اپرای ایالتی وین

نمای جانبی اشتاتزوپر در روز
نمای جانبی اشتاتزوپر در روز
اپرای ایالتی وین – اشتاتزوپر- واقع در شهر وین اتریش، یکی از مهم ترین اپراهای اروپا و دنیاست و تا سال ۱۹۲۰ کاخ اپرای وین نامیده می شده است. مالر (Gustav Mahler) یکی از برجسته ترین رهبرانی است که دراپرای وین فعالیت کرده است. وی در مدت زمان تصدی مقام رهبری٬ نسل جدیدی از خوانندگان همچون Selma Kurz ,Anna Bahr-Mildenburg و Leo Slezak را تعلیم داده و طراح صحنه جدیدی را استخدام کرد که او صحنه پردازی مدرن مشابه با سبک Jugendstil را جایگزین دکوراسیون قدیمی و پر زرق و برق صحنه نمود.

علاوه بر این مالر تکنیک نور پردازی حین اجرا را ضمن کارهایش ارائه داد که در ابتدا مورد توجه تماشاگران واقع نشد. با این وجود اصلاحات مالر توسط جانشینانش حمایت شده و ادامه یافت.

در حال حاضر این مجمع تحت ریاست اوزاوا (Seiji Ozawa) مدیر موسیقایی اپرا فعالیت می کند. سایر رهبرانی که در این اپرا فعالیت کرده اند:
Hans Richter, Felix Weingartner, Richard Strauss, Clemens Krauss, Wilhelm Furtwängler, Bruno Walter, Arturo Toscanini, Hans Knappertsbusch, Josef Krips, Karl Böhm, Erich Kleiber, Ernest Ansermet, Fritz Reiner, Rafael Kubelik, Antal Dorati, Herbert von Karajan, Tullio Serafin, Dimitri Mitropoulos, Igor Strawinsky, Paul Hindemith, Gianandrea Gavazzeni, Pierre Monteux, Robert Stolz, Lorin Maazel, Zubin Mehta, Carlos Kleiber, Leonard Bernstein, Riccardo Muti, Erich Leinsdorf, Georg Solti, Giuseppe Sinopoli, Riccardo Chailly, Claudio Abbado, Nikolaus Harnoncourt, Colin Davis, Franz Welser-Möst, John Eliot Gardiner, Roger Norrington, Daniele Gatti, Christian Thielemann هستند.

در مدت زمان مدیریت کارایان٬ اپرای وین با سود جستن از سیاست وی مبنی بر استفاده از خوانندگان میهمان مشهور و بنام آن دوران٬ با روندی مثبت به کار خود ادامه داد.

اپرای ایالتی وین در ارتباط نزدیک با ارکستر فیلارمونیک وین(Vienna Philharmonic) می باشد و علی رغم اینکه ارکستر فیلارمونیک وین خود سازمانی مستقل است ولیکن اعضای آن از ارکستر اپرای ایالتی انتخاب می شوند.


نمای داخلی اشتاتزوپر
از میان کارگردانانی که برای اشتاتزوپر٬ اپرای ایالتی وین٬ کار کرده اند می توان به این افراد اشاره کرد:
Franco Zeffirelli, Otto Schenk, Wieland Wagner, Luchino Visconti, Günther Rennert, Jean-Pierre Ponnelle, August Everding, Götz Friedrich, Lotfi Mansouri, Harold Prince, Giorgio Strehler, Ken Russell, Ruth Berghaus, Luca Ronconi, Pier Luigi Pizzi, Jürgen Flimm, Jonathan Miller, David Pountney, Herbert Wernicke, Peter Stein, Laurent Pelly.

خانه اپرا
نخستین خانه اپرا٬ عمارتی با معماری نئو رومانتیک (neo-romantic) بود که پس از ساخت شدیدا از آن انتقاد شد و در ۲۵ می ۱۸۶۹ با اجرای اپرای دن جیووانی (Don Giovanni) موزار افتتاح شد.


نمای ورودی خانه اپرا در شب
در خلال جنگ جهانی دوم٬ در ۱۲ مارس ۱۹۴۵ صحنه نمایش بمباران شد و عمارت دچار حریق گشت اما سالن انتظار با نقاشی های دیواری Moritz von Schwind٬ راه پله اصلی٬ راهرو و اتاق استراحت در امان ماند. جز این تقریبا تمام دکوراسیون و تجهیزات بیش از ۱۲۰ اپرا و حدود ۱۵۰۰۰۰ دست لباس از بین رفت و اپرا موقتا به تئاتر وین (Theater an der Wien) و سالن اپرای فلکزوپر منتقل شد.

سالن تئاتر بازسازی شده اشتاتزوپر٬ در ۵ نوامبر ۱۹۵۵ با اجرای اپرای فیدلیو بتهوون به رهبری بوهم (Karl Böhm)٬ مجددا افتتاح شد. سالیان سال است که خانه اپرا محل برگزاری Vienna Opera Ball می باشد.

مدیران و رهبرانی که دراین اپرا فعالیت کرده اند به ترتیب عبارتند از:
• Franz von Dingelstedt (1867-1870)
• Johann von Herbeck (1870-1875)
• Franz von Jauner (1875-1880)
• Wilhelm Jahn (1881-1897)
• Gustav Mahler (1897-1907)
• Felix von Weingartner (1908-1911)
• Hans Gregor (1911-1918)
• Richard Strauss / Franz Schalk (1919-1924)
• Franz Schalk (1924-1929)
• Clemens Krauss (1929-1934)
• Felix von Weingartner (1935-1936)
• Erwin Kerber (1936-1940)
• Heinrich Karl Strohm (1940-1941)
• Lothar Müthel (1941-1942)
• Karl Böhm (1943-1945)
• Franz Salmhofer (1945-1954)
• Karl Böhm (1954-1956)
• Herbert von Karajan (1956-1964)
• Egon Hilbert (1964-1968)
• Heinrich Reif-Gintl (1968-1972)
• Rudolf Gamsjäger (1972-1976)
• Egon Seefehlner (1976-1982)
• Lorin Maazel (1982-1984)
• Egon Seefehlner (1984-1986)
• Claus Helmut Drese (1986-1991); مدیر موسیقایی: Claudio Abbado
• Eberhard Waechter (1991-1992); منشی: Ioan Holender
• مدیر هنری: Ioan Holender (1992-present); مدیر موسیقایی: Seiji Ozawa (2002-present)

بلیت های اجراهای اپرای ایالتی وین بسیار کمیاب هستند و همیشه علاقمندان ساعات متمادی را در صف تهیه بلیت سپری می کنند.

en.wikipedia.org

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پیروزی قهرمان نامراد

هیچ مبالغه ای درکار نخواهد بود اگر بگوییم که تاریخ موسیقی کشورما، به قبل و بعد از علی نقی وزیری تقسیم می شود، تاریخی که عملا هنوز نوشته نشده است. تاریخی که از گسستگی های فراوان دوره های تاریک و خالی از هرگونه اطلاع و دوره های پربار و کم سند و کم استناد، انباشته شده است.

نگاهی اجمالی به شیوه‌ی کار واروژان (VII)

موسیقی‌های انتخاب‌شده از سوی من برای این نوشته عبارت‌اند از: «بوی خوب گندم» با آهنگ‌سازی و تنظیم واروژان، ترانه‌ی «شهیار قنبری» و صدای «داریوش اقبالی»، «پُل» با آهنگ‌سازی و تنظیم واروژان، ترانه‌سرایی «ایرج جنتی عطایی» و صدای «فائقه آتشین»، «هفته‌ی خاکستری» با آهنگ‌سازی و تنظیم واروژان، ترانه‌سرایی شهیار قنبری و صدای «فرهاد مهراد»، «اسمر اسمر‌جانم» و «بارون بارون» از ترانه‌های فولکلور ایرانی با تنظیم واروژان و صدای «پریرخ شاه‌یلانی» (پری زنگنه).

از روزهای گذشته…

مصاحبه ای با بن سولی

مصاحبه ای با بن سولی

آرمیده در سبزی مزرعه ای واقع در منچستر، موسیقی موفق شهر بونارو و جشنواره هنرها، ایجاد صحنه ای فوق العاده از حفظ محیط زیست و هنر در پدیدار می شود. برنامه ای فوق العاده با وجود ویلنسل نواز و خواننده، بن سولی. وی منتخب ۱۰ هنرمند برترNPR است. کار ناب سولی به همراه آثار یو یو ما (Yo Yo Ma) برترین آثار در ال-گرین شناخته شده است.
چند گام… در امتداد راه علی‌نقی وزیری (II)

چند گام… در امتداد راه علی‌نقی وزیری (II)

اول ببینیم که وزیری چه گفت و چه نوشت؛ دستور تار، اولین کتابی است برای آموزشِ نواختن تار: «منقسم به دو جزو/ جزو اول موسقی اروپایی یا بین‌المللی و جزو دوم موسقی وطنی یا ایرانی» که در قسمت دوم به تئوری موسیقی ایرانی معاصر اشاره شده است؛ و البته در زمان و در نوع خودش یک اتفاق مهم هنری فرهنگی بوده است. کتاب با آموزش خط (نت‌نویسی) فرنگی شروع می‌شود و با تمرین‌هایی برای یاد گرفتن نت و یافتن مهارت در نواختن نت‌ها با ساز تار تا نیمه ادامه می‌یابد؛ و کم‌کم اشاره‌هایی ناقص و نه‌چندان درست به تئوری موسیقی اروپایی می‌شود؛ اما آنچه که مورد بررسی در این نوشته است قسمت دوم و موسیقی ایرانی است.
بازگشت ایرانی  (I)

بازگشت ایرانی (I)

هدف از این توضیح در مقدمه ای شاید پیچیده این نبود که مفهوم ساده بیان و شنود را گنگ و ناهموار سازیم بلکه معرفی معنای حقیقی آنرا به سبب فضا، زمان و مکانی که در آن محصوریم خالی از آگاهی و عمل ندیدیم. چنین شد که ضرورت شکافتن و نظاره آن موجب طرح نادیده ها شد.
نمایندگان موسیقی بحران (II)

نمایندگان موسیقی بحران (II)

علیزاده نه ریتم را به صورت قبل می‌خواهد، نه ملودی و نه ترکیب را. او همه عناصر را نابود شده خواسته است؛ در واقع یافتن فراروی تاریخی به صورت استحاله. چرا که عبور محتوای معاصر از درون فرم‌های همان عصر، کنکاش صورت نوعی فرم هاست و فرارفتن از محتوای تاریخ معاصر و جست‌وجوی تاریخ، اجتماع، فرهنگ و نوع بشری است که تا آن لحظه نبوده. ماهیت و هویت اصلی موسیقی معاصر ما در تلا‌طمی از روزمرگی قرار گرفته که علیزاده از آن‌ها جهیده است.
مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی (I)

مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی (I)

سنت عودنوازی در تاریخ موسیقی کلاسیک ایران، بر خلاف کشورهای همجوار، منقطع بوده‌است. حدود هفتاد سال پیش، زمانی‌که نسخه‌های دست‌نویس اتودهای محی‌الدین تارگان در کشور ترکیه دست‌به‌دست می‌شدند، سال‌ها و بلکه قرن‌ها بود که «عودنوازی» در ایران به یک سنت مهجور بدل شده‌بود. با این‌حال در دهه‌های گذشته، عود و عودنوازی، در ایران نیز مجدداً با اقبال مواجه شده و به‌ویژه در سالهای اخیر، چه به لحاظ فنی و تکنیکی و چه از نظر تعداد نوازندگان، رشد قابل ملاحظه‌ای داشته‌است. با وجود این، متأسفانه هنوز متد آموزشی استانداردی برای عود در موسیقی ایران نگاشته نشده و تنها تلاش صورت گرفته نیز گذشته از اینکه در معرفی کارگان موسیقی ایران ضعف دارد، از نظر فنی به ویژه در انگشت‌گذاری‌ها دارای ایراداتی‌ بنیادی است.
چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (VIII)

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (VIII)

در ابتدا آدرنو این مسئله را عنوان می کند که موسیقی عامه پسند و موسیقی “جدی” را نمی توان با استفاده از کلماتی مانند «فرو دست» و «فرا دست»، «ساده» و «پیچیده»، «بی مایه» و «مایه ور» به طور دقیق معرفی کرد و تفاوت های آنها را درک کرد. برای مثال همه ی ساخته های کلاسیسیسم وینی ـ بدون استثنا ـ از نظر ریتمیک ساده تر از همه ی تنظیم های بازاریِ موسیقی جِز هستند و یا دنبال کردنِ فواصل گسترده ی بسیاری از آوازهای پر فروش امروز، دشوارتر از دنبال کردن موسیقیِ هایدن است که عمدتا حول و حوشِ تریادهای تونیک و با استفاده از فواصل دوم شکل گرفته است.
«به صد سو…» منتشر شد

«به صد سو…» منتشر شد

آلبوم «به صد سو…» به آهنگسازی و نوازندگی سپاس صدر نوری از سوی موسسه فرهنگی هنری «راد نو اندیش» در قالب یک اثر تلفیقی منتشر شد. این دومین اثر رسمی سپاس صدرنوری، پیانیست و آهنگساز جوان است که به انتشار می رسد؛ آلبوم قبلی او «در آغوش رنگ ها» نام داشت.
طهرانیان: فضای گیتار کلاسیک ایران مجازی است!

طهرانیان: فضای گیتار کلاسیک ایران مجازی است!

فرزین طهرانیان – گیتاریست، پداگوگ و استاد دانشگاه- متولد سال ۱۳۵۶ در تهران است و از سال ۱۳۷۵ به فراگیری موسیقی پرداخته است. وی موسیقی را با نوازندگی گیتار کلاسیک نزد علیرضا تفقدی شروع کرده و در ادامه از کلاسهای گیتار فلامنکو شاهین علوی نیز بهره برده است. در سال ۱۳۸۱ به آکادمی ملی موسیقی اوکراین راه پیدا کرده در کلاس پروفسور میخایلنکو به تحصیل پرداخت. در سال ۱۳۸۷ با مدرک کارشناسی ارشد در رشته نوازندگی گیتار کلاسیک از این آکادمی فارغ التحصیل گردید. در این مدت به صورت فعال در مسترکلاسهای: آنیلو دیزدریو، هاپکینسون اسمیت و نیکیتا کوشکین شرکت کرده است. همچنین دوره کارگاه گیتار جز استاد مالاتکوو از اوکراین را به پایان برده است. وی دو دوره در فستیوال موتیوهای اسپانیایی در شهر کی یف شرکت داشته و به اجرای موسیقی پرداخته است.
هلن گریمود (I)

هلن گریمود (I)

هلن گریمود (Hélène Grimaud) پیانیست شهیر فرانسوی ، در ۷ نوامبر ۱۹۶۹ در آکسی، شهری در جنوب فرانسه، به دنیا آمد. او زیر نظر ژاکلین کورتین (Jacqueline Courtin) در کنسرواتوار و پس از آن با پیه ره باربیتز (Pierre Barbizet) در مارسی تحصیل کرد. در سن ۱۳ سالگی در کنسرواتوار پاریس پذیرفته شد، همان جایی که جایزه پیانوی سال ۱۹۸۵ را دریافت کرد! در ماه جولای بلافاصله بعد از فارغ التحصیلی، سونات شماره ۲ سرگی راخمانیوف (Sergei Rachmaninov) را ضبط کرد و در سال ۱۹۸۶ اتودهای تابلئوکس (Etudes-Tableaux) را ضبط کرد.
قیطاسی: همرنگ جماعت شو!

قیطاسی: همرنگ جماعت شو!

هرچند سابقا موسیقی کلاسیک بهتری داشتیم اما درکل موسیقی کلاسیک ما به صورت ریشه ای دچار اشکال است، چه قبل از انقلاب در جایگاه خودش و چه بعد از انقلاب که مشکلاتش بیشتر شده است، به خاطر آنکه به خوبی شناسانده و تعریف نشده است به همین دلیل گروه های کوچک مثل ما قابل فهم نیستند –البته ما این مطلب را به جایگاه خودش می رسانیم- و مطلب بعدی آن است که موسیقی های مردمی و موسیقی های سنتی خیلی بیشتر در میان مردم جایگاه پیدا کردند و مردم گوش شنوای خودشان را از دست دادند و این ها باعث شد که بیشتر بحرانها به موسیقی کلاسیک دامن بزند و اینها را بیشتر زیر سوال ببرد، مثلا مردم موسیقی کلاسیک کمتر گوش می کنند چون بیشتر به موسیقی پاپ و کمی موسیقی سنتی گرایش دارند و برایشان قابل فهم تر است ولی کلا درک موسیقی مردم بسیار از پیش بالاتر رفته است.