زوبین مهتا، رهبر هندی ایرانی تبار

ایزاک ایشترن، زوبین مهتا، ایزاک پرلمن و پینکاس زوکرمن
ایزاک ایشترن، زوبین مهتا، ایزاک پرلمن و پینکاس زوکرمن
زوبین مهتا (Zubin Mehta) در خانواده ای ایرانی الاصل در بمبئی در ۲۹ آوریل ۱۹۳۶ به دنیا آمد. پدر وی مهلی مهتا، ویلونیست است، او موسس و رهبر ارکستر سمفونیک بمئی است و خودش اولین استاد زوبین بوده. در سن ۱۸ سالگی، بعد از تحصیلی کوتاه در رشته پزشکی در بمبئی، زوبین برای یادگیری موسیقی در سال ۱۹۵۴ به وین رفت و در آنجا به آکادمی موسیقی فور راه یافت.

زوبین برای راه یافتن به ارکستر آکادمی، نواختن ویولن دبل بیس (کنترباس) را آموخت و از هانس اسواروسکی (Hans Swarowsky) رهبری را فرا گرفت. در سال ۱۹۵۷ از آکادمی فارغ التحصیل شد و اولین کنسرت حرفه ای خود را به همراه ارکستر تنکنستلر در وین به عنوان رهبر میهمان به اجرا گذاشت. در سال ۱۹۶۱ زوبین مهتا اولین رهبر هندی بود که در لندن، در ارکستر ماژور بریتانیا رهبری را برعهده داشت!

در رقابت بین المللی رهبران که ارکستر رویال فیلارمونیک لیورپول آنرا در سال ۱۹۵۸ سازماندهی کرده بود، به عنوان بهترین رهبر برگزیده انتخاب شد و قرارداد یک ساله ای با ارکستر به عنوان کمک رهبر (آسیستان) امضا کرد. پس از پایان دوره یک ساله اش در آنجا، به ارکستر فیلارمونیک وین دعوت شد و دیگر موفقیت بزرگ و مهم خود را به عنوان رهبر میهمان، در این ارکستر به دست آورد. وی همچنین در جشنواره تنگلوود جایزه اول را کسب کرد.

با فرارسیدن سال ۱۹۶۱زوبین مهتا رهبری ارکستر فیلارمونیک برلین و ارکستر فیلارمونیک اسرائیل را نیز بر عهده داشت و تا به اکنون رابطه نزدیکی را با آن ارکسترها حفظ نموده است. پستهایش به عنوان رهبر میهمان در مونتریال و لس انجلس به حضور دائمی وی در این ارکسترها انجامید. او از سال ۱۹۶۱ تا ۶۷ کارگردان موسیقی ارکستر سمفونیک مونتریال و از سال ۱۹۶۲ تا ۱۹۷۸ کارگردان موسیقی ارکستر فیلارمونیک لس انجلس بود، بنابراین مهتا یکی از اولین رهبرانی بود که نام “دستگاه جت” را به او داده بودند! چراکه مهتا قادر است در یک دوره رهبری دو ارکستر بزرگ و یا حتی بیشتر را با پرواز از شهری به شهر دیگر انجام دهد.

فعالیت وی در ارکستر لس انجلس تنها در عرض یک سال توانست این ارکستر را به بهترین ارکستر ملی تبدیل کند و شایان ذکر است که مهتا در آن زمان کمتر از ۳۰ سال سن داشت! زوبین مهتا جوانترین رهبری بود که ارکستر بزرگ آمریکا تا آن زمان به خود دیده بود. زوبین مهتا هنرمند و انسانی پرانرژی و علاقمند، ستاره ای اصیل است، وی ضبطهای نابی را به همراه ارکسترهای بزرگ دنیا انجام داده است، از آلبومهای فوق العاده زوبین مهتا؛ ضبطهای وی به همراه ارکستر فیلارمونیک لندن است و همچنین در سال ۱۹۷۱ ضبط موسیقی متن فیلمی به همراه ارکستر فیلارمونیک لس انجلس از فرانک زاپا (Frank Zappa) به نام “۲۰۰ موتل” (۲۰۰ Motels) است.

در سال ۱۹۶۸ زوبین مهتا به عنوان مشاور موسیقی فیلارمونیک اسرائیل منسوب شد و کارگردان موسیقی این ارکستر در سال ۱۹۷۷ بود. در سال ۱۹۸۱ به عنوان کارگردان موسیقی فعالیت داشت و زندگی خود را از آن طریق تامین می کرد. زوبین مهتا در حدود بیش از دوهزار کنسرت را به همراه گروههای بزرگی رهبری کرده، همچنین سفرهای گسترده ای در هر پنج قاره جهان انجام داده است. در سال ۱۹۷۸ مهتا از پست خود در ارکستر لس انجلس استعفا داد و کارگردان موسیقی ارکستر فیلارمونیک نیویورک شد.

علاقه مهتا به سبک رومانتیسیزم و موسیقی سنتی، تاثیر مهمی بر آثار وی گذاشت و رابطه ای خوب و طولانی را با ارکستر نیویورک به وجود آورد. اگرچه در سال ۱۹۹۱ رابطه وی با منتقدین خدشه دار شد و روش مهتا را بیشتر به سبک هالیوودی نسبت دادند. دوره فعالیت وی در فیلارمونیک نیویورک ۱۳ سال به طول انجامید که در تاریخچه ارکستر لس انجلس، طولانی ترین مدت رهبری یک فرد است.


پرلمن (ویولون)، زوکرمن (آلتو)، دوپره (ویولنسل)،
مهتا (کنترباس)، بانبویم (پیانو)

اولین اجرایش به همراه متروپولیتن نیویورک در ۲۹ دسامبر ۱۹۶۵ بود. از آن زمان به بعد وی در اپرای وین، خانه رویال اپرا، باغ کانوونت، لا اسکالا در میلان، خانه اپرای شیکاگو، خانه اپرای فلورانس و همانند دیگر رهبران بزرگ بین المللی در جشنواره سالزبورگ هنرآفرینی نمود. از سال ۱۹۸۵ به رهبری اپرا تئاتر فلورانس منسوب شد. بین سالهای ۱۹۹۸ و ۲۰۰۶ کارگردان موسیقی اپرای باورین بود (جایی که وی بیش از ۴۰۰ کنسرت را رهبری کرد!)

Audio File ببینید قسمتی از رهبری زوبین مهتا را از سال ۲۰۰۷ زوبین مهتا رئیس جشنواره مدیترانه در والنسیا، اسپانیا، می باشد. در سال ۱۹۹۰ از وی خواسته شد تا در اولین اجرای کنسرتهای سه تنور افسانه ای (Three Tenors legendary concerts) رهبری کند، مهتا زوبین با درخشیدن خود، ثابت کرد که بهترین انتخاب برای رهبری آن قطعه بوده که توسط پاواروتی، دومینگو و کراراس اجرا شد.

این کنسرت موفقیت عظیمی برای وی در برداشت و پخش بین المللی تلویزیونی آن و ضبط این اجرا فروش فراوانی در بر داشت. این اثر که از پدیده های دنیای موسیقی است بار دیگر در لس انجلس در سال ۱۹۹۴ اجرا شد و مهتا بار دیگر رهبری آن را بر عهده گرفت.

زوبین مهتا جوایز و افتخارات بیشماری دریافت نموده است. وی شهروند افتخاری فلورانس و تلاویو است و در سال ۱۹۹۷ عضو افتخاری اپرای وین شده است. در سال ۱۹۹۹ زوبین مهتا جایزه “موفقیت در صبر و صلح” را دریافت نمود. همچنین در سال ۱۹۹۹ همین جایزه از سازمان ملل نیز به وی اهدا شد. در سال ۲۰۰۱ رهبر افتخاری ارکستر فیلارمونیک وین شد و در سال ۲۰۰۱ و ۲۰۰۴ عنوان “رهبر افتخاری” از طرف این فیلارمونیک به وی داده شد، همچنین در سال ۲۰۰۶ فیلارمونیک لس انجلس و مرکز اپرا تئاتر فلورانس چنین جایزه ای را به وی اهدا کردند. در پایان رهبریش در اپرای باورین عنوان “رهبر افتخاری” به وی داده شد.

در سال ۲۰۰۸ زوبین مهتا از طرف خانواده امپراطوری ژاپن، مهمترین جایزه فرهنگی این کشور (Praemium Imperiale) به وی داده شد. در اکتبر ۲۰۰۶ زوبین مهتا، “حلقه لیبلانگه” اثر واگنر، “کاخ هنر ملکه سوفیا” را در والنسیا بازگشایی کرد.

لازم به ذکر است، زوبین مهتا پیش از انقلاب ۱۳۵۷ ایران، ارکستر فیلارمونیک لوس آنجلس را در تهران رهبری کرده است و یک قطعه ایرانی (“رقص دایره” اثر حشمت سنجری) را به اجرا گذاشته است.

en.wikipedia.org

2 دیدگاه

  • مرتضی بدیعی
    ارسال شده در اسفند ۱۳, ۱۳۹۶ در ۱۱:۳۵ ب.ظ

    مهتا درتهران ارکستر فیلارمونیک لوس آنجلس را رهبری نمود ـ خواهشمندم پس از مراجعه بدیکسیونر موزیک آگسفورد واحراز صحت موضو ع اشتباه را اصلاح فرمایئد ـ

  • ارسال شده در اسفند ۱۴, ۱۳۹۶ در ۳:۰۵ ب.ظ

    با سپاس از توضیح شما
    اصلاح شد

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ریتم و ترادیسی (I)

ریتم و ترادیسی دو روشِ فهم نظم های زمانی در جهان پیرامونِ ما را در تباین با هم قرا می دهد: فهم مستقیم به-واسطه ی قوه ی ادراک، و فهم غیر مستقیم به واسطه ی تجزیه و تحلیل. «ریتم» به دستگاه ادراکی ای که امکان مشاهده و دریافتِ بی دردِسرِ پدیده های ریتمیک را در اختیار افراد قرار می دهد گریز می زند، درحالیکه «ترادیسی» ابزارهای ریاضی ای را که برای کشف نظم ها و مطالعه ی الگوها مورد استفاده قرار می گیرد پیشِ روی می گذارد.

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (II)

بیرون‌رفتن مردم از خانه و برگرفتن و دورافکندن کلوخ در آخرین روز ماه شعبان به احتمال فراوان به نشانه ترک عیش و عشرت و باده‌نوشی در ماه مبارک روزه‌گیران و دورکردن دیو گناه باده‌نوشی از خود بوده است و این آیینی بازمانده از دوره پیش از اسلام بوده که با دگرگونی نظم و روال زندگی عادی مردم در تغییر ماه همراه بوده است (۲) و یا جشن «هالووین» در فرهنگ غربی. «هالووین» یک جشن مسیحیت غربی و بیشتر سنتی می‌باشد که مراسم آن سه شبانه‌روز ادامه دارد و در شب «۳۱ اکتبر» (نهم آبان) برگزار می‌شود. بسیاری از افراد و مخصوصا کودکان و نوجوانان در این شب با چهره‌های نقاشی شده، لباس‌های عجیب یا لباس‌های شخصیت‌های معروف، چهره و ظاهری که آن به‌نظرشان ترسناک باشد خود را آماده جشن می‌کنند و برای جمع‌آوری نبات و آجیل به در خانه دیگران می‌روند. این جشن را مهاجران «ایرلندی» و «اسکاتلندی» در سده نوزدهم با خود به قاره آمریکا آوردند. (۳)

از روزهای گذشته…

رنگین چون هزار دستان (II)

رنگین چون هزار دستان (II)

خود حنانه در جایی اشاره می‌کند که نادرستی این موضوع را با برداشتن ملودی از روی بخش همراه آثار دیگر آهنگسازان هم‌دوره‌اش (و حتا استادش محمود) کشف کرده: «همراهی تفاوتی با کرساکف یا نمونه‌های مشابه نداشت». او در موسیقی ایرانی اصالتی می‌دید شایسته‌ی توجه و البته نه شایسته‌ی نگهبانی به مفهوم جلوگیری از هر گونه تغییر. این موضوع را می‌توان در این یاداشت‌ها دید:
موسیقی و جنسیت (V)

موسیقی و جنسیت (V)

آن چه در فرجامش به غریزه ی نابودی شناخت و معرفت فرجام می یابد، سیاست است نه هنر. هنر قادر است حتی از کثیف ترین رویدادها، قلمروی از شناخت را بگشاید. این سیاست است که در فرجام خود، هر شناختی را به فرجام ناشگون از خودبیگانگی می کشاند.
گذری بر صفحه گرامافون مرا ببوس (II)

گذری بر صفحه گرامافون مرا ببوس (II)

صفحه گرامافون با شماره کاتولک ۲۸۸ برای کمپانی «موزیکال ریکورد» متعلق به نصرالله عشقی است. متن روی لیبل صفحه گرامافون بدین شرح است:
نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XI)

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XI)

فرم «پیش درآمد» که توسط درویش خان و همکار دیگر او رکن الدین مختاری در این دوره ابداع شد، اهمیت ویژه ای در تاریخ موسیقی ایرانی دارد. قبلا اشاره شد که موسیقی همیشه فرعی از یک اتفاق اصلی بود و اولین بار در «کنسرت» به عنوان اتّفاق اصلی مطرح شد. علاوه بر آن موسیقی ایرانی در سنّت اجرائی خودش هم فرعی بود بر شعر و سخن. مهم ترین فرم موسیقی ایرانی، که هنوز هم غالباً قسمت اصلی هر برنامه موسیقایی را تشکیل می دهد «آواز» نام دارد که فرمی است برای خواندن شعر که در اوزان عروضی و با ساز تنها هم اجرا می شود. تصنیف هم اساس اش بر شعر و سخن استوار است و همینطور قطعات «ضربی» در دستگاه ها. «رنگ» هم فرمی است که در اصل برای همراهی رقص ساخته شده است. (۹)
هنر نیروی مهم جاذبه و وحدت اجتماعی (II)

هنر نیروی مهم جاذبه و وحدت اجتماعی (II)

نگاه کنید به انواع موسیقی که از ترکیبات مختلف تأثیر پذیری از سازها و سبک های میان شرق و غرب تأثیر پذیرفته اند. بی گمان می بینید که از قدرت جذب بیشتری بهره مند شده اند؛ بنابراین باید به موسیقی اتکا به نفس لازم برای ارتباطات و مبادلات هنری را ارائه کرد.
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (III)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (III)

فرمودید: «هیچکدام از نظر فیزیک صوت صدای کاملی ندارد…. هیچ ساز اصیل ایرانی صدا دهی درستی ندارد و از نظر شفافیت با ویلن قابل قیاس نیست» باید دقیقتر صحبت کنیم تا بتوانیم پاسخی به این پرسش بدهیم که: صدای کامل را چه صدایی می دانیم، این شفافیتی که از آن یاد می کنید تا با مختصات علم آکوستیک مشخص نشود نمی توان در مورد آن نظر داد، مثالی میزنم: صدای فلاژوله ویولون را فرض بگیرید روی نغمه می ۶، این صدا نسبت به صدای می ۶ وقتی به صورت فلاژوله زده می شود (اصطلاحا) شفافیت بیشتری دارد ولی صدای سوت مانند فلاژوله آیا فقط به خاطر شفافیت، کیفیت صوت طبیعی ویولون را دارد؟ خود شما تجربه نوازندگی با ویولون های حرفه ای را دارید، وقتی یک ویولون را چک می کنید، بیشتر نغمه های طبیعی را چک می کنید یا فلاژوله؟ مطمئنا نغمه های طبیعی را چک می کنید چون نغمه های فلاژوله در سازهای مختلف تقریبا یک کیفیت دارند، مگر اینکه ساز در حد فاحشی مشکل کیفی داشته باشد. پس شفافیت تا تعریف علمی نشود قابل بحث نیست.
فواصل خنثی یا میانه (II)

فواصل خنثی یا میانه (II)

معکوس فاصله چهارم بزرگ فاصله ای است به نام پنجم کوچک (Minor Fifth) که معادل ۶۵۰ سنت در سیستم ۲۴ قسمتی مساوی است. ناگفته نماند که ویشنگردسی فاصله چهارم بزرگ را از جهت آنکه معادل هارمونیک ۱۱ (فاصله ۸/۱۱) هست دارای نقش مهمی می داند.
گفتگو با سارا چانگ (I)

گفتگو با سارا چانگ (I)

۴ ساله بودم زمانی که شروع به نواختن ویولون کردم و اولین کنسرت عمومیم در سن ۵ سالگی بود. من نواختن پیانو را در سن ۳ سالگی آغاز کردم. مادرم مرا به راه موسیقی آورد. در واقع زمان فوق العاده ای را با نواختن پیانو گذراندم و تا سن ۱۰ یا ۱۱ سالگی به آن ادامه دادم. پس از آن ویلون به چیزی اجتناب ناپذیر مبدل شد، بنابراین شروع به تمرکز بیشتر روی ویولن کردم و در آن مدت، زیاد در سفر بودم.
سلطانی: اگر مواظب نباشیم در نوستالوژی غرق میشویم

سلطانی: اگر مواظب نباشیم در نوستالوژی غرق میشویم

قبل از پاسخ به سؤالتان باید بگویم که بین رمانتیزم و تغزل تفاوت وجود دارد و با دو تعبیر می شود آن ها را بیان کرد، یکی براساس دال ها و دیگر براساس مدلول هاست. اگر منظورتان تغزل است باید اشاره کنم که گرچه موسیقی بدون انسان ساکن است، اما فکر می کنم زیباست که هر دو را فدای عشق کنیم. البته اگر صرفاً رمانتیزم مدنظرتان است، بهتر است که موسیقی را هنگام خلق به عهده ی خودش بگذاریم.
مصاحبه ای با رنه فلمینگ (IV)

مصاحبه ای با رنه فلمینگ (IV)

علاوه بر اجرای قطعات فرانسوی، من به آرا بلا (Arabella) می روم، آثار استرائوس (Strauss) را اجرا خواهم کرد، زیرا موسیقی فوق العاده زیبایی است. هسته اجراهای من آثار وی و موزار خواهد بود به همراه موسیقی فرانسوی و بخشهایی از اشعار بل (bel)، زیرا می خواهم صدایم را جوان نگاه دارم، خود را درگیر اجراهای سنگین نمی کنم. در کنار آنها چند قطعه غیر معمول… نقشهای وردی (Verdi)، سچ (Czech) و جانک (Janacek) و احتمالا راسالکا (Russalka) که نقش محبوب من است، آثار بسیار وسیعی هستند اما از لحاظ نوع صدا آنچنان متفاوت نیستند.