌ گفته‌ اطرافیانش‌ از همان‌ بار اولی‌ که‌ این‌ آلبوم‌ را شنید شیفته‌ آن‌ شد و همیشه‌ می‌خواست ‌که‌ یکی‌ از آهنگهای‌ آلبوم‌ را cover کند.

با توجه‌ به‌ ترانه‌های‌ پیچیده‌ دیلان‌ باید آهنگی‌ انتخاب‌ می‌شد که‌ از نظر تجاری‌ هم‌ موفق‌ از آب‌دربیاید. All Along the watchtower گزینه‌ مناسبی‌ بود. متن‌ ترانه‌ بیانگر نوعی‌ سرگشتگی‌ و دلهره ‌روحی‌ است‌ شخصیتهای‌ آن‌ بوضوح‌ دچار اضطراب‌ و سردرگمی‌ هستند صحبتهایشان‌ ارتباط‌ اندکی‌ با وقایع‌ پیش‌ آمده‌ دارد که‌ حداقل‌ در شنود اول‌ تداعی‌ کننده‌ تصاویری‌ مبهم‌ و تصادفی‌ در ذهن‌شنونده‌ است‌. در واقع‌ قدرت‌ دراماتیک‌ یک‌ اثر هم‌ نشأت‌ گرفته‌ از عناصر ناگفته‌ مانده‌ آن‌ است‌. به‌احتمال‌ زیاد همین‌ وجه‌ کنایی‌ و استعاری‌ ترانه‌ است‌ که‌ هندریکس‌ را به‌ خود جذب‌ کرده‌ است‌ چون ‌هندریکس‌ به‌ ندرت‌ به‌ زبان‌ روایی‌ دیلان‌ سخن‌ می‌گفت‌ و ترجیح‌ می ‌داد با گیتارش‌ حرفهای‌ خود رابیان‌ کند. در عمل‌ هم‌ مهمترین‌ تغییری‌ که‌ در این‌ cover رخ‌ داده‌ این‌ است‌ که‌ هندریکس‌ نقش‌ موسیقی را در آن‌ پررنگ‌تر (و حتی‌ مهمتر از متن‌ ترانه‌) ساخته‌ است‌.

البته‌ تنظیم‌ این‌ آهنگ‌ ساده‌ آکوستیک‌ برای‌ گیتار الکتریک‌ کاری‌ دشوار بود که‌ هندریکس‌ باقابلیتهای‌ منحصر به‌ فرد خود به‌ بهترین‌ وجه‌ ممکن‌ آن‌ را به‌ انجام‌ رسانید و حتی‌ خود دیلان‌ هم‌ بارها از تنظیم‌ هندریکس‌ ستایش‌ کرده‌ و آن‌ را نسخه‌ نهایی‌ اثر خود می‌داند و نیز ابراز تاسف‌ کرده‌ از این‌ که‌ چرا هندریکس‌ دیگر زنده‌ نیست‌ تا آهنگهای‌ بیشتری‌ را از او cover کند!

زیستن با هنر سلوکی عاشقانه (III)

انتشار آلبوم بیداد با تکنوازی تار استاد غلامحسین بیگجه خانی و پس از آن درگذشت استاد در فروردین ماه سال هزار و سیصد و شصت و شش باعث شد که توجه بسیاری از نوازندگان دوباره به شیوه ایشان جلب شود. من به شیوه نوازندگی ایشان علاقمند بودم و به همین دلیل، وقتی جناب داوود آزاد از تبریز به تهران آمدند حدود یک سال البته به طور پراکنده درخدمت ایشان، بعضی از بخش های ردیف موسیقی و تعدادی از آثار استاد بیگجه خانی را نواختم که البته فراگیری آثار خیلی برایم مهم نبود؛ بلکه لحن و شیوه نوازندگی ایشان برایم اهمیت بیشتری داشت. پس از آن نیز به تدریج به آوانگاری تعدادی از آثار استاد بیگجه خانی پرداختم.

از بحران اندیشه تا نااندیشیدگی بحران در موسیقی ایران (IV)

در چنین شرایطی حتی امر هنری که دیگر نقش وجودی خود را از کف داده و با فاصله گرفتن از نقش اثرگذار و هستی بخش خود، تنها به یک ابزار در دست قدرتها و یا حتی یک شیء تزئینی بدل شده است، ناتوان از ایجاد بسترهای یک جریان تاریخی نوشونده و پویا به ورطه های تکرار و فراموشی فرومیغلتد و فرد مصداق جریان کلی جامعه، اندک اندک خود را در مغاک توهم غرقه می یابد: از نگاه اراده گرایانه و کوشش بیهوده برای اعمال آن به واقعیت جریان تاریخی، تا اشکال گوناگون جزم اندیشی و حتی غرقه شدن در بسترهای فروبستۀ تجرید و تفکر محدود انتزاعی، همه و همه به نظر می رسد که محصول چنین وضعی باشند.

از روزهای گذشته…

قاسمی: قطعاتی که فضای شرقی و ایرانی داشتند انتخاب شدند

قاسمی: قطعاتی که فضای شرقی و ایرانی داشتند انتخاب شدند

خبر دوم شدن گروه کر شهر تهران در فستیوال کر خاورمیانه امروز در بسیاری از خبرگزاری ها منتشر شد. این گروه با رهبری مهدی قاسمی و با اجرای آثاری از آهنگسازان ایرانی و غربی در این فستیوال شرکت کرد. گفتگویی که در پیش دارید، پیش از سفر این گروه تهیه شده است:
گفتگویی با مجموعه سازندگان قیچک نوین

گفتگویی با مجموعه سازندگان قیچک نوین

در تولد ۸ سالگی ژورنال گفتگوی هارمونیک در تاریخ ۱۸ فروردین ۱۳۹۱، رضا ضیائی سازنده و پژوهشگر در عرصۀ سازهای موسیقی کلاسیک (گروه خانوادۀ ویولن)، از به ثمر رسیدن گام نخست از یک طرح اصلاحی بر روی ساز قیچک خبر داد؛ در این ساز کاسه بصورت ترکه ای و صفحه از جنس چوب در نظر گرفته شده بود. اجرایی شدن گام دوم کار بر روی این پروژه پس از یک پایش ۷ ساله با مجموعۀ جدیدی از هنرجویان کارگاه رضا ضیائی اتفاق افتاد. در این گام، پژوهش های جدیدتری از ابعاد گوناگون بر روی ساز قیچک و نسخه هایی از این ساز که به عنوان نمونه های مدرن پیشتر توسط اشخاص دیگری ارائه گردیده بودند انجام گرفته و نمونه های موجود از نظر ضعف ها و قوت های تکنیکی مورد سنجش قرار گرفتند.
جنبه‌هایی از فرم مقدمه‌ بیداد پرویز مشکاتیان (VII)

جنبه‌هایی از فرم مقدمه‌ بیداد پرویز مشکاتیان (VII)

تاکید غیرمنتظره‌ و شگفتی‌آور (۹) ریتمیک که در بخش انتهایی این گذر پدیدار می‌شود (نت فا با کشش چنگ) اگر در بستر مناسب دوگان‌های خط تار بررسی شود (نزدیک شدن فاصله‌ی دوگان‌ها را بنگرید) ضمن زیبایی خاصی که از برآورده نکردن انتظار ذهنی حاصل شده است (۱۰)، با یک تغییر ناگهانی کمک می‌کند تا راه برای فضای تاکیدی و مضرابی قسمت بعدی که تضادی جدی با بخش نخست دارد، آماده شود.
چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (XIII)

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (XIII)

به عقیده ی آدرنو مطمئنا شیوه ی کارِ کارگران در خط مونتاژ کارخانه ها، یا کار با ماشین های اداری امکانِ هرگونه نوآوریِ راستین را از انسان ها سلب می کند. بی خیالیِ شنونده موسیقی عامه پسند نه تنها پیش انگاشت بلکه پیامد موسیقی عامه پسند است. ملودی های موسیقیِ عامه پسند لالاییِ بی خبریِ شنونده را در گوشش زمزمه می کنند و دلداریش می دهند تا نگران نباشد، زیرا از قافله عقب نمانده است.
مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی (IV)

مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی (IV)

در قرن پانزدهم، عبدالقادر مراغی در کتاب «جامع الالحان» ساختار و عملکرد عود و سازهای مشابه آن را بررسی کرده‌است (عود قدیم، عود کامل، تحفه‌العود، پیپا و شاهرود). او با استفاده از تکنیک‌ها و «ترجیعات»، مضراب عود را معرفی کرده است (Sezikli.2011:235-252). عبدالعزیز عودنواز فرزند عبدالقادر مراغی و نوازنده‌ی سلطان محمد فاتح، در کتاب «نقاوه‌الادوار» درباره‌ی عود مطالبی مشابه اطلاعات ارائه شده در کتاب پدرش را بیان کرده است (Koc.2010,46,50). از پایان قرن نهم تا قرن سیزدهم هجری، سازهای تنبور (۵) و نی به تدریج جایگزین عود شدند (Tanrikorur.2001:189)؛ علت این امر تا حدود زیادی به سبب علاقه‌مند شدن عثمانیان به سازهای تنبور و نی و گسترش سماع بوده‌است.
اصول کاربردی هارمونی (قسمت دوم)

اصول کاربردی هارمونی (قسمت دوم)

رویکردهای مبتنی بر بینش هانریش شنکر (heinrich schenker) از این امتیاز برخوردارند که بیش از روش های دیگر، بر پایه «شنیدن» تکیه دارند. خصوصاً این فرضیه که همه آکوردها از اهمیت ساختاری یکسانی برخوردار نیستند و این امر که معنای هارمونیک یک قطعه نسبت به زمینه ی خطی آن تغییر می یابد، از بینشی انتقادی خبر می دهد.
لویی بلسون، خداوندگار جز درام

لویی بلسون، خداوندگار جز درام

لویی بلسون (Luigi Paulino Alfredo Francesco Antonio Balassoni)که همه او به عنوان یک نوازنده درام (در سبک جز) برجسته می شناسند. او یک پیشرو در نوازندگی double-bass درام، آهنگساز، تنظیم کننده، رهبر گروه، استاد و مدرس سبک جز است. دوک الینگتون او را چنین معرفی مینماید : “برترین نوازنده درام در جهان” و باید این حقیقت را قبول نمود که این جمله تنها تمجید از بلسون نیست بلکه وی در طول نوازندگیش تکنیکی که داشت و سرعت خیره کننده اش الگوی بسیاری از نوازندگان حال درام میباشد.
نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XXVI)

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XXVI)

گفتمان موسیقی در ایران در این نشریه ها هنوز هم بر محور انواع مختلف تجدد طلبی جریان دارد. علاوه بر آن به استناد به سرمقاله های مجله «هنر موسیقی» می بینیم که در جمع مشکلات تجدد طلبی هنوز هم مشکل حقانیت و مشروعیت موسیقی در جامعه اسلامی موجود است و در کنار گفتمان تجدد، این مناظره هم جریان دارد که آیا ترویج موسیقی در برنامه دولتی ضرورتی دارد؟ و آیا دیدن ساز در هنگام شنیدن موسیقی از تلویزیون جایز است یا نیست؟
نگاهی به اپرای مولوی (XXI)

نگاهی به اپرای مولوی (XXI)

در پاسخ مولوی پیرمرد می خواند: «گر خطا گفتیم اصلاحش تو کن. مصلحی تو ای تو سلطان سخن» در این بخش گردش ملودی شبیه به بخش اولی است که همین خواننده خوانده است و به همین دلیل آهنگساز از همان آکومپانیمان ارکستری برای این بخش هم استفاده می کند.
دو نمود از یک تفکر (II)

دو نمود از یک تفکر (II)

ژان دورینگ، موسیقی شناس فرانسوی در تعریف ردیف چنین می نویسد: “ردیف، الگو یا ترتیب پیوستگی گوشه هاست” و پروفسور هرمز فرهت در کتاب ارزنده ی خود با نام “شناخت موسیقی دستگاهی ” آن را چنین توصیف می کند: “گوشه ها که هیات موسیقی ایران را شکل می دهند، مشترکا ردیف خوانده می شوند. مطمئنا این گوشه ها قطعاتی به دقت معین شده نیستند، بلکه مدل های ملودیکی هستند که ملودی بر روی آنها ساخته می شوند.” گوشه بنیادی ترین عنصر موسیقی ایرانی ست که در مورد تعریف و مفهوم دقیق آن اختلاف نظر وجود دارد. دکتر صفوت گوشه را: “ملودی های کم و بیش کوتاه می داند که تعداد آنها متفاوت است… و طبق نظم خاصی به نام ردیف از پی هم می آیند”.