دومینگو رکورد دار تنور

پلاسیدو دومینگو
پلاسیدو دومینگو
خوزه پلاسیدو دومینگو امبیل (Plácido Domingo) یکی از خوانندگان تنور میباشد که شهرت عمده ای به واسطه اجراهای بینظیرش در میان مخاطبان کلاسیک و حتی عام پیدا کرده است. وی یکی از فعالترین خوانندگان اپرا در سطح بین الملل میباشد و تاکنون نقش های بسیاری را در اپرا به اجرا گذاشته است در مارس سال ۲۰۰۸ وی صد و بیست و ششمین نقش خود را بر روی صحنه اجرا نمود که یک نوع رکورد محسوب میشود و از بسیاری از خوانندگان تنور دنیا نیز پیشی گرفته است.

البته این همه اجرا و موفقیتهایی که وی در عرصه خوانندگی بدست آورده تنها استعداد ذاتی خواندنش نمیباشد بلکه احاطه او به موسیقی به عنوان یک موزیسین است که توانسته از او خواننده ای با دانش و در عین حال دارای قابلیت های فراوان معرفی نماید.

دومینگو جدا از خوانندگی به امر رهبری ارکستر نیز مشغول میباشد شاید یکی دیگر از دلایل برترین وی نسب به دیگر همتایانش همین قدرت رهبری اش میباشد که مسلما در کارش تاثیر مثبتی گذاشته است.

او به عنوان رهبر، بسیاری از ارکسترهای اپراهای مختلف را رهبری نموده است مانند رهبری اپرای ملی واشنگتن و اپرای لس آنجلس در کالیفرنیا.

دومینگو در ۲۴ ژانویه ۱۹۴۱ در باریو دسالامانکا در نزدیکی شهر مادرید اسپانیا چشم به جهان گشود. وقتی هشت ساله بود به همراه خانواده اش به مکزیک مهاجرت نمود. پیانو را بصورت خصوصی فرا گرفت ولی پس از مدت کوتاهی برای تحصیل در رشته موسیقی وارد کنسرواتوار موسیقی مکزیکوسیتی شد.

دومینگو که علاقمند به خواندن بود در گروه خانوادگی که داشتند نقش های مختلفی را که کودکان باید بازی مینمودند اجرا میکرد و همین تجربیات کوچک باعث شد که بصورت جدی به خواندن بپردازد و اولین اجرای حرفه ای خود را بر روی صحنه به همراه مادرش در سال ۱۹۵۷ و در مادرید برگزار کند.

audio file بشنوید اجرایی از دومینگو را

در سال ۱۹۵۹ وی برای خواندن در اپرای ملی مکزیک درخواستی را ارسال نمود. در درخواستش خود را خوانند باریتون معرفی نموده بود اما پس از امتحان وی را در رده صدای تنور معین نمودند و او را به عنوان خواننده تنور قبول نمودند و در همان زمان بود که وی رهبری را نیز یاد گرفت و پیانو را نیز بصورت جدی ادامه داد.

اما او بیشتر در کار خواندن و انجام نقش های مختلف بود و هنوز فرصتی برای نشان دادن تبحرش در زمینه رهبری فرصت مناسبی پیدا نکرده بود. تا اینکه برای کمپانی به عنوان پیانیست مشغول کار شد و از این راه نیز توانست به درآمد و هم اعتبارخود بیفزارید. دومینگو برای برنامه های تلویزیونی در مکزیک نیز به نوازندگی پیانو میپرداخت که یکی دیگر از عوامل شناخته شدنش شد.

در سال ۱۹۶۱ وی در نقش آلفردو در اپرای لاتراویاتا و در همان سال در آمریکا و در سالن Dallas Civic Opera وی نقش آرتور در اپرای Donizetti’s Lucia di Lammermoor به اجرا گذاشت که با قدرت هر چه تمام توانست نظر بسیاری را به خود جلب نماید.

وی در سال ۱۹۶۲ با قراردادی دو سال و نیم متعهد شد که ۱۲ نقش را در ۲۸۰ اجرا خوانندگی نماید! این شروعی بود برای موفقیت های آتی این خواننده در دنیای موسیقی و بالاخص خوانندگی در اپرا و تا به امروز نیز ادامه دارد و جدا از خوانندگی وی را در امر رهبری بر روی صحنه سالن های معتبر جهان میتوان دید.

دومینگو به واسطه فعالیتهای درخشانش جوایز بسیاری را از آن خود نموده است، جوایز گرمی که وی از آن خود نموده است عبارتند از:
* ۱۹۷۱ – Principal Soloist for Best Opera Recording for Verdi: Aida
* ۱۹۷۴ – Principal Soloist for Best Opera Recording for G. Puccini: La bohème
* ۱۹۸۳ – Principal Soloist for Best Opera Recording for Verdi: La Traviata
* ۱۹۸۴ – Principal Soloist for Best Opera Recording for Bizet: Carmen
* ۱۹۸۴ – Best Latin Pop Performance for Always in my Heart (Siempre en mi corazon)
* ۱۹۸۸ – Principal Soloist for Best Opera Recording for Wagner: Lohengrin
* ۱۹۹۰ – Best Classical Vocal Performance for Carreras-Domingo-Pavarotti in Concert
* ۱۹۹۲ – Principal Soloist for Best Opera Recording for Strauss: Die Frau ohne Schatten
* ۲۰۰۰ – Best Mexican-American Performance for 100 years of Mariachi
* ۲۰۰۰ – Best Classical Album for T. Breton: La Dolores
* ۲۰۰۱ – Best Classical Album for I. Albéniz: Merlin

و ۱۰ ها جایزه دیگر و همچنین تقدیر و مدال های مختلف از کشورهایی چون فرانسه – آمریکا – اسپانیا و اترش به پاس یک عمر فعالیت های چشمگیر در عرصه موسیقی.

en.wikipedia.org

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (IV)

شکل و هیئت معماری مدرن، بیادآوردنده هیچ فرمی از گذشته و تاریخ یا خاطره ای قومی یا ملی نیست، بلکه نشان دهنده دیدگاه و تفکر «مدرن» ی است که با واقعیت گرایی در پی شناخت حقیقتِ فرم و مصالح است. جمله معروف «کمتر، بیشتر است» معرف برنامه معماری مدرن شد.

پیرگلو: برای انتخاب اجباری سنتور خوشحالم

من ۲۶ آبان هزار و سیصد و سی نه در تهران بدنیا آمده ام و موسیقی را از کتاب خانه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در واقع در پارک نیاوران (گمان می کنم سال ۱۳۴۸ یا ۴۹) شروع کرده ام. در آن مقطع مربیان زیادی می آمدند و می رفتند از جمله خانم ابراهیمی، آقای راسخ ولی تنها کسی که روی من تاثیر به سزابی گذاشتند و راهم را در زندگی عوض کردند، آقای محمد رضا درویشی بوده اند و اولین قطعه ای هم که راه من را مشخص کرده است، سونات اول بتهوون، سونات پاتیتیک بوده است که آن آکورد اول راه بنده را در زندگی عوض کرده و تا امروز هم ادامه دارد.

از روزهای گذشته…

نقدی بر «شیوه نوازی» علی قمصری (I)

نقدی بر «شیوه نوازی» علی قمصری (I)

چندی پیش نوازنده عزیز و توانای تار، علی قمصری، ویدئوهایی چهارگانه، تحت عنوان «گزیدهای از شیوههای تارنوازی از مکاتب مختلف، با رویکردی آموزشی، پژوهشی» در فضای مجازی منتشر کرد. لازم دانستم نکاتی را پیرامون این عمل ایشان ذکر کنم:
اصول نوازندگی ویولن (XII)

اصول نوازندگی ویولن (XII)

تکیه گاه سر انگشت یا نرمچه انگشت شست راست، بر کناره لبه بالایی دهانه پاشنه آرشه و یا در حالت مطلوب تر در ناحیه انتهای لبه بالایی دهانه پاشنه و چوب آرشه قرار می گیرد و بایستی از فرو بردن شست در داخل حفره پاشنه خودداری نمود.
موسیقی، رمانتیک تر از سایر  هنرها

موسیقی، رمانتیک تر از سایر هنرها

واژه های کلاسیک و رمانتیک که بیان کننده سبک دوره هایی از تاریخ موسیقی هستند، به دودلیل اشکلاتی در بر دارند. اول این که هر دو کلمه در ادبیات، هنرهای زیبا و تاریخ عمومی دارای مفاهیم وسیعتر و متعددتری نسبت به آنچه در موسیقی مورد استفاده قرار گرفته است، دارند.
گفتگو با ریچی (II)

گفتگو با ریچی (II)

ریچی می گوید: “کاواکاس ویولونیست خوبیست. استیلی معمارگونه دارد. ساختاری محکم و پر تپش. ساختار کاری او دارای نقاط واضح و کانونی مختص خود است. از لغزشهای بیهوده اجتناب می کند و این یک نقطه قوت است. ولی به لحاظ شخصیت همچنان معمارگونه است.”
گفتگو با سارا چانگ (V)

گفتگو با سارا چانگ (V)

به اندازه کافی افسرده کننده هستند، چرا خودم را با قرار دادن در آن حالت آزار بدهم؟ اما به هر حال موسیقی می تواند شما را غمگین کند، مسلما بسیار زیبا خواهد بود اگر تمام آنچه را که می نواختید شاد و روشن می بودند، اما اینگونه نیست. بعضی از قطعات و پاساژها بسیار ریتم پایین و افسرده کننده ای دارند و این به درون شما نیز رخنه می کند به خصوص زمانی که یک ارکستر نیز در پشت شما بنوازد و اگر هم یک رهبر فوق العاده مثل استاد ماسور(Masur) داشته باشید که او تمام آن حس را به شما منتقل می کند، شما به او نگاه می کنید و او اینجا است وقتی شما در حال نواختنید، او نیازی ندارد حرفی به شما بزند چون شما می دانید او چه می خواهد.
صداسازی در آواز (IV)

صداسازی در آواز (IV)

در الگوی حاضر وظیفه اصلی در بازدم بر عهده عضلات سطح پشتی مکعب شکمی (فیله کمر) می باشد. به صورت فرضی اگر این عضلات را به یک ورزشکار پاورلیفتیگ تشبیه کنیم که بر روی عضلات کف لگن ایستاده، هنگام بازدم زمانی است که ورزشکار درحال هل دادن وزنه یا همان دیافراگم به سمت بالا می باشد که این فشار علاوه بر ناحیه دیافراگم در روی عضلات کف لگن، یعنی دقیقا جایی که پای این ورزشکار قرار گرفته نیز احساس می گردد.
در‌آمدی بر دیسکوگرافی و کتابشناخت ردیف دستگاه‌های موسیقی ایران (IV)

در‌آمدی بر دیسکوگرافی و کتابشناخت ردیف دستگاه‌های موسیقی ایران (IV)

تار فخام‌الدوله بهزادی(مجموعه‌ی ۳ نوار، از مجموعه‌ی مهدی کمالیان و ۲ سی‌دی ماهور با عنوان بخش‌هایی از ردیف میرزا حسینقلی)،‌ فخام‌الدوله‌ی بهزادی، آوای بارید.
پیانو – نحوه انتخاب ، قسمت سوم

پیانو – نحوه انتخاب ، قسمت سوم

پیانوهای دیجیتال امروزی چه از لحاظ صدا و چه از لحاظ کیفیت لمس و پاسخ کلاویه ها به اندازه های یک پیانو آکوستیک بسیار نزدیک شده اند. بگونه ای که امروزه در بسیاری از استودیوهای ضبط به دلیل سهولت صدا گیری از پیانو دیجیتال، معمولآ از آنها برای ضبط موسیقی استفاده می شود.
مردان حرفه ای آواز (VI)

مردان حرفه ای آواز (VI)

بازخوانی همه جانبه ی فرهنگ، در رودرروییِ با اوضاعِ پیچیده ی فرهنگِ جهانی، اگر قرار باشد به از دست رفتنِ هویت بیانجامد، ما باید از نو تمامیِ پندار، گفتار و رفتارمان را به صورتِ انتقادی بازخوانی کرده و به آن شکلی نهادی بدهیم. چرا که با درک همین محدودیت ها و مقدورات می توان از عارضه های بازدارنده فاصله گرفت. این که چگونه یک آوازخوانِ امروزی می تواند به بازخوانیِ فرهنگِ گذشته و دوره ی خود بپردازد، تنها با عریان شدن، فاصله گرفتن از خود و مستقر شدن در ذاتِ فرهنگی و تاریخی خویش و سرزمینش خواهد بود.
موسیقی پست مدرن (II)

موسیقی پست مدرن (II)

پیشرفت موسیقی عوامانه،‌ فشار دیگری بر موسیقی وارد آورد به‌نحوی‌که به مسیر دیگری از پست مدرنیته منتج می‌شد، برای مثال قابلیت جذب تعداد قابل ملاحظه‌ای از شنوندگان به سوی آثار. از دیدگاه موسیقیدان مدرنیست چنین ارتباطی غیر ضروری به نظر می‌رسید، چرا که مردم ذاتا به سمت و سوی موسیقی جدی گرایش داشتند، جایی که ایده‌ها در قالب موسیقایی نه از نوع عوامانه –آن گونه که در عصر ویکتوریایی به عنوان فرمی کم اهمیت‌تر نسبت به ژانر‌هایی با نفوذ بیشتر مشهود بود- فرصت ظهور می‌یافتند.