به زبان ایرانی (III)

علی رهبری
علی رهبری
برای او ایرانی ساختن امری نیست که باید از جایی وارد کرد، او لاجرم این گونه می‌سازد. یک بعدی کردن را به رسمیت نمی‌شناسد و در هم می‌ریزد. برای ارکستر چنان می‌نویسد که انگار نوازنده‌ای تار به دست، آزاد می‌نوازد. نوازنده‌ای که ویژگی‌ها و روابط درونی موسیقی ایرانی را کاملا درونی کرده و اکنون بی‌زحمتی آن‌ها را به سر پنجه می‌آورد.

به جای آن که شعری یا مضمونی را از کسی وام گیرد به سراغ منبع اصلی می‌رود: بانک واژگان و ساختار نحوی؛ در نتیجه او چیزی می‌آفریند که هویتی ایرانی دارد، به گوش آشنا می‌آید اما نمی‌توان به قطعیت گفت آن را پیش از این در کجا شنیده‌ایم.

خود آن هم به یک ملودی قابل تکرار در قطعه‌ای دیگر تبدیل نمی‌شود؛ از این نظر کاملا خارج از دایره‌ی گفتمانی است که شرح آن رفت.

ایرانی بودن برای او نوعی جوهر است که در به‌کارگیری ساختارهای پایه موجودیت می‌یابد. خون ایرانی در دشتی است بدون آن‌که به هیچ دشتی شناخته‌ شده‌ای شبیه باشد. اما آیا موسیقی او در همین سطح متوقف می‌ماند؟

آیا تنها موفق شده است بازشناسی محوی در ذهن شنونده تداعی کند بدون این که شنونده احساس کند ملودی‌ای را می‌شنود که از پیش آشنا است؟ اگر چنین باشد کار چندانی صورت نگرفته است.

این را می‌شد از طریق آفریدن ملودی‌ای بدیع نیز به دست آورد. با کمی دقت می‌توان فهمید که هر تصنیف تازه و بدیع دارای این شرایط است. در مورد هر کس که ملودی‌ای جدید در موسیقی ایرانی بیافریند می‌توان همین جملات را گفت.

پس او چه کرده است که با دیگران تفاوت دارد؟ جز به کار گرفتن روابط ژرف‌تر موسیقی دستگاهی در بعد ملودیک برای آفریدن اثری که خون ایرانی در رگ‌هایش جاری باشد، او گفتمان موسیقایی ژانر یا گونه‌ی خودش را هم دگرگون کرده و این مهم را با ایجاد تغییرات اساسی در ابعادی بیش از ملودی به انجام رسانده است. درست به همین دلیل است که کار او را حرکتی مهم در موسیقی سمفونیک ایرانی می‌دانیم. حرکتی که در دوره‌ی خودش آن‌چنان که باید دیده نشد.

رهبری علاوه بر تغییر دادن نگاه به ملودی، جمله‌بندی و از آن طریق فرم را هم دیگرگون می‌کند. از سوی دیگر بافت اثر وی نیز تحت تاثیر همین نگاه متحول شده قرار گرفته و از هنجارهای دوره‌اش دور می‌شود. جملات ساختاری پیش رونده و خطی دارند. هیچ یک از جملات به شکل صریح تکرار نشده بلکه با تغییراتی خرد به سوی نغمه‌ی مرکزی (سل) کشیده می‌شوند و هر بار با شکلی تازه.

این گونه پیش رفتن بدون بازگشت را در ساختار ژرف موسیقی ایرانی هم می‌توان یافت: واحدهای اجرایی لزوما به تکرار نمی‌انجامد، بلکه از دل یکدیگر می‌شکفد. از آغاز تا پایان دیگر بازگشتی نیست، ساختار جملات به ترتیبی پیش‌رونده موجودیت پیدا می‌کند. در طول محور زمان جملات می‌غلتند و آینده همیشه با گذشته متفاوت است.

دقت کنید؛ متفاوت نه بی‌ارتباط. این روندگی به این معنی نیست که قطعه شرحه شرحه شده و چندین تکه‌ی مجزا دارد که به ضرب نام‌گذاری کنار هم جمع شده‌اند. آن‌ها با هم ارتباطی اندام‌وار دارند که در این قطعه از طریق حرکت به سوی یک نغمه‌ی مرکزی خود را نشان می‌دهد. همچنین ملودی‌ها تزیین شده هستند. در ساختمان آن‌ها تزیینات و الگوهایی دیده می‌شود که می‌توان آن را به موسیقی ایرانی منسوب کرد.

روزنامه‌ی اعتماد

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آوازخوان معلم اخلاق (I)

در سال ۱۲۸۲ خداوند به شیخ اسماعیل واعظ اصفهانی، معروف به تاج الواعظین فرزندی عطا کرد که نامش را جلال گذاشتند. شیخ اسماعیل از خوشخوان های اهل منبر بود و مسلط به ردیف آوازی؛ جلال را به مدرسه علیه واقع در بازارچه رحیم نزدیک مسجد رحیم خان گذاشتند که فاصله چندانی با منزلش نداشت. ۸ ساله بود که مختصر زمزمه ای می کرد؛ پدرش مشوق او شد و جلال را به سید رحیم سپرد تا تعلیم آواز ببیند. بعدها نزد نایب اسدالله و سپس نزد میرزا حسین خضوعی ساعت ساز رفت و به تکمیل اطلاعات خود پرداخت تا این که مراحل ترقی را طی کرد و نامش به عنوان خوانند های برجسته بر سر زبانها افتاد.

اختتامیه ششمین نوای خرّم برگزار شد

آیین اختتامییه ششمین جشنواره و جایزه موسیقی همایون خرّم (نوای خرم ۶) شامگاه پنجشنبه ۲۱ آذر ماه با حضور تعدادی از هنرمندان، شرکت کنندگان و تعدادی از مدیران وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در تالار وحدت تهران برگزار شد.

از روزهای گذشته…

آپوکالیپتیکا؛ یک دهه فعالیت و بدعت در نوازندگی ویولن سل

آپوکالیپتیکا؛ یک دهه فعالیت و بدعت در نوازندگی ویولن سل

آپوکالیپتیکا (Apocalyptica) یک گروه موسیقی فنلاندی متشکل از سه نوازنده کلاسیک ویولن سل است که از سال ۲۰۰۳ یک درامر نیز به جمع آنان پیوسته است. هر چند تخصص اصلی آپوکالیپتیکا اجرای موسیقی متال با ویولن سل است، اما قطعات کلاسیک نیز می نوازند. افراد گروه همگی از دانشجویان آکادمی “Sibelius” بزرگترین مرکز آموزش موسیقی در فنلاند و یکی از برجسته ترین هنرستان های موسیقی اروپا، واقع در شهر “Helsinki” پایتخت فنلاند هستند.
کنسرت فیروزه نوائی در دومین فستیوال هنر معاصر اجرا می شود

کنسرت فیروزه نوائی در دومین فستیوال هنر معاصر اجرا می شود

کنسرت فیروزه نوایی در فستیوال بین‌المللی موسیقی معاصر تهران در سه قسمت در روز چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت در تالار رودکی در ساعت ۵ بعد از ظهر اجرا می شود. در بخش اول نوائی به همراه گیتار فرزین طهرانیان قطعه ای از شروین عباسی به نام «وید» (Void) در دوقسمت و سوناتی برای فلوت و گیتار از مهران روحانی اجرا می شود، در بخش دوم نوائی به همراه پیانوی نیلوفر بدرکوهی «نوکتورن» اثر محمد سعید شریفیان و «بالاد» اثر محمدرضا تفضلی و اثری با نام «رویا» اثر حسین علیزاده (که پیشتر برای فرزانه و فیروزه نوائی با تنظیمی برای هارپ و فلوت اجرا و ضبط شده بود با تنظیم دیگری برای پیانو وفلوت با ویرایش نیلوفر بدرکوهی) اجرا می شود، در بخش سوم این برنامه گروهی هشت نفره از نوازندگان کر فلوت تهران به اجرای قطعه ای از رضا ناژفر می پردازند و قطعه ای دیگر ساخته پرویز داوودی برای چهار فلوت به روی صحنه خواهد رفت.
گفتگو با یوگنی کیسین

گفتگو با یوگنی کیسین

در سال ۱۹۸۴ در روسیه نوازنده ای به جهان معرفی شد که در اجرای خود کنسرتو پیانوهای شوپن را به نحو احسن نواخت نکته مهم در این قضیه این بود که این اجرا توجه نوجوانی ۱۲ ساله به وقوع پیوست و تا به امروز توانسته است با مهارت خویش دنیای موسیقی را معطوف به خود نماید.
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XIII)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XIII)

جرونتیوس برای تنور، متسوسوپرانو، باس، گروه کر و ارکستر نوشته شده است. این اثر با یک ملودی ظریف در “ر مینور” آغاز می شود. این قسمت از اثر را دوست الگار و ناشر کارهای او، آگوست جاگر، “داستان قضاوت” نام نهاده است. قسمت پرلود این اثر به عنوان یک مقدمه با ارکستر شروع می شود و به معرفی تمام تم های اصلی داستان می پردازد.
شماره‌ی ششم مهرگانی منتشر شد

شماره‌ی ششم مهرگانی منتشر شد

ششمین شماره دوفصلنامه پژوهشی مهرگانی ویژه بهار و تابستان ۱۳۹۲ منتشر شد و در وبسایت این نشریه قابل دسترسی است.
دیدگاه افلاطون و فیثاغورث در باب موسیقی (III)

دیدگاه افلاطون و فیثاغورث در باب موسیقی (III)

هر صدای تولید شده از این کرات آسمانی، یک نت از هفت نت اصلی گام دیاتونیک و تجلی نظم و حرکت الهی بود که ترتیب زیر و بمی هر یک به دوری و نزدیکی و سبکی و سنگینی آنها بستگی داشت. برای مثال، زحل که دورترین سیاره به زمین بود، زیرترین صدا و ماه که نزدیک ترین کره به زمین بود، بم ترین صدا را تولید می کرد.
برامس موسیقیدان فروتن (I)

برامس موسیقیدان فروتن (I)

یوهان برامس از دیگر نوابغ موسیقی آلمان در دوره رمانتیک بود که در سال ۱۸۳۳ در هامبورگ متولد شد. او مانند بسیاری از آهنگسازان بزرگ، ابتدا پیانو را به عنوان ساز خود انتخاب کرد و تصمیم گرفت که یک پیانیست درجه یک شود. خیلی زود با روبرت و کلارا شومن – هردو از موسیقیدانان بزرگ آلمانی – آشنا شد و آنها را به عنوان دوست در زندگی خود پذیرفت. این دو دوست نقش مهمی در پیشرفت موسیقی برامس داشتند و همواره کارهای برامس را می ستودند و از او حمایت می کردند. او هرگز در نقش یک پیانیست موفقیت قابل توجه بدست نیارود اما از زمانی که در وین شروع به آهنگسازی کرد درآمد خوبی بدست آورد و زندگی نسبتا” خوب و راحتی را برای خود فراهم کرد. با موقعیتی که داشت دختران بسیاری به او ابراز علاقه می کردند اما او نیز مانند بتهوون هرگز ازدواج نکرد، حتی پس از مرگ روبرت شومان با وجود ارتباط نزدیک دوستی و علاقه ای که به کلارا شومان داشت تن به ازدواج با او نداد.
وضعیت موسیقی ایران قبل از ورود اعراب (I)

وضعیت موسیقی ایران قبل از ورود اعراب (I)

ایرانیان به طور علمی موسیقی را بررسی کردند و الحان موسیقی را بر اساس روزهای هفته به هفت لحن تقسیم کردند که آنها را هفت خسروانی نامیدند. بعدها خسروانی به دستان و دستان به دستگاه تغییر نام داد و در نهایت هفت خسروانی به هفت دستگاه تبدیل شد.
آلبوم «به یاد لطفی» منتشر شد

آلبوم «به یاد لطفی» منتشر شد

آلبوم به یاد لطفی با اجرای گروه نهفت به سرپرستی جهانشاه صارمی و خوانندگی پوریا اخواص از سوی موسسه فرهنگی و هنری آوای گنبد نیلی منتشر گردید. جهانشاه صارمی که علاوه بر ۲۲ سال سرپرستی گروه نهفت، تالیف کتاب های آموزش تار و سه تار، همکاری در چندین کتاب معتبر موسیقی، انتشار چندین آلبوم صوتی و تصویری، تجربه بیش از سی سال آموزش موسیقی به ویژه در گروه سنی کودک و نوجوان را در کارنامه هنری خود دارد، در بخشی از بروشور این آلبوم می نویسد: «این آلبوم با هدف تجلیل از یکی از فرهنگ سازترین موسیقی دانان ایران و نیز ثبت توان اجرایی نسل دوم گروه نهفت منتشر می گردد.»
مروری بر آلبوم «نیلگون»

مروری بر آلبوم «نیلگون»

«نیلگون» از آن دسته است که به درجات می‌خواهند هنگام آفرینش بخش‌های بدون متر به جای گسترش به شیوه‌ی نقش‌مایه‌های موزاییکی (ذخیره‌ی الگوهای متن ردیف) با تم‌ها کار کنند و روابط انسجام‌بخشی جز روابط مدال بیافرینند. خلاصه می‌خواهند بدون اتکای یکسره بر ملودی‌های مدل بتوانند همچنان در فضای مدال دستگاهی چیزی بیافرینند. نمونه‌ی مثالی امروزین این گروه «نجوای ماه» داریوش دولتشاهی است؛ جایی که آهنگساز موفق می‌شود در یک تکنوازی بالای ۵۰ دقیقه‌ای انسجام ساختار و تعادل تم‌ها را در عین روانی ملودی‌ها برقرار نگه‌دارد و پس از سفری طولانی دوباره به آنها بازگردد.