به زبان ایرانی (II)

علی رهبری
علی رهبری
در این که ملودی در موسیقی ایرانی (و شاید موسیقی‌های شبیه آن) اهمیتی به‌سزا دارد شکی نیست اما در نحوه‌ی استفاده از این جایگاه خاص برای حل شدن در متن ساختار موسیقایی دیگر، و به‌کارگیری آن برای آفریدن زبان موسیقایی سمفونیکی که مختص این فرهنگ باشد ابهامات فراوانی هست.

یکی از راه‌ها را قبل از این دیدیم: ملودی‌ها شناخته شده را به شکلی قابل بازشناسی مورد استفاده قرار دهیم، یا در بهترین شرایط قادر شویم ملودی‌هایی بیافرینیم که ایرانی باشد (شباهت‌های کلی با آن ملودی‌های شناخته شده داشته باشد).

این تبدیل موسیقی است به پدیده‌ای یک بعدی، تبدیل کردن موجودی زنده و چند بعدی تنها به تصویری از آن که با خطوط خالی از رنگ و جسمیت کشیده شده باشد. فشرده کردن دنیای زنده و پر ضربان یک موسیقی است در یک سطح.

اما در زمان ساخته شدن «خون ایرانی» (۱۳۵۰) شکل این گفتمان در جایی دیگر به طور بنیادی در حال دگرگونی بود. از چندی قبل موسیقی ایرانی در وضعیت نوعی اعاده‌ی حیثیت به سر می‌برد.

این دگرگونی گفتمان موسیقی هنوز به شکل صریح متضمن تغییری در جایگاه ملودی نبود اما از آن جا که در کار ساختن هویتی تمام و کمال –بنا بر عقیده‌ی آن‌ها که در این تغییر دست داشتند- برای این موسیقی بود، خود به خود باعث تغییراتی در نگاه به این عنصر موسیقی شد. خون ایرانی را از جهات مختلف می‌توان از اولین آثاری دانست که به این تغییر در گفتمان موسیقایی وقت، واکنشی درخور نشان داده است.

تغییرات جدی در گفتمان موسیقی همراه با تغییر در توانایی‌ها و ابزار صورت گرفت. آهنگسازان پیشین کمتر به شکل عملی با موسیقی ایرانی آشنا بودند و در صورت آشنایی نیز زیاد بر آن اهتمام نمی‌ورزیدند. به عکس در این دوره آهنگسازانی ظاهر شدند که به خوبی آموزش موسیقی ایرانی را تجربه کرده بودند (جز رهبری به «داریوش دولتشاهی» هم می‌توان اشاره کرد). تاثیر این موضوع را می‌توان در افزایش عمق آگاهی آن‌ها از روابط درونی موسیقی ایرانی دید.

علی رهبری آهنگسازی از همین نسل یاد شده است و خون ایرانی به احتمال زیاد یکی از اولین آثاری است که بر این بستر دگرگون شده خلق گردید. نام کامل قطعه «خون ایرانی (گِرد نت سل)» است. با وجود اشارات آشکار متن موسیقی به دشتی، از آوردن نام آن خودداری شده. این عمل شاید برای آشنازدایی بوده یا آن‌گونه که نویسنده‌ی دفترچه‌ی سی‌دی می‌اندیشد به جهت برقرار کردن ارتباط با مخاطبان غیر ایرانی است، که دومی با توجه به سال و مکان انتشار قطعه (ایران) کمی بعید می‌نماید.

به هر روی خون ایرانی از جهت برخورد کاملا نو و متفاوت آن با گفتمان موسیقی پیش از خود دارای اهمیت زیادی است، اهمیتی که متاسفانه تا امروز از احراز آن دور مانده است. علی رهبری هویت ایرانی قطعه‌اش را نه فقط در ملودی‌ها که در مواد و مصالح و روابط می‌یابد. انگار که او آن نقاشی‌های فشرده شده در یک سطح را رنگین کرده و به دنیایی چند بعدی آورده و به آنان جسمیت می‌بخشد.

برای او کافی نبود که یک ملودی را بگیرد و تمام موسیقی‌اش را از آن بسازد، او از هویت ایرانی چیزی بیش از این می‌خواست. به همین دلیل خون ایرانی دارای منطقی دیگر شد: به سان هنرمندی مسلط بر موسیقی دستگاهی، که بدون نیاز به تکرار ملودی‌ها و با نفوذ به سطح روابط، که آن‌چه را می‌آفریند هویت دستگاهی دارد؛ رهبری نیز با متحول کردن سطح برخوردش با مواد و مصالح قطعه‌ای دگرگونه به دنیای موسیقی می‌آورد.

روزنامه‌ی اعتماد

یک دیدگاه

  • Marjan
    ارسال شده در بهمن ۲, ۱۳۸۸ در ۹:۵۹ ب.ظ

    ژنتیک موسیقی!
    پیدا کردن توالی رشته DNA موسیقی ایرانی!
    وقتی مقالات شما را می خوانم موسیقی را یک موجود بسیار زنده می بینم! ایده قشنگی را عنوان کردید…

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر کتاب «موسیقی ایرانی در شعر سایه»

«سایه» در دوره‌ای از موسیقی ایران تأثیرگذار بوده است. این تأثیرگذاری می‌تواند موضوع مقاله‌ای تحلیلی-انتقادی باشد. چنین پژوهش‌هایی نه تنها در مورد سایه بلکه در مورد دیگر هم‌دوره‌هایش نیز باید صورت گیرد (که به هر دلیل هنوز انجام نشده). سایه با موسیقی دستگاهی نیز در حد یک موسیقی‌دوستِ بسیار پیگیر که معاشرت‌هایی با اهالی این موسیقی داشته، آشنایی‌هایی دارد. از مجموع صحبت‌های او در منابع مختلف چنین برمی‌آید که این آشنایی، علمی و چندان عمیق نیست و بالطبع شامل داده‌هایی درست و غلط از دیده‌ها و شنیده‌هاست (مانند بیگجه‌خانی را شاگرد درویش‌خان دانستن! و موارد دیگر). واژگانِ موسیقایی نیز در شعرِ او فراوان‌اند.

نظر من، نظر شما، نظر او

خیلی پیش می‌آید که در واکنش به یک نقد بشنویم؛ «این نظر نویسنده است». آیا تا به‌حال دقیقاً فکر کرده‌ایم که چنین جمله‌ای یعنی چه؟ کسی که این جمله را می‌گوید درواقع دارد اعتبار حکم‌های درون نقد را زیر سؤال می‌برد. می‌گوید آنها از جنس «نظر شخصی» هستند. اولین مفهومی که از نظر شخصی به ذهنمان می‌آید چیزی است مثل این جمله «قورمه‌سبزی خیلی خوب است». این «نظر» گوینده است درباره‌ی یک غذا. آنجا «شخصی» بودنش معلوم می‌شود که یک نفر دیگر پیدا می‌شود و درست برعکسش را می‌گوید و ما هم راهی پیدا نمی‌کنیم که بگوییم کدام درست گفته. فقط می‌توانیم بگوییم با اولی موافقیم یا با دومی. یعنی وابسته به «شخص» گوینده یا شنونده است.

از روزهای گذشته…

گاهی لازم می‌شود نه های دردناکی بگوییم (II)

گاهی لازم می‌شود نه های دردناکی بگوییم (II)

یکسری کارها پله‌ای برای کارهای بعدی می‌شوند. شاید خود آن کار آنقدر اهمیت نداشته باشد. نمونه‌ی خیلی دورتر آن آلبوم «آئین‌ها»ست. آلبومی که هیچ چیز خارق‌العاده‌ای در این اثر نمی‌شنوید اما آن کار برای بهانه‌ی دیگری بود که در آلبوم نمی‌توانم بنویسم. می‌خواستم از یک مسیری به آقای گاسپاریان وصل شوم. آن کار مرا به ایده‌ای «به تماشا…» رساند. درواقع جرقه‌ی ارتباط من با آقای گاسپاریان آن آلبوم بود. اینها درواقع یکسری استراتژی است که در مقطعی تصمیم می‌گیرید حتی اگر آن کار قربانی شود انجام دهید ولی از نظر من آن کار به من کمک کرد که بتوانم آلبومی را که کاندید گرمی هم شد تهیه کنم. یا در پروژه‌ی «گاه و بیگاه» ایده‌های بکری وجود داشت ولی خودِ اثر لزوماً اثر قابل دفاعی نیست اما از درون آن چیز دیگری درآمد. آدم‌ها این طرف و آن طرف چیزی می‌کارند و امیدوارند که اتفاقی بیافتد. گاه نتیجه می‌دهد و گاه نه.
۴۰ سال حضوربی نظیر  در دنیای راک

۴۰ سال حضوربی نظیر در دنیای راک

مدتی پیش از اینکه در اواخر دهه ۶۰، گروه رولینگ استونز (Rolling Stones) خود را بزرگترین گروه راک اند رول جهان بنامند، زمینه را به بهترین شکل برای این مدعا آماده کرده بودند.
ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی اجرا شد

ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی اجرا شد

جلد اول (دستگاه شور) کتاب و سی دی ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی (منتظم الحکما) با تصحیح و اجرا با سه تار: آرشام قادری و ویرایش و بازنویسی نت از آرشام قادری و شهاب مِنا منتشر شد. این کتاب دستگاه شور ردیف میرزاعبدالله را به روایت بهترین شاگرد او، دکتر مهدی صلحی (منتظم الحکما)، و آوانگاری مهدیقلی هدایت (مخبرالسلطنه) ارائه می کند که در زمان حیات میرزاعبدالله نگارش یافته است.
تحلیلی بر کتاب‌شناسی‌های موسیقی در ایران (IV)

تحلیلی بر کتاب‌شناسی‌های موسیقی در ایران (IV)

تا کنون ۵ عنوان کتاب کتاب‌شناسی موسیقی به زبان فارسی چاپ شده، که به ترتیب سال انتشار عبارت است از: [۱] «کتاب‌شناسی موسیقی» تالیف ویدا مشایخی ۱۳۵۵ «مرکز اسناد فرهنگی آسیا»، [۲] «کتاب‌شناسی موسیقی» تالیف «محمدحسین درافشان»۱۳۸۲ «مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما»، [۳] «کتاب‌شناسی موسیقی (۱۳۸۱-۱۲۸۱)» تالیف «مهتاب خرمشاهی» ۱۳۸۳ «سرود»، [۴] «کتاب‌شناسی موسیقی در ایران» تالیف «سیمین حلالی» ۱۳۸۴ «ماهور» و [۵] «کتاب‌شناسی و مقاله‌شناسی موسیقی ایران به طریق توصیفی» تالیف «سید علی‌رضا میرعلی‌نقی» ۱۳۸۶ «مرکز موسیقی حوزه هنری» (۷). شاید اولین نکته‌ای که در همان نظر اول توجه را جلب می‌کند فاصله‌ی تقریبا سی ساله میان اولی و بقیه‌ی کتاب‌شناسی‌های موجود است. این شکاف که برای اهل موسیقی در ایران ناشناخته نیست در دیگر عرصه‌های موسیقی نیز (البته با طول مدت کمتر) اتفاق افتاده.
قاسمی: در کر آماتور جنس صدا مطرح نیست

قاسمی: در کر آماتور جنس صدا مطرح نیست

یکی از چیزهایی که همیشه اشتباه میکنند این هست که برای ورود به کر حتما باید صدای خوبی داشته باشید، که این به هیچ عنوان مطرح نیست.اولا چیزی که ما به آن میگوییم صدای خوب ممکن است با تمرین به دست آید و صدای بد به خوب تبدیل شود، با تمرین درست آواز کیفیت صدا هم بهبود پیدا میکند. صرف نظر از این چیزی که برای کر بسیار اهمیت دارد کوک خوب و درک خوب از موسیقی است که قبلا گفتم یک خواننده کر باید یک موسیقیدان خوب باشد، در حالی که یک خواننده فقط باید خواننده باشد.
مصالحه فیزیک و موسیقی (II)

مصالحه فیزیک و موسیقی (II)

گفتیم که مشکل از اینجا پیش آمد که در یک گام ماژور نسبت فرکانس نتها به نت پایه بصورت یکنواخت بالا نمی رود؛ یعنی برای هر فاصله نسبت فرکانس نت به فرکانس نت پایه اینگونه بود :
استنلی جردن، معرف تکنیک تاچ بر گیتار

استنلی جردن، معرف تکنیک تاچ بر گیتار

استنلی جردن (Stanley Jordan) نوازنده آمریکایی و صاحب نام در سبکهای jazz و jazz fusion میباشد و شناخته شده ترین نوازنده در جهان بدلیل داشتن تکنیک مخصوص بخود و آنهم نوازندگی با انگشتان دست راست بدون استفاده از مضراب (تکنیکی که باید وی را بنیانگذارش در این سبک دانست) این تکنیک معروف به touch technique میباشد.
رمضان: به اجرای آثار معاصر علاقه داشتم

رمضان: به اجرای آثار معاصر علاقه داشتم

نوشته که پیش رو دارید گفتگویی است با لیلا رمضان، نوازنده و مدرس پیانو درباره فعالیت های اخیرش، این گفتگو در برنامه نیستان در شبکه فرهنگ انجام شده است. لیلا رمضان مدتی است که مشغول ضبط و اجرای آثار آهنگسازان ایرانی برای ساز پیانو است و اخیراً هم با یکی از انتشارات‌های معتبر موسیقی کلاسیک در فرانسه یک CD از این آثار ضبط و منتشر کرده است.
جف بک، نابغه دیوانه!

جف بک، نابغه دیوانه!

جف بک (Geoffrey Arnold “Jeff” Beck) در ۲۲ ژوئن سال ۱۹۴۴ در والینگتون انگلیس بدنیا آمد. او نوازنده راک انگلیسی و یکی از اعضای گروه رویایی آن زمان یعنی Yardbirds که ستارگانی چون اریک کلاپیتون و جیمی پیج در آن حضور داشتند، بود. جف بک در کودکی خواننده گروه کر کلیسا بود، وقتی نوجوان بود توانست نواختن را با قرض گرفتن گیتار فرا بگیرد.
ریکاردو چایلی

ریکاردو چایلی

رهبر ایتالیایی؛ ریکاردو چایلی (Riccardo Chailly) در خانواده ای مملو از موسیقی در ۲۰ فوریه ۱۹۵۳ در شهر میلان به دنیا آمد. وی آهنگسازی را از پدرش لوچیانو چایلی (Luciano Chailly) آموخت و در کنسرواتوار موسیقی در شهرهای پروجو و میلان به تحصیل پرداخت. پس از آن در کلاسهای تابستانی سیئنا (Siena) از فرانکو فرارا (Franco Ferrara) معلم برجسته رهبری درسهای رهبری آموخت. جالب اینجاست که او در دوران جوانی در گروه ریتم و بلوز (rhythm-and-blues) درام نواز بود.