مایلز دیویس – سولیست با توانایی های خارق العاده

مایلز دیویس در کنار چارلی پارکر
مایلز دیویس در کنار چارلی پارکر
مایلز دیویس (Miles Davis) را باید بیش از یک موسیقیدان Jazz دانست، او برای بسیاری از مردم – حتی آنان که تفاوت Bebop را با Fusion و دیگر سبکهای موسیقی Jazz نمی دانند، – نماینده فرهنگ خاصی از موسیقی Jazz است.

وی نزد اغلب طرفداران موسیقی به عنوان نوازنده توانای ترمپت مشهور است اما نزد موسیقیدانان – بخصوص Jazz – بعنوان یک رهبر ارکستر و نیز یک آهنگساز بزرگ مشهور است.

audio fileMiles Davis – This is Jazz

نکته بارز در سبک موسیقی او استفاده از روشهای خاصی است که در بسط و توسعه ملودی به هنگام بداهه نوازی (Improvisation) آنها را بکار می برده است، تکنیک هایی متفاوت با روشهای معمول و یا توالی آکوردهای استاندارد. امروزه بسیاری از بداهه نوازان بزرگ موسیقی جز در گوشه و کنار دنیا ایده های کاری خود را از کارهای گروه Davis گرفته اند.

با وجود آنکه تغییرات زیادی در سبک موسیقی مایلز در دوران زندگی اش (۱۹۲۶-۱۹۹۱) روی داد، بسیاری از کارهای ساخته شده او امروزه جزء رپرتوآر های استاندارد موسیقی Jazz شناخته می شوند و در تمامی دانشگاهها و مراکز آموزش موسیقی آموزش داده می شوند، Nardis ، Milestones و So What از جمله این کارها هستند.

audio fileMiles Davis – Summertime

تفاوت بارز در کیفیت ضبط کارهای استودیویی از دیگر نکات شاخص کارهای دیویس بود. او همواره در انتخاب افراد تیم ضبط وسواس و دقت خاصی بخرج می داد، در نهایت هم نتیجه کار از لحاظ کیفی کاملا” با ضبط های دیگران متفاوت بود، کارهایی مملو از خلاقیت و احساس.

توانایی پردازش او در بداهه نوازی آنقدر زیاد بود که پس از اجراهایی مانند Blue in Green از بیل ایوانس (Bill Evans) و یا Tune Up از ادی وینسن (Eddie Vinson) بسیاری از مردم، اینکارها را – به اشتباه – ساخته او پنداشتند. همچنین اجراهای جدید او از کارهایی مانند Bye Bye Black Bird یا On Green Dolphin Street و … باعث شد تا اینکارها نیز جزو استاندارد های جز شناخته شوند.

audio fileMiles Davis – Seven Steps to Heaven

اشتباه نیست اگر او را بزرگترین نوازنده سولو موسیقی جز در دنیا بنامیم، تنها فردی که توانایی های خارق العاده ای در نواختن ملودی های پیچیده و ساده داشت. تلونیوس مانک (Thelonious Monke) و کانت بیسی (Count Basie) معتقد بودند که او هموراه جلوی خود را برای اجرای ملودی های زیبا و پیچیده میگرفت چرا که در غیر اینصورت دیگر اعضای گروه توانایی همراهی پا به پای او را نداشتند و بسیاری از مردم از درک آن موسیقی عاجز بودند.

audio fileMiles Davis and Charlie Parker – Crazeology

از دیگر مشخصه های کارهای مایلز دیویس می توان به توانایی او در استفاده از نت ها و سکوتها در تغییر رنگ و مد و نیز استفاده بسیار از سوردین نام برد، نتیجه این توانایی ها موسیقی ای گرم و غنی و بداهه نوازی ای صمیمی بود. در این ارتباط می توان به کارهایی چون Seven Steps to Heaven و یا Kind of Blue نام برد که امروزه جزو رپرتوآرهای هر هنرآموز موسیقی Jazz است.

آگاهی بی پایان (I)

نوشته ای را که ملاحظه می کنید، بیان دیدگاه و اندیشه ای است که در قالب تجربه فردی با قید نسبی بودن به اهمیت کشف آگاهی– شناخت و درک ماهیت وجودی انسان در ارتباط با هستی بیکران به عنوان یک بنیاد و شالوده اساسی برای خلق اثر هنری فاخر پرداخته شده است.

گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (VIII)

در هر حال، دکتر صفوت خودشان در این زمینه خیلی داشتند کار می‌کردند و می‌دانیم که ایشان هم شاگرد ابوالحسن صبا بودند، هم شاگرد حبیب سماعی و هم شاگرد حاج‌آقامحمد ایرانی مجرد. حاج‌آقامحمد ایرانی مجرد قبل از اینکه نزد میرزاعبدالله کار کند شاگرد مهدی صلحی (منتظم‌الحکما) سه‌تار زده بوده و تخصص اصلی‌اش هم در نواختن سه‌تار بوده است. آقای دکتر صفوت روایت دیگری از ردیف میرزاعبدالله را که از حاج‌آقامحمد ایرانی مجرد یاد گرفته بودند کار می‌کردند و آقای دکتر پورجوادی که از شاگرد و نوجوانی شاگرد دکتر صفوت بودند ضبط‌های کلاسش را برای ما می‌گذاشت و می‌شنیدم.

از روزهای گذشته…

صداسازی در آواز (VII)

صداسازی در آواز (VII)

تمام تلاش صورت گرفته در صداسازی برای رسیدن به این قوس به عنوان نقطه اوج کار می باشد و در واقع قوس درخشش صدا، مانند پلی دو خط صدا و خط ویبره را به هم پیوند میزند و دربرگیرنده تمامی خصوصیات مربوط به هر دو خط فوق می باشد؛ ایجاد این پل باعث استحکام، شفافیت و شیشه ای شدن صدا و همین طور توزیع مناسب نیروی بازدم بر روی تمام قوس می شود.
آشنایی با اولین ساز الکترونیکی: <br>تصادفی که تاریخ موسیقی را متحول کرد

آشنایی با اولین ساز الکترونیکی:
تصادفی که تاریخ موسیقی را متحول کرد

همه ما الیشا گری (Elisha Gray) را به‌عنوان مخترع تلفن می‌شناختیم، اگر الکساندر گراهام‌بل یک ساعت قبل از او به دفتر ثبت اختراعات نرفته بود در عوض نام‌ گری در تاریخ «موسیقی الکترونیکی» به‌عنوان مخترع اولین ساز الکترونیکی ثبت شده است. حال اگر بخواهیم فهرستی از بدشناس‌ترین مردان تاریخ تهیه کنیم، نام الیشا گری (Elisha Gary) بعد از Remo Giazotto (آهنگ‌ساز و محقق موسیقی سبک باروک ایتالیا) در ردیف دوم قرار می‌گیرد. به هر حال در کنار این بدبیاری بزرگ، او اختراع اولین ساز الکترونیکی را مدیون یک اتفاق تصادفی است.
ایران در کشاکش موسیقی (IV)

ایران در کشاکش موسیقی (IV)

موسیقی واپسگرایان دارای یک لحن و یک بیان بوده و در آن تکرار و یکنواختی، آنهم سرا پا ناله، حزن، اندوه و یاس آلودگی و مهمتر از همه بیان تسلیم گرایانه دیده می شود. درست است موسیقی بازتابی از سیر تحولات تاریخی هر ملتی است و کشور ما در طی تاریخ همواره مورد تخت و تاز بیگانگان قرار گرفته اما این امر به تنهایی نمی تواند دلیل یاس آلودگی کل موسیقی ما باشد.
کریمی: مشکل نوازندگان ما عدم آشنایی با آناتومی است

کریمی: مشکل نوازندگان ما عدم آشنایی با آناتومی است

دانستن این بحث نه‌فقط برای نوازندگان سازهای بادی یا خواننده‌ها، بلکه برای تمام نوازنده‌ها نیز مهم و ضروری است. برای مثال بیشتر نوازنده‌ها در حین اجرای یک قطعه‌ی سخت، با کمبود نفس مواجه می‌شوند و نفس خود را حبس می‌کنند که این موجب می‌شود اکسیژن کافی به سلول‌های مغز نرسد و عضلات دچار گرفتگی و انقباض شوند، در‌ حالی‌که اگر نوازنده بتواند در حین نوازندگی، دم و بازدم خود را کنترل کند و همواره اکسیژن لازم برای سلول‌های بدن خود را به بهترین شکل تأمین کند، در حین نوازندگی با گرفتگی عضلات و خستگی مواجه نخواهد شد.
منتشری: به برنامه گلهای پیرنیا نرسیدم

منتشری: به برنامه گلهای پیرنیا نرسیدم

ما ۵-۶ آواز خوان و ۱۰۰ تصنیف خوان داشتیم. شما خودتان ردیف آوازی کار کردید و می دانید آواز مشکلات خاص خودش را دارد و حنجره و توانایی مخصوص خود را می طلبد. تصنیف به گونه ای دیگر است: اولا آهنگ تصنیف توسط آواز خوان ساخته می شود و به خواننده یاد می دهند ولی آواز به این صورت نیست و خود خواننده روی شعر آهنگسازی می کند و برای آن قالب مخصوص اش را می سازد پس آواز خوان هم سازنده و هم خواننده اثر است.
پیپا

پیپا

پیپا که معروف به گیتار چینی میباشد دارای سابقه ای به بیش از دو هزار سال می باشد. برخی اوقات آنرا لوت چینی نیز نام میبرند که بسیاری از سازهای آسیا بالاخص سازهای جنوب آسیا از این ساز بوجود آمده است و شاید بتوان آنرا مادر سازهای زهی جنوب آسیا دانست. از جمله biwa یک ساز چینی و ساز محلی کشور ویتنام đàn tỳ bà و همچنین پیپای کره ای، اما برخلاف پیپای چینی همتای کره ای این ساز مدتهاست که دیگر نواخته نمیشود و باید آنرا درون موزه ها دید؛ سعی و تلاش در جهت احیای دوباره آن بی ثمره مانده است.
بارکلی جیمز هاروست – II

بارکلی جیمز هاروست – II

مدتی بعد در سال ۱۹۷۳، گروه قراردادی با کمپانی پولیدور (Polydor) منعقد کرد که نتیجه آن بتدریج از راه رسیدن بخت مساعد بود. اولین آلبوم آنها برای پولیدور Everyone Is Everybody Else نام داشت که به نظر امیدبخش میرسید.
آواز بنان (II)

آواز بنان (II)

اینها و بسیاری مطالب دیگر را درباره این هنرمند نامور ـ که در دوره فعالیت هنری خویش سیصد و پنجاه برنامه اجرا کرده است ـ می‌توان گفت. اما آنچه مرا مجذوب آواز او کرده نکته‌ای است لطیف و آن اینکه به گمان من از کسانی که آوازشان را شنیده‌ام کمتر کسی مثل او (و حسین قوامی: فاخته‌ای) حق شعر و کلام را به زیبایی و کمال ادا کرده است. بی‌شک موسیقی خود تأثیری شگفت‌انگیز و سحرگونه دارد و آهنگسازان ارجمندی که بنان آثارشان را اجرا کرده و یا نوازندگانی توانا که با ساز دلنواز خویش با او هم‌آوا شده‌اند در ترویج هنر او تأثیری بسزا دارند اما قطعات موسیقی و آواز ایرانی عالمی از این فراخ‌تر دارد. موسیقی وقتی با آواز همراه می‌شود دو نیروی بزرگ با یکدیگر همگام می‌گردند: تأثیر آهنگ و قدرت نفوذ سخن؛ و اگر ترکیب این دو هنرمندانه صورت گیرد اثری بزرگ و پایدار پدید می‌آید.
نور، دوربین  (III)

نور، دوربین (III)

قطعات این اجرا (و البته اجراهای قبلی) تا حدودی خصوصیات شبیه به یکدیگر دارد. اولین ویژگی که در بخش قبل هم به آن پرداخته شد تنک شدن تزینات است. مهم‌ترین چیزی که در قطعات به چشم می‌خورد استقلال کم بخش‌های مختلف گروه نسبت به یکدیگر است؛ در میان قطعات کمتر قطعه‌ای را می‌توان یافت که حضور ۵ سنتور را توجیه کند.
به‌استقبال «ماراتن پیانو» در پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران (I)

به‌استقبال «ماراتن پیانو» در پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران (I)

درست یک‌روز پیش از پریشانی حملات چهارشنبه، در لابه‌لای گرما و خشکی فضای اداری دانشگاه، گروه موسیقی دانشگاه تهران رویدادی را سامان داد که بی‌شک خجسته بود. «ماراتن پیانو» عنوان برنامه‌ای بود که در لابی دانشکده‌ی هنرهای نمایشی و موسیقی دانشگاه تهران و یکی از کارگاه‌های گروه موسیقی برگزار شد و طیّ آن، بیش از پنج‌ساعت انواع و اقسام قطعات از رپرتوار موسیقی کلاسیک غربی توسط نوازندگان گوناگون –عموماً دانشجویان- اجرا شد. تنها وجه اشتراک این قطعات این بود که در آن‌ها ساز پیانو نقشی را برعهده گرفته بود. این رپرتوار از حیث فرم، سبک و نیز دوره‌ای که قطعات به آن تعلق داشتند بسیار متنوع بود و قطعاتی از آهنگسازانی چون باخ، شوبرت، استامیتز، گریگ، راخمانینف، موتسارت، بورن، پروکفیف، هیندمیت، برامس، کورت وِیل، پولنک و سن ‌سانس در آن اجرا شد.