آرتور توسکانینی، نابغه رهبری (I)

آرتور توسكانيني
آرتور توسكانيني
آرتور توسکانینی یکی از برجسته ترن موسیقیدانان قرن نوزدهم و بیستم می باشد. وی برای سرسختی درخشانش، کمال خستگی ناپذیرش، گوشی حساس نسبت به جزئیات و طنین در ارکستر و حافظه تصویری قوی شهرت دارد. توسکانینی به خصوص برای تفسیر صحیح و اجراهای فوق العاده اش از آثار وردی، بتهوون، برامس و واگنر سرآمد است. به عنوان رهبر ارکستر سمفونی NBC نام وی در پخشهای تلویزیونی و رادیویی و بسیاری از ضبطهای اپرا و سمفونی مشهور است.

توسکانیکی در ۲۵ مارچ ۱۸۶۷ در پارما به دنیا آمد و بورسیه کنسرواتور شهر را به دست آورد و در آنجا به یادگیری ویلنسل پرداخت.

وی به ارکستر شهر پیوست و به عنوان رهبر به همراه آنان به آمریکای جنوبی در سال ۱۸۸۶ سفر کرد. در حالی که اپرای آیدا را در “ریو د جانیرو” اجرا کند، برای دو ماه با موسیقیدانان به خصوص خوانندگان ارکستر، دچار مشکل فراوان شد زیرا آنان کار او را در آن اجرا ضعیف دانستند و از پذیرفتن وی امتناع کردند.

هنگامی که ارکستر در ۳۰ ژوئن ۱۸۸۶ با کارلو سوپریت به عنوان رهبر به اجرای کنسرت پرداخت، کارلو مورد تمسخر تماشاچیان واقع شد و سپس آریتسیده ونتوری هم نتوانست کار را کنترل کند و هر دو رهبر مجبور به ترک سن شد! آنجا بود که نوازندگان توسکانینی را به اجبار متقاعد کردند تا به روی سن آید و آنان را رهبری کند، اینچنین بود که توسکانینی ارکستر را در ساعت ۹٫۱۵ شب بدون هیچ گونه نت و دفترچه ای، تنها از روی حافظه برای دو ساعت و نیم به زیبایی رهبری نمود!

حضار از جوانی و نبوغ این رهبر و به خاطر استادی قاطعانه وی، بسیار شگفت زده شده بودند. در نتیجه این اجرا درخشان بود که توسکانینی توانست تا پایان آن فصل رهبری ارکستر را با اجرای هجده اپرا بر عهده گیرد که آن یک موفقیت کامل بود. نیز پس از این اجرا بود که توسکانینی حرفه خود را به عنوان رهبر در سن ۱۹ سالگی آغاز نمود!

اولین حضورش در ایتالیا در تالار تئاتر کاریگنانو در تورین در ۴ نوامبر ۱۸۸۶ بود با اجرای “ادمآ” (Edmea) از آلفردو کاتالینی (Alfredo Catalani). این شروع دوستی بلند مدت توسکانینی و کاتالینی بود، توسکانینی همچنین بعد از اپرای “والی” نام شیرزن اپرایی از کاتالینی، نام دختر خود را والی گذارد. توسکانینی همچنان به حرفه اولیه خود به عنوان نوازنده ویلنسل نیز ادامه می داد.

در سال ۱۸۸۷ اجرای بین المللی اتلو اثر وردی را در لا اسکلای میلان رهبری کرد. وردی که اغلب شکایت داشت رهبران به اجرای آثار وی علاقه ای نشان نمی دهند، تحت تاثیر تعریفی که از توانایی توسکانینی شنیده بود قرارگرفت، وی حتی شگفت زده شده بود که توسکانینی برای خود وردی نیز پیشنهادی داشت و آن قرار دادن allargando بود که در اصل قطعه وجود نداشت.

وردی این نظریه را تائید نمود و به توسکانینی گفت: “بدین دلیل آن را در قطعه نگنجاندم که می ترسیدم بعضی از رهبران در اجرای آن به اشتباه اغراق کنند.” به تدریج شهره این موسیقیدان جوان به عنوان رهبری اپراتیک با روشی نوین و مهارتی ویژه به همه جا رسید. در دهه بعدی وی حرفه خود را با اجرای “لابوهم” اثر پوچینی (Puccini) و دلقکها (Pagliacci) اثر لئونکاوالو (Leoncavallo) در ایتالیا دنبال کرد. در سال ۱۸۹۶ توسکانینی برای اولین بار کنسرتهای سمفونی را رهبری کرد؛ در تورین، آثار شوبرت، برامس، چایکوفسکی و واگنر.

وی در سال ۱۸۹۸ رهبر لا اسکالا شد و تا سال ۱۹۰۸ در سمت خود باقی ماند. در سال ۱۹۲۰-۲۱ برای اجرای کنسرت، لا اسکالا را به آمریکا برد و در این سفر بود که توسکانینی اولین ضبط خود را انجام داد. از سال ۱۹۰۸ تا ۱۵ رهبری اپرای متروپولیشن نیویورک و رهبری ارکستر فیلارمونیک نیویورک را بر عهده داشت. در سال ۱۹۳۰ به اروپا به همراه فیلارمونیک نیویورک سفر کرد.

توسکانینی اولین رهبر غیر آلمانی بود که در جشنواره بزرگ موسیقی بایروت آلمان (Bayreuth) از سال ۱۹۳۰ تا ۳۱ شرکت می کرد و فیلارمونیک نیویورک اولین ارکستر غیر آلمانی بود که در آنجا به اجرا پرداخت! در سال ۱۹۳۰ در جشنواره سالزبورگ رهبری کرد و کنسرت افتتاحیه ارکستر سمفونی فلسطین (Palestine Symphony Orchestra) را در سال ۱۹۳۶ در تلاویو، اورشلیم، هیفائ (لبنان)، قاهره و الکساندریا (مصر) رهبری نمود.

در سال ۱۹۱۹ توسکانینی از طرف دولت فاشیست ایتالیا در میلان که توسط بنتیو موسولینی (Benito Mussolini) هدایت می شد به عنوان “بزرگترین رهبر جهان” نامیده شد. با اینحال توسکانینی از پذیرفتن اجرای جیووینزا (Giovinezza) به همراه ارکستر لا اسکالا به عنوان سرود فاشیست امتناع ورزید.

وی به دوستش گفت: “اگر زمانی قادر بود کسی را بکشم، آرزو داشتم که او موسولینی باشد!” در مراسم یادبود آهنگساز ایتالیایی جیوسپه مارتوسی (Giuseppe Martucci) به وی دستور داده شد جیووینزا را اجرا کند و او بار دیگر این دستور را رد کرد، با آنکه وزیر امورخارجه گلزو چیانو (Galeazzo Ciano) نیز در آن مراسم حضور داشت. بعد از مراسم وی مورد ضرب و شتم توسط سیاه پوشان قرارگرفت، آنان پاسپورت وی را گرفتند و تنها زمانی به وی بازگشت که حکومت، مورد اعتراض جهانی قرار گرفت.

توسکانینی ایتالیا را در سال ۱۹۳۸ ترک کرد. وی به آمریکا بازگشت جایی که ارکستر سمفونی NBC منتظر وی بود و او در ۲۵ دسامبر ۱۹۳۷ اولین کنسرت ضبط شده ارکستر سمفونی NBC را در استودیوی پخش تلویزیونی NBC سوپر ۸ نیویورک رهبری کرد، سیستم آکوستیک این استودیو بسیار خشک بود و آنان برای ضبط مقداری افکت ویبره به آن اضافه می کردند. بعدها این استودیو بهبود یافت و در سال ۱۹۸۰ مورد استفاده زوبین مهتا و ارکستر فیلارمونیک نیویورک قرار گرفت که مهتا این اولین اجرای تلویزیونی را به آرتور توسکانینی تقدیم کرد.

en.wikipedia.org

یک دیدگاه

  • امیر آهنگ
    ارسال شده در شهریور ۲۶, ۱۳۹۵ در ۵:۱۸ ق.ظ

    خیلی رهبر بزرگی بود و اجراهای او از آثار موسیقی آهنگسازان ایتالیایی (روسینی، وردی و پوچینی) فوق العاده و عالی است. خصوصا اجرای اورتورهای اپراهای روسینی کم نظیر است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

«توانایی یا دانایی»

از روزگار سرودن مولانا تا امروز این مصرع از دفتر چهارم مثنوی گزین‌گویه‌ای مشهور شده است. آن را همراه ضرب‌المثل دیگر، «کنار گود نشسته می‌گوید لنگش کن»، برای رد نقد به کار می‌برند (گرچه تنها کاربردشان این نیست). با آوردن این مصرع تلویحا از منتقد می‌خواهند تنها به شرطی نقد کند که بتواند کاری بهتر یا همسنگ اثری که نقدش می‌کند، انجام دهد (و اینجا هم مقصود از «نقد» اغلب داوری منفی است). در حقیقت گوینده‌ی این جمله می‌خواهد «مرجعیت» نقد و منتقد را برای خرده‌گرفتن بر این یا آن اثر زیر سوال ببرد.

اجرا و تحلیل سه اثر پیانویی در دانشگاه هنرهای زیبا

روز یکشنبه ساعت ۱۲ روز سی ام اردیبهشت ماه سال جاری دانشکده موسیقی پردیس هنرهای زیبا دانشگاه تهران میزبان آروین صداقت کیش و سینا صدقی از نویسندگان و منتقدین موسیقی اکادمیک در ایران است. در این برنامه کارن سلاجقه، مطهر حسینی و افشین مطلق فرد به ترتیب آثار پیانوییِ شروین عباسی، فرنود حقانی پور و نیما عطرکار روشن را خواهند نواخت. شایان ذکر است این برنامه با محوریت موسیقی معاصر از نگاه تکنیک آهنگسازی و ساختارهای زیبایی شناسانه معاصر به تحلیل آثار فوق خواهند پرداخت.

از روزهای گذشته…

نگاهی به اپرای عاشورا (IV)

نگاهی به اپرای عاشورا (IV)

این پرده با تم معروف حر آغاز میشود که تنها پرده این اپرا است که عبدی در آن از تمی غیر از ساخته های خودش استفاده کرده است. اکثرا در تعزیه هایی که در جای جای کشور ما اجرا میشود، ملودی های مختلفی به کار گرفته میشود و به ندرت چند تعزیه کاملا یکسان میتوان یافت، مگر قسمت حر که در اکثر تعزیه ها همین تم در مایه دشتی استفاده میشود؛ در این اپرا هم عبدی از همین سنت پیروی کرده است.
موسیقی و معنا (II)

موسیقی و معنا (II)

پژوهش‌های فریگه (Frege) در اواخر قرن نوزدهم مهم‌ترین تأثیر را در پیشرفت نظریه‌های معناشناسی معاصر داشته است. او بر آن بود که در هر تحلیل باید به دو وجه ضروری معنا توجه شود: مرجع و مفهوم. به اختصار، مرجعِ یک لفظ همان پدیده‌ای است که لفظ، آنرا تداعی می‌کند. مفهوم نیز برگرفته از حوزه‌ای‌ست که در آن، لفظِ نخست با الفاظ دیگری ارتباط می‌یابد که قادر به تولید معانی مشابه‌اند. مثال متداول فریگه عبارت‌های ستاره‌ی صبح و ستاره‌ی شب است که سیاره‌ی ناهید در جهان خارج، مرجع مشترک آنهاست اما مفهوم این دو عبارت متفاوت است؛ یکی به ستاره‌ای اشاره دارد که در صبح ظاهر می‌شود و دیگری به ستاره‌ای که در غروب. در حقیقت مفهوم هر دو عبارت به کمک معنای الفاظی از نظام زبان حاصل می‌شود که در آنها به کار رفته‌اند.
ارکستر سمفونیک تهران، چطور محو شد (I)

ارکستر سمفونیک تهران، چطور محو شد (I)

در اولین روزهای روی کار آمدن دولت جدید بود که خبر بازگشایی «خانه سینما» منتشر شد؛ مرکزی که قبل روی کار آمدن دولت جدید، قول بازگشایش داده شده بود. در میان وعده های دولت جدید، تنها خبری که وجود نداشت، قول سامان گرفتن ارکستر سمفونیک تهران بود، چراکه هنوز نام موسیقی به سختی به لبان دولت مردان می آید، چه برسد به نامی غریب که «ارکستر سمفونیک تهران» باشد!
جسارت تجربه های جدید را داشت

جسارت تجربه های جدید را داشت

در نوامبر۱۹۶۴ اجرای زنده آلبوم Regal خود را در سالن تئاتر افسانه ای شیکاگو ضبط کرد و هیجان حاصل از این اثر فوق انتظار بود. در همین سال کینگ ترانه “How Blue Can You Get” را اجرا کرد که به یکی از ترانه های محبوب تمام دوره ها مبدل شد و دو ترانه بعدی او “Don’t Answer the Door” و “Paying the Cost to Be the Boss” در سال ۶۶ بین ده ترانه اول بودند.
Speak Softly Love

Speak Softly Love

نینو روتا (Nino Rota) در سال ۱۹۱۱ در میلان بدنیا آمد و تحصیلات اولیه موسیقی را در رم به اتمام رساند، اولین کار جدی او نوشتن اپرا در سن ۱۵ سالگی بود.
بررسی اجمالی آثار شادروان<br> روح الله خالقی (قسمت پانزدهم)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت پانزدهم)

این هم نفسی با حافظ، مستلزم طی طریقی است که انسان را از عالم ناسوت، حدّاقل در لحظاتِ خلق اثر، جدا سازد. شاید همراهِ دیرین خالقی، مرحوم استاد حسینعلی ملاح، در نامه به خانم گلنوش خالقی در ۱۳۷۰ از حقیقتی پرده برداشته که قبل از آن، براساس مطالبِ بالا، تنها میشد آنرا حدس زد: پدر شما سخت معتقد به عشق لاهوتی بود.
حضور موسیقی سمفونیک در انقلاب ۱۹۷۹ (قسمت دوم)

حضور موسیقی سمفونیک در انقلاب ۱۹۷۹ (قسمت دوم)

غالب انقلابیون بدین نکته باور داشتند که هنر، خود غایت نیست، وسیله ای است برای تبلیغ و تهییج. گاه «برای حفظ جبهه خودی ها از گزند طعنه های بدخواهانی که جوانان انقلابی را فاقد هر گونه هنری می دانند.» با این همه، آثار انگشت شماری نیز در آن اتمسفر ضد ساختار گرا (anti-structuralism) پدیدار شدند که سوای پرسوناژ انقلابی، ارزش هنری و تکنیکی خود را نیز از کف ندادند.
نوشتن همراهی برای یک ملودی (II)

نوشتن همراهی برای یک ملودی (II)

در دو نوشته قبل راجع به نحوه همراهی پیانو (یا گیتار و …) با یک ملودی نوشتیم و توضیح دادیم که چگونه بهتر است در موسیقی Jazz، در لحظاتی که شنونده انتظار شنیدن آنرا ندارد، اقدام به اجرای آکورد ها نماییم.
مستر کلاسهای آواز ماریو تقدسی برگزار می شود

مستر کلاسهای آواز ماریو تقدسی برگزار می شود

دوره ی چهاردهم مستر کلاس آواز کلاسیک- پاپ کلاسیک ماریو تقدسی از ۲۱ مرداد ماه ۹۶ به مدت یک هفته در آکادمی کوشا برگزار خواهد شد. در این دوره تکنیک تنفس دیافراگماتیک، صداسازی، ارتقا کیفیت رنگ، حجم و قدرت صدا با تکنیک صحیح و خواندن بدون فشار، فن بیان برای هنرپیشگان تئاتر، به همراه اجرای قطعات و آریاهای آلمانی، ایتالیایی، انگلیسی و قطعات ایرانی به صورت ۳ و ۶ جلسه ای برگزار می شود.
روش سوزوکی (قسمت بیست و چهارم)

روش سوزوکی (قسمت بیست و چهارم)

یکبار این پوزیسیون درست انجام شد اما در نوبت های بعدی درست انجام نشد و بالاخره هنگامی که آنرا درست انجام دادم، از صمیم قلب با کودک روشن دل احساس همدردی کردم. بعد از دو هفته تمرین چقدر باید این تمرین روزانه را تکرار می‌کرده است. اما تائیچی و مادر و پدرش با صبر و حوصله‌ی هر روزه و تکرارهایشان بالاخره به این شکوفایی زیبا و شامخ نائل آمدند. بعد از این تمرین‌های آرشه که در این هفته به ثمر نشسته بود، تمرین‌های اولیه ی، دست گرفتن که با این سختی توانسته بود آنها را انجام دهد. کار کم‌کم رو به سادگی می‌رفت. پس از آن می بایست تمرین ‌های اصلی بر روی ساز انجام بگیرد، تلاش‌های تائیچی در حال نتیجه دادن بود بطوریکه بعد از یکسال توانست در کنار کودکان دیگر قطعات را اجرا کند. وقتی که تمام شاگردان من یوکو آریماتسو (Yoko Arimatsu)، کوجی تویودا (Koji Toyada)، کنجی کوبایاشی (Kenji Kobayashi) و… در سالن “Hibiya” جمع بودند، تائیچی شش ساله آثاری از (Seitz) زیتس اجرا کرد.