شاید چنین باشد، شاید (III)

سوگ سرو
سوگواری دیگر و این بار سوگ سرو، سمبل آزادگی. کمانچه‌ها روایتگر این مویه شده‌اند. قطعه با جمله‌ای دردآلود و کشیده آغاز می‌شود و فضایی مویه‌مانند را تداعی می‌کند؛ ملودی‌ای که با تکیه‌ها ساخته شده و از نیمه با صدایی که بخشی از ملودی بعدی را می‌نوازد همراهی می‌شود. ایده‌ی اول با بخشی از ایده‌ی دوم همراهی می‌گردد.

حرکت کند خطوط موسیقی که گاه با کوبشی هشداردهنده در دوردست قطع شده مانند حرکت دسته‌ای سوگوار و به همان سنگینی و غمباری است. ناگهان عنصر متضادی، رقص، به میان می‌آید. دسته در سوگ سرو به هیجان آمده و عنصر حماسی‌ای که در مرگ سرو (سمبل آزادگی) نهفته است، غالب می‌شود. اندوه و دست‌افشانی فضای قطعه را به تناوب میان خویش تقسیم کرده‌اند.

هر دو در کنار یکدیگر جریان دارند و گاهی یکی بر دیگری غالب می‌شود. حرکت کند و تدریجی قطعه نیز در خدمت آفریدن همین فضا قرار گرفته است. هر جمله‌ی مویه مانند از سکوت سر برمی‌دارد و به سکوت بازمی‌گردد و در میانه، خیزش دینامیک درست در نقطه‌ی تقارن هریک از این مویه‌ها به اوج می‌رسد. شور و هیجان در فراز پایانی قطعه چنان است که صدای نسبتاً آشنای کمانچه دگرگون شده و به سازی مانند سرنا نزدیک می‌شود (۱۰).

تبدیلی که در روند همان تبدیل از حرکت سنگین سوگوار به شوری حماسی رخ می‌دهد؛ حتی صدای ساز نیز استحاله شده است. شاید در این قطعه با تصویر نوعی مراسم سوگواری خویشی وجود داشته باشد. تجربه‌ای که همراه است با سکوت حاضران که هر از چندی با مویه‌ی دردمندی می‌شکند و دوباره در سکوت فرو می‌رود و گاهی نیز این مویه در جمع می‌افتد و همه را به هیجانی از سر درد می‌آورد.

فضای صوتی مانند این مراسم با جمله‌های محصور میان سکوت‌ها و فراز و فرود دینامیک تا سکوت بعدی شباهت‌هایی دارد. همصدایی‌هایی که مداوم بر فاصله‌ی چهارم حرکت می‌کند خویشاوندی نزدیکی با ملودی دارد. یگانگی بافت عمودی با عناصر فرهنگی موجود در ملودی‌های قطعه از سویی حاصل استفاده‌ از نغمه‌های پدال‌ و تقویت‌کننده‌ی‌ معمول در فرهنگ موسیقی این سرزمین است (۱۱) و از سوی دیگر حاصل طراحی بافت ظریف و شکننده‌ی عمودی که با خود ملودی نیز رابطه‌ی نزدیکی دارد (۱۲).

خوو/ و موخره
در هنر مدرن (حداقل موسیقی) میان تصوری که در سنگینی سایه‌اش هنرمند به آفرینش اثر دست زده، – اگر اصلاً چنین تصوری وجود داشته باشد- و قطعه‌ی آفریده شده نسبتی وجود ندارد. تنها خاطره‌ای محو و گنگ از آن به کمک شبکه‌ی تداعی‌ها در اثر می‌ماند؛ واپسین باقیمانده‌ی تلاش برای دور کردن موسیقی از انتزاع کامل.

گاهی میان تصور از کار یا حتی باری که نام اثر بر آن می‌گذارد (انتظاری که در ذهن شنونده و شاید خود آهنگساز ایجاد می‌کند) و فرم هنری یا ساختار مواد و مصالح مورد استفاه در قطعه نسبتی معنی‌دار پیدا می‌شود و گاه هم نه. این موضوع که یافتن چنین نسبتی ارزشی زیباشناختی داشته باشد، بسته به تفکر هنری و انتقادی جاری در دوره‌ها و فرهنگ‌های مختلف است.

سوال‌هایی از این قبیل که آیا مفسر/ شنونده حق دارد تاویل خود را جایگزین «مقصود» آهنگساز کند؟ (نه با آفریدن تصویری ذهنی که آشکارا آزاد است و آهنگساز هیچ مهاری بر آن ندارد بلکه با تعویض نام قطعه) و آیا خود آهنگساز می‌تواند پس از آفرینش نام یا کارکرد دیگری برای اثرش بیابد که درهنگام آفرینش نظر نداشته (۱۳)؛ پرسش‌هایی است که بسته به بستر فرهنگی‌ای که در آن مطرح می‌شود می‌تواند پاسخ‌های متفاوتی داشته باشد. در فرهنگ موسیقی ما اما، کمتر چنین مباحثی مطرح شده است (۱۴). از همین رو طرح کم‌رنگ بررسی رابطه‌ی آثاری که شد با نامشان در این نوشتار مورد توجه قرار گرفت.

«خوو» از این نظر در میان قطعات این مجموعه منحصر به فرد است. آهنگساز به صراحت داستان آفرینش قطعه را بیان کرده (هر چند خود داستان از نظرگاه موسیقایی گنگ است) اما نام قطعه معنای خاصی را باز نمی‌تاباند. این واژه اگر هم معنایی دارد، چنان دور از ذهن است که تقریباً می‌توان فرض کرد چیزی را به یاد شنونده نمی‌آورد. تصویری که به گفته‌ی خود آهنگساز («مارتین شمعون پور») محرکِ ساختن این آهنگ شده نیز بسیار عجیب و غریب است؛ آواز خواندن ماری که در رویای آهنگساز بوده. سوگواری، چکامه سرودن چشمه سار زلال، در سوگ سرو نشستن، زمزمه کردن ماه و قصه‌ی خیلی از آثار دیگر اگر دستمایه‌ی آفریدن موسیقی قرار گیرد طبیعی است اما آواز مار؟

قطعه‌ی «مشحون» از تکنیک‌های اجرایی سازهای بادی است که برخی از آنها در قرن بیستم مورد استفاده بوده، نوازنده و آهنگساز آنها را با فلوت ریکوردر اجرا کرده (۱۵) و برخی دیگر به نحوه‌ی اجرای سازهای بادی در شرق دور شبیه است (۱۶). همین موضوع به علاوه‌ی شیوه‌ی بسط و گسترش مواد ملودیک به گونه‌ای است که کیفیتی غریب به موسیقی می‌بخشد. کیفیتی که شاید در خور نام کاملاً خالی شده از معنای این قطعه باشد. ملودی‌های کوتاهی که به دنبال یکدیگر می‌آید با وجود تکراری بودن هر بار با تکنیک اجرایی جدیدی به گوش می‌رسد (به‌خصوص ترمولوها)؛ این تغییر تکنیک‌ها رنگ‌آمیزی جدیدی به فضای اجرایی می‌بخشد.

همین مساله باعث شده که تکرارها به خوبی برای شنونده قابل شناسایی نباشد. به همین دلیل، شاید بتوان این قطعه را به خاطر رنگ‌آمیزی نامتعارف و ایجاد فضای صوتی غریب با ساز فلوت ریکوردر، -که نام آن در ایران بیشتر با موسیقی کودک و گاه اجرای آثاری از موسیقی قدیم اروپا پیوند خورده است- و همچنین برای رابطه‌ی خاص نامش با متن آن (یعنی نیستی)، در این مجموعه از بقیه متمایز کرد.

پی‌نوشت
۱۰- این بخش که با استفاده از اجرای گلیساندوهای کوتاه بر هر یک از نغمه‌ها بدست آمده با فضایی آشفته از الگوی همراهی قبلی پشتیبانی می‌شود، چیزی که باعث شده لحظاتی چهارگاه و حماسه‌ی موجود در آن به گوش برسد.
۱۱- برای مثال مضاعف شدن‌هایی شبیه صدای همزمان دو سیم سه‌تار یا لحظاتی در برخی از نمونه‌های دوتارنوازی در خراسان یا کمانچه‌نوازی ترکمن‌ها (بدون تاکید بر شباهت نظری فواصل و …).
۱۲- می‌توان چنین تصورکرد که بخش‌هایی از آن از خود ملودی استخراج شده است.
۱۳- نمونه‌هایی مانند قطعه‌ی «مرثیه برای قربانیان فاجعه هیروشیما» اثر «کریستف پندرسکی» بیشتر به چنین بحث‌هایی دامن زده است.
۱۴- این موضوع می‌تواند دلایل زیادی داشته باشد. برای مثال یکی از این دلایل ممکن است همراهی بیش از حد کلام با موسیقی دستگاهی ما باشد. جایی که بار معنایی شعر جای کمی برای جولان خیال و بروز امکانات موسیقی باقی می‌گذارد، و هماهنگی‌ها و همگرایی‌ها در سطح رابطه‌ی میان دستگاه و فضای احساسی شعر – یا مانند آن- متوقف می‌شود.
۱۵- به نظر می‌رسد بعضی از این تکنیک‌ها هم در جریان موسیقی و کاملا بداهه و حتا خارج از مهار نوازنده رخ داده است.
۱۶- یک نمونه‌ی قابل دسترس برای شنوندگان در ایران قطعه‌ی «از باد و باران» در شماره‌ی سوم همین گاهنامه است. در آن قطعه صدای ساز «شاکوهاچی» ژاپنی به گوش می‌رسد.

فرهنگ و آهنگ شماره‌ی ۲۳ و ۲۴

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آثاری از دوره رمانتیک با اجرای ارکستر آرکو به روی صحنه رفت

اجرای ارکستر آرکو با مدیریت اجرایی نیما جوان، شب گذشته با استقبال علاقه‌مندان به موسیقی کلاسیک مواجه شد و تقریبا تمام صندلی‌های تالار وحدت پراز تماشاگر بود. ارکستر زهی آرکو به رهبری ابراهیم لطفی، شب گذشته جمعه ۲۴ آبان ۱۳۹۸ در تالار وحدت به صحنه رفت. کنسرت مایستر این اجرا علی جعفری پویان بود و بردیا کیارس هم در این اجرا حضوری افتخاری داشت.

گزارشی از نشست خبری دومین جشنواره موسیقی دانشگاهی «صبا»

نشست خبری دومین جشنواره موسیقی دانشگاهی «صبا» روز چهارشنبه بیست و دوم آبان در پردیس باغ ملی دانشگاه هنر تهران برگزار شد. در این نشست با حضور پوریا رمضانیان (دبیر جشنواره)، محمد هادی مجیدی (دبیر اجرایی جشنواره)، محمدرضا آزاده فر (معاون پژوهشی دانشگاه)، محمدرضا تفضلی (مشاور هنری جشنواره)، سیاوش مهرآیین (سرپرست تیم طراحی گرافیک) و پردیس نیک بخش (روابط عمومی جشنواره) برگزار شد.

از روزهای گذشته…

کتابی برای آموزش تحلیل دانشورانه‌ اثر موسیقایی (II)

کتابی برای آموزش تحلیل دانشورانه‌ اثر موسیقایی (II)

«مفاهیم شنکر در آنالیز موسیقی تونال» تا آنجا که می‌دانیم اولین کتابی است که به زبان فارسی در مورد فنون تجزیه و تحلیل موسیقی منتشر می‌شود (۵). بنابراین دور از انتظار نیست که مانند بسیاری از رهآوردهای محیط دانشگاهی غرب به زمانی طولانی نیاز باشد تا جامعه‌ی دانشجویان با آن آشنا شوند و به مهارتی برسند که بتوانند به دید انتقادی به آن نگاه کنند(۶).
دومینگو رکورد دار تنور

دومینگو رکورد دار تنور

خوزه پلاسیدو دومینگو امبیل (Plácido Domingo) یکی از خوانندگان تنور میباشد که شهرت عمده ای به واسطه اجراهای بینظیرش در میان مخاطبان کلاسیک و حتی عام پیدا کرده است. وی یکی از فعالترین خوانندگان اپرا در سطح بین الملل میباشد و تاکنون نقش های بسیاری را در اپرا به اجرا گذاشته است در مارس سال ۲۰۰۸ وی صد و بیست و ششمین نقش خود را بر روی صحنه اجرا نمود که یک نوع رکورد محسوب میشود و از بسیاری از خوانندگان تنور دنیا نیز پیشی گرفته است.
موسیقی به مثابه ابزار ژست! (I)

موسیقی به مثابه ابزار ژست! (I)

یادداشت زیر نه قرار است نکته ای بدیع را در بر داشته باشد و نه در تکاپوی یافتن راه چاره ای است، بلکه بیشتر نوشته ای است که مروری اجمالی بر چرایی پدید آمدن وضع موجود موسیقی هنری در ایران بیندازد؛ این بار با تمرکز بر قشری خاص که می توانست بزرگترین حامی جریان موسیقی هنری کشور باشد و نیست.
گزارش جلسه سیزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

گزارش جلسه سیزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

پس از آن خلاصه‌ای از یک مقاله‌ی دیگر که در کتاب «ویکتوریا الکساندر» آمده، خوانده شد. پیش از خواندن بخش‌هایی از این خلاصه اشاره شد که آن مقاله یک نقد موسیقایی به معنای مرسوم نیست بلکه یک مطالعه‌ی موردیِ جامعه‌شناختی است با این حال مطالعه‌ی آن ازجهت روندها و رویکرد‌ها و نتایج به دست آمده برای کارگاه مفید است:
عبدالله دوامی، حافظه تاریخی موسیقی ایرانی

عبدالله دوامی، حافظه تاریخی موسیقی ایرانی

عبدالله دوامی فرزند ابوالقاسم خان تعزیه خوان در سال ۱۲۷۰ ش در روستای طاد از توابع تفرش به دنیا آمد. دروس اولیه در مکتب خانه گذرانید در نوجوانی به تهران مهاجرت کرد و در مدرسه تربیت صرف و نحو آموخت؛ در این مدرسه با رکن الدوین مختاری هم کلاسی بود. پس از دوران تحصیل به خدمت اداره پست و بعد به اداره دارایی رفت و تا زمان بازنشستگی در آنجا مشغول به کار بود.
گزارش جلسه دوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

گزارش جلسه دوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

«شرح»، فن دیگری بود که پس از توصیف معرفی شد. به نظر مدرس کلاس (آروین صداقت کیش): «در زبان فارسی شرح و توصیف ممکن است بسیار نزدیک به هم به شمار آیند (یا چنین به نظر برسند)، اما شرح به معنایی که در اینجا به کار رفته شامل گستراندن و واضح‌تر بیان کردن چیزی است.» به بیان دیگر شرح توصیفی گسترده است که با توانایی فنی ژرف‌تر به وضوح نکاتی می‌انجامد که دیگر هر شنونده‌ای، بی آموزش، نمی‌تواند بدان دست یابد.
اگر موسیقی نبود چه دنیایی داشتیم؟

اگر موسیقی نبود چه دنیایی داشتیم؟

نوشته ای که پیش رو دارید، کوششی است برای یافتن گوهر معنوی موسیقی؛ گوهری که بدون شناخت آن، ارزش موسیقی و هنر در عصر ما مورد بی اعتنایی قرار گرفته است. در این نوشتار محسن قانع بصیری، به راز جاودانگی آثار درخشان موسیقی، توانایی موسیقی در گشایش منظری منشور وار به واژه ها و گذر موسیقی از مرز کلمات با قدرت فرا زبانی خود می پردازد و در آخر بیانگر ناتوانی تن در همراهی با آن سروش افسونگر است. این مقاله شرحی است بر چرایی مبارزات و پایمردی های بزرگان موسیقی در سراسر جهان برای دفاع از گوهر متعال موسیقی. (سردبیر)
یادداشتی به بهانه‌ کنسرت گروه موسیقی دستگاهی نقش

یادداشتی به بهانه‌ کنسرت گروه موسیقی دستگاهی نقش

گروه نقش به سرپرستی امیر شریفی نوازنده‌ی تار و سه تار و خوانندگی مهدی امامی و به همراهی ۴ تن از نوازندگان که از دانشجویان ممتاز مقطع کارشناسی هنرستان عالی موسیقی تهران هستند، در آبان ماه سال ۸۹ کار خود را آغاز نمود. حاصل کار این گروه ضبط دو آلبوم در دستگاه ماهور و آواز افشاری است که تا پایان امسال به بازار خواهد آمد. این گروه از تابستان امسال اقدام به برگزاری کنسرت‌هایی در تهران و شهرستان‌ها نمود. آخرین آنها جمعه ۲۷ آبان در خانه‌ی هنرمندان ایران، با حمایت و سخنرانی دکتر حمیدرضا اردلان و استاد داریوش پیرنیاکان برگزار شد. یادداشتی که در ذیل این خبر خواهد می آید، شرح مختصری است بر نحوه‌ی نگرش و عملکرد و محورهای اصلی کار گروه نقش.
بداهه نوازى هاى مینیاتورگونه با پیانو

بداهه نوازى هاى مینیاتورگونه با پیانو

به تازگى نشر موسیقى هرمس مجموعه اى از قطعات پیانوى کیاوش صاحب نسق (آهنگساز ایرانى مقیم اتریش) را به صورت سى دى منتشر کرده است. این مجموعه، سومین سى دى از ساخته هاى صاحب نسق است که به صورت سى دى در اختیار علاقه مندان قرار مى گیرد و در آن دوازده کار به نام هاى «۱۴ نوامبر ۲۰۰۰»، «جست وجو»، «گفت وگو»، «یافتن»، «عاشقان»، «سوگل»، «چهارگاه»، «سئوال»، «۲ مارچ ۲۰۰۲»، «۲۷ مارچ ۲۰۰۲»، «کاروان» و «۶ آوریل ۲۰۰۲» در آن منظور شده است.
آموزش گیتار به کودکان (III)

آموزش گیتار به کودکان (III)

در تئاتر اصطلاحی فرانسوی به نام “میزانسن” وجود دارد که به عناصری همچون طراحی صحنه، نور، دکور و … اطلاق می‌شود. در واقع مناسب‌ترین بستری که بازیگران برای ایفای نقش بر أساس نمایشنامه در آن قرار می‌گیرند تا بهترین بازی و نمایش را از خود ارائه دهند. این موضوع در تمامی أمور حرفه‌ای قابلیت تعمیم دارد. هر چیزی وقتی در جای مناسب قرار بگیرد رشد و شکوفا می‌شود. بنابراین ایجاد یک محیط مناسب برای تمرین موسیقی شاید مهمترین کاری باشد که می‌بایست والدین انجام دهند. قسمتی از اتاق را برای تمرین موسیقی آماده کنید. حتا می‌توانید گوشه‌ای از دیوار را با طرح‌ها و گیتاریست‌های مطرح مزُین کنید. از اشکال فانتزی ِموسیقایی استفاده کنید. در نهایت یک میزانسن “موسیقایی” را ایجاد کرده‌اید.