به زبان ایرانی (IV)

علی رهبری
علی رهبری
در سراسر قطعه، تکیه‌ها به عنوان عناصر تزیینی با نقش تقویت شده‌ی یادآوری کننده‌ی رابطه با موسیقی ایرانی حضور دارند (به‌عنوان نمونه در لحظات آغازین ملودی ویلن، همراهی‌های فلوت چیزی نیست جز همین تزیینات). مشاهده می‌کنید که موضوعات ژرف‌تر نغمه‌ی مرکزی، فرم بی‌بازگشت و تزییناتی به عنوان چاشنی، چگونه اثری قطعی در ساختن هویت این قطعه‌ی موسیقی داشته است.

با این همه ساختار خطی این قطعه چیزی متفاوت از بازسازی صرف بخش‌هایی از دستگاه دشتی یا حتا به نوا در آوردن بداهه‌ی یک کوارتت بر اساس انگاره‌هایی از دشتی است. همه‌ی نغمه‌ها به سوی سل کشیده می‌شود؛ هنگام شنیدن به نظر می‌رسد تنشی در رفتن به سمت این نغمه‌ی مرکزی هست اما آرامش و فرونشستنی را که چشم انتظاریم فرا نمی‌رسد، جز لحظه‌ی پایانی، همه‌ی فرودها حذف شده‌اند.

نه تنها جمله‌ها در طول زمان پیش می‌روند، ساخته شده و همدیگر را دنبال می‌کنند بلکه در میانه‌ی راه در اوج، برش خورده و از نو اوج می‌گیرد.

جمله‌ها به سیاق موسیقی ایرانی تکمیل نمی‌شود؛ فراز بدون فرود، رفتن بدون بازگشت و سر زدن هر جمله از دل قبلی پیش از آن‌ که تمام شود. اما برای بخشیدن ابعاد دیگر به قطعه تنها این بعد افقی کافی نیست.

با کشیدن خطوط بیشتر نمی‌توان نقاشی را به مجسمه بدل کرد. در قطعه‌ی رهبری باز هم در تضاد تقریبی با قطعات معلمانش بعد افقی به عمودی بدل گشته است.

این‌جا ملودی‌ای نیست که بر ساختاری عمودی نشسته و فرمانروایی کند بلکه همان ساختمان‌های افقی بر روی هم نوعی بافت را تشکیل داده‌ است.

audio fileبشنوید قسمتی از “خون ایرانی روی سل” (ورسیون موسیقی مجلسی) اثر علی رهبری

جملاتی که می‌توانسته یکی پس از دیگری بیاید و ساختمانی خطی بیابد، در بعد عمودی فشرده و روی هم انباشته شده‌اند. تزیینات به جای همراهی و نیز رنگ‌آمیزی به کرات به کار گرفته رفته است.

بخش‌های ویلن را در نظر آورید، صدای دوبل نت‌ها کارکردی دوگانه یافته است: تامین کننده‌ی بافت عمودی با استفاده از نغمه‌های تقویت‌کننده‌ای که در دشتی معمول است و یادآور رنگ صدای نوازندگی ویلن ایرانی که این تکنیک‌ها را به طور گسترده‌ای به کار می‌گیرد. نتیجه این که قطعه در حین پیش رفتن از کنش و واکنش خطوط مختلف بافت خود را می‌سازد؛ هر بخش بافت پاسخی است به بخش دیگر که هیچ یک را نمی‌توان بی آن دیگری اصلی یا مهم‌تر فرض کرد.

هر زمان که ذهن به سوی خو -گرفتن به چیزی شبیه ملودی اصلی می‌رود خیلی سریع قطعه جا خالی کرده و از دادن این فرصت به شنونده طفره می‌رود. ناگهان هشیار می‌شویم؛ خطی که می‌اندیشیدیم اصلی است در پیچ و تاب بافت جای خود را به دیگری سپرده است. این تازگی و سرزندگی بافت نیز به ویژگی‌های دیگر آن افزوده می‌شود.

رنگ، بافت، تکنیک‌های سازی، منطق ملودی‌ها هر یک به طور جداگانه کافی بود تا سایه‌ای از هویت جغرافیای فرهنگی بر سر یک قطعه بیافکند اما رهبری همه را به کار گرفته و به شکلی موفق برای خلق زبان شخصی‌اش به هم می‌آمیزد. زبانی که به باور من عمیقا ایرانی است، چرا که رهبری به جای این که مانند دیگران ایرانی بودن را نقل کند ایرانی زیسته است. شاید در این میان تنها نقطه‌ی تاریک مرتبط با این قطعه آن است که چرا چهار دهه‌ی پیش (و حتا اکنون) به اندازه‌ی کافی مورد توجه قرار نگرفت.

روزنامه‌ی اعتماد

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

منشور اخلاقی مربیان موسیقی

مرام نامه های یا منشور های اخلاقی اسنادی هستند که در آن اصولا اخلاقی یک نهاد یا گروه در آنها قید شده است. در این منشور اخلاقی محور هایی مانند اخلاق اجتماعی و اخلاق حرفه ای مورد توجه قرار گرفته و انتظاراتی که آن نهاد یا گروه از نظر رفتارهای اخلاقی از افراد دارد در آن ثبت می شود.

دور نهایى نخستین دوره جایزه بین المللی پیانوى باربد برگزار شد

دور نهایى نخستین دوره ی جایزه ی بین المللی پیانوى باربد با حضور پیانونوازانی از سراسر ایران و کشور ارمنستان در شهر شیراز برگزار شد و دو نفر از برندگان نهایی که تابستان ١٣٩۶ برای شرکت در مستر کلاس های بزرگان پیانونوازی فرانسه و اجراى کنسرت عازم این کشور خواهند بود، معرفی شدند.

از روزهای گذشته…

نشست مطبوعاتی مستر کلاس رهبری ارول اردینج

نشست مطبوعاتی مستر کلاس رهبری ارول اردینج

چهارشنبه ۱۲ آبان ماه، نشست خبری ارکستر سمفونیک تهران با حضور علی رهبری (رهبر دائم و مدیر هنری ارکستر سمفونیک تهران)، ارول اردینچ (رهبر میهمان ارکستر سمفونیک تهران) در تالار وحدت برگزار شد. این نشست در دو بخش مجزا درباره مستر کلاس ارول اردینج (همراه با ترجمه منیره خلوتی) و بخش دوم مسائل پیش روی ارکستر سمفونیک تهران برگزار شد.
لطفاً طرحی نو دراندازید!

لطفاً طرحی نو دراندازید!

اساساً وجود هنرمندانی همچون “مهیار علیزاده” در فضای آهنگسازی ایران، اتفاقی مبارک و خجسته است. تسلط او بر موسیقی ارکسترال غربی و نگاه نوگرایانه اش به موسیقی ایرانی و تلفیق این دو، هم موجب آشتی مخاطبین (به شکل خاص نسل جوان) با موسیقی خوب و غیرسطحی شده و هم اینکه توانسته سهمی هر چند اندک، در پوشانیدن جامه ای نو بر تن موسیقی ملی ایران داشته باشد.
در باب متافیزیک موسیقی (V)

در باب متافیزیک موسیقی (V)

به علاوه، چون در نتیجه نظریه فیزیکی زیربنایی، ویژگی واقعا موسیقایی اصوات باید در نسبت سرعت ارتعاشات آنها یافت شود و نه در قدرت نسبی شان، گوش موسیقایی همواره ترجیح می دهد در هارمونی، نه قویترین نت بلکه زیرترین نت را دنبال کند. از این رو، حتی در نیرومند ترین همراهی ارکسترال نیز، سوپرانو برجسته است و از این رو حق طبیعی برای اجرای ملودی پیدا می کند. با این حال، انعطاف پذیری زیاد سوپرانو، که نتیجه همان سرعت ارتعاشات است، همان طور که در پاساژهای پر زرق و برق و موومان ها دیده می شود، به این امر کمک می کند.
گفتگوی هارمونیک نه ساله شد

گفتگوی هارمونیک نه ساله شد

با همدلی و همراهی شما به نهمین سال فعالیت «گفتگوی هارمونیک» رسیدیم و توانستیم، روزانه مطالبی متنوع را به نظر شما برسانیم که تعداد این مطالب امروز ۳۳۱۵ نوشته بوده است. در جشنی که به مناسبت تولد سایت برپا شد، نویسندگان و مترجمین سایت حضور داشتند و طرح جدید سایت مورد ارزیابی قرار گرفت.
پال گودوین

پال گودوین

پال گودوین (Paul Goodwin) نوازنده پیشین ابوا و رهبر ارکستر؛ نوازندگی ابوا را از جانت کراکسون (Janet Craxton) آموخت و در دانشگاه ناتینگهام در رشته آهنگسازی فارغ التحصیل شد، او در مدرسه موسیقی و نمایشی عمارت شهرداری لندن، تخصص در تکنیک معاصر ابوا و ابوای باروک را کسب کرد. گودوین تحصیلات موسیقی را در وین زیر نظر جرج شافلین (Jurg Schäftlein) ادامه داد. گودوین برای چندین دهه به عنوان یکی از بهترین نوازندگان ابوای بزرگ دنیا شناخته شد و ابوایست اصلی ارکستر سبک باروک لندن و ارکستر نوازندگان کلاسیک لندن بود.
سرجیو چلیبیداکه، رهبر بزرگ رمانی

سرجیو چلیبیداکه، رهبر بزرگ رمانی

در نقاط روشن تاریخچه ارکستر سمفونیک رادیو اشتوتگارت آلمان، بی درنگ باید از کنسرتهای رهبری شده توسط سرجیو چلیبیداکه (Sergiu Celibidache) نام برد. این نه تنها در تاریخچه ارکستر بهترین دوران است بلکه از لحاظ خود آثار، درخشان است. سال ۱۹۸۵ اولین باری بود که سرجیو چلیبیداکه برای رهبری به ارکستر دعوت شد. او شش سال پس از آن دعوت، تیل ائولنسپیگل (Till Eulenspiegel)، اثر ریچارد اشترائوس را برای تلویزیون ضبط کرد و کنسرت آخر از مجموعه کنسرتهای طولانی یک هفته ای را که توسط سودئوتشر روندفانک (Süddeutscher Rundfunk) برنامه ریزی شده بود را رهبری کرد و رابطه وی با ارکستر محکمتر و قوی تر شد.
دنیای نوازنده و حقیقت درک صدا (II)

دنیای نوازنده و حقیقت درک صدا (II)

در اینجا به مورد سوم یعنی انسان می رسیم، قابل توجه است که این قسمت و موضوع چهارم آن که خود ساز می باشد جز مهمترین بخشها هستند زیرا هماهنگی و تعامل بین این دو عامل واثرگذاری مستقیمی که بر هم دارند، به نتایجی از آن حاصل می شود که بهتر است برای ایجاد ترتیب و توصیفی مفید تر از مسائل مربوط به ساز آغاز کرده و در مرحله بعد وارد مجموعه وسیعی همچون انسان و خصوصیات آن شویم.
عصر حماسی کوبیسم و فردیت در حنجره بزرگان (V)

عصر حماسی کوبیسم و فردیت در حنجره بزرگان (V)

آیا هر ماده برای جنبش، نیاز به نیرویی برتر و خارج از خود دارد، یا تلنگری از بیرون دارد؟ و آیا این تلنگر و نیروی بیگانه از طبیعت و ماده خاستگاهش مو سیقی است و مخاطب باید با موسیقی دریفی ایران از سکون به در آید؟ تمامی فعالیت پراتیک و علمی بشر ثابت می کند که هم ماده و هم کل جهان هستی، تنها با تحرک و تغییر و تکامل است که هستی دارد. شاید موسیقی ایران نگران گسست فرایند هستی است ، یا بیمناک آن است که مبادله ی میان موجود زنده و محیط پیرامون او متوقف بماند؟
منبری: در آواز امروز طیف نداریم

منبری: در آواز امروز طیف نداریم

گلپا همینطور، ادیب خوانساری آوازش مخصوص به خودش بود. محمودی خوانساری کاملاً مخصوص به خود آواز می خواند، بنان و شهیدی و گلچین و دیگران همینطور. هر کدام رنگی داشتند. آواز طیفی بود از رنگ های مختلف. اما امروزه مثلاً فقط آبی داریم. حالا یکی کمرنگ یکی پررنگ، یکی لاجوردی یکی آسمانی یکی آبی دریا و غیره. همه آبی اند به هرحال. قرمز و سبز نداریم. همه دنبال طیف رنگ آبی می روند. در مورد خوانندگان زن هم همینطور. پری زنگنه را داشتیم آکادمیک کار بود. در مقابل مرضیه و دلکش بودند. روح انگیز بود.
آیا در آفریقا به اتنوموزیکولوژی نیازمندیم؟ (I)

آیا در آفریقا به اتنوموزیکولوژی نیازمندیم؟ (I)

آکین یوبا (Akin Euba) آهنگساز، موزیکولوگ و پیانیست نیجریه ای است، او در دپارتمان موسیقی وابسته به دانشکده هنر ها و علوم دیتریش دانشگاه پیستبورگ تدریس می کرد و در سال ۲۰۱۱ بازنشسته شد. یوبا در سال ۱۹۳۵ در لاگوس نیجریه متولد شد. در زندگینامه یوبا با عنوان «آکین یوبا: آشنایی با زندگی و موسیقی یک آهنگساز نیجریه ای» (Akin Euba: An Introduction to the Life and Music of a Nigerian Composer) که توسط جاشوآ یوزگوه (Joshua Uzoigwe) نوشته شده است، درباره پدر و مادر یوبا آمده که پدرش آلفائوس سوبیئی یوبا، در جوانی موزیسین فعالی بود.