“رازهای” استرادیواری (VI)

مقدمه ای بر ویرایش انگلیسی
این کتاب که توسط Sacconi نگاشته شده است به جنبه های تکنیکی ویولون سازی Stradivari می پردازد و به همین دلیل است که این کتاب برای ویولون سازان، مؤلفان و فروشندگان کتب تخصصی بسیار حایز اهمیت می باشد . کتابهای زیادی در رابطه با “مدرسه ساخت آلات موسیقی در کرمونا” انتشار یافته اند که جزئیات جالبی مربوط به سرگذشت و تاریخچه زندگی سازندگان کرمونایی در اختیار ما قرار می دهند، اما در باب جنبه های تکنیکی این هنر نسخه های معدودی به چاپ رسیده است.

ویولون در کرمونا در طی مسیر پیشرفتش به دوران طلایی خود رسید. در این دوره ویولونهایی ساخته شدند که در حال حاضر بخاطر زیبایی ژرف ذاتی و درونی،استفاده از سبک و روشهای امکان پذیر و همچنین قابلیت تأمین خواست موسیقیدان با توجه به صرف انرژی کم در هنگام نوازندگی، مشهور و بیاد ماندنی می باشند. در قرنهای ۱۷ و ۱۸ تکامل ویلن توسط سازندگان به حدی رسید که پس از گذشت سالها از آن زمان، تنها دو تغییر بنیادی در ترکیب سازها رخ داد. اگرچه استرادیواری مهارت خود را مدیون اصول زیربنایی پایه گذاری شده توسط سازندگان قبل از خود می داند اما نام وی با سطح پیشرفت ویلن در یک راستا قرار گرفته است.

برای آقای Sacconi این امکان وجود داشته که بتواند در درون همان عرف و سنت متداول فعالیت کند و شاید موفقیت ها و یافته ای وی حتی بر موفقیتهای Stradivari برتری یابند.

Sacconi در طول حیات خود، مسائل و نکات این کتاب را از سازهای موسیقی موجود و نیز موارد بایگانی شده، اقتباس و استنتاج کرده است. این مباحث دارای یک نیروی قوی هستند که می توانند حق مطلب را ادا کنند و بدست آوردن این جایگاه موفقیت کوچکی نیست و پیچیدگی محتوای هر فصل، گواهی بر این مدعا هستند. ما مرهون و سپاسگزار تمام افرادی هستیم که در گردآوری و تألیف این منبع سهیم بوده اند، به ویژه از آقای Sacconi کمال تشکر را داریم چرا که اشتیاق ایشان سایر مجموعه را نیز تشویق و حمایت می کرد.

آخرین فردی که با سازندگان کرمونیایی ارتباط فیزیکی داشت G.B.Guadagnini بود. کنت Cozio di Salabue از طریق همین شخص توانست اطلاعات ارزشمندی درباره آثار و زندگی سازندگان کرمونا بسدت آورد. در خلال آشفتگی های جنگهای ناپلئون، کلکسیون کنت در اختیار دوست بانکدارش Carlo Carli قرار گرفت. پس از آن، علاقه کنت به این موضوع کاسته شد و در زمان مرگ وی نیز سازهای باقیمانده و لوازم اصلی مورد استفاده در کارگاه Stradivari بدست Marquis Rolando dalla Valle افتاد. در سال ۱۸۸۳ بهنگام مرگ وی این سازها به Alessandro Marquis واگذار شد. برای نخستین بار، آثار Stradivari در سال ۱۸۸۱ در هنرستان موسیقی میلان به نمایش گذارده شد. ( این قطعات شامل اقلام ۳۲-۲۸، ۱۶۶،۱۰۸ بودند که هم اینک توسط Fiorini به موزه شهری کرمونا اهدا شده اند)

کنتCozio تا چه حد می توانسته در مورد تکنیک های لوتیرهای کرمونائی اطلاعات در اختیار ما بگذارد البته این اطلاعات امروزه تنها در حد حدس و گمان هستند. صرف نظر از توضیحات کمی که Cozio ارایه داده، ما از سایر جزئیاتی که در اثر Sacconi نیز سخنی از آنها به میان نیامده، آگاهی نداریم.

اکنون که ترجمه انگلیسی کتاب به پایان رسیده، تنها یک آرزو دارم و آن اینکه آقای Sacconi برای بسط و توضیح آنچه که در کتاب آورده زمان بیشتری قبل از مرگ در دوران زندگی خود داشته باشد. من با توجه به تحقیقات شخصی ام در آرشیو Cremona و بواسطه تجربه ای که در زمینه حفظ و نگهداری سازهای موسیقی دارم، به این نکته آگاهم که آقای Sacconi بیش از آنچه که در این کتاب آورده به اطلاعات دسترسی داشته و نسبت به آنها آگاهی دارد.

چنانکه Puerari Sig.نیز در مقدمه خود اشاره کرده، این کتاب را نباید بعنوان اظهارات نهایی مربوط به تکنیک های Stradivari در نظر گرفت، چرا که این موضوع همیشه جایی برای بحث و مناظره دارد.

2 دیدگاه

  • رضا
    ارسال شده در اسفند ۲۱, ۱۳۸۸ در ۷:۲۱ ب.ظ

    با تشکر، منظور از این جمله چیست؟این قطعات شامل اقلام ۳۲-۲۸، ۱۶۶،۱۰۸ بودند که هم اینک توسط Fiorini به موزه شهری کرمونا اهدا شده اند

  • ناشناس
    ارسال شده در اسفند ۲۳, ۱۳۸۸ در ۲:۵۹ ق.ظ

    با سلام
    این شمارگان مربوط به لیست اشیائ به جا مانده از آنتونیو استرادیواری می باشد که توسط شخص نامبرده به موزه شهر کرمونا اهدا گردید.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «ایران زمین»

سوال این است که آیا می‌توان خلاقیت را آموزش داد؟ و جواب این که حتا اگر هم نتوان، حداقل می‌شود با برانگیختن و آزاد گذاشتن، آدم‌های صاحب خلاقیت را تشویق به استفاده از آن کرد و پروراند. آنچه هشت آهنگساز نوجوان آلبوم ایران‌زمین و مدیر هوشیار «پروژه‌ی آهنگسازان جوان»، امیرمهیار تفرشی پور، به اعتبار موسیقی‌شان به صحنه‌ی امروزین موسیقی ما می‌آورند دقیقا پاسخی است که دیدیم.

آلبوم «در محاصره» با آهنگسازی منتشر شد

یکی از کنسرت‌های ارکستر «خنیاگران مهر» به سرپرستی و آهنگسازی بهزاد عبدی در قالب آلبوم صوتی تصویری «در محاصره» به خوانندگی محمد معتمدی، توسط نشر «پردیس موسیقی معاصر» منتشر شد. آلبوم «در محاصره» مشتمل بر یکی از کنسرت‌های ارکستر «خنیاگران مهر» به سرپرستی بهزاد عبدی که مرداد ماه سال ۱۳۹۵ به خوانندگی محمد معتمدی در تالار وحدت تهران روی صحنه رفت، در قالب یک اثر صوتی تصویری توسط نشر «پردیس موسیقی معاصر» وارد بازار موسیقی شد. این مجموعه همزمان با کنسرت‌های اروپایی ارکستر «خنیاگران مهر» در کشورهای فرانسه، سوئیس، کانادا و آمریکا نیز به صورت فیزیکی و دیجیتال در دسترس مخاطبان قرار گرفته است.

از روزهای گذشته…

ارکستر سمفونیک لندن (I)

ارکستر سمفونیک لندن (I)

ارکستر سمفونیک لندن (London Symphony Orchestra)، مهمترین ارکستر انگلستان و همچنین یکی از مشهورترین ارکسترهای دنیا می باشد. از سال ۱۹۸۲ این ارکستر در مرکز هنری باربیکن (Barbican) لندن قرار گرفت و امروز بسیاری از مشهورترین آثار موسیقی کلاسیک ضبط شده، با این ارکستر ضبط شده است.
سایه روشن تاریخ موسیقی ما (III)

سایه روشن تاریخ موسیقی ما (III)

بسی روشن است که اگر وقایع‌نگار باشیم برای تشخیص این‌که کدام موسیقی یک رویداد تاریخی است و کدام تغییر در موسیقی‌ها شایسته‌ی ثبت است، باید توانایی جداسازی و درک موسیقایی کافی داشته باشیم و همچنین اگر در مورد دوره‌ی گذشته کار می‌کنیم این توانایی تحلیلی را برای یافتن علیت‌ها و شرح ارتباطات لازم خواهیم داشت.
آتشی در سینه دارم جاودانی (I)

آتشی در سینه دارم جاودانی (I)

سریال “رسم عاشقی” که از سریالهای مخصوص ماه رمضان بود، بخاطر تصنیف اول سریال که خوانندگی آن را همایون شجریان به عهده داشت؛ اهل موسیقی را به شدت شگفت زده کرد!
به مناسبت ۴۸ سالگی مهران مهرنیا

به مناسبت ۴۸ سالگی مهران مهرنیا

بیست و دوم تیرماه سالروز تولد مهران مهرنیا آهنگساز و نوازنده و مدرس تار و سه تار است. به این مناسبت دوست و همکار قدیمی او، شهرام صارمی نوازنده کمانچه و نویسنده موسیقی درباره این هنرمند نوشته ای را تهیه کرده است که می خوانید:
یادداشتی بر موسیقی فیلم آرایش غلیظ (II)

یادداشتی بر موسیقی فیلم آرایش غلیظ (II)

تلقی دنیا به عنوان دهکده ی جهانی مرزهای سرزمینهای مختلف را از بین برده تا رویدادهای تاریخی، فرهنگی، هنری و حتی سیاسی یک جامعه در کمتر از چشم به هم زدنی به سایر مناطق جغرافیایی انتقال پیدا کند چنان که در گذشته این نقل و انتقال به این سرعت امکان پذیر نبود. وقتی پای را از سنت فراتر می گذاریم به نوآوری می رسیم که همان بدعت است و موافقان و مخالفان خود را دارد. به نظر من که بدون شک نظر جامعی هم نیست به طور کل بدعت در سنت در دو زمان اتفاق می افتد: ۱- وقتی که سنت یک جامعه بر اثر گذشت زمان دچار رکود می شود و ظرفیت های بالقوه ی سنت شکوفا نمی شود و جامعه عامل اصلی ارضا نشدن ذائقه اش را سنت می داند ۲- وقتی تمام ظرفیت های بالقوه ی سنت شکوفا و شناخته شده و رویدادی به نام بدعت اتفاق می افتد که در آگاهی کامل است.
بتهوون و Missa Solemnis- قسمت سوم

بتهوون و Missa Solemnis- قسمت سوم

میسا سولمنیس، سازهای متعدد و ترکیب آوایی بسیار مفصلی دارد. این تنظیم با شکوه و پر عظمت بتهوون، به گروه نوازندگان و خوانندگان بسیار بزرگی نیاز داشت که همین امر موجب بروز مشکلی دیگر برای اجرای این قطعه در کلیسا فراهم میکرد. این قطعه خود به پنج قسمت کایری Kyrie (مناجات)، گلوریا Gloria (تسبیح)، کردو Credo (ایمان)، سنکتوس Sanctus (تقدس) و اگنوس دی Agnus Dei (بره خداوند) تقسیم شده است.
نمودی از جهان متن اثر (III)

نمودی از جهان متن اثر (III)

حال بیایید بدون هر گونه «پیش‌زمینه‌ی ذهنی» آنچه را که در (شکل ۱) می‌بینیم با توجه به تعریف‌های [۱] و [۲] «آنالیز» کنیم. نتیجه مشخص است؛ اگر حقیقتاً بدون پیش‌زمینه‌ی ذهنی یا هر چیز دیگر شبیه آن وارد این گود شده باشید تا این لحظه دو قسمت عمده از تعاریفی که گفته شد گرفتارتان کرده است: «هدف اصلی مطالعه با تمرکز بر بررسی ساختار داخلی اثر [است.]» و «معین کردن عناصر ساختاری» و این یعنی نتوانسته‌ایم حتی مرحله‌ی اول را از سر بگذرانیم؛ مواد لازم برای شروع آزمایش فراهم نشده است. در این مرحله شاید کسی بگوید علت این ناکامی آن است که معنای اصطلاحاتی مانند «ساختار داخلی» و «عناصر ساختاری» را نمی‌دانیم.
وزن عروضی و وزن هجایی در موسیقی (V)

وزن عروضی و وزن هجایی در موسیقی (V)

در این بخش ، سعی شده است مدل وزن خوانی یادیاری دیگری ارائه گردد. این مدل دارای خصوصیاتی متفاوت است ، گرچه شباهت هایی با سیستم ارشد طهماسبی نشان می دهد :
موسیقی نزد ایرانیان در ۱۸۸۵ میلادی (IX)

موسیقی نزد ایرانیان در ۱۸۸۵ میلادی (IX)

ساختمان این ساز که همانند تار است، یک پارچه از چوب است، دارای چهار رشته سیم از جنس «زه» و دو رشته سیم از جنس مس زرد است که این دو رشته اخیر به یکی از دو سوی دسته ساز نصب شده است؛ این ساز را با یک قطعه مس کوچک که به آن «مضراب» می گویند، می نوازند؛ در ایران دیگر متداول نیست، ولی در سمرقند و بخارا نواختن آن معمول است.
چند تصویر از حضور نوازندگان در شهر تهران: ایستگاه‌های مترو (III)

چند تصویر از حضور نوازندگان در شهر تهران: ایستگاه‌های مترو (III)

ایستگاه قیطریه: ماجرای نوازندگان ایستگاه قیطریه هم در نوع خود جالب است. خودبسندگی و سیستم کمابیش پیچیدهٔ نوازندگان این نقطهٔ شهر تهران تا آن‌جا پیش رفته بود که نوازنده‌ها، که به‌ندرت یک‌نفر بودند، گاه در نوبت می‌ماندند و بین خودشان وقت تعیین می‌کردند. این‌جا برخلاف متروی انقلاب نوازنده‌ها تنها قطعات بسیار شناخته‌شده را اجرا نمی‌کردند و به‌هیچ‌وجه به سبک‌هایی خاص محدود نبودند. از سه سال پیش که رفت‌و‌آمدم به این ایستگاه شروع شد، چندوچون این اجراها تفاوت‌های زیادی کرده است. اوّلین آن‌ها معمولاً دو نوازندهٔ گیتار بودند که بیرون فضای ایستگاه می‌ایستادند.