ارکستر فیلارمونیک لس انجلس

ارکستر فیلارمونیک لس آنجلس
ارکستر فیلارمونیک لس آنجلس
ارکستر فیلارمونیک لس انجلس (Los Angeles Philharmonic Orchestra) یا LAPO در سال ۱۹۱۹ توسط موسیقیدان میلیونر؛ ویلیام آندروز کلارک (William Andrews Clark) و والتر هنری روتوول (Walter Henry Rothwell) که اولین کارگردان موسیقی ارکستر بود، به وجود آمد. تمرینات از ۱۳ اکتبر آغاز شد و اولین کنسرت ارکستر در بیست و چهارم همان ماه در تالار تریتنتی در مرکز شهر لس انجلس برگزار شد. یک سال پس از آن ارکستر به کلیسایی نقل مکان کرد که در سال ۱۹۰۷ ساخته شده بود و با ورود ارکستر به آنجا به تالار فیلارمونیک تغییر نام داد. علی رغم این تغییر نام، سالن اصلی آنجا به عنوان مکانی برای نیایش باقی ماند و ارکستر مجبور بود برای کنسرتهای خود از اطراف کلیسا استفاده کند.

LAPO از جذابیتهای کالیفورنیا برای اروپائیان مهاجر سود برده، چرا که بسیاری از کارگردانان برجسته موسیقی ارکستر، مهاجرین اروپایی بودند که بیشتر در زمان جنگهای جهانی به آمریکا پناه آورده بودند، از جمله روتوول که بانی ارکستر نیز بود و پس از مرگ وی، Schnéevoigt Georg از سال ۱۹۲۷ تا ۲۹ کارگردان موسیقی ارکستر بود، آرتور رُدزینسکی (Artur Rodzinski) از ۱۹۲۹ تا ۳۳، در همان سال اوتو کلمپر (Otto Klemperer) این سمت را برعهده گرفت، پس از وی هم ادوارد فان بینوم (Eduard van Beinum) از ۱۹۵۶ تا ۵۹٫

بعد از مدتی رکود در فعالیت ارکستر، ارکستر فیلارمونیک لس انجلس در سال ۱۹۶۹، ارنست فلیشمان (Ernest Fleischmann) را به عنوان مدیر خود برگزید. در زمان طولانی حضور وی ارکستر اقدامات نوینی را انجام داد، همانند؛ خلق انجمن موسیقی ارکستر فیلارمونیک لس انجلس و گروه جدید موسیقی فیلارمونیک لس انجلس و اجرای مجموعه کنسرتهایی با این دو گروه به نام “چتر سبز”؛ هر دو گروه به همراه آهنگسازان و موسیقیدانان خود ارکستر همراهی می شدند اما مجموعه کنسرتهایی ارائه می دادند که از سنتها و رسوم پیشینه کنسرتهای فیلارمونیک جدا و متفاوت بود.

به تدریج روش این دو گروه توسط ارکسترهای دیگر دنیا تقلید شد، اما در آن زمان این نوع اجراها به نوبه خود بسیار تازه بود و از فلسفه فلیشمان نشات می گرفت، معروفترین این کنسرتها در ۱۶ مه ۱۹۸۷ در مرکز موسیقی کلولاند برگزار شد با عنوان “ارکستر مرده است، زنده باد اجتماع موسیقیدانان”.

در سال ۱۹۶۲ زوبین متا (Zubin Mehta) دوره طولانی و پر از تولیدات خود را به عنوان کارگردان موسیقی LAPO آغاز نمود. او صدای ارکستر را شفافیت بخشید و مجموعه ضبطهای درخشاتی را خلق کرد. زمانی که زوبین مهتا در سال ۱۹۷۸ ارکستر را به قصد فیلارمونیک نیویورک ترک کرد، فلیشمان توانست کارلو ماریا جیوانی (Carlo Maria Giulini) را متقاعد کند تا کارگردانی موسیقی ارکستر را بر عهده گیرد. از دوره جیووانی به همراه ارکستر به شایستگی یاد و تقدیر شده اگرچه او بعد از مرگ همسرش از آنجا استعفا داد و به ایتالیا بازگشت.

پس از وی، فلیشمان به آندره پروین (André Previn) روی آورد، بدین امید که رهبری او بتواند در آن زمان که ارکستر در استودیوی هالیوود به سر می برد به موفقیت و خلاقیت ارکستر بیفزاید و رابطه بین رهبر، ارکستر و شهر هالیوود را بهبود بخشد. درحالی که پروین از لحاظ موسیقی پیشرفت رضایت بخشی داشت، دیگر رهبران همچون؛ کورت ساندلینگ (Kurt Sanderling)، سیمون راتل (Simon Rattle) و اسا-پکا سالونن (Esa-Pekka Salonen) از لحاظ مالی موفقیت بیشتری برای ارکستر کسب کردند. بارها بین پروین و فلیمان اختلافات اساسی ایجاد می شد، به خصوص هنگامی که فلیشمان قصد داشت سالونن را رهبر اصلی میهمان منسوب کند، مخالفت سرسختانه پروین باعث شد که سفر به ژاپن (که از ارکستر به رهبری سالونن دعوت شده بود) لغو گردد. اما به هر روی چهار ماه پس ار آن پروین استعفا داد و سالونن از اکتبر ۱۹۹۲ کار رسمی خود را آغاز نمود.

در سال ۱۹۶۴ فیلارمونیک ارکستر لس انجلس به غرفه موسیقی مرکز شهر لس انجلس نقل مکان کرد، آنان این تالار را به طور مشترک به همراه انجمن اپرای شهر و گروه موسیقی دیگری استفاده می کردند، فضا برای ارکستر محدودتر و غیرقابل تحمل تر شد. از سال ۱۹۹۲ با رهبری سالونن (رهبر جوان و پرشور فنلاندی، شخصی که برنامه ریزیش موسیقی ارکستر را در قرن بیستم تثبیت نمود)

در پایان قرن بیستم LAPO خود را به عنوان یکی از ارکسترهای مهم دنیا معرفی کرد و موسیقی معاصر را نیز گسترش می بخشید. مکان جدید و ثابت ارکستر در تالار والت دیزنی بود، با طراحی عجیب و جذاب از جنس تیتانیم و نمای بیرونی آن از استیل که در سال ۲۰۰۳ به طور رسمی بازگشایی شد. علاوه بر اجراهای مهم، ارکستر در قرن گذشته، تاریخچه حضور در فیلم را نیز دارد، مخصوصا زمانی که در سال ۱۹۴۰ موسیقی متن فیلم والت دیزنی به نام “فانتازیا” را ساختند (انیمیشنی که باعث محبوب شدن هرچه بیشتر موسیقی سمفونیک در آمریکا شد)

در سال ۱۹۷۳ ارکستر فیلارمونیک لس انجلس، اولین ارکستر آمریکایی بود که به جمهوری خلق چین سفر کرد و در تالار بزرگ پکن به اجرا برای مردم پرداخت. در سال ۱۹۹۹ با رهبری ولفانگ ساوالیچ (Wolfgang Sawallisch) اولین ارکسترآمریکایی بود که در ویتنام حضور یافت!

bach-cantatas.com
en.wikipedia.org

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

موسیقی شناسی فمنیستی (II)

تنوع دیدگاه های متوجه به آزادی زنان چندان است که باید از انواع فمینیسم یاد کرد. کسی که صرفا به ضرورت برابری حقوقی زنان و مردان باور دارد فمینیست است؛ کسیکه این برابری را به شرطی ممکن می داند که نخست برای برابری امکانات زندگی اجتماعی (امکانات مادی و معنوی مساوی در آموزش و شغل و در کردارهای زندگی و گزینش آزادانه) مبارزه شود نیز فمینیست است؛ کسی که بنیاد استثمار از زن را در نظام سرمایه داری می داند و مبارزه برای آزادی زن را به مبارزه علیه سرمایه داری پیوند می زند چون اصل ستمدیدگی زنان و ضرورت خلاصی از آن را می پذیرد به معنایی خاص فمینیست است؛ کسی که بنیاد فرودستی زنان را در فرهنگ مردسالار و در پدرسالاری می داند و برای از بین بردن این فرهنگ می کوشد فمینیست است؛ و سرانجام کسی که مردان را بنا به ماهیت شان ظالم و استثمارگر می شناسد و دوری زنان از جهان مردانه را توصیه می کند نیز فمینیست است.

درباره اتصالات چسبی ویولن (I)

زمانی که در یک وسیله چوبی تغییراتی رخ می دهد، دامنه این تغییرات می تواند منجر به واکنش هایی متفاوت از سمت چوب گردد. همان طور که می دانیم چوب ماده ای پویا و تغییرکننده می باشد و تغییرات آن بر اثر دگرگونی های دما، رطوبت، فشارهای فیزیکی و مکانیکی درونی و بیرونی به وجود می آید.

از روزهای گذشته…

زنان و موسیقی (I)

زنان و موسیقی (I)

صحبت از موسیقی است، موسیقی که ارباب آن، سِسیلِ قدیس، به خاطرش در سال ۲۳۲ در شهر رُم سرش از تنش جدا شد و با این همه به استثنای دهه های اخیر، زنان کمی دیده می شوند که آهنگ ساز، یا مانند پالسترینا، باخ، موزار، برلیوز یا سَن سانس یا فرانک مشهور به این عنوان باشند… دلیل این امر چیست؟ پاسخ دادن به این سؤال مشکل است! بیشتر هنرها (نقاشی، مجسمه سازی و غیره) این خصوصیت را داشته یا دارند.
نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (IX)

نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (IX)

باید توجه داشت که فرهنگ در ابعاد کلی و عامش، مجموعه ای مفصل و چند لایه است که در یک دایره خاص و مشخص نمی گنجد. از یک طرف بزرگ ترین دایره فرهنگی، بعد از گذشتن از محدوده های نژاد، زبان و دین، همان محدوده جهانی یا فرهنگ بشری است و از طرف دیگر به دایره های فرهنگی کوچک تری بر می خوریم، مانند دایره فرهنگی لهجه ای خاص، به عنوان مثال لهجه یزدی فقط در محدوده شهرستان یزد یک وسیله ارتباطی و در نتیجه مشخص کننده محدوده ای فرهنگی با تاریخچه و ویژگی های خاص خود است و در پی دایره فرهنگی تنگ تری، در همین یزد، به محله «گَورها» یا گبرها یا زرتشتی ها بر می خوریم با ویژگی ها، زبان، لهجه و تاریخ فرهنگی خاص خودشان و بالاخره در همین سمت، کوچک ترین دایره های فرهنگی، قبیله، خانواده تا ویژگی های فرهنگی یک فرد خاص قابل شناسایی هستند. نتیجه این بررسی را می توان در تز زیر خلاصه کرد:
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XXIV)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XXIV)

او هیچ چیزی جز سودا نمی نوشید. بی نهایت در سیگار کشیدن افراط می کرد و وسایل دود کردن خود را در کیفی زنانه به همراه خود تا خانه ی ما آورده بود. تا می توانست به همراه خود چپق و تنباکو آورده بود. در سال ۱۹۱۶، وقتی که آلیس به دوستان قدیمی خود (خانواده الگار) سر می زد، الگار در خانه ی خواهرش و در شهری دیگر به سر می برد.
اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (I)

اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (I)

زندگی ِحرفه ای ادیت پیاف (Edith PIAF) با ترانه های فراموش نشدنی گره خورده است که امروز نیز جزیی از میراث فرانسه و حافظه ی جمعی به شمار می آید. او که در فقر و تنگدستی به دنیا آمد تبدیل به یکی از برجسته ترین شخصیت های آواز فرانسوی و یکی از بزرگ ترین ستارگانِ جهانیِ موسیقی شد. ادیت که ترانه سرا نیز بود، علاوه بر خلقِ سبک هایِ جدید در خوانندگی و موسیقی، شیوه ای در حرفه ی خود به وجود آورد که باعث کشف شدن هنرمندانی شد که حتی در بعضی مواقع شهرتشان به پای او می رسید، کسانی چون فرانسیس بلانش (Francis Blanche)، شارل اَزنَوور (Charles Aznavour)، جورج موستَکی (George Moustaki). زندگی منحصر به فرد ادیت با شهرتی فوق العاده، توالی واقعه های ناگوار و انگیزه ای همیشگی که پیوسته او را به جنب و جوش وا می داشت، پیوند خورده بود.
اولین دکتر موسیقی (II)

اولین دکتر موسیقی (II)

گویا با یک درگیری شــدید لفظی که بین حســین ناصحی و خانم افشار، مدیر صداخانــه وزارت فرهنگ و هنر در گرفت به دستور ایشان این آثار ارزشــمند به جای نامعلومی انتقال می یابد که پس از انقلاب اسلامی و پیگیری خانواده اش برای یافتن حدود یکصد نوار ریل دو لبه و نیز آثار دســت نویس پارتیتور آواها بی اثر می ماند و تا کنون نیز اطلاعاتی از سرنوشــت این گنجینه گرانبها بدست نیامده است.
گزارش جلسه سوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

گزارش جلسه سوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

در اینجا توسط عباس خدایاری در مورد (Discussion) در نوشتارهای علمی و رابطه‌ی آن با چنین جدل‌هایی، پرسشی مطرح شد با این مضمون که چرا در آن موارد گفتگوی مطرح شده بسیار شفاف و با در نظر گرفتن تمامی جوانب کارهای گذشتگان و … است؟ مدرس کارگاه پاسخ داد که به نظر وی بخشی از ین تفاوت به سطح کیفی بعضی نقدهایی که می‌شناسیم و بخشی دیگر به اختلاف میان کارکردها و زبان نقد و مقاله‌ی علمی بازمی‌گردد.
تاریخچه ای خلاصه از استرادیواری و گوارنری (I)

تاریخچه ای خلاصه از استرادیواری و گوارنری (I)

آنتونیو استرادیواری (۱۶۴۴-۱۷۳۷) و جوزپه گوارنری دل جزو (۱۶۹۸-۱۷۴۴) معروفترین ویولون سازان دنیا هستند. این دو ویولون ساز که در شهر کوچک کرمونا در شمال ایتالیا زندگی می کردند، میراث بی همتایی را از خود به جای گذاشته اند. اگرچه ویولون سازی به کوشش استرادیواری و گوارنری به اوج خود رسید، اما داستان ویولون از سالها قبل تر در شهر کرمونا آغاز شده بود. آندرا آماتی (Andrea Amati) حدودا ۱۵۰۷ – ۱۵۷۷ اولین ویولون سازی است که نامش ثبت شده است و حتی احتمال دارد که مخترع ویولون نیز باشد.
موسیقی‌ فیلم در خدمت سینما یا نظام ستاره‌سازی؟ (IV)

موسیقی‌ فیلم در خدمت سینما یا نظام ستاره‌سازی؟ (IV)

رویکرد استفاده از ترانه و خواننده در تیتراژ پایانی فیلم‌ها با موج جدید خوانندگان جوان عرصه موسیقی و رونق کنسرت در ایران رنگ و بوی جدی بخود گرفت و ستاره‌های موسیقی علاقه‌مند به بازیگری در عرصۀ سینما شدند که این ماجرا با ورود بازیگران به عرصۀ موسیقی هم بصورت یک واکنش دوطرفه تداوم یافت.
چاووش‌خوانی ارکستر نوجوانان و جوانان ایران در تالار رودکی

چاووش‌خوانی ارکستر نوجوانان و جوانان ایران در تالار رودکی

ارکستر نوجوانان و جوانان ایران به رهبری مهرداد میرزایی و خوانندگی پوریا اخواص روز جمعه ۲۱ تیرماه، ساعت ۲۱ در تالار رودکی به بازخوانی آثار «کانون چاووش» می‌پردازد. کانون فرهنگی و هنری چاووش یک انجمن موسیقی بود که در دهه ۱۳۵۰ با تلاش بزرگ مرد عرصه موسیقی کردستان استاد حسن کامکار و محمدرضا لطفی و حمایت‌های معنوی هوشنگ ابتهاج شکل گرفت و مجموعه آلبوم‌های چاووش که شامل ۱۲ آلبوم موسیقی (به‌طور رسمی ۱۰ آلبوم) می‌شد، با نام‌های چاووش ۱ الی ۱۲ منتشر و وارد بازار کرد. آلبوم‌های ابتدایی و انتهایی این کانون مطلقاً هنری هستند ولی مجموعه‌های ۲ تا ۸ بسیار تحت تأثیر فضای سیاسی ایران در دوران انقلاب ۱۳۵۷ بود.
Figured Bass

Figured Bass

روشی است که در اوایل قرن ۱۷ – بخصوص توسط کلودیو مونتوردی – برای مشخص کردن نتهای مورد استفاده در آکوردها بکار برده می شد که به آن در فارسی باس شماره گذاری شده نیز گفته می شود، همچنین برخی این نحوه نمایش آکوردها را شیفراژ آکوردها می نامند. اولین بار موسیقیدانان ایتالیایی برای همراهی ملودی از این روش استفاده کردند، بعدها موسیقیدانان باروک،از این روش بصورت متداول برای مشخص کردن هارمونی در قسمت باس استفاده کردند. بعنوان مثال در کارهایی که برای هارپسیکورد یا ارگ تهیه می شد از این روش برای نمایش آنچه نوازنده باید برای همراهی با خواننده و یا با دست چپ بنوازد استفاده می شد.