نوربخش: رسالت استاد، پرورش هنرمند در نوازندگی است

علی نوربخش
علی نوربخش
برای بسیاری از هنرجویان این سئوال وجود دارد که از چه زمانی به دنیای نوازندگی هنری پا میگذارند؟
من معتقدم هنر در جریان آموزش نوازندگی باید به تدریج در فرد پرورش یابد؛ در صورتی نوازندگی دارای ویژگی ها و شاخصه های هنری می گردد که در طی دوران و سالیان آموزش ساز، در این زمینه برای شخص تلاش شده باشد و در واقع این امر را یک روند تدریجی می دانم و در این راستا فکر می کنم کلاس نوازندگی، صرفا نباید به کلاس تدریس “تکنیک نوازندگی” ساز تبدیل شود.

هر چند وقت گیرترین و دشوارترین قسمت آموزش نوازندگی به هنرجویان، بخش مربوط به آموزش تکنیک نوازندگی است، اما اگر ذهن استاد و هنرجو در آموزش تنها معطوف بر تکنیک باشد، در نهایت و در بهترین حالت فردی را نتیجه می دهد که تنها یک استاد کار است، البته استاد کار حرفه نوازندگی و استاد کاری که فعالیتی به مراتب دشوارتر و پیچیده تر از سایر فعالیت های معمول دیگر استادکاران انجام می دهد.

حال، از آنجایی که شاخه فعالیت این استادکار، نوازندگی است و ماحصل کارش موسیقی، ممکن هست که دیگران او را هنرمند بدانند. در واقع این فرد محصول یک نگرش تکنیک محور صرف شده است.

جالب اینجاست که گاهی من شاهد بوده ام که بعضی هنرمندان در دیگر شاخه های هنر نیز به نوازندگی از همین دیدگاه استادکاری نگاه می کنند که این نوع نگاه ناشی از عدم درک صحیح و نداشتن شناخت از جایگاه و نقش نوازنده است. مثلا روزی یکی از دوستان که نقاش معروفی است، به من گفت شما در نوازندگی چکار می کنید؟ موسیقی که زائیده آهنگساز است و شما تنها مجری اندیشه و هنر او هستید!

به نظر من آن چیزی که استاد و هنرجو در آموزش نوازندگی هر دو باید به دنبالش باشند، شکوفا سازی، تربیت و پرورش استعدادهای شخصی فرد و آموزش تدریجی مولفه های شخصی هنر توسط استاد، در شیوه نوازندگی است و متاسفانه و باز هم متاسفانه! امروز در کمتر کلاسی شاهد این قضیه هستیم.

هرگاه سخن از نوازنده ای به میان می آید، بلافاصله می شنویم که فلانی، فلان کنسرتو را می زند! و معیار تنها نواختن تکنیکی اثر است و صحبت تنها بر سر توان تکنیکی آن نوازنده و در واقع این به دو دلیل عمده است. نخست اینکه بسیاری از هنرجویان و نوازندگان به دلالیل مختلف هیچگاه به توان تکنیکی لازم برای اجرای بعضی آثار سطح بالای رپرتوار ساز خود نمی رسند و دلیل دیگر، نداشتن شناخت شنونده از “مولفه های شخصی” هنر در نوازندگی است و به نظر من این آفت هنر نوازندگی است، زیرا هنر در این مرحله از کار بوجود نمی آید و قبل از بوجود آمدن می میرد. حالا طبیعی است که کسی که در پله اول که همان توان اجرای اثر هست، مانده است هیچگاه به درک کامل و صحیحی از پله دوم نمی رسد.

با این توصیف بسیار طبیعی است که وقتی هنوز پله اول (که همان تسلط بر قطعات مشکل ساز باشد) رد نشده، بحث سر همین پله باشد و نه پله بعدی که رسیدن به بیان شخصی است!
در واقع برای آنکه اجرایی متولد شود، نواختن بی نقص و داشتن توان تکنیکی بالاتر از حد سختی قطعه، کمترین میزان دشواری کار و حداقل انتظار در آن اثر از نوازنده است. مشکل در جایی بوجود می آید که نوازنده خواهان ارائه قرائت شخصی از اثر باشد و او مثل یک صافی بر سر راه موسیقی ظاهر شود که خوب این البته نیازمند نوازنده ای است که از درک و شعور کافی برای داشتن قرائت شخصی در هنر برخوردار گشته باشد و اینجاست که نوازندگی از “استادکاری” تبدیل به “هنر” می گردد و در واقع تکنیک مبدل به ابزاری برای بیان بهتر اندیشه می گردد.

برای آشکار شدن بیشتر مسئله می توان به تفاوت کار نقاشی پر تکنیک که اثری از وان گوگ را به خوبی کپی برداری کرده و به تصویر می کشد با کار هنرمندی توانا مثل شخص وان گوگ که اندیشه ای را برای اولین بار خلق می کند توجه کرد.

جالب اینجاست که هنگامی که به اجرای هنرمندان بزرگ که دارای دیدگاه و تفسیر شخصی در نوازندگی هستند گوش می دهیم، در کل زیاد فرقی نمی کند که اثر متعلق به چه دوره ای از موسیقی یا متعلق به کدام آهنگساز است، بلکه دائما این نوازنده است که در جریان موسیقی به گوش می رسد و می درخشد.

شاید یکی از دلایلی که امروز در دنیا کودکان و نوجوانان بسیار با استعدادی که از لحاظ تکنیکی بسیار خوب می نوازند، هیچگاه به جایگاه بزرگان گذشته این شاخه نمی رسند در همین امر نهفته باشد که اندیشه شخص و اثر وجودی نوازنده در اجرایش از آثار کمرنگ است و امروز سرمایه گذاری اساتید در این زمینه بر روی هنرجویان کمتر شده است.

با توجه به این گفته ها، یک هنرجو از استادش چه انتظاری باید داشته باشد و آیا معلمین فعلی را مقصر این نوع دید به نوازندگی میدانید؟
متاسفانه، امروز بسیاری از اساتید در سر کلاس در عمل تبدیل به یک تیونر یا مترونم شده اند که تنها فالشی یا ضرب نواختن هنرجویان را کنترل می کنند و کار آموزش را در همین جا تمام شده فرض کرده و وظیفه خود را در قبال هنرجو انجام شده می دانند، در حالی که استاد رسالت بالاتری از این دارد که همان پرورش هنرمند در نوازندگی است. به نظر من این نوع تلقی از آموزش اشتباه است و هنرجو نباید در جریان آموزش استادش را به این سمت سوق دهد و یا انتظار استاد از کار خودش، تنها این باشد.

حالا با این مقدمه باید به این مسئله بپردازیم که آموزش نوازندگی چگونه و در چه مسیری باید باشد که منجر به تربیت هنرمند شود؟ به نظر من در این راه مولفه های زیاد و مهمی وجود دارد که باید آنها را بررسی کنیم.

11 دیدگاه

  • ارسال شده در آبان ۱۶, ۱۳۸۸ در ۱۰:۲۱ ب.ظ

    سلام
    متاسفانه در ایران هنر نوازندگی – به خصوص برای سازهای کلاسیک – به هیچ جایگاهی نرسیده است . متاسفانه هنرجویان همین که بتوانند قطعه را فالش نزنند باید خوشحال باشیم کسی تکنیک را نمیفهمد مگر اینکه در فرهنگش موسیقی باشد ما در ایران به خصوص برای ساز ÷یانو خیلی دچار ضعفیم . هیچ وقت به اوج نمیرسیم . همیشه در حال به صدا در آوردن کلاویه هاییم بی اینکه بدانیم پشتش چه تفکری است . مگر در سالن ها که اجرا هارا میبینیم چیزی جز همین نیست … به صدا د رآوردن کلاویه ها …تکنیک ؟ چند تکنسین به من نشان بدهید .
    در دنیا به ما هیچ ارزشی نمیگذارند و به اکثر نوازندگانمان تف هم نمی آندازند .

    متاسفانه البته .

    به روزم

    با سیاه بازی

  • hamid abdolghani
    ارسال شده در آبان ۱۷, ۱۳۸۸ در ۱۲:۱۷ ق.ظ

    من بعضی وقتا کل هفته رو حسابی تمرین می کنم ولی وقتی میام سر کلاس آقای نوربخش حرفایی می زنه که میشه تو یه جمله خلاصش کرد : (( فکر کن، بعد ساز بزن))… طبیعیه که آدم تو اون لحظه یه کم اعصابش خورد بشه … چون اکثر هنر جوها فقط شوق این رو دارند که بتونند قطعه بزنند یا اگه دارن یه قطعه ای رو می زنن بتونن سخت ترش رو بزنند …و وقتی این چیزها رو می شنوند شاید اون جور که باید بهش توجه نمی کنن …ولی وقتی کمی – و فقط کمی – به این جمله فکر می کنم آروم می شم و سعی می کنم تمرین هفته بعدم رو روی همین جمله کلیدی تنظیم کنم …

  • نرگس
    ارسال شده در آبان ۱۹, ۱۳۸۸ در ۲:۱۴ ب.ظ

    جزیره در کهکشان این نظر رو از کجا آوردی؟:کسی تکنیک را نمیفهمد مگر اینکه در فرهنگش موسیقی باشد!!!!!!!!!! یعنی نوازندگان بین المللی موسیقی کلاسیک مثل یویوما چون ژاپنی هست تکنیک رو نمی فهمه؟ قواعد موسیقی کلاسیک و تکنیک نوازندگی کلاسیک متعلق به تمامی ملت هاست و ربطی به فرهنگ نداره.ضمنا این ادبیات شما:در دنیا به ما هیچ ارزشی نمیگذارند و به اکثر نوازندگانمان تف هم نمی آندازند. بسیار دور از شان یک شنونده موسیقی است وآمار موسیقی دانان موفق این سرزمین در داخل و خارج هم خلاف این را نشان می دهد.

  • Эрфан
    ارسال شده در آبان ۲۰, ۱۳۸۸ در ۱۲:۱۱ ق.ظ

    قابل توجه خانم نرگس:یویوما متولد پاریس فرانسه است که از والدینی چینی به دنیا آمده است.از ۴ سالگی به بعد هم در امریکا بزرگ شده و هیچ ربطی هم به ژاپن نداره!

  • نرگس
    ارسال شده در آبان ۲۰, ۱۳۸۸ در ۱۱:۰۶ ب.ظ

    قابل توجه آقا یا خانم روس تبار: چینی یا ژاپنی بودن یویوما مهم نیست بلکه اینکه از والدین و فرهنگی غیر از اروپاست و نوازنده به نام موسیقی کلاسیک است مهمه و بسیاری از نوازندگان معروف دیگه هم همینطورند چون موسیقی کلاسیک اختصاص به ملتی خاص نداره.

  • ارغوان
    ارسال شده در دی ۷, ۱۳۸۸ در ۲:۱۴ ب.ظ

    من از جناب آقای نوربخش به خاطر این مطلبشون سپاسگذارم و چون خودم یک مدرس هستم(البته ساز دیگر)خیلی صحبتاشونو قبول دارم و طبق تجربه ی شخصیم اینکه مدرس باید به هنرجوش اجازه ی آزادی در کار رو بده خیلی مهمه .البته نه در ابتدای کار بلکه زمانیکه احساس میکنه هنرجو صرفا یک مقلد نیست و سلیقه ی خاص برای خودش دارد.ممنون جناب نوربخش

  • مریم
    ارسال شده در بهمن ۳۰, ۱۳۸۸ در ۴:۲۰ ب.ظ

    سلام
    من نه از موسیفی چیزی میدونم و نه هیچ وفت سازی زدم. اما خوب تدریس رو می فهمم و موافقم با شما و این چیزی که بهش اشاره کردید در تدریس ، چیزی که من در ریاضیات و تدریسش بهش معتقدم و این اصل لذت از اموختن در زندگیه که در کنار اموختن انچه دیگران به ارث گذاشتن جایی هم برای من باشد. من پیانو رو دوست دارم و بخشی از وجودم رو می تونم در اون پیدا کنم، اما مدتی احساس می کنم ویلون بیان کننده احساساتی در منه که با پیانو با این کیفیت بیان نمیشه و این شد که مطالبتون رو خوندم تا ببینم تو دنیای ویلون چه خبره…دارم به ساز دست گرفتن فکر میکنم و دوست دارم ویلون زدن رو یاد بگیرم اما هنوز اشنایی کافی باهاش پیدا نکردم که ببینم همونی که میخوام یا یه حس زودگذره… ممنون اگر راهنمایی هاتون رو بهم بگید تا بتونم راجع به ویلون تصمیم بگیرم

  • arastoo
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۰, ۱۳۸۹ در ۶:۵۲ ق.ظ

    با سلام چشمه ای از این احساس لطیف را بروز می دهم بزرگترین افتخار زندگی من حضور به عنوان شاگرد درمحضر استاد نوربخش هست

  • مهدی
    ارسال شده در مرداد ۳, ۱۳۸۹ در ۱۱:۰۶ ب.ظ

    سلام
    من ۱۹سالمه از تهران خیلی دوست دارم ویلون یاد بگیرم میشه راهنماییم کنید در ضمن شهریهش چه قدره؟؟؟

  • maman
    ارسال شده در فروردین ۱۶, ۱۳۹۱ در ۱۰:۳۵ ب.ظ

    با سلام خدمت استاد .دختری ۷ ساله دارم که ۶ ماه ویولون زد و تا تمرین ۴۵ le violonرا هم کار کرد.ولد از یه جایی به بعد دیگر زیر بار تمرین نمیرفت و کلا کلاس نیومد حالا بعد از چند ماه دوباره با استادی دیگر و کتابی دیگر (سوزوکی) شروع کردیم به نظر شما ادن تغییر روش درست است

  • ارسال شده در فروردین ۱۹, ۱۳۹۱ در ۹:۱۵ ب.ظ

    به نظر من تغییر روش رفتار و نحوه برخورد شما با فرزندتان در ارتباط با موضوع ویولن و چگونگی تمرین و کلاس رفتن ، کار درست تری است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مغالطات ایرانی – اجرای جهانی

یکی از مهمترین معیارهای سنجش کیفیت یک اثر موسیقایی در فضای موسیقی کلاسیک، اجرای چندین باره یک اثر توسط گروه ها و ارکستر های مختلف در اعصار مختلف است. این اعتقاد در بعضی از جوامع مثل کشور ما چنان همه گیر و جا افتاده شده است که به عنوان تنها معیار سنجش کیفیت یک اثر موسیقی کلاسیک به حساب می آید.

تور اروپایی کر فلوت تهران منتشر می شود

کر فلوت تهران (TCF) به سرپرستی فیروزه نوائی و رهبری سعید تقدسی مجموعه کنسرت هایی را در شهرهای زوریخ، فلدکیرش، گراتس و وین در روزهای ۲۳ تا ۲۸ مارچ به روی صحنه بردند و همچنین قرار است سی دی این کنسرت به زودی به انتشار برسد. فیروزه نوایی سرپرست کر فلوت تهران درباره این برنامه می گوید: فراهم کردن مقدمات برگزاری تور اروپاییِ کر فلوت تهران شش ماه طول کشید و ما در ماه مارچ وارد اروپا شدیم و ۱۲ روز در اروپا بودیم و در شهرهای زوریخ، فیلدکیرش، گراتس و وین به روی صحنه رفتیم. گرفتن ویزا و دعوت نامه ها هر کدام مشکلات زیادی داشت ولی به نتیجه رسید و اعضای کر در ۲۹ اسفند به اروپا آمدند و عید را اینجا جشن گرفتیم و تمرینات را شروع کردیم. در این کنسرت ها پیام تقدسی و کیان سلطانی با ویولنسل و نینا کلینار با ساکسوفن همگی یک کنسرتو از ویوالدی را در هر کنسرت اجرا کردند. در شب آخر نیز رضا ناژفر به عنوان سولیست کر فلوت را همراهی کرد. در یکی از شب ها نصیر حیدریان راستی رهبر ایران و استاد دانشگاه گراتس اتریش به صورت افتخاری بخشی از کنسرت را رهبری کرد.

از روزهای گذشته…

گفتگو با عمر زیاد قانون‌نواز عراقی (III)

گفتگو با عمر زیاد قانون‌نواز عراقی (III)

گوگسل باکتاگیر (Baktagir Göksel) هم نوازنده ی بسیار عالی و نیز آهنگساز فوق العاده خوبی است. همچنین افرادی مثل آیتاچ دوگان (Doğan Aytaç) (که شیوه و سبک متفاوت خود را در نوازندگی آرپژ ها و نحوه ی بازی کردن با مضراب دارد( از دیگر قانون نوازان برجسته‌ی ترک می توان از هلیل کارادومان (Halil Karaduman)، طاهیر آیدوغدو (TahirAydoğdu) و هاکان گنگور (hakangüngör) نام برد.
نشست مطبوعاتی مستر کلاس رهبری ارول اردینج

نشست مطبوعاتی مستر کلاس رهبری ارول اردینج

چهارشنبه ۱۲ آبان ماه، نشست خبری ارکستر سمفونیک تهران با حضور علی رهبری (رهبر دائم و مدیر هنری ارکستر سمفونیک تهران)، ارول اردینچ (رهبر میهمان ارکستر سمفونیک تهران) در تالار وحدت برگزار شد. این نشست در دو بخش مجزا درباره مستر کلاس ارول اردینج (همراه با ترجمه منیره خلوتی) و بخش دوم مسائل پیش روی ارکستر سمفونیک تهران برگزار شد.
موسیقی و نابینایان (II)

موسیقی و نابینایان (II)

یکی از دغدغه های من ارزیابی جایگاهی ست که هر فرد می تواند در مقابل موسیقی اتخاذ کند. بر این اساس نابینایی یکی از آن وضعیت هایی است که در نظر من میتواند تقسیم بندی و رتبه بندی دیگری از هنر ارائه دهد.
نگاهی گذرا به کتاب‌های آموزش هارمونی <br>متنشر شده در سال‌های اخیر (۸۹-۸۳) قسمت اول

نگاهی گذرا به کتاب‌های آموزش هارمونی
متنشر شده در سال‌های اخیر (۸۹-۸۳) قسمت اول

مجموعه‌ی فنون هارمونی سال‌ها در ایران شناخته شده است. تقریبا از زمان حضور«ژنرال لومر» و کار مدرسه‌ی موزیک نظام این فن هم به شکل رسمی در ایران تدریس شده است، بعدها با تاسیس مدرسه‌های موسیقی (وزیری، هنرستان عالی و ملی و…) همیشه هارمونی یکی از مواد اصلی درس‌ها بود. در سال‌های دور دو کتاب به عنوان منبع درسی مورد استفاده‌ی دانش‌جویان و هنرجویان قرار می‌گرفت: کتاب «ریشارد اشتور» و «تئودور دوبوا». در نیمه‌ی دوم دهه‌ی هفتاد یعنی از سال‌ ۱۳۷۵ تا ۱۳۷۸ تعدادی کتاب هارمونی ترجمه یا تالیف و روانه‌ی بازار شد: کتاب مشهور «والتر پیستون»، «هارمونی مدرن»ِ «ایگل فیلدهال»، «هارمونی قرن بیستم» نوشته‌ی «سِر پِرسی کِتی» و «هارمونی کلاسیک»ِ «سی. اچ. کیتسون». «هارمونی تحلیلی» نوشته‌ی «پرویز منصوری» هم در این میان به عنوان تنها اثر تالیفی (۱) به زبان فارسی باید نام برده شود.
Bebop چیست ؟

Bebop چیست ؟

Bebop که به حالت اختصار به آن Bop هم گفته می شود، گونه خاصی از موسیقی Jazz است که معمولا” دارای تمپوی بالا بوده و بداهه نوازی در آن بیشتر بر اساس ساختار هارمونی انجام می گیرد تا حالت ملودیک.
گذری بر صفحه گرامافون مرا ببوس (I)

گذری بر صفحه گرامافون مرا ببوس (I)

ترانه مرا ببوس که به دلیل شهرت و استقبال بی نظیر مردم گرفتار افسانه پردازیهای عامیانه و فرصت طلبی کاسب کارانه تا سوء استفاده سیاسی نیز شده است؛ اصل حقیقت ساخت آن در پرده ابهام مانده اما در سالهای اخیر بوسیله برخی نویسندگان مقالاتی به چاپ رسید که تا حد زیادی این پرده ابهام کنار رفت و حقایق روشنتر شد اما تاریخ ضبط صفحات گرامافون بهترین ماخذشناسی تاریخی برای ثبت وقایع موسیقی است.
راش

راش

“راش” (Rush) آلبومی با اجرای استودیویی (eponymous debut studio album) توسط گروه راک کانادایایی “راش” است که شهرت فراوانی دارد. آلبوم راش در سال ۱۹۷۴ عرضه شد و در سال ۱۹۹۷ مجددا با کیفیت بهتری تکثیر شد. اولین برنامه های اجرا شده توسط “راش” بیشتر موسیقی هووی متال (heavy metal) به همراه گروههای راک محبوب بریتانیا، بود. راش طرفدار گروههای همچون لد زپلین (Led Zeppelin) و کریم (Cream) بود و این تاثیرات در آثار و اشعار این گروه شنیده می شود.
کارگاه «آشنایی با نقد موسیقی» در خانه موسیقی

کارگاه «آشنایی با نقد موسیقی» در خانه موسیقی

کارگاه «آشنایی با نقد موسیقی» با حضور و تدریس آروین صداقت کیش، منتقد و پژوهشگر موسیقی در ۸ جلسه در دی و بهمن ماه در ساختمان فاطمی برگزار می‌شود .خبرنگاران، منتقدان و کلیه علاقمندان به شرکت در این کلاس‌ها می‌توانند برای ثبت نام با شماره تلفن خانه موسیقی: ۶۶۹۱۷۷۱۱ تماس بگیرند. یا به نشانی: خیابان فاطمی غربی، نرسیده به جمالزاده، پلاک ۲۷۰، بروند.
موسیقی تجربی؛ آن گیاه ناشناخته (II)

موسیقی تجربی؛ آن گیاه ناشناخته (II)

درست به همین دلیل است که کیج خطاب به «انجمن ملی معلمان موسیقی (آمریکا)» در ۱۹۵۷ می‌گوید: «قبلا، هر گاه کسی می‌گفت موسیقی‌ای که من ارائه می‌کنم تجربی است، مخالفت می‌کردم.» (*) (**) اضافه کردن صفت تجربی (با این معنی) برای فرهنگی که مفهوم کار هنری را با اندیشیدن بسیار نزدیک می‌داند بار مثبتی نداشته است. در این دوره وقتی کیج به روند آهنگسازی خودش فکر می‌کرد به نظرش می‌رسید که کار او چندان تجربی‌تر از یک نقاش که پیش از کشیدن تابلوی اصلی چندین طرح می‌زند نیست. از نظر او همه‌ی تجربه‌ها مربوط به قبل از تمام شدن اثر بود.
سرگذشت کتاب من و کپی رایت در ایران (I)

سرگذشت کتاب من و کپی رایت در ایران (I)

نوشته ای که که پیش رو دارد، نامه ای است از هنرمند گرامی مصطفی آخوندی، نوازنده و مدرس گیتار کلاسیک که درباره انتشار اولین کتابش در ایران تهیه و به سایت گفتگوی هارمونیک رسیده است. با هم می خوانیم: