پاواروتی، بزرگترین مروج اپرا در جهان درگذشت

لوچینیا پاواروتی (2007-1935)
لوچینیا پاواروتی (2007-1935)
ساعت پنج صبح امروز مشهور ترین خواننده تاریخ اپرای جهان لوچینیا پاواروتی در شهر مودنای ایتالیا درگذشت. با اینکه دیروز خبر وخامت حال او روی خبرگزاری ها نقش بسته بود، خبر مرگ او برای دوستدارانش کاملا غیر منظره بود، چراکه او چند هفته پیش با به دست آوردن سلامتی خود و خبر موفقیت در، درمان سرطان لوزالمعده، هوادارانش را امیدوار کرده بود.

دلایلی که برای بیماری او از طرف پزشکان مطرح شده، افزایش سن، کشیدن سیگار، اضافه وزن (که تا ۱۳۰ کیلو رسید) و چربی بیش از اندازه است. شایان ذکر است که او پنج بار مورد شیمی درمانی قرار گرفته بود.

خبر درگذشت این خواننده با سرعتی برق آسا در صفحه اول خبرگزاری های جهان جای گرفت؛ بسیار پرسرعت تر و وسیعتر از خبر درگذشت ریگان و یلتسین!

در وب سایت شخصی او هم تصویری از او با این نوشته نقش بست (بدون هیچ لینک یا توضیح دیگری) : ” فکر می کنم زندگی با موسیقی، زیبا است و ارزش صرف شدن را دارد و این دلیلی است که من زندگی ام را به آن اختصاص داده ام.” لوچینیا پاوروتی (۱۹۳۵-۲۰۰۷) !

شهرت افسانه ای پاواروتی در میان مردم، نه کاملا به دلیل توانایی های تکنیکی و اجرا نمایش های او در اپرا های مشهور بود، او بیشتر به دو دلیل شهرت مردمی یافت، اول- اجراهای پر تعداد با خوانندگان مشهور مردمی سراسر جهان مثل: سلین دیون، برایان آدامز، آناستازیا، التون جان، انریکو ایگلیسیاز، ریکی مارتین، اریک کلاپتون، استینگ (که به عنوان مجموعه ای به نام “پاواروتی و دوستان” در دنیا تکثیر شد) دوم- به خاطر شخصیت مردمیش و فعالیتهای انسان دوستانه بیشماری که درطول نیم قرن زندگی هنری خود به انجام رساند.

در ۱۵ سال اخیر کنسرت های پاواراتی پربیننده ترین کنسرت های تاریخ موسیقی کلاسیک بود (هرچند او در این سالها، از قطعات آوازی ای بهره برد که کوتاه تر و مردم پسند تر از رپرتوار دیگر خوانندگان اپرا بود)

با اینکه جایگاه پاواروتی در میان خوانندگان اپرا همواره تحسین برانگیز بود ولی گاه او را به نداشتن اطلاعات کافی در زمینه اپرا (از اجرای نقش های مختلف گرفته تا اجرای موسیقی به لهجه های مختلف که از وظایف یک خواننده اپرا است) محکوم میکردند.

پاواروتی فرزند یک خانواده فقیر است که با شغل نانوایی امرار معاش میکرده اند، او در جوانی یک علاقمند واقعی فوتبال و همچنین یک فوتبالیست موفق بود که در تیم شهر خود بازی میکرد. مدتی نیز به اصرار خانواده اش به معلمی پرداخت تا اینکه با علاقمند شدنش به آواز کلاسیک از این کار دست کشید و به آواز پرداخت.

پاواروتی از دهه ۶۰ (میلادی) پله پله مدارج شهرت و ترقی را طی کرد و تا سال ۲۰۰۴ که تورهای خداحافظی خود را در سراسر جهان به اجرا میگذاشت (که به خاطر بیماریش در اردیبهشت نیمه تمام ماند) به محبوبیت افزوده شد.

پاواروتی هیچگاه مانند دومینگو از تحصیلات بالای موسیقی بهره مند نشد هرچند نزد استادان خوبی تعلیم دید که نامدارترین آنها جان ساترلند (John Sutherland) خواننده سوپرانوی بزرگ ایتالیایی (که سه سال کوچکتر از پاواروتی است) بود. جان ساترلند آثار زیادی را همراه با پاواروتی و دومینگو به اجرا و ضبط گذاشته است.

audio.gif قسمتی از اجرای درخشان لوچیانا پاواروتی را بشنوید

پاواروتی را میتوان چهره ای نامید که پس از انریکو کاروزو (ستاره ای که بیش از ۸۰ سال پیش نمونه یک خواننده تمام عیار اپرا در جهان بود) هنر اپرا را در جهان معرفی کرد و مخصوصا با برنامه مشهوری که همراه با دومینگو و کارراس برگزار کرد، علاقه مندان زیادی را به سالن های کم طرفدار اپراهای جهان کشید، هنر اپرا در جهان از این نظر بسیار مدیون اوست. هنوز آلبوم های این کنسرت های او به همراه دومینگو و کارراس، جزو پرفروشترین آثار موسیقی کلاسیک محسوب میشوند.

24 دیدگاه

  • بی نام
    ارسال شده در شهریور ۱۶, ۱۳۸۶ در ۱۲:۱۲ ق.ظ

    با اینکه جایگاه پاواروتی در میان خوانندگان اپرا همواره تحصین برانگیز بود//////////تحسین//////////////

  • مازيار
    ارسال شده در شهریور ۱۶, ۱۳۸۶ در ۱۲:۵۳ ق.ظ

    خدمتی که بزرگانی چون لوچیانو پاواروتی به نوع بشر کرده اند، فراتر از کلام است … یادش گرامی باد.

  • ارسال شده در شهریور ۱۶, ۱۳۸۶ در ۱۲:۲۱ ب.ظ

    دریغ دریغ …..ما با صدای تو طعم زندگی را تجربه می کردیم. پاواراتی عزیز جاودانگی ات ادامه قاطع هنر توست. گوش کنید….

  • ارسال شده در شهریور ۱۶, ۱۳۸۶ در ۱:۳۲ ب.ظ

    درود بر تو … درود …

  • سهيل
    ارسال شده در شهریور ۱۶, ۱۳۸۶ در ۷:۰۳ ب.ظ

    یادش گرامی باد… این بار هم دنیا انسان ارزشمندی را از دست داد…

  • هادی
    ارسال شده در شهریور ۱۶, ۱۳۸۶ در ۱۰:۴۴ ب.ظ

    ای خدا…..آخه چی بگم مگه حالش خوب نشده بود؟
    خواننده چاق دوست داشتنی مان هم رفت….دیگر اپرا نخواهیم داشت

  • پویا
    ارسال شده در شهریور ۱۷, ۱۳۸۶ در ۱۲:۳۱ ق.ظ

    هرچندکه یک هنرمند هیچوقت نمیمیره
    اما متاسفیم که دیگه نمیتونن کارهای جدید داشته باشن
    روحش شاد یادش گرامی

  • سعيد امين زاده
    ارسال شده در شهریور ۱۷, ۱۳۸۶ در ۱۱:۳۸ ق.ظ

    قدرت و وسعت روح هنر، اجراى آثار زیبا و ماندگار هنرى، استفاده از هنر موسیقى براى رسیدن به مدارج برترین انسانیت ، و…… در صداى بى انتها، نگاههاى عمیق و مهربان و لبخندهاى گرم و دوست داشتنى این هنرمند والا و گرامى نهفته بود و هیچگاه کمرنگ و فراموش نخواهد شد.
    یادش گرامى و صدایش براى همیشه در بلنداى اذهان تاریخ بشریت ماندگار باد.

  • جمشید
    ارسال شده در شهریور ۱۷, ۱۳۸۶ در ۲:۴۴ ب.ظ

    پاواروتی صدای خدا صدای اساطیر…

    روحش شاد

  • حامد
    ارسال شده در شهریور ۱۷, ۱۳۸۶ در ۱۰:۴۸ ب.ظ

    پاواراتی عشق تازه من شده بود ……….
    ولی در گذشت.

  • hami
    ارسال شده در شهریور ۱۸, ۱۳۸۶ در ۸:۲۶ ق.ظ

  • halazun
    ارسال شده در شهریور ۱۸, ۱۳۸۶ در ۷:۴۵ ب.ظ

    man nemidunestam ma enghadr shaer darim tu iran !

  • westmusic
    ارسال شده در شهریور ۱۸, ۱۳۸۶ در ۱۱:۵۳ ب.ظ

    sedaye pavaroty hamishe zendas….ruhash shad.

  • ارسال شده در شهریور ۱۹, ۱۳۸۶ در ۹:۰۰ ق.ظ

    omidvaram derakhsheshe not hay talayy music hamishe hamrahe oo bashad.

  • masoud
    ارسال شده در شهریور ۲۱, ۱۳۸۶ در ۵:۱۱ ب.ظ

  • geshtasb
    ارسال شده در شهریور ۲۳, ۱۳۸۶ در ۱:۵۳ ق.ظ

    man ba TORNA A SURRIENTO zendegy mikardam

  • geshtasb
    ارسال شده در شهریور ۲۳, ۱۳۸۶ در ۱:۵۵ ق.ظ

    خدا گلچین است

  • مهدي
    ارسال شده در مهر ۱۷, ۱۳۸۶ در ۱۱:۱۸ ب.ظ

    ناظری از پاواراتی بهترتره

  • mj
    ارسال شده در آبان ۲۱, ۱۳۸۶ در ۱۱:۳۱ ق.ظ

    این جا دنیاست سلام رویای خیس مرگ
    و او هم رفت…به دنبال رویایش

  • هادی
    ارسال شده در دی ۸, ۱۳۸۶ در ۵:۲۶ ب.ظ

    متا سفم ولی به ما چه که مرد دنیا رو عشقه معین عشقه مستی عشقه پاواراتی کیلویی چنده؟

  • ارسال شده در دی ۱۷, ۱۳۸۶ در ۴:۰۷ ق.ظ

    من که هیچ وقت نتونستم با اپرا حال کنم
    ولی بسیار متاسفم

  • ارسال شده در خرداد ۶, ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۸ ب.ظ

    من استاد معظم Luciano Pavarotti رو از خودم بیشتر دوست دارم. اگه میشد حاضر بودم
    من جای استاد بمیرم تا استاد بازم در کنار دوسدارانش بماند
    Grande Maestro Luciano Pavarotti

  • بابک رضایی
    ارسال شده در بهمن ۶, ۱۳۸۸ در ۲:۴۰ ب.ظ

    پاواروتی نگین اپرا بود.

  • بابک رضایی
    ارسال شده در بهمن ۶, ۱۳۸۸ در ۲:۴۳ ب.ظ

    همین محسن آرام بن که پیام گذاشته در بالا ۱ روز از شوک مرگ ناگهانی استاد بزرگ اپرا پاواروتی در بیمارستان بستری شد. روحش شاد

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر کتاب «موسیقی ایرانی در شعر سایه»

«سایه» در دوره‌ای از موسیقی ایران تأثیرگذار بوده است. این تأثیرگذاری می‌تواند موضوع مقاله‌ای تحلیلی-انتقادی باشد. چنین پژوهش‌هایی نه تنها در مورد سایه بلکه در مورد دیگر هم‌دوره‌هایش نیز باید صورت گیرد (که به هر دلیل هنوز انجام نشده). سایه با موسیقی دستگاهی نیز در حد یک موسیقی‌دوستِ بسیار پیگیر که معاشرت‌هایی با اهالی این موسیقی داشته، آشنایی‌هایی دارد. از مجموع صحبت‌های او در منابع مختلف چنین برمی‌آید که این آشنایی، علمی و چندان عمیق نیست و بالطبع شامل داده‌هایی درست و غلط از دیده‌ها و شنیده‌هاست (مانند بیگجه‌خانی را شاگرد درویش‌خان دانستن! و موارد دیگر). واژگانِ موسیقایی نیز در شعرِ او فراوان‌اند.

نظر من، نظر شما، نظر او

خیلی پیش می‌آید که در واکنش به یک نقد بشنویم؛ «این نظر نویسنده است». آیا تا به‌حال دقیقاً فکر کرده‌ایم که چنین جمله‌ای یعنی چه؟ کسی که این جمله را می‌گوید درواقع دارد اعتبار حکم‌های درون نقد را زیر سؤال می‌برد. می‌گوید آنها از جنس «نظر شخصی» هستند. اولین مفهومی که از نظر شخصی به ذهنمان می‌آید چیزی است مثل این جمله «قورمه‌سبزی خیلی خوب است». این «نظر» گوینده است درباره‌ی یک غذا. آنجا «شخصی» بودنش معلوم می‌شود که یک نفر دیگر پیدا می‌شود و درست برعکسش را می‌گوید و ما هم راهی پیدا نمی‌کنیم که بگوییم کدام درست گفته. فقط می‌توانیم بگوییم با اولی موافقیم یا با دومی. یعنی وابسته به «شخص» گوینده یا شنونده است.

از روزهای گذشته…

گزارش تصویری از «جشن ده سالگی گفتگوی هارمونیک»

گزارش تصویری از «جشن ده سالگی گفتگوی هارمونیک»

تصاویری که مشاهده می کنید توسط آقایان شفیعا شفیعی، عرفان خسروی و امیر علی مددی و خانم ها منیره خلوتی، فرزانه و لیلا پورقناد تهیه شده است.
حرکت های ملودی روی آکوردهای پنجم

حرکت های ملودی روی آکوردهای پنجم

قسمت ابتدایی یکی از مازورکا های شوپن به شکل زیر میباشد. به آن دقت کنید، خواهید دید که هارمونی انتخابی شوپن برای دست چپ در میزان دوم Em ، در میزان سوم Am و در میزان چهارم D7 میباشد.
منبری: نمی خواستم کارم منحصر به آواز باشد

منبری: نمی خواستم کارم منحصر به آواز باشد

این سوال شما حوزه گسترده ای را شامل می شود و لازم است من تاریخچه ای از فعالیتهای موسیقی ام را بازگو کنم. من کار موسیقی را با همان آواز شروع کردم. از نوجوانی و حتی از کودکی. محیطی که در آن بزرگ شدم هم محیطی علاقمند به موسیقی فاخر و نجیب و سنگین بود. می توانم بگویم من با صدای بنان و ادیب خوانساری بزرگ شدم و بعدها در دوره نوجوانی با صدای آقای شجریان.
بررسی و نقدِ «مبانی نظری موسیقی ایرانی» (IV)

بررسی و نقدِ «مبانی نظری موسیقی ایرانی» (IV)

تعریف «نغمه» به عنوان «صدایی که دارای بسامد مشخص و ثابت باشد» روشن نیست. از مورد استفاده این واژه چنین برمی آید که منظور «صدای موسیقایی» است. برای تمیز دادن صدای موسیقایی همیشه یک فاصله موسیقایی (یا بقول قدما بعد) لازم است. هر صدایی به تنهایی یک بسامد مشخصی دارد اما به این واسطه موسیقایی نیست. از طرف دیگر بسامد صداهای موسیقایی هم ثابت نیستند. مالش و ویبراتر باعث تغییر بسامد می شود. به عبارت دیگر صداهای موسیقایی از نسبت بسامد ها تعریف می شوند اما در مورد فاصله ها توضیحات خوب و جامعی داده شده است.
ضرورت ایجاد ساختار آموزشی برای سازندگان ساز

ضرورت ایجاد ساختار آموزشی برای سازندگان ساز

اگر نگاهی به اطراف داشته باشیم آنچنان که در پیرامون ما از گذشته تا به حال وجود داشته است در تمام شاخه ها و زمینه های علوم، قاعده و قانونی وجود دارد که سیستم پیگیری و رشد را برای انتقال و کسب مهارتهای مورد نظر قابل دستیابی و امکان پذیر می سازد. از این رو در تمام جوامع، و به طور اخص، جوامع مدرن و پیشرو در سیستم های آموزشی این نکته مهم در روند توسعه سطح علمی و عملی آن محیط حکم فرما بوده و شرایط بالندگی آن جامعه را در حال و آینده تضمین می نماید.
انتشار «نوشته های پارسی موسیقی» در سوئد

انتشار «نوشته های پارسی موسیقی» در سوئد

به تازگی، دانشگاه اوپسالا در سوئد، کتابی با عنوان «نوشته های پارسی موسیقی: از ۱۰۰۰ تا ۱۵۰۰ میلادی» منتشر ساخته است. این کتاب در واقع پایان نامه دکترای مهرداد فلاح زاده، موسیقی شناس ایرانی مقیم سوئد است که با ارائه آن موفق به دریافت دکترای اتنوموزیکولوژی از دانشگاه مذکور شده است.
دیمیتری شوستاگویچ (II)

دیمیتری شوستاگویچ (II)

در سال ۱۹۲۷ “دومین سمفونی” خود را ساخت همچنین در همان دوران آغاز به نوشتن اپرای “بینی” (The Nose) کرد بر اساس داستانی از گُگُل (Gogol) بود. در سال ۱۹۲۹ این اپرا توسط سازمان موسیقی استالین (RAPM)، فورمالیست و ممنوع خوانده شد! در سال ۱۹۲۷ با آهنگساز ایوان سولرتینسکی (Ivan Sollertinsky) آشنا شد که به دوستی بلند مدت آنان تا مرگ ایوان منجر شد.
نگاهی به «اینک از امید» (I)

نگاهی به «اینک از امید» (I)

سال گذشته آلبوم «اینک از امید» به آهنگسازی شاهین شهبازی و آواز صادق شیخ زاده با یک تیتر مهم روی خروجی خبرگزاری های داخلی قرار گرفت؛ «اینک از امید، رتبه دوم فستیوال icm اتریش را به خود اختصاص داد».
شش سوئیت چلوی باخ (II)

شش سوئیت چلوی باخ (II)

تحقیقات اخیر توسط Martin Jarvis پرفسور دانشگاه موسیقی در داروین استرالیا اشاره به این میکند که این امکان وجود داشته است که Anna Magdalenaخود بعنوان آهنگساز قطعاتی را ساخته باشد که بعلت شهرت همسرش به باخ نسبت داده باشند Martin Jarvis مطرح میکند که این شش سوئیت را در حقیقت Magdalena نوشته است، هر چند بسیاری از موسیقیدانان و نوازندگان بیشتر بسراغ بعد موزیکال این قطعات میرونند و نه مجادلاتی از این قبیل .
عدم اعتنا به بی اعتنایی! (IV)

عدم اعتنا به بی اعتنایی! (IV)

همانند شوئنبرگ، آیوز نیز برای مصالح موسیقایی بیش از روش اهمیت قائل بود، یا اگر به زبان شوئنبرگی گفته شود: ایده و سبک؛ ولی آیوز بر آن بود که محدودیت های سنت کلاسیکی را بیشتر از شوئنبرگ درنوردد و برای مصالح موسیقایی خویش بیانی مناسب بیابد. گاهی نیز اصلا به محدوده عملکرد نوازندگان یا سازها توجهی نمی کند. او می نویسد: «چرا موسیقی نتواند همانطور که به درون آدمی رسوخ می کند از درون او به بیرون هم ساطع شود؟ چرا موسیقی باید از این همه مانع و حصار حنجره، دیافراگم، روده، سیم، چوب و مس راه خود را به بیرون باز کند؟… مگر آهنگساز گناه کرده است که بشر فقط ده انگشت دارد؟»