موریس راول، اسطوره امپرسیونیست (VI)

موریس راول (1875 – 1937)
موریس راول (1875 – 1937)
راول در نیویورک، جرج گرشوین (George Gershwin) را ملاقات نمود و به همراه یکدیگر برای شنیدن موسیقی جاز، (موسیقی موسیقیدانان مشهور جاز از جمله دوک الینگتون)، به هارلم رفتند. زمانی که آهنگساز آمریکایی جرج گرشوین با راول ملاقات داشت ذکر کرد که همواره آرزو داشته با آهنگسازی فرانسوی کار کند.

تحسین راول از جز آمریکایی با ملاقات وی از آمریکا شکل گرفت و پس از آن برخی از عناصر موسیقی جز را در آثار خود به کار برد، به خصوص در دو کنسرتوی پیانو ای که نوشت. موفقیت وی در این سفر شهرتی جهانی برایش به همراه داشت. پس از آنکه راول به فرانسه بازگشت یکی از آثار ارکستر مشهور خود به نام بولرو (Boléro) یا فاندانگو را تکمیل نمود که آنرا تجربه ای در فضایی بسیار خاص و محدود نامید.

درباره ایده ای که برای این کار داشت گفته است: “قصد دارم چندین بار چند اثر ارکستری را تکرار کنم.” مشاجره عموم در جایی آغاز شد که رهبر بزرگ ایتالیایی آرتورو توسکانینی ساختار اثر راول را تا حدی تغییر داد. وی سرعت قطعه را در اجرا سریعتر نمود. راول درابن باره گفت: “من نمی خواهم موسیقی ام تعبیر شود؛ فقط باید آنچنان که هست نواخته شود.”

audio fileبشنوید قسمت انتهایی قطعه بولرو را

راول زمانی که خود بولرو را رهبری کرد، یکی از اولین ضبطهای خود را انجام داد که به همراه ارکستر لامورکس در سال ۱۹۳۰ بود و به طور تحسین برانگیزی در این دوره همزمان در حال ساخت پیانو کنسرتوهای خود نیز بود. ابتدا “کنسرتو برای دست چپ” را کامل نمود. این کار بنابر درخواست پائول ویتگن اشتین (Paul Wittgenstein) ساخته شد شخصی که دست راستش را در جنگ جهانی اول از دست داد.

audio fileبشنوید قسمتی از پیانو کنسرتو برای دست چپ از راول را

راول با سختی تکنیکی این اثر هیجان زده شده بود. آنطور که راول می گوید: “در این چنین کارها بافت و بیان اثر به همان اندازه که برای شخصی با دو دست نوشته می شود دارای اهمیت است” در زمان اولین کنسرت، این اثر قابل اجرا برای شخصی تنها با یک دست نبود و پیانیستی با دو دست آن را اجرا نمود، به همین دلیل این اثر مورد توجه و قبول ویتگن اشتاین واقع نشد اما بعدها گفت: “مدتی بعد، زمانی که این کنسرتو را برای ماهها مطالعه کردم، بسیار به آن علاقمند شدم و دریافتم اثری فوق العاده است.”

در سالهای ۱۹۳۳ ویتگن اشتین برای اولین بار آنرا نواخت و مورد تحسین همگان واقع شد. یک منتقد نوشت: “ما در دنیایی قرار گرفتیم که راول آن را خلق کرده و به ندرت به ما معرفی شده.” دیگر پیانو کنسرتوهای وی یک سال پس از آن کامل شدند و صدای ملایم آن شیوه ای از موتسارت، دومنیکو اسکارلاتی (Domenico Scarlatti) و کانیل سنت سائین (Camille Saint-Saëns) بود.

راول این اثر را به پیانیست محبوبش مارگریت لانگ تقدیم نمود، شخصی که خود این آثار را نواخت و در اروپا در بیش از ۲۰ شهر آن را معرفی نمود و لانگ به همراه راول در سال ۱۹۳۲ آن را ضبط کردند که شرکت ضبط EMI مجدد آن را بر روی LP و CD عرضه نمود.

زندگی و روابط خصوصی راول همیشه مخفی باقی ماند، شایعاتی مبنی بر همجنسباز بودن وی گفته شده، اما قطعیت آن هیچ گاه به هیچ وجه ثابت نشد، خود وی گفته است که به دلیل آنکه موسیقیدانی حرفه ای بوده وقت خود را فدای کارش کرده است، آنچنان که هیچ گاه نتوانسته رابطه ای منسجم با کسی داشته باشد: “تنها عشقی که من داشته ام موسیقی بوده.” اما فرضیه ای جدید توسط محققان موسیقی داده شده مبنی بر آنکه راول همواره در موسیقی خود نامی را مخفی می کرده؛ میشیا گودبسکا (Misia Godebska) که با دو گروه از نتها اجرا می شد.

راول پس از عدم دریافت جایزه Prix de Rome از دولت فرانسه، برای زندگی به قایق وی دعوت شد که به همین علت همسر میشیا رسوایی در روزنامه علیه راول به راه انداخت. راول در سال ۱۹۰۷ زمان زندگی در قایق میشیا L’heure espagnole و Rapsodie espagnole را به اتمام رسانید. در زمان اولین اجرای “دافنیز و شوله” خود، راول غایب بزرگ بود وی به جای حضور در آنجا به دیدن میشیا رفته بود.

در سال ۱۹۳۲ راول از ناراحتی شدید سر بر اثر تصادف رانندگی رنج میبرد. این اتفاق در آن زمان آنچنان جدی نبود اما کمی بعد تاثیرات سوئی همچون فراموشی بر وی داشت. او ساخت موسیقی فیلم ماجراهای دون کیگستو را در سال ۱۹۳۳ آغاز کرد اما زمانی که قادر به ادامه آهنگسازی نشد، شنید که آنان آهنگساز دیگری را استخدام نمودند، اگرچه سه آهنگی را که برای این فیلم ساخت بعدها با نام آقای کیشوته دولسینه (Don Quichotte a Dulcinée) با اشعار پائول موراند (Paul Morand) چاپ، اجرا و ضبط شد.

در سال ۱۹۳۷ جراحی روی مغزش انجام شد، وی پس از جراحی به هوش آمد، برادرش را طلب کرد و به کما رفت و چندی بعد در سن ۶۲ سالگی از دنیا رفت. جوزف موریس راول در کنار والدینش در پاریس به خاک سپرده شد.

en.wikipedia.org

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «زمین»

«زمین» یک دونوازی است؛ دوئت برای پیانو و خوانش شعر، هوشیار خیام و احمد پوری. و نتیجه‌اش شش قطعه‌ی موسیقی است و راهی دیگر برای همنشینی خوانش و موسیقی. نام موسیقایی قطعه‌ها، پرلودیوم، سرناد، آریوزو و … هم به تمثیل همین را می‌گوید. حتا اگر ندانیم که روش ساخته شدن این آثار، اجرای همزمان بوده است، سرشت دونوازانه‌ی این خوانش خود را نخست در نسبت حضور صدای گوینده و صدای پیانو می‌یابد؛ در سکوت‌ها و مکث‌ها. آنجا که شاعر خاموشی اختیار می‌کند تا جایی به حضور همنوازش بدهد. و چه هوشمندانه و با ظرافت چنین می‌کند. می‌شنود. می‌اندیشد و در لحظه تصمیم می‌گیرد و ناگهان بافت ساخته شده از صدای پیانو/انسان دگرگون می‌شود.

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (X)

زن هایی که علاقه مند به دریافت هدیه بودند اما نمی خواستند شناخته شوند در حالی که صورت خود را می پوشاندند، الکی به دست گرفته و آن را به صاحب خانه می دادند. او هم که از ویژگی مراسم با خبر بود، هدیه را درون الک گذارده به صاحبش بر می گرداند. علت نام‌گذاری مراسم نیز وجود همین الک است که در هرمزگان به آن آرگیز یا هارگیز (آردبیز) گویند.

از روزهای گذشته…

منتشری: به برنامه گلهای پیرنیا نرسیدم

منتشری: به برنامه گلهای پیرنیا نرسیدم

ما ۵-۶ آواز خوان و ۱۰۰ تصنیف خوان داشتیم. شما خودتان ردیف آوازی کار کردید و می دانید آواز مشکلات خاص خودش را دارد و حنجره و توانایی مخصوص خود را می طلبد. تصنیف به گونه ای دیگر است: اولا آهنگ تصنیف توسط آواز خوان ساخته می شود و به خواننده یاد می دهند ولی آواز به این صورت نیست و خود خواننده روی شعر آهنگسازی می کند و برای آن قالب مخصوص اش را می سازد پس آواز خوان هم سازنده و هم خواننده اثر است.
سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (X)

سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (X)

در دوران ساسانیان موسیقی نظامی به دلایل ایجاد خوف و هراس در دل دشمن و تقویت روحیه و نشان دادن دلیری و بی‌باکی سربازان که تقریباً بدون سلاح به جنگ و مبارزه می‌پرداختند از اهمیت خاصی برخوردار بوده است. فرماندهان سپاه فرمان‌های خود را توسط اصوات موسیقی رزم به سربازان می‌رساندند، به‌طوری‌که نوای هر ساز مفهوم خاصی داشت، مثلاً شیپور معنای حمله و یا طبل بیانگر تعقیب بود.
بولرو

بولرو

بولرو قطعه ای ارکسترال در یک موومان ساخته موریس راول (Maurice Ravel) است که در سال ۱۹۲۸ در اصل برای باله تنظیم شده و بدون تردید مشهورترین اثر راول به شمار می رود.
گریگوریان: حضوری دربرگیرنده (I)

گریگوریان: حضوری دربرگیرنده (I)

گریگوریان گرم است، خوب است و حضورش پرکنده و در برگیرنده است. دربرگیرنده محیط و آدمهای دور و برش، و به همین دلیل در یک رابطه، در یک گفت و شنود، اوست که حاکم است. راطه را خودش رهبری میکند. سئوالها را مطابق میل با حوصله خودش تغییر میدهد و هر چه دلش میخواهد میگوید، اصلا بعضی پرسشها را نشنیده میگیرد و به حرف خودش ادامه میدهد.
فواصل زمانی (III)

فواصل زمانی (III)

همچنانکه قبلا ذکر شد، ممکن است زمان بندی موسیقی از نسبتهای سیستم نمائی خارج شود و به سوی فواصل تبدیلی (تقسیمات مضرب اعداد فرد مانند ۳،۵،۶،۷،۹،۱۰،۱۱،۱۲،۱۳،…) گرایش پیدا کند. شیوه نت نویسی رایج در این موارد بر اساس تقسیم یک فاصله ساده به ۳،۵،۷،۹،۱۱ و… بخش است (مانند فاصله چنگ تریوله که حاصل تقسیم بر ۳ شدن فاصله سیاه است).
درباره مشکل «شیش هشت» و «میزان های لَنگ» در وزن شناسیِ موسیقی ایرانی (III)

درباره مشکل «شیش هشت» و «میزان های لَنگ» در وزن شناسیِ موسیقی ایرانی (III)

مشکل تئوری «دوضربی ترکیبی» در تعریف وزن های ترکیبی ۵ و ۷ و ۸ و ۹ و… ضربی هم پدیدار می شود.این وزن ها در گفتمان عامیانه به «میزان های مختلط و لَنگ» مشهور شده اند. در حالیکه میزان های ۹ ضربی، در عین حال «سه ضربی ترکیبی» هم هستند و معلوم نیست چرا در این گروه «میزان های مختلط و لَنگ»، ۸ ضربی هست، اما ۶ ضربی بین ۵ و ۷ موجود نیست. (پورتراب ص ۳۱ و ۳۴) در حالیکه همانگونه که میزان ترکیبی ۴+۲+۲ = ۸، شناخته شده است میزان ترکیبی ۴+۲=۶ هم باید باشد که بویژه در موسیقی ایرانی بسیار مورد استفاده است و من در ادامه نمونه های دیگری هم نشان خواهم داد.
جلیل شهناز و چهارمضراب (III)

جلیل شهناز و چهارمضراب (III)

به هر روی در اجراهای کلاسیک موسیقی ایرانی، امروزه چهارمضراب نقشی تثبیت شده دارد و کمتر اجرایی را می‌توان یافت که چهارمضراب در آن نباشد. بیشتر نوازندگان و آهنگسازان از این نوع قطعات برای اجراهای خود می‌سازند. جلیل شهناز نیز یکی از موسیقی‌دانانی است که در اجراهای زنده، رادیویی و ضبط شده‌ی خود تعداد زیادی چهارمضراب اجرا کرده است. اهمیت این چهارمضراب‌ها از آن جهت است که وی نوازنده‌ای بداهه‌پرداز است و کمتر کسی از محققین و موسیقی‌دانان در ایران در این توانایی وی شک دارد (برای مثال نک. مقدمه‌ی تجویدی در (ظریف ۱۳۸۷) یا نوشته‌ی میرعلی‌نقی در (شهناز ۱۳۷۸)).
نی و قابلیت های آن (XIV)

نی و قابلیت های آن (XIV)

مطالب ذکر شده در این قسمت برای نی هفت بند رایج نگاشته شده. بسیاری ازنوازندگان و آهنگسازان معتقدند که بهتر است برای ترکیب بندی ساز های ایرانی از نی هفت بند ساده استفاده کنند و برای برخی محدودیت های صوتی آن از ترکیب چند ساز به صورت انتقالی استفاده می کنند. برخی از نوازندگان چیره دست در اجرا های زنده هم ممکن است از چند ساز متفاوت استفاده کنند. با این روش بسیاری از فواصل و گوشه ها در محدوده های متفاوت و با رنگ بندی های متنوع قابل اجراست.

تادیوس کاهیل (Thaddeus Cahill (1867-1934

شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۸۳ ۲۰ سال بعد از اختراع فونوگراف که دستگاهی برای ضبط صدا بود اولین دستگاه تولید صدای موسیقی اختراع شد. تادیوس کاهیل در سال ۱۸۹۷ میلادی بیانگر یک نقطه شروع در موسیقی الکترونیک می باشد.
پدر

پدر

پاول آنکا همواره جزو خوانندگان و ترانه سرایانی بوده است که در اشعار خود به موضوعات انسانی و خانوادگی پرداخته و هرگز از ارزشهای واقعی زندگی، عشق میان والدین و فرزندان و روابط زیبای انسانی دور نبوده است. ترانه زیبای پدر (Papa) یکی از آثار زیبای او درباره ارزش عشق و محبت در خانواده و سرنوشت محتوم تمام انسانها است که به جدایی از عزیزان می انجامد و در نهایت آنچه باقی میماند یادگارهای عاطفی، خاطرات و درسهای زندگی هستند.