همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (V)

سیر مطلب به گونه‌ای است که بیشتر به خود علیت پرداخته و کمتر به موضوع موسیقی و رابطه‌ی آن با علیت. تا پیش از آن که در بهره‌ی دوازدهم به «بررسی علل اربعه در هنر و موسیقی» برسد اشاره‌ای به موسیقی نیست. به غیر از یک مورد که آن هم بیشتر شبیه یک دستور العمل اخلاقی است و بدون ربط با متنی است که در آن واقع شده و بیشتر به نظر می‌رسد به آن پیوند زده شده است.

برای مثال او در مورد سنخیت علت و معلول می‌گوید: «مثلاً اگر بخواهیم به موسیقی معنوی دست یابیم، باید از لهو و لعب و تفاخر و تکاثر و غرور و غیره که همه از مزخرفات دنیای فانی و مذموم در آیات قرآنی است اجتناب کنیم.» (ص ۱۵۵) در اینجا این اشکال که در تمام کتاب نیز هست کاملاً آشکار است؛ نویسنده پس از معرفی یک قضیه‌ی فلسفی مثالی را انتخاب کرده و به صورت یک دستور اخلاقی صورت‌بندی می‌کند این خیلی عجیب نیست چرا که او به راه عرفان معتقد است و خود می‌گوید که این راهی عملی است برای هدایت رهروان.

در حقیقت او مقدماتی فلسفی را با توجه به درس‌های فلسفه‌ی «مصباح یزدی» (که او نیز مطالب را از فلاسفه‌ی مدرسی مرتبط با مکتب نوافلاطونی وام گرفته) مطرح می‌کند اما درست زمانی که لازم است تا از این مقدمات به نتایجی راجع به موسیقی برسد (وارد فلسفه‌ی موسیقی شود) همه جا نتیجه یک عبارت حاوی توصیه‌ی عملی و بیشتر اخلاقی است. بر اثر همین توجه به اهمیت راه عملی، او از پرداختن به موارد بنیادی باز می‌ماند برای مثال بررسی اینکه موسیقی معنوی چگونه چیزی می‌تواند باشد یا نسبت میان معنویت و موسیقی چیست؟ و….

نویسنده تحت‌تاثیر جست‌وجوی خود برای راه کار عملی و اخلاقی همه جا از رسیدن به مسایل اصلی باز می‌ماند برای مثال به جای تعریف موسیقی معنوی، یا حتی اشاره به اینکه موسیقی متصف به صفت معنوی چگونه موسیقی است، او دستور اخلاقی صادر می‌کند. در یک کلام مساله اصلاً شناخت موسیقی به عنوان «موجود بما هو موجود» (۶) نیست، بلکه بیشتر ارایه‌ی دستورهایی برای پیمودن راه و خلق موسیقی است که اتفاقاً به کیفیات و کمیت‌هایش شناخته می‌شود.

به نظر می‌رسد در این قسمت منظور او از فلسفه، یافتن پایه‌ای برای دستورات شبه اخلاقی- عرفانی در موسیقی بوده باشد. از این نظر نیز از کتابش- اگر هم روش فلسفی در آن موجود باشد- باید به عنوان اثری در «فلسفه‌ی آداب خلق موسیقی» یاد کرد. بنابراین روش او به روش عرفا شبیه است. او خود در این مورد می‌گوید: «[عرفا] سعی می‌کنند در هر موردی، از تلفیق فلسفه و اشراق، نتیجه‌ی عملی بگیرند و راه نجات را به طالبین نشان دهند…» (ص ۱۳۴).

چالش دیگر در کتاب صفوت یافتن پرسش‌هایی است که در حوزه‌ی فلسفه قرار می‌گیرد. نویسنده به‌درستی تشخیص داده که حوزه‌ی کار فلسفی گسترده و گاه نامحدود است و فلسفه می‌تواند به پرسش‌های زیادی بپردازد، اما به دلایلی که پوشیده است سوالاتی مطرح می‌کند که امروزه به سختی می‌توان آنها را در حوزه‌ی کار فلسفی قرار داد.

بارزترین نمونه‌ی این اشکال بخشی است در گفتار ششم با عنوان «سوالات مربوط به فلسفه‌ی موسیقی». در این بخش ضمن اینکه سوالات به شکل پراکنده و بسیار نامنظمی ارایه شده، پرسش‌هایی هست که به سختی می‌توان میان آنها و فلسفه نسبتی پیدا کرد (۷)، یا با روش‌های تفکر فلسفی به آنها پاسخ داد.

یکی از شگفت‌آورترینشان «آیا تا کنون در هیچ جامعه‌ای توانسته‌اند موسیقی را به شکل کلی حذف کنند؟ و بر فرض اگر چنین چیزی امری مقدور باشد، تکلیف سازمان‌های عظیم و پرقدرتی چون سازمان صدا‌و‌سیما چه خواهد شد؟» (ص ۱۲۷) شاید در روزگار ارسطو کار فیلسوفان پاسخ دادن به چنین سوال‌هایی بود (که آن هم بعید است) اما امروز فلسفه به مقولات دیگری می‌پردازد.

پی‌نوشت‌ها
۶٫ یعنی چیزی که به عنوان یک هستی مستقل در نظر گرفته شده، بدون دخالت کیفیت و کمیت‌ها.
۷٫ در جریان تغییرات دانش در تاریخ، برخی از پرسش‌ها که روزی در حوزه‌ی تفکر فلسفی قرار داشت از این حوزه خارج و به قلمرو عمل یکی از شاخه‌های دانش منتقل شد. برای مثال پرداختن به شرایط آغازین جهان که روزی از مهم‌ترین مسایل فلسفه بود از اوایل قرن بیستم به طور کامل به دانش کیهان‌شناسی سپرده شد.
فرهنگ و آهنگ شماره‌ی ۲۳ و ۲۴

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

کتاب سازشناسی کاربردی (سازهای موسیقی کلاسیک ایران) از مجید کولیوند منتشر شد

کتاب سازشناسی کاربردی )سازهای موسیقی کلاسیک ایران( با نویسندگی مجید کولیوند، نوازنده سنتور، آهنگساز و مدرس دانشگاه هنر تهران، با همکاری نشر نای و نی منتشر شد. کتاب در سه بخش نگارش شده است. بخش نخست هوا صداها (سازهای بادی) که ساز نی را در بر می گیرد. بخش دوم، زه صداها که خود به دو بخش زهی مضرابی شامل سازهای سنتور، قانون، تار، سه تار و عود و زهی آرشه ای شامل کمانچه، قیچک سوپرانو، قیچک آلتو، قیچک باس می باشد. در نهایت بخش سوم به پوست صداها (سازهای کوبه ای) اختصاص داده شده که شامل ساز تنبک و دف است.

در اندیشه برداشت های دیگر از موسیقی دفاع مقدس (I)

پیش از شروع به نوشتن این مطلب، یکی از دوستان نویسنده در تاریخ دفاع ۸ ساله، به آرامی و با تاکید، یادآور شد که ما «موسیقی جنگ» نداریم بلکه موسیقی دفاع مقدس داریم؛ در واقع، تاکیدش بر پرهیز از واژه «جنگ» بود. دوست ما بار سیاسی و حتی تاریخی این واژه را در نظر داشت. درست می گفت که ما مردمی جنگ طلب نیستیم. ولی نمی شد انکار کرد که همین واژه منحوس که به قول ملک الشعرای بهار «فغان ز جغد جنگ و مرغوای او که تا ابد بریده باد نای او در تمام ۸ سالی که ایران درگیر آن بود، میلیون ها بار از طریق رسانه های نوشتاری و شنیداری و دیداری، پخش شد.

از روزهای گذشته…

تأملی بر آموزش گیتار کلاسیک در ایران (IV)

تأملی بر آموزش گیتار کلاسیک در ایران (IV)

در بیشتر آموزشگاه‌های موسیقی تأکیدی بر یادگیری تئوری موسیقی پیش یا حین دوره‌ی نوازندگی نمی‌شود و اگر هم، چنین دوره‌هایی اجرا شود چندان بر ذائقه و درک موسیقایی هنرجو راهگشا نمی‌افتد (به این دلیل که ضرورت آن به‌درستی برای هنرجو و خانواده‌ها تشریح نمی‌شود و از روش‌های مناسب هرگروه سنی بهره برده نمی‌شود و هدف را بر ساختن یک شنونده‌ی خوب موسیقی قرار نمی‌دهند). از آنجا که جلسات هفتگی سی‌دقیقه‌ای فرصت کافی برای آشنا‌کردن هنرجو با موسیقی و نه صرفاً نوازندگی در اختیار مدرس قرار نمی‌دهند، دوره‌ی آموزش گیتار به آموزش یک یا دو کتاب مقدماتی و چند ترانه‌ خلاصه می‌شود.
گفتگوی هارمونیک سه ساله شد

گفتگوی هارمونیک سه ساله شد

با همیاری شما دوستان، “گفتگوی هارمونیک” به سومین سال از فعالیت خود رسید. در این سال قصد داریم به فعالیت های بیشتر و جدی تری در محیط غیر مجازی بپردازیم و با همیاری دیگر دوستان محیط وب، برنامه هایی را برای معرفی بهتر هنر موسیقی و بحث های پیرامون آن به مردم، اجرا کنیم.
گفتگوی هارمونیک چهارده ساله شد

گفتگوی هارمونیک چهارده ساله شد

گفتگوی هارمونیک جشن چهاردهمین سال فعالیت خود را برگزار کرد. سال گذشته تلخ ترین سال فعالیت این مجله بود؛ چراکه یکی از مهمترین نویسندگان و نظریه پردازان حوزه فلسفه و هنر ایران، محسن قانع بصیری که این مجله افتخار همکاری با او را داشت، روی در نقاب خاک کشید. سال گذشته همچون دوازدهمین سالگرد تولد ژورنال گفتگوی هارمونیک، نشست سالیانه در منزل این اندیشمند فقید برگزار شده بود و در این برنامه نیز یاد ایشان گرامی داشته شد.
موسیقى رنگ ها (II)

موسیقى رنگ ها (II)

بنابراین، این سبک بسیار متنوع و متفاوت با سبک هاى رایج است. موسیقى موسورگسکى توصیف هاى روشنى دارد و لحن آوازهاى آن نشان دهنده محیط اطراف او است، بنابراین در بعضى از مواقع مهیب و شاید هم تا حدودى زننده باشد. شهرت بیشتر آثار او به خاطر رنگ آمیزى صوتى گسترده آنها است. او در آثارش از بسیارى از موضوعات قرون وسطایى در روسیه، استفاده کرده است. آرزوى او هر چه نزدیک تر کردن هنر به زندگى واقعى بود.
راز خوش‌طبعی ‌عارف؟

راز خوش‌طبعی ‌عارف؟

کم و بیش هدف همه‌ی تجزیه و تحلیل‌های موسیقی یافتن راز و رمز زیبایی، ارج و ارزش قطعه‌های موسیقی است با گوشه‌ی چشمی به تکرارپذیر ساختن‌شان. همچنین است کتاب «بررسی ساختار تصنیف‌های عارف قزوینی» که در آن «مرجان راغب» ۱۵ تصنیف شناخته‌شده و معتبر عارف را آنالیز کرده است تا به گفته‌ی مولف از آنها «در حکم دستورالعمل‌هایی برای تصنیف‌سازی» (ص ۲۸) استفاده شود.
زنان در موسیقی قاجار (I)

زنان در موسیقی قاجار (I)

وقتی که در هنگامه ی کم مانند عصر حاضر،هر گفت و شنفتی در حوزه موسیقی نیازمند رعایت احتیاط از سوی اهالی موسیقی است (آن هم در هزاره سوم !) و هنوز تصمیم متفق القولی از سوی متوالیان فرهنگی در مورد حرمت یا حلت این هنر بیچاره اتخاذ نشده است، از” حافظ” که در بیدادگاه قرن هشتم می زیسته چشمداشتی به غیر از آنچه در ابتدا آمد، نمی توان داشت. این فجایع فرهنگی یعنی پنهان نوشی، پنهان نوازی، پنهان نگاری و… و از سوی دیگر حضور مستمر مورخان سر سپرده، سبب شده است که متاسفانه صفحات تاریخ مان را به ناگزیر در میان پنهان سرائی های ادبیات مان جستجو کنیم. و این واقعیت آنگاه نمود بیشتری پیدا می کند که بخواهیم در مورد تاریخ موسیقی ایران آن هم از نوع زنانه اش پژوهش کنیم و مجبور شویم از درگاه ادبیات هم با دستی تقریبا خالی باز گشته و سفرنامه های فرنگیان ساکن ایران را ورق بزنیم.
نگاهی به انوانسیونهای باخ

نگاهی به انوانسیونهای باخ

انوانسیونهای دو و سه صدایی باخ علاوه برای آنکه حاوی نکات زیاد آموزشی برای هنرآموزان سازهای کلاویه ای است، در عین حال جزو دسته کارهای زیبای باخ قرار دارد که رافت های کنترپوآنیک و ملودیک بسیار دارند، بگونه ای که برخی از آنها جزو شناخته شده ترین کارهای باخ به حساب می آیند.
فراخوان سومین جشنواره و جایزه همایون خرّم

فراخوان سومین جشنواره و جایزه همایون خرّم

موسیقی اصیل ایرانی همواره بخشی از هویت فرهنگ و هنر مشرق‌زمین بوده است. پیوند زیبای موسیقی فاخر ایرانی با آداب و سنن و شعر و ادب، میراثی ارزشمند برای مردم ایران‌زمین به ارمغان آورده است. به انگیزه حفظ و انتقال این میراث گرانبها به نسل جدید جامعه و به پاس زحمات بزرگان این عرصه، به لطف پروردگار، دو دوره جشنواره و جایزه موسیقی “نوای خرّم” را به یاد استاد شهیر موسیقی ایران، همایون خرم برگزار کردیم و اینک سومین دوره آن، با هدف ماندگاری و گسترش فرهنگ فاخر موسیقی اصیل ایران زمین، ارتقای بینش فرهنگی و هنری جامعه، ارایه‌ی الگوهای مناسب اخلاقی و حرفه‌ای و شناخت بیشتر هنرجویان نسبت به بزرگان هنری کشور و نیز بررسی میزان تأثیرپذیری آن‌ها از هنر این استادان، به همت “مؤسسه فرهنگی هنری رادنواندیش” و خانواده محترم استاد همایون خرّم، با همکاری دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در تاریخ ۱۵ تا ۱۷ دی ماه ۱۳۹۵ در تالار وحدت برگزار برگزار می‌گردد.
میشل کامیلو

میشل کامیلو

میشل کامیلو (Michel Camilo) را میتوان یکی از فعالترین نوازندگان پیانو در سبک جز دانست. نوازنده ای که همواره به دنبال کسب تجربیات جدید در دنیای موسیقی و همکاری با نوازندگان دیگر سبک ها میباشد. وی در ۴ آوریل سال ۱۹۵۴ درSanto Domingo،Dominican Republic بدنیا آمد. او را به عنوان یک نوازنده پیانو در سبکهای لاتین، جز، کلاسیک می شناسند و همچنین تکنیک فوق العاده او نیز به کارهایش را متمایز از سایرین نموده است و این جز با دانش بالا در زمینه موسیقی و سبکهای مختلف بدست نیامده است.
نت نگاری

نت نگاری

بدون شک یکی از عناصر ی که میتوان با آن فرهنگ یک ملت را محک زد و اطلاعات زیادی از آداب و رسوم و اعتقادات آنها کسب کرد موسیقی آن ملت است.