اُرفِ ایرانی؟ (II)

برخورد با وزن در این قسمت بیشتر با فرهنگ فارسی زبان نزدیک است. بچه‌ها بدون تلاش زیاد برای به کار بردن ترکیبات مصنوعی، تنها با استفاده از اسم همدیگر و جواب‌هایی مانند «اومدم» که در گفت‌وگوی روزمره مورد استفاده است، با الگوهای ریتمیک مختلف آشنا می‌شوند. این همان روشی است که در گذشته در بازی‌های آهنگین ایرانی هم موجود بود. نمونه‌ی معروف آن که شاید هنوز بچه‌ها انجام‌ش می‌دهند «عمو زنجیرباف» و آن «بَعله»ی مشهورش است. در اینجا یکی از خصوصیات اصلی روش آموزشی ارف که تاکید بیشتر، بر آموزش از طریق ریتم است با نوعی آموزش شفاهی قدیمی ایرانی وجه مشترکی یافته. مولف از این همسایگی سود برده و اینها را در هم ادغام کرده است.

همین روش ادامه می‌یابد و با استفاده از شعر، الگوهای ریتمیک به بچه‌ها آموزش داده می‌شود.

در متن پیشنهادهایی برای مربی وجود دارد؛ از جمله یاد دادن ضرب‌های ضعیف و قوی با استفاده از بشکن، دست و پا زدن و … . این راهنمایی‌ها که بیشتر جنبه‌ی کلی دارد، دست آموزگار خلاق را باز ‌گذاشته تا بنابر سلیقه‌ی خود و شرایط کلاس تغییراتی در نمونه‌ی اصلی بدهد و آن را اجرا کند.

از نمونه‌های خوب این‌گونه راهنمایی‌ها نوشته‌ای است که با عنوان تمرین‌های آوازی در صفحات بیست و بیست‌ویک جلد اول دیده می‌شود. در اینجا نویسنده پس از توضیح اهداف اصلی این تمرین‌ها برای مربیان می‌نویسد که چگونه این ایده‌ها را پیاده کنند. این مطلب را در تمامی کتاب می‌توان دید. حتی در خود متن درس‌ها نکاتی که لازم به نظر ‌رسیده، برای مربیان نوشته شده است.

او حتی تا آنجا پیش می‌رود که خصوصیات آموزگار مناسب آموزش موسیقی کودک را بیان کرده: «[آموزگاران] بهتر است از بین افرادی انتخاب شوند که با مفهوم هنر و فلسفۀ وجودی آن در حد لازم آشنا باشند؛ با موسیقی به‌طور کلی به صورت عملی و حرفه‌ای مأنوس باشند؛ با موسیقی ایرانی و تا حدودی مبانی اصلی آن آشنا باشند؛ اندام و رفتاری موزون و بیان و گفتاری روان و شیرین داشته باشند؛ با شیوه‌های آموزش، با لوازم آموزشی و مهم‌تر از همه با اصول تعلیم و تربیت آشنا باشند و شیوه ایجاد رابطۀ آموزشی با کودکان را بدانند» (۷)

ناگفته پیدا است که چه تعداد از آموزگاران موسیقی کودک (به‌خصوص آنها که در محیط‌های آموزشی غیر موسیقایی مشغول‌اند) این شرایط را دارند. در مقابل این توجه ویژه به مربیان، برای پدر و مادرها نوشته‌ای در بین نیست. شاید به این دلیل که برقراری این رابطه به عهده‌ی مربی گذاشته شده یا اینکه آذرسینا اصلاً به کار در خانه معتقد نبوده است.

آموزش نت‌نویسی و آشنایی با آن در مراحل بعدی کتاب قرار دارد. پس از این مرحله نوبت به تمرین‌های ریتمیک می‌رسد. در این تمرین‌ها اولین تفاوت‌های این کتاب با تمرین‌های معمول در کلاس‌های روش ارف هویدا می‌شود. ترکیب الگوهای ریتمیک انتخاب شده با آنچه که کودک از وزن اسامی و کلمات دریافته، او را آماده می‌کند تا در ادامه، الگوهای ریتمیک ایرانی را که معمولاً کمی پیچیده‌تر است، درک کند و بپذیرد.

در کتاب تمرین‌هایی همراه با شعر دیده می‌شود. انتخاب یا ساختن شعر در این ترانه‌ها به خوبی و مطابق با هدف آموزاندن وزن، متناسب با فرهنگ و زبان فارسی انجام شده؛ شاید این موضوع زیاد عجیب نباشد چرا که آذرسینا به عنوان آهنگساز نیز به همین عنوان (دقت در تلفیق شعر و موسیقی) شناخته می‌شود. از همین رو به نظر می‌رسد که او در فرآیند آفرینش این کتاب به نوعی روش آموزشی شعرگرا یا کلام محور، دست ‌یافته است.

در واقع او تاکید بر عنصر ریتم و سازهای ریتمیک در روش کارل ارف را تا حدودی با آموزش وزن به روش ایرانی که از روی کلام و شعر است، جانشین کرده. در این راه چون با در نظر گرفتن سن بچه‌ها امکان نداشته که از همان ابتدا از شعر فارسی (به معنای کلاسیک آن) استفاده کند، همان وزن‌ها را با نام و کلمات روزمره ساخته است.

ترکیب‌های اجرایی از صفحه‌ی چهل‌وشش جلد اول به ناگاه دشوار می‌شود. این دشواری هم از نظر ملودی و ریتم است و هم از نظر سازبندی. نکته‌ای که شاید در اینجا به نظر برسد این است که در کتاب هیچ‌‌جا به تمرینی برای ساز تنها برنمی‌خوریم. شاید بتوان این‌گونه نتیجه گرفت که در ذهن نویسنده، این کتاب برای آموزش سازهای مرسوم در روش ارف کاربرد نداشته، بلکه او می‌اندیشیده روش‌ها و کتاب‌های موجود برای این منظور وافی به مقصود است.

شاهد این مطلب این است که اگر در نظر آوریم قسمت‌های اولیه‌ی کتاب به گونه‌ای نوشته شده که مخاطبش بچه‌هایی هستند که تقریباً هیچ از موسیقی نمی‌دانند و به یاد آوریم که در انتهای کتاب به اجرای موسیقی‌ با گروه ساز‌های ارف (گاه در ترکیب با سازهای ایرانی) می‌رسیم؛ ناچار باید نتیجه گرفت که مقصود نویسنده آموزش ساز نبوده بلکه خواسته است بچه‌ها با خواندن و شنیدن بیاموزند.

این هم یکی دیگر از شباهت‌ها (پیوستگی‌ها)یی است که از آموزش موسیقی دستگاهی به روش ارف افزوده شده، چنان که خود نویسنده درباره‌ی این مطلب می‌گوید: «به این نکته باید توجه داشته باشیم که یاد گرفتن موسیقی از طریق شنیدن، در آموزش موسیقی دستگاهی نقش اساسی دارد و بچه‌ها در همین دوره در کنار یاد گرفتن خط موسیقی فرا گرفتن آن را از طریق شنیدن نیز تجربه می‌کنند.» (۸) او این مطلب را درست در جایی آورده است که توضیح می‌دهد این موسیقی را قرار است مربیان یا شاگردان پیشرفته‌ی کلاس اجرا کنند. کتاب از همه‌ی امکانات برای فهماندن موسیقی به بچه‌ها استفاده کرده.

گرافیک و تصویرگری نیز بخشی از این امکانات است. برای مثال در صفحه‌ی بیست‌ویک جلد دوم برای نشان دادن ضعیف شدن تدریجی صدا، در پایان قطعه واژه‌ها تکرار و فقط کم‌رنگ و کم‌رنگ‌تر شده است. از این دست ظرافت‌ها و طنازی‌ها در کتاب به چشم می‌خورد که حاصل برخورد همدلانه‌ی تصویرگر (رویا بیژنی) و آذرسینا است.

پی‌نوشت‌ها:
۷٫ صفحه‌ی ۳۰ جلد اول.
۸٫ صفحه‌ی ۴۰ جلد دوم.

فرهنگ و آهنگ شماره‌ی ۲۶

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

همه همصدا با سمفونی نهم بتهوون (I)

نوشته ای که پیش رو دارید، گفت و گوی محمدهادی مجیدی با مهدی قاسمی و شهرداد روحانی است پیرامون اجرای ارکستر سمفونیک تهران و گروه کر شهر تهران:

کارگاه «راهکارهای مقابله با اضطراب اجرا» برگزار می شود

دکتر حمزه علیمرادی، دکترای روانشناسی بالینی و استاد دانشگاه شهید بهشتی و سرپرست درمانکده اضطراب ایران، مدتها روی علل اضطراب و راه های مقابله با آن تحقیق کرده و به بیماران مضطرب بسیاری راه غلبه بر اضطراب را نشان داده است و اکنون بنا به دعوت آموزشگاه موسیقی برومند، روز شنبه اول تیر ۹۸ ساعت ۱۸، یک کارگاه رایگان برگزار می کند تا پاسخی کلی به پرسش های فوق دهد.

از روزهای گذشته…

اخباری درباره کنسرت های هومن خلعتبری

اخباری درباره کنسرت های هومن خلعتبری

پانزدهمین فستیوال موسیقی «قصر کریشتِتِن» کشور اتریش با قطعه «پارسی» اثر احمد پژمان افتتاح می شود. هومن خلعتبری با اجرای قطعه «پارسی» به تاریخ شنبه ۳ مرداد ماه ۱۳۹۴ (مطابق با ۲۵ جولای ۲۰۱۵) ، پانزدهمین فستیوال بین المللی موسیقی «قصر کریشتتن» را افتتاح می کند.
کوشش برای حفظ صلح با زبان موسیقی

کوشش برای حفظ صلح با زبان موسیقی

بهزاد رنجبران، آهنگساز ایرانی مقیم نیویورک و استاد دانشکده‌ی جولیارد، از موفق‌ترین آهنگسازان ایرانی در ایالات متحده است. وی در هنرستان عالی موسیقی در تهران، دانشگاه ایندیانا و دانشکده جولیارد تحصیل کرده و هم‌اکنون در جولیارد به تدریس مشغول است. فعالیت عمده‌ی بهزاد رنجبران در سال‌های گذشته متمرکز بر روی ساخت منظومه‌های سمفونیک بر پایه‌ی شاهنامه فردوسی بوده است. آثاری که با ارکستر سمفونیک لندن اجرا و در آلبومی با عنوان Persian Trilogy منتشر شده‌اند.
نگاهی به «اینک از امید» (V)

نگاهی به «اینک از امید» (V)

تصنیف «آغازی دیگر» با اینکه از نظر ملودیک (مخصوصا از نظر مد گردی)، دارای قوت هایی است، ضعف های اساسی در بخش چند صدایی و همچنین پیوند شعر و موسیقی دارد.
درباره مشکل «شیش هشت» و «میزان های لَنگ» در وزن شناسیِ موسیقی ایرانی (VI)

درباره مشکل «شیش هشت» و «میزان های لَنگ» در وزن شناسیِ موسیقی ایرانی (VI)

اگر در میزان اول دوضربی به جای دو سیاه، ۸ دولا چنگ (میزان ۳) قرار داشته باشد، می توان گفت میزان سوم، ۸ ضربی ۴+۴ است با دو تاکید. اما چون اجزاء ترکیب کننده، زمان های یک اندازه (یک سیاه یا ۴/۱) دارند، این میزان ها همه با دو ضرب (با دوتا پا زدن یا دو ضربه مترونم) قابل اجرا هستند. یا دقیق تر واحد زمانی تعیین کننده در داخل میزان یک نت سیاه یا یک ۴/۱ است.
همگون و ناهمگون (VII)

همگون و ناهمگون (VII)

آن دسته از افراد که هنوز در خانه‌های خود مشغول به کار هستند نیز به دلیل بیماری، قالی‌ای را که در طول دو ماه به پایان می‌رساندند، اکنون یک ساله می‌بافند. در چندین کارگاه قالیبافی نقش‌خوانانی را دیدم که توانایی قالیبافی نداشتند و فقط نقش‌خوانی می‌کردند و همچنین نقش‌خوانانی هستند که در کارگاهها فقط به خاطر نقش‌خوانی خود حقوق می‌گیرند. (۱۸)
چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (X)

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (X)

نقدی که بر این نظریه از دیدگاه اتنوموزیکولوزی میتوان نمود در ایدوئولوژی است. آدرنو منتقدِ تند و تیزِ ایدئولوژیِ یکدست سازیِ توده ها و سرکوب فردیت گرایی توسط صنعت فرهنگ است اما خودِ آدرنو نیز گرفتار یک ایدئولوژی شده است و آنهم نگاه بسیار آرمانی اش به مخاطب است. آنچنان که «موسیقیِ آسمانی» یک نگاه ایدئولوژیک به موسیقی است، بر همین اساس نگاهِ « شنونده ی آسمانیِ» آدرنو نیز از نوع همان ایدئولوژی است. آدرنو سعی دارد که به شنونده بفهماند: تو باید تمام وصلِ آکوردهای موسیقی ای را که می شنوی بدانی! و علاوه بر آن باید آن را نقد کنی! و افزون بر آن باید دست های پشتِ پرده را در تولید موسیقی ای که میشنوی شناسایی کنی.
نگاهی به اپرای مولوی (XXI)

نگاهی به اپرای مولوی (XXI)

در پاسخ مولوی پیرمرد می خواند: «گر خطا گفتیم اصلاحش تو کن. مصلحی تو ای تو سلطان سخن» در این بخش گردش ملودی شبیه به بخش اولی است که همین خواننده خوانده است و به همین دلیل آهنگساز از همان آکومپانیمان ارکستری برای این بخش هم استفاده می کند.
واریاسون روی ii-V-I، قسمت اول

واریاسون روی ii-V-I، قسمت اول

بسیاری از قطعات موسیقی Jazz از توالی آکورد ii-V-I یا واریاسیونهای مختلفی که روی آن انجام می شود بدست می آید. می خواهیم راجع به چند توالی آکورد دیگر که می تواند از این توالی ساده ساخته شود صحبت کنیم.
در جستجوی موسیقی سنتی (IV)

در جستجوی موسیقی سنتی (IV)

«سنتی» در زمان حال و در مقوله های فرهنگی ـ هنری، پدیده ای است “شبه شرقی یا شبه ایرانی“ که نشانی و شباهتی ظاهری با یک فرم قدیمی ـ تاریخی دارد. (در موسیقی نوع سازها و لباس های به ظاهر وطنی و تزئینات صحنه با قالی و کلیم و مخده و در معماری استفاده از قوس و قوس شکسته و کاشیکاری)، پدیده ای است که یک توریست غربی غریب و ناوارد آن را به عنوان یک پدیده شرقی یا ایرانی شناسایی می کند. پدیده ای است که با انتظارات و تصورات غربی ها از فرهنگ و هنر شرقی مطابقت دارد. (توریست غربی از چایخانه و سفره خانه سنتی عکسبردای می کند و در وطنش برای دوستانش کنفرانس می دهد که بعله! ایرانی ها از قدیم الایام عصر ها در این نوع چایخانه ها جمع شده و در ضمن صرف چای و قلیان گفتگو می کنند) که مطلقاً صحت ندارد.
ایدئولوژی موسیقی پست مدرن و سیاست‌های چپ (IV)

ایدئولوژی موسیقی پست مدرن و سیاست‌های چپ (IV)

آنگاه ادامه می‌دهد که اثر زیباشناسانه –حتا آن گونه اثر غیر معنایی که به وسیله سازماندهی صدا (در موسیقی) یا رنگ و خط (در نقاشی یا مجسمه سازی) پدبد می‌‌آید– همیشه اشاره به نوعی از پندار اجتماعی، راهی از بودن با، و/یا برای دیگران، دارد. ممکن است در این زمینه اظهار نظرهای «جِیمسون» (Jameson) را در انتهای ” ناآگاهی سیاسی” در بخشی با عنوان “دیالکتیک آرمانشهر و ایدئولوژی”، به مفهوم آنکه ” تمام آگاهی طبقاتی –در مفاد نص تمام ایدئولوژیها چنان است– بیش از فرم‌های انحصاری آگاهی طبقات حاکم، متقابلا فرمهای طبقات ستمکشیده در طبیعت بسیار آرمانیشان هستند ” بیاد آوریم، هر چند آنها ادبیات محور هستند.