“رازهای” استرادیواری (II)

SIMONE .F. SACCONI
SIMONE .F. SACCONI
افرادی که به درستی نمی اندیشند و سو نیت دارند، چنین اظهار می‌ کنند که Sacconi اگر بخواهد می‌تواند ویولونی بسازد که از آثار Stradivari قابل تشخیص و تمایز نباشد. Sacconi ضمن احترام به این تعریف کنایه‌آمیز، با لبخندی خاطر نشان می‌کند، در حقیقت این اتفاق افتاده است که ویولون ساخت وی با ویولون Stradivari، ویولونیست نامدار اشتباه گرفته شود، سپس او سرش را تکان می ‌دهد، شانه‌ها را بالا می‌اندازد و سیمای وی بیانگر آن است که از اندیشیدن به توانایی و قابلیت بی ‌همتای مردی که Sacconi وی را «استاد» (Master) می ‌نامد چنان خرسند و مشعوف است که گویی از انسان زنده‌ای سخن می‌گوید که هنوز هم هنگام قدم زدن در خیابان‌های Cremona می‌تواند او را ملاقات نماید.

علت تقلید Sacconi از شیوه Stradivari ریشه و سرچشمه احساسی در قرن ۱۹ دارد. به این ترتیب که وی با استفاده از تکنیک‌های «استاد» آزمایشات شخصی انجام می‌دهد تا با کمک آن‌ها بتواند به تعمیر و مرمت سازهای Stradivari بپردازد. در راستای این کار، سازهای مذکور از سراسر دنیا به کارگاه وی در House of Wurlitzer در نیویورک وارد شدند.

وی حتی در ۷۷ سالگی نیز با تواضع، دقت و کنجکاوی هنرمندانه ای کار را می‌پذیرد و در سازهای قدیمی، به مشاهدات و اکتشافات نوین دست می‌یابد، کار را درک می‌کند و در هر قسمت آن تجلی هنر استاد را مشاهده می‌نماید و در هر نقطه از ساز به دنبال مفهوم و ارتباط با یک شیوه معقول و منطقی از ساختار آن است. وی در کتاب خود به صورت اجمالی به این نکته اشاره می‌کند که ۳۵۰ اثر Stradivari را تعمیر و مرمت نموده است.

آگاهی از بخش های داخلی این کار هنری، منجر به آن شد که Sacconi بتواند تکنیک از دست رفته‌ای را بازیافت و احیا کند که زمانی نتایج بی‌نظیری را نصیب Stradivari کرده بود. Sacconi بر آن بود تا به واسطه استفاده از این تکنیک احیا شده بتواند ساز کاملی را بسازد که ویژگی‌ها و مشخصات آن مشابه سازهای ویژه مدرسه Cremona باشد به علاوه Sacconi قصد داشت ضمن توجه به محدودیت‌های محتمل، هم شرایط و وضعیت مشابهی را ایجاد نماید و هم از مواد مربوطه مشابه استفاده کند.

این مواد از منابع محلی قابل تهیه بودند و در کارگاه‌های قدیمی Cremona وجود داشتند. وی هم‌چنین در نظر داشت از موادی که توسط Stradivari مورد استفاده قرار گرفته‌است نیز مجدداً بهره بگیرد، همچنین Sacconi تصمیم گرفت هر کجا که لازم است برای مرمت سازها مقداری جزئی از موادی مخصوص را به Varnish بیفزاید.

این مواد که احتمالاً در زمان Stradivari بسیار گران بوده و امکان استفاده از آن‌ها در مقادیر زیاد وجود نداشته، باعث می شدکه مقدار اندکی از آن‌ها را با مواد ارزان‌تر دیگر آمیخته و در Varnish بکار ببرند. این مسئله، صرف‌نظر از وفاداری به تکنیک خاص مورد استفاده، برای جلب رضایت و خرسندی و نیز پیوستگی درونی و باطنی و روان‌شناسانه ساکونی با «استاد» مورد استفاده قرار می گیرد، نتیجه این درک و شناخت او به ساختار دقیق و جامع ساخت آلات موسیقایی منتهی می‌شود.

وی در طول سفر خود به اروپا هرگز از توقف در Cremona غفلت نکرد. شهری که به اعتقاد او، نامش مترادف با نام Stradivari بود. وی در این شهر همواره به ملاقات دوستان خود می‌رفت. دوستانش نیز در غیاب او برایش چوب‌های خاص و نیز گیاهی به نام aspreella یا equisetum که به «دم‌اسب» شهرت دارد و در امتداد حواشی رودخانه پو (Po) می‌روید را جمع‌آوری می‌کردند. Sacconi از این گیاه برای صاف کردن چوب استفاده می‌کرد (وی هرگز از سنباده کمک نمی‌گرفت). او یکی از فرآورده‌های بلااستفاده کندوی عسل به نام Propolis را از برخی زنبورداران حومه Cremona تهیه می‌کرد (این محصول در Cremona از انواع مشابه آن در سایر نقاط مناسب‌تر است) و از آن به عنوان یکی از اجزا و ترکیبات اصلی Varnish بهره می‌جست.

وی از واحد اندازه‌گیری قدیمی Cremona یعنی یارد (Yard) به همراه ۱۲ بخش تشکیل دهنده آن که به اندازه مرمر یک قطعه سنگ روکش پایه برج کلیسای جامع Cremona بود، دیدن کرد. مقیاسی که او با آن آشنایی داشت دقیقاً در نقشه بزرگ روی کتاب Antoniu Campi در باب تاریخ Cremona بازسازی شده بود. وی نگران تغییر اندازه این مقیاس بود چرا که چروک‌های صفحه کتاب ممکن بود اندکی آن را تغییر داده باشند و او این کار را با کمک یک Stepladder کوتاه انجام داد. در واقع در طرح یک عود، Stradivari، مقیاس‌های مورد نظر برای ساز را در قالب تقسیم‌بندی‌های یارد کرمونیایی ارایه می‌دهد. (mm 33/43 = «once»)

شاید آشنایی با شخصیت Sacconi به ما کمک کند که آسان‌‌تر و بهتر «تعالیم پر احساس» او را فرا بگیریم. او به تاریخ سی‌ام مارچ ۱۸۹۵ در رم متولد شد. خیلی زود و در سن هشت سالگی؛ ویولون پدر خود Gaspare را که نوازنده ویولون در یک ارکستر بود را از هم باز کرد تا ببیند چگونه ساخته شده است، در این هنگام علاقه وی به ساخت ویولون نمود پیدا کرد. Sacconi در این باره می‌گوید: «شکل و شمایل ویولون‌ها به شدت مرا مجذوب می‌کرد و من از همین‌رو شروع به طراحی آن‌ها کردم.» بعدها پدرش او را نزد یک ونیزی به نام Giuseppe Rossi در روم برد که یک لوتیر و استاد حکاکی و تراش بر روی چوب بود. Sacconi به مدت ۸ سال در کارگاه Rossi واقع درخیابان Tor di Nona، شماره ۷۰ مشغول به کار بود. او هر روز صبح پیش از رفتن به مدرسه ابتدایی، درب کارگاه را می‌گشود و آنجا را تمیز می‌کرد. وی هنگامی که از خیابان محل کارگاه مذکور می‌گذشت، می‌توانست در سرتاسر این خیابان کارگاه‌های چوب دیگر را نیز ببیند.

Sacconi به من چنین گفت: «یکی از این کارگاه‌ها که به طور خاصی بیش از بقیه مرا دل‌بسته خود کرده بود، متعلق به یک هنرمند ممتاز به نام Ernesto Sensi بود. من بیرون کارگاه، پشت پنجره می‌ایستادم و غرق در جذبه‌ای پرشور، به او می‌نگریستم که چگونه با توانایی، سهولت، چالاکی و زبردستی، از اسکنه استفاده می‌کند. یک روز صبح، این پیکرتراش که اکنون نیز مرا می‌شناسد، درب را گشود و مرا به داخل دعوت کرد. کارگاه آکنده از رایحه چوب کاج بود و همه جا، چلچراغ‌ها، قاب‌ها و قطعات مجزای مبلمان به چشم می‌خوردند.» Sensi معمولاً برای واتیکان کار می‌کرد. وی به Sacconi توصیه کرد که وارد آکادمی هنرهای زیبا شود.

Sacconi نیز همین کار را کرد و به مدت ۵ سال نیز در آنجا مشغول به تحصیل بود. پدرش این‌گونه او را نصیحت می‌کرد: «اگر می‌خواهی لوتیر باشی، باید این کار را در حد کمال انجام دهی.» وی در آکادمی، ترسیم و طراحی، مدل‌سازی و حجاری چوب را به تبعیت از قاعده واصول لازم این کار آموخت. در همین حال وی مکرراً در حال رفت و آمد به کتابخانه بود و آثار هنرمندان گذشته را درباره Varnish مطالعه می‌کرد.

هنگامی که برای نخستین بار یکی از ویولون‌های Stradivari را دید، تنها ۱۳ سال داشت. او توانست به وسیله معرفی نامه‌ای از استاد خود، Bernardino Molinari، خود را به یک ویولونیست مشهور مجار، به نام Franz Vecsey معرفی نماید. Sacconi به وسیله او، نقشه‌های طراحی، پرگار و ضخامت‌سنج تهیه کرد تا جایی که توانست ضخامت صفحه زیر و رو ویولون را اندازه بگیرد. Vecsey جعبه‌ای را گشود که حاوی ویولون Berthier متعلق به Stradivari و یک ویولون دیگر بود. در ظاهر و بدنه این دو ویولون نقطه تمایزی دیده نمی‌شد، با این وجود، Sacconi ساز Stradivari را تشخیص داد. این اتفاق با این تذکر Vecsey همراه شد، «Tres bien , faites attentian» وهمچنان Sacconi هنوز هم این مطلب را به یاد دارد.

تشخیص ویولون Berthier تا حدی Sacconi را دست‌خوش توهم و اندیشه‌ای باطل کرد. ضخامت طبیعی صفحه رو در مرکز طبق آموخته‌های وی می‌بایست mm 5 می‌بود که به سمت کناره‌ها کاهش می یافت و به mm3 می‌رسید. اما او مشاهده کرد که ضخامت مذکور در این ویولون mm 3/2 است و چنین نتیجه گرفت که ساز دست‌کاری شده و ضخامت آن کاهش یافته است.

البته Sacconi بعدها دریافت که اشتباه می‌کرده و اندازه به دست آمده اندازه اصلی ساز بوده است. موقعیت مناسب برای اثبات این نکته هنگامی که گروه مشهور ۴ نفره نوازندگان بوش Busch در رم بودند پیش آمد. آن‌ها ۴ ساز بسیار جالب Stradivari در اختیار داشتند و این بار نیز Sacconi با وساطت استاد خود Molinari توانست این سازها را ببیند. او به دقت اندازه‌های قالب آن‌ها و نیز ضخامت‌ها را محاسبه کرد و در کمال تعجب دریافت که ضخامت صفحه رو در ویولون‌ ها mm 2/2 و mm 4/2، در ویولا mm 3/2 و در سلو از mm 5/3 تا mm 3/3 متغیر است. پس از آن وی متقاعد شد که Stradivari صفحات روی سازهای خود را بدین نحو ساخته است.

Sacconi در ۱۴ سالگی نخستین ویولون خود را ساخت. هنگامی که استادش این ویولون را دید، شگفت‌زده شد و استعدادی استثنایی و آینده‌ای درخشان را برای این پسر پیش‌بینی کرد. در این هنگام Sacconi شاگردانی داشت که در خانه‌اش گرد هم می‌آمدند، اما خودش هم‌چنان در کارگاه Rossi مشغول به کار بود و در آنجا او علاوه بر ویولون، ویولا، ویولا داگامبا، عود، ویولن کوچک، ویولا دامور (Viola d’amore)، که روی دسته های آن‌ها سرهای زنان و پیر مردان حکاکی شده بود، ماندولین Mandoline (عود فرنگی) و گیتار می‌ساخت.

وی هم‌چنین، وقت خود را به تعمیر انواع سازها، شامل سازهای بادی و حتی ساخت سوزن‌های گرامافون اختصاص داد. Sacconi در سال ۱۹۱۵ به خدمت سربازی فراخوانده شد. پس از آن‌که یک سال را در توپخانه سپری کرد، به عنوان نقشه‌کش، توپخانه ۲۸ رم اعزام گردید. وی در طول دوران جنگ ۳ بار مجروح شد و در زمان صلح موقت نیز دوران نقاهت بیماری تب اسپانیایی را در بیمارستانی در Villafranca می‌گذرانید. آخرین مأموریت خود را در یک انبار مهمات در Palermo به انجام رسانید و پس از ترخیص نیز به رم بازگشت.

در رم و در انجمن M° fiorini، او توانست مجموعه‌ای از آثارStradivari را که در آن زمان جزو مایملک M° fiorini بود و هنوز به موزه شهری Cremona اهدا نشده بود را ببیند.

این ارتباط مستقیم و واقعی با وسایل و مواد مورد استفاده شده توسط Stradivari برای Sacconi کشفی هیجان‌انگیز به شمار می‌رفت و از آنجائیکه در این هنگام Fiorini سنین پیری را می‌گذرانید و دچار ضعف بینایی بود، مسئولیت اتمام دو ویولون را به Sacconi سپرد، وظیفه‌ای سنگین که تنها آن را آغاز کرد اما نتیجه نهایی کار منوط به تجربیات ۵۰ ساله هنری می شد. Fiorini به عنوان قدردانی از عملکرد بی‌نظیر Sacconi، برخی از طرح‌های معتبر و موثق Stradivari برای ساخت قالب را در اختیار وی گذاشت.

Sacconi در سال ۱۹۲۵ با Teresita Pacini، خواهر زن Bernardino Molinari ازدواج کرد. وی دختر Giuseppe Pacini، خواننده باریتون Baritone و خواننده‌ای نامدار بود و Sacconi با غرور و افتخار یکی از کنسرت‌های او در لندن را به یاد می‌آورد که در آن آوازی برای ملکه مادر خوانده بود. پس از تولد پسرشان، او آواز خواندن را کنار گذاشت.

یک دیدگاه

  • یاسر
    ارسال شده در اسفند ۶, ۱۳۸۸ در ۱۰:۰۰ ق.ظ

    با سلام
    با تشکر فراوان….بسیار زیبا بود واقعا لذت بردم

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ویژگی‌های رابطه‌ی موسیقی و برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران (I)

اکنون مدتی است که سخن گفتن از و اندیشیدن به «ایران»، خواه به مفهوم فرهنگی و خواه به مفهوم یک واحد سیاسی-اجتماعی، مساله‌ی روز است و دغدغه‌ی بسیاری از اندیشوران. تحت تاثیر قوم‌گرایی فزاینده‌ی برآمده از جهانی‌شدن (۱) و بازپخش گفتمان‌های پسااستعماری و پسامدرن در حوزه‌های جغرافیایی-فرهنگیِ کوچک‌تر، بازاندیشیدن به مفهوم ملیت، ملت و دولت-ملت (به گسترده‌ترین یا باریک‌ترین مفهوم‌ها) اجتناب‌ناپذیر شده است (۲). از این رو هر پرسش از چنان واحدهایی امروزه پرسشی بااهمیت و آگاهی‌بخش است و ما را در دیدن تهدید ترسناک فاشیسم‌های ریز و درشتی که از هر سو به زشتی سرک می‌کشد، یاری می‌دهد.

حنانه: پدرم هارمونی زوج را به هیچ کس تدریس نکرده است

به تازگی شایعه ای منتشر شده است که رساله «هارمونی زوج» مرتضی حنانه در انتظار انتشار است. از طرفی افرادی نیز خود را صاحب صلاحیت در آنالیز و حتی تدریس هارمونی زوج معرفی می کنند. این مسائل باعث شد تا از زبان فرزند مرتضی حنانه، امیرعلی حنانه، موضوع را بررسی کنیم:

از روزهای گذشته…

خنیاگر پیانو؟ (I)

خنیاگر پیانو؟ (I)

هفت روز دریا با کارهای گذشته‌ی «هوشیار خیام» از جنبه‌هایی متفاوت است. این تفاوت نه به رسم برتر شمردن که به حساب برشمردن ویژگی‌های آثار گذشته‌ی اوست. اگر سه ویژگی اصلی قطعات پیانویی او را بهره‌گیری از امکانات پیانوی از پیش مهیا شده یا تغییریافته، کاربست بعضی تکنیک‌های مینی‌مالیستی (که این هر دو را می‌توان به پای رابطه‌ی او با مکتب نیویورک نوشت) و راه دادن اکنون موسیقی ایرانی (به پهنای سه دهه تجربیات موسیقایی) به ساختار نوازندگی پیانوی ایرانی بدانیم (۲)، آنگاه ناچاریم اذعان کنیم که اولی به کلی در این آلبوم غایب است و بر دومی هم تاکیدی نمی‌یابیم -هر چند به شکل گذرا در دل قطعات هنوز حضور دارد- و سومی هم دست‌کم به اندازه‌ی آلبومی مانند «تاتاری» ظاهر نیست. از همین روست که «هفت روز» دریا را میان آثار پیانویی هوشیار خیام متفاوت می‌بینیم.
شارل ازنوور (I)

شارل ازنوور (I)

شارل ازنوور (Charles Aznavour) با نام اصلی شاه نور واریناژ ازنووریان (Chahnourh Varinag Aznavourian) بیست و دوم می سال ۱۹۲۴ در پاریس متولد شد. شارل نویسنده ترانه، آهنگ ساز، خواننده، بازیگر، مولف و دیپلمات فرانسوی – ارمنی است. وی در حال حاضر در شهر ژنو در کشور سوئیس زندگی می کند و سفیر ارمنستان و نماینده دائم این کشور در سازمان ملل متحد است. او همچنین از سال ۱۹۹۵ نماینده دائم ارمنستان نزد سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد (UNESCO) وابسته به سازمان ملل متحد، است.
وزن خوانی یادیاری وکاربرد آن در موسیقی (I)

وزن خوانی یادیاری وکاربرد آن در موسیقی (I)

با توجه به سوابق و مستندات تاریخی ضرب آهنگ موسیقی ایرانی در گذشته با متریک کنونی متفاوت بوده و بر اساس سیستم ایفاعی تنظیم می گردید. بر اساس بعضی نوشته ها مانند تحقیق ماللهند از ابوریحان بیرونی ، به دلیل حضور تفکر ایقاعی در موسیقی قدیم ایران و هند ، اصول عروض و ایقاع احتمالا ریشه در فرهنگ آریایی داشته است.
آکاردئون

آکاردئون

آکاردئون (accordion) یکی از سازهای بادی کلید دار است که مکانیزمی شبیه به سازدهنی دارد ولی با این تفاوت که نیازی به استفاده از دهان برای دمیدن در آن نیست و با وجود بهره گیری از امکاناتی که در پائین خواهید خواند، این ساز توانایی اجرای چندین صدا بصورت همزمان را دارا می باشد و از این جهت توانایی های بیشتری نسبت به ساز دهنی دارد؛ البته ساز دهنی بخاطر ارتباط مستقیم با دم و بازدم انسان، انعطاف خاصی در اجرای ملودی ها دارد و این عامل باعث شده که هنوز به حیات خود ادامه دهد. آکاردئون شباهت زیادی نیز به ارگ های بادی کلیسا دارد ولی بخاطر داشتن کانال های صوتی ای که عینا در ساز دهنی وجود دارد صدای آن مانند سازدهنی است.
مروری بر «کنسرت گوتلیب والیش»

مروری بر «کنسرت گوتلیب والیش»

روزگاری ایران رسیتال نوازندگان پیانوی بزرگی را به خود می‌دید. اجرای نام‌های افسانه‌ای سده‌ی بیستم همچون «آرتور روبنشتاین» ناممکن نمی‌نمود. این جهانی دیگر بود و موسیقی کلاسیک غربی حمایت دولتی داشت و … . امروز اما دستِ تنها و درعین‌حال توانای جامعه‌ی مدنی در کار است تا به نیروی خویش برنامه‌ای مانند رسیتال «گوتلیب والیش»، نوازنده‌ای از همان تبار (گرچه هنوز کم‌تر افسانه‌ای) را برای بار چندم ممکن کند و این حتا پیش از خود موسیقی جلب توجه می‌کند اگر دیده‌ی تیزبینی باشد.
جایگاه بداهه نوازی در تاریخ موسیقی

جایگاه بداهه نوازی در تاریخ موسیقی

بسیاری از دست اندرکاران موسیقی بخصوص آنها که دستی در آهنگسازی دارند، با بداهه نوازی میانه خوبی ندارند، حتی برخی بداهه نوازی را معادل باز کردن دهان و صحبت کردن بدون فکر و برنامه از پیش تعیین شده می دانند. اما اگر نگاه کوتاهی به تاریخ موسیقی بیندازیم به دفعات با ماجراهای خلق آثار ارزشمند موسیقی بصورت بداهه برخورد خواهیم کرد.
موسیقی الکترونیک

موسیقی الکترونیک

ترکیب ذوق و خلاقیت انسان و امکانات تکنولوژی باعث به وجود آمدن موسیقی الکترونیک می گردد. این تلفیق اجازه تولید صداهایی را به ما خواهد داد که در موسیقی غیر الکترونیک یعنی اکوستیک نمی توان به آنها دست پیدا کرد.
گزارش جلسه دوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

گزارش جلسه دوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

«شرح»، فن دیگری بود که پس از توصیف معرفی شد. به نظر مدرس کلاس (آروین صداقت کیش): «در زبان فارسی شرح و توصیف ممکن است بسیار نزدیک به هم به شمار آیند (یا چنین به نظر برسند)، اما شرح به معنایی که در اینجا به کار رفته شامل گستراندن و واضح‌تر بیان کردن چیزی است.» به بیان دیگر شرح توصیفی گسترده است که با توانایی فنی ژرف‌تر به وضوح نکاتی می‌انجامد که دیگر هر شنونده‌ای، بی آموزش، نمی‌تواند بدان دست یابد.
زوج هنری باربیرولی (III)

زوج هنری باربیرولی (III)

بنجامین بریتن (Benjamin Britten)، آهنگساز و پیانیست انگلیسی، سه سال از ایولین جوانتر و او نیز هنرجوی همان کالج بود، بریتن از ایولین خواست تا بعضی از آثار وی را که برای ابوا ساخته بود بنوازد. خانم ایولین حرفه خود را با حضور در ارکستر خیابان دوری (Dury) آغاز نموده بود.
چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (XII)

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (XII)

حالا که تا حدودی از نظریه ی صنعت فرهنگ سازی بحث به میان آمد، نوشتنِ حاشیه بر متنِ آدرنو سخت تر می شود چرا که تمام حرف آدرنو در این جمله خلاصه می شود: هر آنکه در قدرتِ یکنواختی و تکرار شک کند، ابله است.